طرفداری | عکس‌های روی دیوار تنها بخش کوچکی از ماجراهای بی‌شماری هستند که تری بوچر در فوتبال پشت سر گذاشته است. بوچر شاهد تاریخ فوتبال بوده است. او این تاریخ را هم در زمین مسابقه و هم از روی نیمکت دنبال کرده و خودش نیز در شکل‌گیری بخشی از آن نقش داشته است. باور اینکه او زمانی، هنگام طی کردن مسیر حرفه‌ای خود در ایپسویچ، تا آستانه کنار گذاشتن فوتبال پیش رفت و سرانجام دیگران مجبور شدند او را از ترک فوتبال برای تحصیل در کالج پلی‌تکنیک منصرف کنند، دشوار است.

سر بابی رابسون یک بار گفته بود که در سال‌های ابتدایی حضور بوچر در پورتمن رود، مجبور شده بود به او یاد بدهد چگونه عصبانی شود. می‌توان گفت در این کار موفق بود. بوچر در سال ۱۹۸۱ قهرمان جام یوفا شد؛ افتخاری که اوج دوران طلایی تیمی محسوب می‌شد که نه پیش از آن تیمی مطرح بود و نه پس از آن.

بوچر در سه دوره جام جهانی برای انگلیس بازی کرد و در مجموع ۷۷ بار پیراهن تیم ملی کشورش را پوشید. بوچر نتوانست مانع نفوذ جنون‌آمیز دیگو مارادونا از بین خط دفاعی انگلیس در مکزیک شود و چهار سال بعد نیز در تورین، مقابل آلمان غربی، کاری از دستش برای جلوگیری از اشتباه استوارت پیرس و کریس وادل در ضربات پنالتی برنیامد. با این حال تصویر تری بوچر، کاپیتان انگلیس، با پیراهنی غرق در خون، به یکی از تصاویر نمادین تاریخ فوتبال تبدیل شده است.

در سال ۱۹۸۶ و در رنجرز، گریم سونس بلافاصله بازوبند کاپیتانی را به او سپرد. یک سال بعد، بوچر نخستین قهرمانی رنجرز را پس از ۹ سال جشن گرفت و بعدها پایه‌های موفقیت این باشگاه در مسیر کسب ۹ قهرمانی متوالی را بنا کرد. وقتی اوضاع در رختکن به‌هم می‌ریخت، خدا باید به داد درِ رختکن می‌رسید.

ماجرای تری بوچر و پسری که پس از جنگ در افغانستان، خودکشی کرد
تری بوچر – گریم سونس

 بوچر در شرایطی هدایت مادرول را بر عهده گرفت که باشگاه با بحران مالی شدیدی روبه‌رو بود و مدیران مشغول کاهش هزینه‌ها بودند. او توانست مادرول را از آن شرایط دشوار عبور دهد و تیم را به یکی از به‌یادماندنی‌ترین اتفاقات تاریخ فوتبال اسکاتلند برساند؛ اتفاقی تاریخی که با نام «یکشنبه هلیکوپتری» مشهور است. آخرین روز فصل ۰۵-۲۰۰۴ لیگ اسکاتلند: سلتیک و رنجرز هنوز برای قهرمانی رقابت می‌کردند و هلیکوپتر حامل جام قهرمانی در حالت آماده‌باش بود تا براساس نتیجه بازی‌ها، مشخص شود جام را به کدام ورزشگاه ببرد. در نهایت با دو گلی که مادرول در آخرین دقایق برابر سلتیک به ثمر رساند، رنجرز با یک امتیاز اختلاف، به قهرمانی رسید. بوچر، تیم محبوبش را به قهرمانی رسانده بود.

او دوره‌هایی را در سیدنی، برنتفورد و تیم ملی اسکاتلند تحت هدایت جورج برلی به عنوان دستیار فعالیت کرد؛ دورانی که در آن اصطلاح «Boozegate» نیز شکل گرفت؛ ماجرایی که تصاویر بازیکنان تیم ملی اسکاتلند در حالت مستی توسط رسانه‌ها شکار شد. بوچر سرمربی اینورنس شد و این باشگاه را به لیگ برتر بازگرداند؛ در حالی که این بین، مردم محلی او را دائماً در حال خوردن ماهی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده در مسیرهای بین‌راهی می‌دیدند. او حالا می‌داند که نباید اینورنس را برای رفتن به هیبرنیان ترک می‌کرد؛ جایی که پس از سقوط تیم در سال ۲۰۱۴ از کار برکنار شد. 

بوچر تنها از این خوشحال است که حالا دوباره می‌تواند با آرامش در مسیر خاطرات قدم بزند و با لبخند یا در هم کشیدن ابروها، از پیروزی‌های بی‌شمار و فرصت‌های از دست‌رفته یاد کند. چون زمانی را به یاد می‌آورد که هیچ‌کدام از این خاطرات دیگر برایش معنایی نداشت. پسر بوچر، کریستوفر، افسر توپخانه‌ی سلطنتی بریتانیا بود. او نیز خون رهبری در رگ‌هایش داشت و در ارتش سلطنتی، در عراق و افغانستان خدمت کرد. کریستوفر در بازگشت به خانه با مشکلات متعدد روانی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و سرانجام در اکتبر ۲۰۱۷ در حالی که از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج می‌برد، به زندگی خود پایان داد.

ماجرای تری بوچر و پسری که پس از جنگ در افغانستان، خودکشی کرد
کریستوفر بوچر – تری بوچر

بوچر به یاد می‌آورد: «وقتی پسرت را به آن شکل از دست می‌دهی، ضربه درست بین دو چشم به تو وارد می‌شود. همه چیزهایی که پیش از آن اتفاق افتاده بودند، از جمله رنجرز، ایپسویچ و تیم ملی انگلیس، دیگر هیچ اهمیتی نداشتند. دیگر هیچ هدفی در زندگی نداشتم. فقط روزها را می‌گذراندم. فوتبال هم طبیعتاً از زندگی‌ام رخت بر بسته بود. نمی‌دانستم قرار است چه کار کنم.»

این تراژدی در مستند Butcher: Invisible Wounds روایت شد؛ مستندی که تصویری تأثیرگذار از زندگی او در جهان فوتبال و تلاش یک خانواده برای کنار آمدن با آن تاریک‌ترین روز ارائه کرد. این مستند بدون پنهان‌کاری به جزئیات ماجرا پرداخت و نشان داد بوچر چگونه با پذیرفتن مسئولیت به‌عنوان حامی در سازمانی خیریه به اسم Combat2Coffee، دوباره هدفی برای زندگی پیدا کرد؛ مجموعه‌ای که به زندگی بوچر معنی دوباره داد، از سربازان ازجنگ‌برگشته و افرادی که عزیزان خود را از دست داده‌اند حمایت می‌کند و این کار را با گردهم آمدن افراد و گفت‌وگو درباره مشکلاتشان انجام می‌دهد.

بوچر که چهره عمومی این سازمان محسوب می‌شود، اضافه کرد: «کسی نبود که به داد ما برسد و به همین دلیل گودال بزرگی برای پر کردن وجود داشت. این مجموعه به ما کمک کرد درباره‌ی کریستوفر صحبت کنیم. مستند هم واقعاً تأثیرگذار بود و پیام بسیار خوبی داشت. تلاش کردیم پایان آن را با امید همراه کنیم، چون حالا برای آینده امید وجود دارد. می‌خواهیم به تحقق این امید کمک کنیم.» 

شاید تغییر مسیر گفت‌وگو به سمت فوتبال باید کمی ناخوشایند باشد، اما چنین نیست. تری بوچر جمعه ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ به مناسبت چهلمین سالگرد انتقال او به رنجرز برای مراسمی با عنوان «An Evening with Terry Butcher: ۴۰ Years a Rangers Legend» به ایبروکس برمی‌گردد. این برنامه یک نشست ویژه با هواداران است که  برگزار می‌شود و دیوید تنر مجری آن خواهد بود؛ بازگشت او هم‌زمان با تولید مستند ITV درباره زندگی‌اش با عنوان Butcher: Invisible Wounds است.

او گفت: «آن استادیوم واقعاً جای خاصی است. چهل سال پیش، وقتی سوار هواپیما شدم تا به آنجا بروم، کمی دلهره داشتم. یکی دو نفر را در آنجا می‌شناختم. آلن هانتر و جانی وارک. آن‌ها همه چیز را درباره باشگاه برایم تعریف کردند، اما هیچ‌چیز نمی‌تواند شما را برای لحظه‌ای که واقعاً از آن درها عبور می‌کنید آماده کند.»

گریم سونس فوتبال در سمپدوریا را ترک کرده بود و به عنوان سرمربی به رنجرز آمده بود؛ و این باعث شده بود فوتبال اسکاتلند بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار بگیرد، ورود بازیکنانی مانند بوچر بود که به این انقلاب شتاب بخشید. بوچر با لبخند ادامه داد: «سونس گفت ما کاپیتان انگلیس را به خدمت گرفته‌ایم، اما من تا آن زمان کاپیتان تیم ملی نبودم. ترجیح دادم چیزی نگویم. اما برای من این انتقال روندی طبیعی داشت، چون کاپیتان تیمی شده بودم که از کودکی هوادارش بودم.» 

شروع کار خوب پیش نرفت اما در پایان فصل، رنجرز نخستین قهرمانی خود از سال ۱۹۷۸ را جشن گرفت؛ بوچر با ضربه سر در دیدار مقابل آبردین، یک امتیاز حیاتی برای تیمش به ارمغان آورده بود. بوچر در روزهای حضور خودش در رنجرز، بارها شنیده بود که دیگران می‌گویند او در لیگی سطح پایین بازی می‌کند. او معتقد است بسیاری از بازیکنانی که مسیر مشابهی را طی کرده‌اند، تا همین حالا این واقعیت را درک کرده‌اند. او گفت: «واقعاً مثل ضربه‌ای درست بین دو چشم است. وقتی آن پیراهن را به تن می‌کنید، شاید بعضی بازیکنان فکر کنند: دیگر کارم تمام است که برای تیمی مثل رنجرز بازی می‌کنم. اینطوری نیست. فقط باید بدانید تیم‌هایی که مقابلشان قرار می‌گیریم، با انگیزه بسیار زیادی به میدان خواهند آمد. و همین‌طور هم خواهد بود. همین فصل این موضوع را در مورد تیم‌هایی مثل هیبرنیان دیده‌اید که به ایبروکس رفتند و پیروز شدند. وقتی برای رنجرز یا سلتیک بازی می‌کنید، مسئله افراد نیست. باید به‌عنوان یک تیم کنار هم بمانید.»

با توجه به تجربه بوچر، سابقه‌اش در رنجرز و موفقیت‌هایی که با بودجه‌ای محدود در مادرول و اینورنس به دست آورد، عجیب است که حتی نام او به‌عنوان گزینه‌ای احتمالی برای هدایت تیم مطرح نشده است. در این قرن، مربیانی با سابقه و اعتبار بسیار کمتر از او از پله‌های مرمری باشگاه بالا رفته‌اند. او با تأکید گفت: «نه، اصلاً چنین چیزی به ذهنم نرسیده است. دوران حضورم در رنجرز را دوست داشتم، اما عاشق این هستم که در نقش تیمی باشم که کسی شانس زیادی برایش قائل نیست. هر بار که با مادرول یا اینورنس در ایبروکس پیروز می‌شدیم، به رختکن می‌رفتم و از والتر اسمیت (سرمربی افسانه‌ای رنجرز) عذرخواهی می‌کردم. اما باید کارم را انجام می‌دادم.»

و حالا او دوباره از فوتبال لذت می‌برد. برق چشمانش بازگشته است. چنین مردی را نمی‌توان زمین زد.