بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

لشکر توریست‌های ایران در بازی‌های آسیایی؛ آمدند، باختند و رفتند!

منبع : خبرانلاین
تعداد نظرات کاربران : 0 نظر
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ | ۷:۴۹

بررسی رشته های ناکام در ناگویا تصویر روشنتری از واقعیت را پیش روی ما قرار دهد.

خبرآنلاین: کاروان ورزشی ایران در ناگویا در مجموع با ۱۹ مدال طلا، ۱۸ نقره و ۱۵ برنز، یعنی ۵۲ مدال، به کار خود پایان داد و در جدول نهایی در جایگاه ششم قرار گرفت. این آمار کلی، البته به‌تنهایی نه عملکرد تمام رشته‌ها را موفق جلوه می‌دهد و نه شکست همه آن‌ها را اثبات می‌کند. برای ارزیابی واقعی باید به تفکیک رشته، تعداد نفرات اعزامی، هزینه‌ها، رتبه‌های نهایی و اهداف اعلام‌شده پیش از مسابقات نگاه کرد.

در کلیت کاروان ایران با توجه به شرایط موجود در بازیهای آسیایی موفق بود اما این موفقیت مثل همیشه تنها به چند رشته خاص و تکراری مثل کشتی، وزنه برداری، تکواندو، ووشو، کاراته و… محدود شد و بقیه رشته ها جز ناکامی دستاوردی نداشتند. اغراق نیست اگر ادعا کنیم بیشتر کاروان ایران در ناگویا ناکام بودند و انتظارات را برآورده نکردند.

ناگویا بیش از آنکه غافلگیری باشد، آینه‌ای مقابل فدراسیون‌هایی بود که فاصله میان ادعا و واقعیت عملکردشان بار دیگر آشکار شد.

بازی‌های آسیایی ناگویا برای ورزش ایران فقط میدان رقابت با حریفان قاره‌ای نبود، آزمونی بود برای سنجش کیفیت مدیریت فدراسیون‌ها، منطق انتخاب رشته‌های اعزامی، نحوه هزینه‌کرد منابع عمومی و فاصله میان وعده‌های پیش از مسابقات با واقعیت میدان. حالا که رقابت‌ها به پایان رسیده، پرسش اصلی این است: کدام رشته‌ها واقعاً شایسته حضور در این کاروان بودند و کدام فدراسیون‌ها صرفاً با تبلیغات، وعده‌های رنگارنگ و اصرارهای مدیریتی راه سفر به ناگویا را باز کردند؟

از تیراندازی و تیراندازی با کمان گرفته تا قایقرانی، جودو، ورزش‌های آبی، فوتبال، والیبال ساحلی و ده‌ها رشته دیگر، آنچه باید بررسی شود فقط تعداد مدال‌ها نیست، بلکه نسبت هزینه و نتیجه، کیفیت آماده‌سازی، واقع‌بینی مدیران و پاسخ‌گویی پس از ناکامی است. مدال نیاوردن به‌تنهایی همیشه به معنای شکست نیست، اما وقتی رشته‌ای بدون پشتوانه نتیجه‌گیری، با تدارکات ضعیف و وعده‌های بزرگ راهی مسابقات می‌شود، دیگر نمی‌توان همه‌چیز را به بدشانسی یا قدرت رقبا نسبت داد.

اما مجموعه انتقادهایی که درباره رشته‌های مورد بحث مطرح شده، یک پرسش مشترک را پیش می‌کشد: چه کسی باید پاسخ‌گوی فاصله میان وعده‌های پیش از اعزام و نتایج واقعی باشد؟

فدراسیونی که از چندین مدال سخن می‌گوید و فقط یک برنز می‌گیرد، فدراسیونی که برای اعزام رشته‌ای اصرار می‌کند اما خروجی قابل‌دفاعی ندارد، مدیری که از دستاورد تاریخی حرف می‌زند اما ورزشکارش در انتهای جدول قرار می‌گیرد، یا ساختاری که تیمی را بدون آماده‌سازی کافی به مسابقات می‌فرستد، نمی‌تواند پس از پایان رقابت‌ها صرفاً به آینده حواله بدهد.

راه اصلاح، حذف شتاب‌زده رشته‌ها یا محروم‌کردن ورزشکاران از تجربه بین‌المللی نیست. راه اصلاح، شفافیت در معیارهای انتخاب، انتشار نتایج کامل، ارزیابی مستقل هزینه و فایده اعزام‌ها و پاسخ‌گویی مدیران درباره وعده‌های مشخصی است که پیش از مسابقات داده‌اند.

ناگویا باید نقطه شروع این حساب‌کشی باشد، نه مقدمه‌ای برای فراموش‌شدن ناکامی‌ها تا روزی که کاروان بعدی دوباره با همان وعده‌ها راهی میدان شود. کاروان ورزشی کشور به رشته‌هایی نیاز دارد که برای حضور در مسابقات قاره‌ای برنامه و چشم‌انداز داشته باشند، نه اینکه صرفاً نامی در فهرست اعزامی‌ها باشند و پس از پایان رقابت‌ها، دوباره همه‌چیز به وعده دوره بعد موکول شود.

بررسی رشته های ناکام در ناگویا تصویر روشنتری از واقعیت را پیش روی ما قرار دهد.

قایقرانی؛ غرق‌شدن در سراب مدال‌های رنگارنگ

قایقرانی پیش از آغاز بازی‌های آسیایی ناگویا یکی از رشته‌هایی بود که با وعده‌های بزرگ به استقبال مسابقات رفت. صحبت از چندین مدال رنگارنگ و حتی طلا بود، اما حاصل این همه تبلیغ و وعده، فقط یک مدال برنز بود. فاصله میان انتظاراتی که مدیران فدراسیون ساخته بودند و نتیجه‌ای که ورزشکاران در میدان گرفتند، آن‌قدر زیاد بود که رئیس فدراسیون نیز ناچار به عذرخواهی شد.

این همان نقطه‌ای است که باید پرسید برآوردهای فنی فدراسیون بر چه اساسی انجام شده بود؟ آیا نتایج رقبا بررسی شده بود؟ آیا وعده‌های مدال‌آوری بر پایه رکوردها و عملکرد واقعی ورزشکاران بود یا قرار بود پیش از اعزام، فضای رسانه‌ای با خوش‌بینی‌های مدیریتی پر شود؟

یک برنز به‌خودی‌خود نتیجه بی‌ارزشی نیست، مسئله اینجاست که وقتی یک فدراسیون از چندین مدال و طلا سخن می‌گوید، باید در برابر فاصله فاحش میان وعده و واقعیت پاسخ‌گو باشد. قایقرانی در ناگویا بیش از آنکه در آب رقابت با حریفان شکست بخورد، در سرابی غرق شد که مدیرانش پیشاپیش ساخته بودند.

جودو؛ به نام خدا و تمام!

ماجرای جودو، پیش از آنکه به نخستین مبارزه برسد، با یک پرسش مدیریتی آغاز شد. در شرایطی که طبق اطلاعات مطرح‌شده، سهمیه اولیه این رشته از سوی کمیته ملی المپیک فقط یک نفر بود، با فشار وزیر ورزش و رایزنی‌های رئیس فدراسیون، تعداد نفرات اعزامی به ۶ نفر افزایش یافت. حالا پس از پایان مسابقات، سؤال روشن است: این افزایش سهمیه بر مبنای کدام شاخص فنی انجام شد و چه دستاوردی برای ورزش ایران داشت؟

عملکرد جودوکاران، مطابق ارزیابی انتقادی مطرح‌شده از نتایج ناگویا، تناسبی با این اصرار مدیریتی نداشت. بعضی مبارزات آن‌قدر زود به پایان می‌رسید که هیچ فرصتی حتی برای اعلام اسامی دو ورزشکار حاضر در مسابقه باقی نمی‌ماند و گزارشگر مسابقه تنها فرصت یافت که ابتدا سلام و در ادامه خداحافظی کند!

البته سرعت شکست در یک مبارزه به‌تنهایی معیار سنجش کیفیت یک ورزشکار نیست اما وقتی حاصل اعزام یک تیم شش‌نفره، بدون دستاورد قابل‌توجه باقی می‌ماند، دیگر نمی‌توان از کنار تصمیم افزایش سهمیه به‌سادگی عبور کرد. چه کسی مسئول این تصمیم بود؟ چه معیاری برای انتخاب نفرات وجود داشت؟ و مهم‌تر از همه، آیا کسی حاضر است درباره هزینه این اعزام و نتیجه آن توضیح بدهد؟

تیرو کمان؛ سقوط تکراری

تیر و کمان ایران مدت‌هاست نشانه‌های یک روند نزولی را بروز می‌دهد و از تورنمنتی به تورنمنت دیگر ناکام است. رشته‌ای که زمانی انتظار می‌رفت در رقابت‌های قاره‌ای حرفی برای گفتن داشته باشد، حالا با پرسش‌های جدی درباره کیفیت آماده‌سازی و مسیر توسعه خود مواجه شده.

ناگویا قرار بود فرصتی برای بازگشت باشد، اما بر اساس ارزیابی مطرح‌شده از کارنامه این رشته، دستاورد قابل‌توجهی حاصل نشد. وقتی یک رشته در چندین دوره با مشکل نتیجه‌گیری روبه‌روست، دیگر نمی‌توان هر بار شکست را به شرایط مسابقه، قرعه یا آمادگی روز ورزشکار نسبت داد.

مسئله اصلی این است که فدراسیون چه برنامه‌ای برای متوقف کردن این روند دارد؟ آیا اردوهای داخلی، مسابقات تدارکاتی، استخدام مربیان خارجی و اعزام‌های بین‌المللی به بهبود رکوردها منجر شده‌اند؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نیست، ادامه اعزام‌های پرهزینه بدون ارزیابی عملکرد، چیزی جز تکرار یک چرخه فرسایشی نخواهد بود. چرخه ای که فقط با ناکامی ادامه خواهد یافت.

تیراندازی؛ تکرار ناکامی، بدون نشانه‌ای از تغییر

تیراندازی ایران در ناگویا نیز نتوانست انتظارات را برآورده کند. این ناکامی از آن جهت اهمیت دارد که تیراندازی از رشته‌هایی است که به تجهیزات، برنامه‌ریزی دقیق، ثبات روانی و حضور مستمر در رقابت‌های سطح بالا وابسته است؛ یعنی عواملی که نمی‌توان فقدان آن‌ها را صرفاً با چند هفته اردو در آستانه مسابقات جبران کرد.

در یکی از نتایج ثبت‌شده، تیم میکس تفنگ بادی ۱۰ متر ایران با ترکیب امیرمحمد نکونام و شرمینه چهل‌امیرانی امتیاز ۶۲۹ به دست آورد و در جایگاه هفتم قرار گرفت، اما پس از بررسی تجهیزات، به دلیل ایراد مربوط به سختی لباس ورزشکار ایرانی، از رتبه خود محروم شد. این اتفاق علاوه بر نتیجه فنی، ضرورت رعایت دقیق مقررات و کنترل تجهیزات پیش از مسابقه را نیز برجسته کرد.

با این حال، نباید یک مورد دیسکالیفه شدن را به‌تنهایی معادل تمام کارنامه تیراندازی دانست. مسئله بزرگ‌تر، تداوم فاصله با مدعیان اصلی قاره و ضرورت پاسخ‌گویی فدراسیون درباره خروجی برنامه‌های آماده‌سازی است.

پرسش از مدیران تیراندازی ساده است: وقتی در دوره‌های اخیر نشانه‌ای از بازگشت پایدار به جمع مدعیان دیده نمی‌شود، برنامه اصلاحی کجاست؟ چه کسی مسئول ارزیابی نتایج است و چرا باید انتظار داشته باشیم با همان شیوه‌های قبلی، در مسابقات بعدی نتیجه‌ای متفاوت رقم بخورد؟

شنا؛ رکورد ملی، سقف آرزوها شده است

در شنا، شکستن رکورد ملی و رسیدن به فینال را باید به‌عنوان پیشرفت فردی ورزشکار به رسمیت شناخت و آن را در قالب یک دستاورد جا زد اما پرسش اینجاست که چرا این دستاوردها همچنان از مدال فاصله زیادی دارند؟ وقتی هدف حضور در بازی‌های آسیایی است، صرف ثبت رکورد بهتر یا صعود به فینال نمی‌تواند پاسخ نهایی درباره عملکرد یک فدراسیون باشد.

اگر شناگران ایران بارها رکوردهای ملی را جابه‌جا می‌کنند، اما فاصله آن‌ها با سکو همچنان زیاد است، باید درباره کیفیت تمرینات، حضور در مسابقات بین‌المللی، مربیان تخصصی و برنامه بلندمدت توسعه شنا بازنگری شود. ثبت رکورد، شاخصی مثبت است ولی زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که مسیر رسیدن به رقابت برای مدال را هموار کند.

به همین دلیل، می‌توان از عملکرد شنا در ناگویا به‌عنوان «ناکامی خفیف» یاد کرد. نه به این معنا که تلاش ورزشکاران بی‌ارزش بوده، بلکه از این جهت که خروجی کاروان در سطح قاره‌ای هنوز با هدف مدال‌آوری فاصله دارد.

شیرجه؛ تبلیغات فراوان، خروجی ناچیز

شیرجه نیز با وجود تبلیغات و انتظاراتی که پیش از مسابقات درباره ورزشکارانش مطرح می‌شد، نتوانست دستاورد قابل‌توجهی به کارنامه ایران اضافه کند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که تبلیغات پیرامون یک رشته، از شواهد فنی و نتایج قابل‌اندازه‌گیری جلو می‌زند. در ورزش حرفه‌ای، نام ورزشکار، وعده مربی یا امیدواری مدیران هیچ‌کدام جایگاه نهایی در جدول مسابقات را تغییر نمی‌دهد.

فدراسیون ورزشهای آبی باید روشن کند که ورزشکاران شیرجه در چه سطحی از رقابت‌های آسیایی قرار دارند، فاصله‌شان با مدعیان چقدر است و برای جبران این فاصله چه برنامه‌ای وجود دارد. اگر پیش از اعزام، ارزیابی واقع‌بینانه‌ای انجام نشده باشد، مشکل فقط به نتیجه ناگویا محدود نمی‌شود، ایراد از نظام تصمیم‌گیری و انتظارسازی است.

واترپلو؛ دبل شکست مدال را شست

در میان رشته‌های آبی، واترپلو یکی از نمونه‌های برجسته فاصله میان وعده و نتیجه بود. رئیس فدراسیون که خود سابقه حضور در تیم ملی و کاپیتانی این رشته را دارد، بارها از امید به کسب مدال در ناگویا سخن گفته بود اما پایان مسابقات با حسرت سکوی آسیایی همراه شد.

شکست مقابل چین، چه در مرحله گروهی و چه در دیدار رده‌بندی، ضربه مهمی به ادعاهای پیش از مسابقات بود. باخت در مرحله گروهی ممکن است در مسیر یک تورنمنت اتفاق بیفتد؛ اما وقتی تیم در فرصت دوباره برای کسب مدال نیز برابر همان حریف شکست می‌خورد، دیگر نمی‌توان صرفاً از بدشانسی حرف زد.

اینجا مسئولیت مدیریتی پررنگ می‌شود. وقتی رئیس فدراسیون از تجربه مستقیم این رشته برخوردار است و از مدال‌آوری سخن می‌گوید، انتظار می‌رود برنامه آماده‌سازی، کیفیت بازی‌های تدارکاتی و ارزیابی توان رقبا نیز در همان سطح باشد.

واترپلو در ناگویا مدال نگرفت اما سؤال مهم‌تر این است که چرا وعده‌های بزرگ پیش از مسابقات با خروجی نهایی همخوانی نداشتند؟ پاسخ این سؤال باید در گزارش فنی فدراسیون باشد، نه در توجیهات پس از پایان رقابت‌ها.

فوتبال؛ تیمی که دیر آمد و زود رفت!

اگر قرار باشد یک ناکامی را پیش از شروع مسابقات قابل پیش‌بینی بدانیم، باید سراغ فوتبال برویم. رشته‌ای که ظاهراً تصمیم‌گیری درباره اعزامش تا فاصله کوتاهی مانده به آغاز بازی‌ها ادامه داشت. تیمی که نه فرصت آماده‌سازی مناسب داشت، نه بازی دوستانه کافی و نه توانست در شرایطی ایده‌آل به مسابقات برسد.

وقتی قریب به یک ماه مانده به آغاز بازی‌های آسیایی هنوز درباره اعزام تیم تصمیم‌گیری می‌شود، باشگاه‌ها همکاری لازم را نمی‌کنند، اردو در واپسین روزها شکل می‌گیرد و حتی یک مسابقه تدارکاتی مناسب در کار نیست، دیگر چه انتظاری از نتیجه می‌توان داشت؟ فوتبال در چنین شرایطی نه با یک پروژه آماده، بلکه با مجموعه‌ای از کمبودها راهی میدان می‌شود.

در این میان، تعبیر دبیرکل کمیته ملی المپیک از تیم فوتبال به‌عنوان یکی از ضعیف‌ترین تیم‌های ایران در کاروان، خود پرسش دیگری ایجاد می‌کند: اگر ارزیابی مدیران تا این اندازه منفی بود، چرا اساسا فوتبال اعزام شد تا به تعبیر مسئولین کمیته چنین آبروریزی را به بار بیاورد؟

مسئله فقط حذف یا شکست نیست، مسئله این است که تیمی در بازی‌های آسیایی اینگونه ناکام می شود و این دور تسلسل هر ۴ سال یک بار تکرار می شود و سپس نتیجه ضعیف آن، اتفاقی غیرمنتظره جلوه داده شود.

فوتبال ایران نباید به کیسه بوکس رقبا تبدیل شود تا بعد از هر تورنمنت، مدیران از ضرورت آسیب‌شناسی حرف بزنند. اگر قرار است تیم امید در چنین رویدادهایی شرکت کند، باید از ماه‌ها قبل برای آن برنامه داشت و اگر قرار نیست چنین برنامه‌ای وجود داشته باشد، باید درباره اصل تصمیم اعزام پاسخ‌گو بود. البته که متهم اصلی فدراسیون فوتبال است که کل مسئولیت تیم امید را یک جا بر عهده گرفته اما از تشکیل یک تیمی که حتی بتواند از گروه خود صعود کند را ندارد.

هندبال؛ رشته‌ای که با اصرار رفت و نتیجه نگرفت

ماجرای هندبال نیز بیش از آنکه فنی باشد، مدیریتی است. این رشته در فهرست اولیه اعزامی‌ها قرار نداشت، اما بنا بر اطلاعات مطرح‌شده، با اصرار و فشار وزیر ورزش به کاروان اضافه شد. حاصل حضور هندبال، مطابق انتظار منتقدان، رسیدن به جمع ۴ تیم پایانی نبود. با این حال، پرسش اصلی را نباید صرفاً در نتیجه جست‌وجو کرد، بلکه باید به تصمیمی برگشت که موجب اعزام تیم شد.

اگر هندبال در ارزیابی اولیه شایستگی حضور در کاروان را نداشت، چه اتفاقی افتاد که نظرها تغییر کرد؟ آیا ارزیابی فنی تازه‌ای انجام شد؟ آیا کادر فنی و بازیکنان از آمادگی لازم برخوردار بودند؟ یا تصمیم نهایی بیش از آنکه بر پایه شاخص‌های ورزشی باشد، تحت تأثیر اصرار مدیریتی قرار گرفت؟

وزیر ورزش باید توضیح دهد که چرا برای اعزام این رشته تا این اندازه پافشاری شد و چه هدفی از این تصمیم دنبال می‌شد. حضور در بازی‌های آسیایی باید نتیجه یک برنامه فنی باشد، نه محصول چانه‌زنی برای اضافه‌شدن نام یک رشته به فهرست اعزامی‌ها.

والیبال ساحلی؛ ناکامی‌ای که رئیس فدراسیون را هم به انتقاد واداشت

والیبال ساحلی از رشته‌هایی بود که نتیجه‌اش حتی با انتظارات مدیران فدراسیون نیز همخوانی نداشت. عملکرد تیم به اندازه‌ای دور از انتظار بود که رئیس فدراسیون والیبال پس از پایان مسابقات، به‌صراحت از این رشته انتقاد کرد و از تغییرات گسترده در آن سخن گفت.

وقتی رئیس فدراسیون پس از مسابقات از ضرورت تغییرات اساسی حرف می‌زند، معنایش این است که عملکرد فعلی با انتظارات مجموعه مدیریتی نیز فاصله داشته. اما سؤال مهم‌تر اینجاست که چرا این مشکلات پیش از اعزام شناسایی و برطرف نشدند؟

آیا انتخاب نفرات بر پایه نتایج و آمادگی فنی بود؟ آیا مسابقات تدارکاتی کافی برگزار شد؟ آیا کادر فنی در طول فصل فرصت لازم را برای آماده‌سازی داشت؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن است، باید نتایج و برنامه اصلاحی منتشر شود و اگر روشن نیست، تغییرات مدیریتی به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده موفقیت آینده باشد.

والیبال ساحلی در ناگویا فقط نتیجه نگرفت؛ بلکه ضرورت بازنگری در شیوه اداره این رشته را نیز به صدر بحث‌ها آورد.

سوارکاری؛ ناکامی پیش از رسیدن به خط شروع

سوارکاری ایران در ناگویا حتی پیش از آغاز رقابت‌ها با حاشیه و مشکل روبه‌رو شد. علی عزیزنیا یکی از سوارکاران که از او به عنوان شانس مدال نام برده می شد، به دلیل مسئله انگلی خون اسبش، از سفر به ناگویا و حضور در بازیها بازماند، اتفاقی که هزینه‌های سنگین آماده‌سازی و اعزام را نیز زیر سؤال برد.

در ادامه، فائزه غروی، دیگر نماینده ایران، به دلیل کپ‌کردن اسبش در فینال دیسکالیفه شد و فرصت رقابت را از دست داد. به این ترتیب، سوارکاری نتوانست انتظارات را برآورده کند و حضورش با ناکامی همراه شد.

در رشته‌ای که نتیجه ورزشکار به سلامت، آمادگی و وضعیت اسب وابستگی مستقیم دارد، کنترل‌های دامپزشکی، مدیریت سفر و برنامه‌ریزی پیش از مسابقات اهمیت حیاتی دارند. بنابراین، پرسش اصلی فقط درباره اتفاقات داخل میدان نیست، بلکه باید بررسی شود که آیا همه کنترل‌های لازم پیش از سفر انجام شده بود و آیا امکان پیشگیری از مشکلات وجود داشت؟

وقتی هزینه‌های بالای اعزام با چنین خروجی‌ای همراه می‌شود، فدراسیون موظف است درباره جزئیات آماده‌سازی و دلایل بروز این مشکلات گزارش بدهد.

گلف؛ سفر پرهزینه با رتبه‌هایی دور از ادعاهای تاریخی

گلف یکی از بحث‌برانگیزترین نمونه‌های کاروان ناگویا بود. رشته‌ای که حضورش با ادعاهایی درباره دستاورد تاریخی همراه شد، اما رتبه‌های ثبت‌شده ورزشکاران ایران، تصویر دیگری ارائه کرد.

بر اساس اعدادی که درباره عملکرد گلف ایران مطرح شده، نماینده زنان در میان ۴۴ شرکت‌کننده رتبه چهلم و نماینده مردان در میان ۶۷ شرکت‌کننده رتبه شصت‌وچهارم را به دست آوردند. اگر این رتبه‌ها با جدول نهایی رسمی تطبیق داده شوند، پرسش درباره دستاوردی که پیش از مسابقات وعده داده شده بود، جدی‌تر خواهد شد.

وقتی ورزشکاری در انتهای جدول قرار می‌گیرد، نمی‌توان صرف حضور در یک رویداد بزرگ را به‌عنوان موفقیتی تاریخی معرفی کرد. حضور بین‌المللی زمانی ارزشمند است که به پیشرفت فنی، تجربه رقابتی مؤثر یا نتیجه‌ای متناسب با اهداف اعلام‌شده منجر شود.

موضوع دیگر، انتقادها درباره نحوه ورود گلف به فهرست اعزامی است. با توجه به اینکه رئیس فدراسیون گلف عضو هیئت اجرایی نیز هست، ادعاهایی درباره اعمال نفوذ برای اعزام این رشته مطرح شده. این ادعاها نیازمند مستندات مستقل‌اند اما اصل موضوع روشن است: تصمیم‌گیران باید شفاف کنند که معیار انتخاب گلف چه بود و ارزیابی فنی آن چگونه انجام شد.

اگر نتیجه نهایی همان رتبه‌های چهل و شصت‌وچهارم باشد، توصیف آن به‌عنوان دستاورد تاریخی دشوار خواهد بود. در چنین شرایطی، تعبیر سفر توریستی شاید زبان تند منتقدان باشد، اما پاسخ واقعی باید در گزارش هزینه‌ها، معیارهای اعزام و دستاوردهای قابل‌اندازه‌گیری ارائه شود.

بدمینتون؛ ناکامی بدون توقف!

بدمینتون ایران مدت‌هاست با مسئله‌ای جدی روبه‌روست: فاصله از سطح رقابت‌های مهم آسیایی و ناکامی ممتد و مسلسل وار. انتقاد اصلی این است که ورزشکاران این رشته حتی در برخی تورنمنت‌های کوچک و کم‌سطح، از جمله مسابقاتی مانند فجرکاپ، نیز نتایج قابل‌توجهی کسب نمی‌کنند و گاهی خیلی زود از دور رقابت‌ها کنار می‌روند.

اگر ورزشکاری در مسابقات بین‌المللی سطح پایین‌تر نمی‌تواند به مراحل پایانی برسد، فدراسیون باید توضیح دهد که اعزام او به بازی‌های آسیایی با چه هدفی انجام می‌شود. آیا رکوردها و نتایج قبلی نشان‌دهنده پیشرفت بوده‌اند؟ آیا فاصله با رقبای آسیایی اندازه‌گیری شده؟ آیا برنامه‌ای برای افزایش سطح رقابت‌پذیری وجود دارد؟

تجربه‌اندوزی هم باید هدفمند باشد. وقتی نتیجه اعزام‌های متعدد به بهبود محسوس عملکرد منجر نمی‌شود و در همان دور اول حذف می شویم، ادامه همان مسیر نیازمند بازنگری جدی است. فجرکاپ و تورنمنت‌های کوچک باید پله‌ای برای رسیدن به سطح بالاتر باشند، نه مسابقاتی که ورزشکاران ایران حتی در آن‌ها هم از عبور از دورهای نخست بازمی‌مانند. فدراسیون باید نشان دهد که اعزام‌ها چه خروجی مشخصی دارند و چرا روند نتیجه‌گیری تغییر نمی‌کند. دور باطل ناکامی در بدمینتون مدتهاست ادامه دارد و البته هیچ اتفاقی هم نمی افتد.

جوجیتسو؛ تکرار حذف‌های زودهنگام

جوجیتسو نیز نتوانست تصویری متفاوت از آنچه منتقدان این رشته انتظار داشتند، ارائه کند. در ارزیابی ها حضور جوجیتسو در ناگویا با استناد به نتایج پیشین عبث و بیهوده بود اما وعده به تغییر دادند اما این وعده از ابتدا هم قابل باور نبود. ورزشکاران ایران در همان دورهای نخست حذف شدند و تیم نتوانست دستاوردی متناسب با حضور در این سطح از مسابقات داشته باشد.

این رشته برای رقابت با مدعیان آسیایی به آمادگی بدنی، تجربه مسابقه و تسلط فنی در شرایط پرفشار نیاز دارد. اگر ورزشکاران در همان مبارزات نخست کنار می‌روند، باید بررسی شود که مشکل از انتخاب نفرات است، از کیفیت اردوها یا از فقدان رقابت‌های تدارکاتی مناسب.

حضور در کاروان نباید به هدف نهایی تبدیل شود. اعزام باید بخشی از یک برنامه پیشرفت باشد،  برنامه‌ای که شاخص‌های روشن داشته باشد و بتوان با نتایج واقعی آن را سنجید. در غیر این صورت، هر دوره بازی‌های آسیایی به تکرار یک سناریو تبدیل می‌شود: اعزام، حذف زودهنگام، توجیه نتیجه و وعده جبران در دوره بعد.

بوکس؛ یک مدال کافی نیست

بوکس ایران بعد از ۱۲ سال بالاخره طلسم بی مدالی را شکست و موفق به کسب یبک برنز شد. از ایسن منظر نمی توان به بوکس لقب ناکام اطلاق کرد. به ویژه اینکه در این دوره تیم زنان ایران نیز برای نخستین بار در این رویداد حاضر شد. با این وجود در ناگویا نیز نیازمند ارزیابی دقیق عملکرد نفر به نفر است. در این رشته، یک پیروزی در دور نخست یا یک مبارزه نزدیک لزوماً به معنای موفقیت کاروان نیست، همان‌طور که شکست یک بوکسور در برابر رقیبی قدرتمند را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه ناکامی کل فدراسیون دانست.

آنچه باید بررسی شود کیفیت مبارزه‌ها، نتایج برابر مدعیان اصلی و فاصله فنی با کشورهای برتر است. صرف بهانه های تکراری ناداوری نمی توان ناکامی ها توجیه کرد و اگر بوکسورهای ایران در مراحل ابتدایی حذف شده‌اند، فدراسیون باید پاسخ دهد که برنامه آماده‌سازی و انتخاب نفرات بر چه اساسی انجام شده است.

در بوکس، نتیجه به جزئیات فنی وابستگی زیادی دارد اما همین مسئله ضرورت تحلیل دقیق‌تر را افزایش می‌دهد. انتشار گزارش فنی عملکرد هر وزن، بهترین راه برای مشخص‌کردن میزان موفقیت یا ناکامی این رشته است.

دوچرخه‌سواری؛ عبور از خط پایان دستاورد نیست

دوچرخه‌سواری ایران مدت‌هاست از روزهایی که می‌توانست در رقابت‌های مهم قاره‌ای مدعی باشد و مدال بگیرد، فاصله گرفته. در ناگویا نیز انتقاد اصلی این بود که رکابزنان ایران، جز پایان‌دادن به مسابقه، دستاوردی متناسب با انتظارات نداشتند.

البته در رشته‌های استقامتی، صرف پایان مسابقه می‌تواند در شرایط خاص اهمیت داشته باشد اما برای تیمی که سابقه و ادعای رقابت در سطح آسیا دارد، عبور از خط پایان معیار موفقیت نیست. دوچرخه سواری ایران مدتهاست از ستاره تهی شده و نتیجه نمی گیرد.

فدراسیون باید به چند سؤال روشن پاسخ دهد: رکابزنان ایران در مقایسه با مدعیان آسیایی چه فاصله‌ای دارند؟ آیا برنامه تمرینی بر اساس داده‌های علمی و مسابقات سطح بالا طراحی شده؟ و چرا حضور در رویدادهای بزرگ به ارتقای جایگاه دوچرخه‌سواری ایران منجر نمی‌شود؟

ناگویا بار دیگر نشان داد که فاصله دوچرخه‌سواری ایران با سکو، صرفاً با چند اردوی کوتاه یا اعزام مقطعی جبران نخواهد شد.

شمشیربازی؛ یک برنز و انبوهی از پرسش‌ها

شمشیربازی ایران در ناگویا تنها یک مدال برنز در بخش انفرادی به دست آورد؛ مدالی که توسط علی پاکدامن کاپیتان تیم کسب شد و در کنار حذف سایر نفرات، کارنامه‌ای کم‌فروغ برای این رشته رقم زد.

این نتیجه از آن جهت قابل‌تأمل است که شمشیربازی ایران در سال‌های گذشته همواره با انتظاراتی فراتر از حضور ساده در جدول مسابقات روبه‌رو بوده. وقتی تنها یک نفر به سکو می‌رسد و سایر ورزشکاران از کسب نتیجه بازمی‌مانند، باید درباره عمق ترکیب، کیفیت آماده‌سازی و توان رقابت تیمی پرسش کرد.

نکته مهم‌تر آن است که طبق انتقاد مطرح‌شده، رئیس فدراسیون پیش از مسابقات نیز از دشواری کسب نتیجه سخن گفته بود. اگر ارزیابی مدیریتی از ابتدا چنین بوده، باید روشن شود چرا برنامه‌ای برای کاهش این فاصله وجود نداشت. یک برنز ارزشمند است و نباید تلاش ورزشکار مدال‌آور را نادیده گرفت اما موفقیت یک نفر نمی‌تواند به‌تنهایی پوششی برای ضعف عملکرد سایر نفرات باشد.

تنیس؛ یک برد دستاورد تاریخی نیست

تنیس ایران در ناگویا نیز نتوانست حضور مؤثری مسابقات داشته باشد. تنیسورهای ایران در دور اول و در بعضا در دور دوم از گردونه رقابتها حذف شدند تا ثابت شود در تنیس در یک رقابت جدی و سطح بالا تنها زنگ تفریح هستیم و فاصله ای بعید با موفقیت داریم. حضور زنان در این مسابقات شاید تنها اتفاق مثبت بود و نکته عجیب اینکه فدراسیون تلاش کرد یک پیروزی در بخش زنان در دور نخست را به‌عنوان دستاوردی تاریخی برجسته کند، در حالی که ارزیابی یک کاروان باید بر اساس مجموع عملکرد آن انجام شود.

یک پیروزی می‌تواند برای ورزشکار ارزشمند باشد، اما زمانی که حضور یک رشته در رقابت‌های بزرگ به یک یا دو برد محدود می‌شود و ادامه مسیر با حذف همراه است، نمی‌توان صرف همان بردها را معادل موفقیت کلی دانست.

پرسش از فدراسیون این است که برنامه توسعه تنیس ایران چه خروجی‌ای داشته؟ آیا ورزشکاران در طول سال در تورنمنت‌های باکیفیت شرکت می‌کنند؟ آیا این مسابقات به بهبود رتبه و افزایش توان رقابت در سطح آسیا منجر شده؟

تنیس ایران به‌جای بزرگ‌نمایی بردهای پراکنده، به نقشه راهی نیاز دارد که پیشرفت آن در رتبه‌ها، نتایج و کیفیت رقابت‌ها قابل‌اندازه‌گیری باشد.

اسکیت؛ اعزامی که پیش از مسابقه هم نشانه‌ای از موفقیت نداشت

اسکیت از دیگر رشته‌هایی بود که پیش از ناگویا نیز امید چندانی به درخشش آن وجود نداشت. وقتی ارزیابی فنی از ابتدا حاکی از فاصله با مدعیان است، انتظار می‌رود فدراسیون به‌جای ساختن فضای خوش‌بینانه، واقعیت را بپذیرد و هدف اعزام را روشن کند.

اگر هدف کسب مدال است، باید رکوردها و نتایج ورزشکاران نشان دهد که چنین هدفی واقع‌بینانه است. اگر هدف تجربه‌اندوزی و توسعه بلندمدت است، باید مشخص شود این تجربه چگونه به برنامه تمرینی و رقابت‌های آینده متصل می‌شود.

بدون این شفافیت، هر اعزام به یک هزینه بدون خروجی روشن تبدیل می‌شود. هزینه‌ای که پس از مسابقات، نه معیار مشخصی برای ارزیابی آن وجود دارد و نه معلوم است چه تغییری در مسیر رشته ایجاد خواهد کرد.

سه‌گانه؛ رشته ای که جدی گرفته نمی شود

سه‌گانه نیز از رشته‌هایی بود که پیش از آغاز رقابت‌ها هیچ نشانه‌ای از آمادگی برای رقابت بر سر سکو و مدال نداشت. در رشته‌ای که ترکیبی از شنا، دوچرخه‌سواری و دوومیدانی است، ضعف در هر بخش می‌تواند نتیجه نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، ارزیابی عملکرد سه‌گانه باید بر پایه داده‌های دقیق هر مرحله، زمان نهایی، فاصله با مدعیان و روند پیشرفت ورزشکاران انجام شود. صرف حضور در مسابقه، بدون آنکه مشخص باشد ورزشکار نسبت به دوره‌های قبل چه پیشرفتی داشته، معیار کافی برای موفقیت نیست.

فدراسیون باید روشن کند که چه برنامه‌ای برای کاهش فاصله با رقبای آسیایی وجود دارد. اگر چنین برنامه‌ای وجود ندارد، مسئله فقط نتیجه ناگویا نیست، بلکه نبود چشم‌انداز روشن برای آینده رشته است. رشته ای که در ایران هیچ وقت جدی گرفته نمی شود و برای آن افق و چشم اندازی نمی توان متصور بود.

ام‌ام‌ای؛ تبلیغات فراوان برای هیچ

ام‌ام‌ای با سروصدای فراوان پیش از بازی‌های آسیایی همراه بود. این رشته حتی از مجموعه فدراسیون‌ها و انجمن‌های رزمی جدا شد و با وعده موفقیت جدا شد و حضور مستقل آن، انتظاراتی درباره مدیریت تخصصی‌تر و افزایش تمرکز بر توسعه رشته ایجاد کرد.

اما طبق ارزیابی مطرح‌شده از عملکرد ایران در ناگویا، حاصل مسابقات باخت بود و دستاوردی متناسب با آن تبلیغات شکل نگرفت.

اگر جداسازی ساختار مدیریتی قرار بود به بهبود عملکرد منجر شود، حالا باید پرسید خروجی این تغییر چه بود؟ آیا کادر فنی و نفرات اعزامی بر اساس نتایج معتبر انتخاب شدند؟ آیا ورزشکاران تجربه کافی در مسابقات بین‌المللی داشتند؟ آیا هزینه‌های ساختار جدید با پیشرفت قابل‌اندازه‌گیری همراه شده است؟

استقلال تشکیلاتی به‌خودی‌خود موفقیت نمی‌آورد. ارزش یک ساختار مدیریتی را باید با عملکردش سنجید، نه با عنوان جدید، تبلیغات یا وعده‌هایی که پیش از مسابقات داده می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *