بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

نگاهی به قصه ناهید کیانی؛ قهرمان‌ها هم «می‌ترسند»

منبع : خبرورزشی
تعداد نظرات کاربران : 0 نظر
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ | ۲۱:۰۱

در میان انبوه سریال‌های بی‌خاصیتی که این روزها در پلتفرم‌ها منتشر می‌شوند، «بیست و یک روز» از معدود تجربه‌هایی است که برای تماشایش می‌شود دلیل داشت؛ تجربه‌ای که نمی‌خواهد فقط وقت مخاطب را پر کند، بلکه درباره ترس، مواجهه با آن و غلبه بر آن حرف می‌زند.

در میان انبوه سریال‌های بی‌خاصیتی که این روزها در  پلتفرم‌ها منتشر می‌شوند، «بیست و یک روز» از معدود تجربه‌هایی است که می‌شود برای تماشایش دلیل داشت. تجربه‌ای که قرار نیست فقط سرگرم کند و وقت مخاطب را پر کند؛ می‌خواهد درباره ترس، مواجهه با آن و غلبه بر آن حرف بزند. دوربین در دو قسمت ابتدایی همراه ناهید کیانی است؛ قهرمانی که این بار نه در برابر یک رقیب ورزشی، بلکه در برابر یکی از ترس‌های شخصی خودش قرار می‌گیرد.

این ایده البته سابقه جهانی دارد. در نمونه‌هایی مانند برنامه Don’t Look Down چهره‌های شناخته‌شده و ورزشکاران در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که آن‌ها را وادار به مواجهه با ترس از ارتفاع می‌کند. «بیست و یک روز» نیز از همین الگوی آشنا استفاده کرده، اما آن را با شخصیت، موقعیت و مختصات فرهنگی مخاطب ایرانی بازتعریف کرده است؛ نوعی ایرانیزه کردن یک فرمت بین‌المللی که در اینجا قابل توجه از کار درآمده است.

حضور روان‌شناس و متخصص در روایت هم کمک کرده تا این مواجهه صرفا به یک نمایش هیجانی تقلیل پیدا نکند. مفهوم مواجهه تدریجی با عامل ترس، یکی از رویکردهای شناخته‌شده در درمان برخی اختلالات اضطرابی و فوبیاهاست. البته این تیم مدعی درمان نیست، اما تلاش می‌کند تجربه ناهید را در کنار یک چارچوب علمی روایت کند و همین نکته به آن اعتبار بیشتری می‌دهد و اینجاست که آگاهی و تاثیرگذاری تمیز در آمده است.

در اجرا و پرداخت هم، کار حسام اسلامی به‌ عنوان کارگردان، به سمت یک فرم مستندگونه رفته است.  

واکنش‌های ناهید کیانی در موقعیت و موضوع تصنعی به نظر نمی‌رسد و غلبه او بر ترس، حاصل یک موقعیت ازپیش‌چیده‌شده برای تولید هیجان نیست. برنامه تا حد زیادی از چیدمان‌های مصنوعی و مناسبات مرسوم برنامه‌های استودیویی فاصله گرفته و همین مسئله به تجربه اعتبار می‌دهد.

تنها نقطه‌ای که از این صداقت فاصله می‌گیرد، حضور پررنگ برند اسپانسر است؛ جایی که تبلیغ بیش از اندازه در متن تجربه دیده می‌شود و از منطق روایت بیرون می‌زند.

«بیست و یک روز» یادآوری می‌کند که یک پلتفرم، اگر در تولید برنامه‌های نو که مبتذل و سخیف نباشند و در پی آگاهی دادن به مخاطب به تجربه واقعی آدم‌ها نزدیک شود، هنوز می‌تواند چیزی فراتر از سرگرمی ارائه کند؛ تجربه‌ای که شاید از ده‌ها سریال بی‌اثر، ماندگارتر باشد.

اگر فرصت شد، حتما این دو قسمت را تماشا کنید، شاید درمانگری کرد و مفید بود…

سید سام بهشتی، روزنامه‌نگار و منتقد سینما

دسته بندی ها : خبرورزشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *