بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

برای خدادادی که ای کاش «عزیز» نمی‌شد؛ این خطاداد این خطاداد

منبع : خبرگزاری تابناک
تعداد نظرات کاربران : 0 نظر
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۳:۲۲

خداداد عزیزی با فحاشی به امید عالیشاه سرتیتر اخبار شده؛ بازیکنی که رسانه‌ها پس از گلزنی‌اش به استرالیا در بازی به یادماندنی ملبورن، برایش تیتر زده بودند «این خداداد، این خداداد» حالا هر روز در حال خطا کردن است.

به گزارش سرویس ورزشی تابناک، اگر صدای آنچه در پایان دیدار تراکتور – گل‌گهر سیرجان مقابل رختکن تیم میهمان گذشت را بدون توضیح اضافه برای شخصی پخش کنید، اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد نزاع یک آدم لاابالی در یکی از بدترین مناطق شهر باشد و شاید یک درصد هم احتمال ندهد آن شخص «خداداد عزیزی» است؛ فردی که روزی غزال تیزپای فوتبال ایران بود، اما امروز الهه عذاب این فوتبال بی در و پیکر و بدقواره است و مالک بخشی عمده از زشتی‌های آن.

همه خداداد عزیزی را به لطف گلش به استرالیا می‌شناسند، گلی که ۸ آذر ۱۳۷۷ را روزی به یادماندنی برای فوتبال ایران و تاریخ کشورمان کرد. ایران با گل خداداد به جام جهانی رفت و حسرت ۲۰ ساله نرفتن به جام جهانی تمام شد. دروازه مارک بوسنیچ که باز و شادی گل غزال که تمام شد، از همان لحظه به بعد خداداد عزیزی انگار شد مالک فوتبال ایران. این غزال سابق و مالک فعلی آنقدر در ادعای مالکیتش برای این فوتبال مشمئزکننده رفتار کرده است که حال هر فوتبالدوستی از این فوتبال و متعلقاتش به هم می‌خورد. شاید باورنکردنی باشد، اما علی پروین که سلطان این فوتبال بوده و مرحوم پورحیدری که پدر استقلال بود به اندازه او مدعی نبودند.

ای کاش خداداد عزیزی آن گل را نمی‌زد

این شخص از آن زمان تا به امروز اینقدر بدرفتاری کرده است که بار‌ها گفته‌اند و گفته‌ایم که این کاش آن گل را نمی‌زد!‌ ای کاش حسرت نرفتن به جام جهانی می‌رسید به ۲۴ سال تا ما به این اندازه گرفتار ادعا‌های او نمی‌شدیم. بالاخره که به جام جهانی می‌رفتیم، حداقل دیگر اینقدر امثال خداداد را تحمل نمی‌کردیم. در آن بازی تاریخی همه درخشیدند، اما هیچ‌کس به اندازه خداداد فخر نفروخته است. به او باشد در این فوتبال فقط خودش، خودش، خودش و خودش، باقی همه سرباز پیاده نظام پسر «مشهدی محمدعلی» هستند و بس.

خداداد عزیزی از آن قدیم انگار بلد بود، در بهترین زمان در بهترین مکان باشد و این رویه را تا به امروز دنبال کرده است. او با ۴۶ بازی و ۱۱ گل ملی جوری ادعای بازی ملی‌اش می‌شود که کسی نداد، فکر می‌کند او نفر اول فوتبال ایران است. علی دایی که فوتبال ایران را با او می‌شناسند یا جواد نکونام که بیشترین تعداد بازی ملی را دارد، به اندازه او ادعا ندارند. اگر بنا بر ادعا و کسوت در فوتبال ملی و باشگاهی باشد، ده‌ها نفر از او جلوتر در این فوتبال هستند که غزال تیزپا به گرد پای آنها هم نمی‌رسد، از همان تیم نودوهشتی‌ها بگیر تا همین تیم ۲۰۲۶. در همین تیم فعلی تراکتور هم هستند، افرادی که برای فوتبال ایران بیشتر از خداداد عزیزی زحمت نکشیده باشند، کمتر نکشیده‌اند. او فقط بلد است که در بهترین زمان کجا باشد.

  • بیشتر بخوانید:
    فحاشی خداداد به «این فوتبال» و فریادهایی با الفاظ رکیک داخل پرانتز؛ امان از عزیزی‌هایی که عزیز نیستند!

او با بدترین کارنامه مربیگری ممکن شد سرپرست بهترین تیم تراکتور دو دهه اخیر. از قضا همان تیم هم قهرمان شد. در قهرمانی تراکتور نقش او در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن زیر یک درصد است، اما جوری جلوه می‌داد که انگار با آمدنش این تیم متحول شده است! آن تیم خوب و بی‌نقص اسکوچیچ به تنها چیزی که نیاز نداشت، یک آدم هتاک، پرمدعا و عصبی روی نیمکت بود. خداداد نه تنها برای نیمکت تیم محبوب مردم شریف تبریز زیادی است، بلکه به درد آن برنامه زرد و بی‌محتوای جام جهانی ۲۰۲۶ هم نمی‌خورد. او باید برود یک پرده از بازی استرالیا – ایران درست کند و در کوچه و بازار از حماسه‌اش داستان ببافد، فوتبال بی در و پیکر ایران، این روز‌ها حوصله تنها چیزی که ندارد غزال تیزپاست!

برای خدادادی که ای کاش «عزیز» نمی‌شد؛ این خطاداد این خطاداد

خداداد عزیزی با ادعای مالکیت بر فوتبال ایران

خداداد مدعی مالکیت این فوتبال است، اما کسی از او نمی‌پرسد و یا اجازه نمی‌دهد که بپرسند برای فوتبال ایران بعد از بازی استرالیا – ایران چه کرده است. واقعاً عزیزی به چه می‌نازد؟ به درگیری‌های دامنه‌دارش با بازیکنان و مربیان تیم ملی یا قاچوکشی برای مربی‌اش در آلمان؟! او به فرار از زیر تمرینات طاقت‌فرسای بلاژویچ می‌نازد یا اجرای زشت نقش یاغی فوتبال ایران؟! باید برای اجرای نقش یاغی فوتبال ایران جایزه ازلی و ابدی «تمشک طلایی» را به او داد، از بس که بد بازی کرد این نقش را. او فقط می‌خواست روی بورس باشد و هنوز هم همان است.

خداداد همانی است که یک روز با خبرنگار شیرازی درگیر می‌شود، روز دیگر با خبرنگاران یزدی. یک روز با عالیشاه درگیر می‌شود و روز دیگر با جواد خیابانی. یک روز با مازیار زارع درگیر می‌شود و روز دیگر با هواداران فلان تیم پرطرفدار. او می‌خواهد باشد. در بهترین زمان و در بهترین مکان!‌ ای کاش یک نفر در فوتبال ایران پیدا می‌شد و جواب او را مثل خودش می‌داد.‌ ای کاش یک قاضی عادلی در فدراسیون فوتبال پرونده گنده گویی‌های او را با یک رأی انضباطی قاطع می‌بست.‌ ای کاش او تصمیم به خاموشی می‌گرفت.‌ ای کاش ۸ آذر هفتادوهفتی نبود.‌ ای کاش یکی مانند محمد مایلی‌کهن سرمربی تیم ملی نمی‎‌شد تا به امثال او میدان بدهد.‌ ای کاش فوتبال ایران خداداد نداشت!

این فوتبال، این شرایط سخت جامعه، این روزهای توأم با دلهره و اضطراب به اندازه کافی غیرقابل تحمل هستند و انصافاً سوهان اعصابی مثل خداداد عزیزی دشواری تحمل را دو چندان می‌کند. از فدراسیون فوتبالی که رکن اصلی‌اش «مماشات» است نه «عدالت» آبی گرم نمی‌شود. شاید که نه، قطعاً با یکی دو مصاحبه و چند بیانیه و یک محرومیت از سر اجبار، سر و ته قضیه را هم می‌آورند و‌ آن کارشناس داوری دیروز و همه چی‌دان امروز آن محرومیت را هم تعلیق می‌کند و دوباره روز از نو، روزی از نو.

نویسنده: امیرحسین پورمحمد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *