بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

این هم جواب شما جناب رهبری‌فرد؛ کریم باقری را این‌طور باید نقد کرد؟

منبع : خبرورزشی
تعداد نظرات کاربران : 0 نظر
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۹

بهروز رهبری‌فرد درباره کریم باقری پرسش‌هایی مطرح کرده که اتفاقاً بیشتر از آنکه درباره باقری باشد، درباره این است که چرا بعضی‌ها تصور می‌کنند هر چهره بزرگ فوتبال الزاماً باید روزی سرمربی شود!

بهروز رهبری‌فرد از مدیران پرسپولیس پرسیده چرا کریم باقری، با این همه سال حضور کنار مربیان مختلف، هنوز سرمربی نشده است. او گفته باقری می‌تواند در هر تیمی سرمربی باشد و حتی نقش او در پرسپولیس را به «ناظم» تشبیه کرده؛ کسی که بازیکنان را کنترل می‌کند و هنگام دعوا آنها را از هم جدا می‌کند.

اما پرسش‌های رهبری‌فرد، در عین عجیب بودن، یک پارادوکس بزرگ هم دارد؛ چرا کریم باقری باید علایق خودش در فوتبال را با سلیقه دیگران هماهنگ کند؟

اگر کریم دوست ندارد سرمربی باشد، چرا باید از پرسپولیس برود؟ مگر مربیگری تنها شکل ممکن برای ادامه فعالیت یک فوتبالیست سابق است؟ مگر هرکس روزی کاپیتان و ستاره یک تیم بوده، الزاماً باید کت‌وشلوار بپوشد و کنار زمین بایستد؟

برای ساده شدن ماجرا، چند نمونه از فوتبال دنیا را مرور کنیم.

کارل هاینتس رومنیگه؛ یکی از بزرگ‌ترین مهاجمان تاریخ فوتبال آلمان و بایرن مونیخ بود. بعد از پایان دوران بازی، مسیرش را در مدیریت ادامه داد و سال‌ها یکی از مدیران ارشد بایرن بود؛ بدون اینکه بخواهد سرمربی شود.

پائولو مالدینی؛ افسانه میلان و فوتبال ایتالیا. او هم هرگز سودای نشستن روی نیمکت مربیگری را دنبال نکرد و مسیر مدیریتی را انتخاب کرد. آیا کسی به خودش اجازه می‌دهد بگوید چون مالدینی سرمربی نشده، پس حضورش در فوتبال اشتباه بوده است؟

فیلیپ لام؛ کاپیتان تیم قهرمان جهان ۲۰۱۴ آلمان و یکی از نمادهای بایرن مونیخ، پس از خداحافظی از فوتبال مسیر خودش را دنبال کرد و حتی پیشنهاد حضور در مدیریت ورزشی بایرن را در مقطعی نپذیرفت، چون نمی‌خواست بلافاصله بعد از پایان دوران بازی، وارد چنین نقشی شود. او بعدها در فوتبال آلمان در نقش مدیریتی و مشورتی فعالیت کرد، نه روی نیمکت.

خاویر زانتی؛ هم نمونه دیگری است؛ اسطوره اینتر که بعد از پایان فوتبالش، وارد مدیریت باشگاه شد و سال‌ها در همین مسیر ادامه داد.

و فرانچسکو توتی؛ نماد رم. او هم بعد از خداحافظی، در مقطعی نقش مدیریتی در باشگاه محبوبش پذیرفت و قرار نبود چون یک اسطوره فوتبال است، حتماً سرمربی رم شود.

کریم باقری

اینکه کریم باقری چرا سرمربی نمی‌شود، لابد به علاقه و انتخاب شخصی خودش مربوط است. شاید مربیگری را دوست ندارد، شاید زندگی و سبک کاری یک سرمربی را نمی‌خواهد، شاید ترجیح می‌دهد در نقشی دیگر به فوتبال کمک کند. هر کدام از اینها انتخاب شخصی اوست و هیچ‌کس حق ندارد برایش نسخه بپیچد.

اتفاقاً درباره کریم باقری می‌شد حرف‌های بسیار زیباتری زد.

می‌شد گفت او یکی از وفادارترین چهره‌های پرسپولیس است؛ سال‌ها کنار مربیان مختلف کار کرده، بی‌حاشیه بوده، نظم تیم را حفظ کرده و در سخت‌ترین روزها کنار باشگاه مانده است.

می‌شد گفت باقری، امین و امانت‌دار پرسپولیس بوده است. از او کمتر کسی سراغ دارد که مسائل خصوصی رختکن را برای دیده شدن خودش به بیرون منتقل کند؛ حتی زمانی که از اتفاقات داخل باشگاه یا از رفتار دوستان نزدیکش گلایه‌هایی داشته است.

می‌شد گفت کریم باقری هیچ‌وقت برای خودش ادعایی بیشتر از اندازه‌اش نساخته است. سودای مربیگری را فریاد نزده، برای گرفتن نیمکت پرسپولیس کمپین راه نینداخته و در مصاحبه‌هایش هم بیشتر از نقشی که در باشگاه داشته، حرف نزده است. از او سوابقی پیرامون «گل و شیرینی» که تخصص رهبری‌فرد است هم سراغ نداریم!

اینها برای یک چهره فوتبالی، ویژگی‌های کوچکی نیست. اگر قرار باشد هر پیشکسوتی را که سرمربی نشده، به خاطر انتخابش زیر سؤال ببریم، پس باید بخش بزرگی از بزرگان فوتبال جهان را هم توضیح بدهیم که چرا از مربیگری فاصله گرفتند.

بیشتر بخوانید: زرنگی کریم باقری؛ علیه دوست صمیمی‌اش حرف نزد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *