خاطرات فوتبالی با جان توشاک؛ از درخشش در خط حمله لیورپول و زوجسازی با کیگان تا سرمربیگری رئال مادرید
جان توشاک، از نمونه فوتبالیستهایی است که پس از موفقیت در زمان حضور به عنوان بازیکن در سطح بالای فوتبال، در دوران مربیگری نیز به موفقیت رسید و در سطح بالای فوتبال کار کرد. او در ابتدا، مهاجم سرزن و چهارچوبشناس لیورپول بود و به گلهای فراوان و مهمی در این باشگاه رسید. مصدومیت، عاملی بود که درخشش توشاک در سطح اول فوتبال را محدود کرد تا او به عنوان بازیکن-مربی، چالش جدیدی را در سوانسی شروع کند. پس از نتایج خوب با سوانسی، توشاک به سرمربی موفقی تبدیل شد و در باشگاههای بزرگی مثل سوسیداد، رئال مادرید، اسپورتینگ لیسبون و بشیکتاش کار کرد.
طرفداری | جان توشاک (John Toshack) زاده ۲۲ مارس ۱۹۴۹ در شهر کاردیف ولز است. او با ۱۸۵ سانتیمتر در پست مهاجم نوک بازی میکرد. پدر جان، جورج توشاک، اهل دانفرملاین اسکاتلند بود و به عنوان نجار در این کشور مشغول به کار بود تا زمانی که در نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا عضویت پیدا کرد و به ولز کوچ کرد. نتیجه ازدواج این مرد اسکاتلندی و خانم ولزی، تولد جان بود. توشاک در کودکی به مدرسه ابتدایی رادنور رفت و در همین مدرسه، برای نخستین بار فوتبال بازی کرد؛ او در ابتدا به کریکت و راگبی نیز علاقه داشت اما شکستگی شانه در یکی از مسابقات راگبی، او را به فوتبال بازگرداند. در یک تورنمنت محلی در شهر کاردیف، توشاک عملکرد خوبی داشت و با شش گل که چهارتای آن توسط ضربه سر به ثمر رسید، توجه استعدادیابهای باشگاه کاردیف را جلب کرد. او در سال ۱۹۶۵، درست در روز تولدش به تیم اصلی کاردیف منتقل شد و در نخستین بازیاش برای این باشگاه در نوامبر همین سال برابر لیتون اورینت، گلزنی کرد. توشاک با این گل خود که در سن دقیق ۱۶ سال و ۲۳۶ روز به ثمر رسید، جوانترین گلزن تاریخ کاردیف، به مدت ۴۱ سال بود.

نخستین فصل توشاک در سطح دوم فوتبال انگلستان، شامل ۹ بازی و شش گل بود. در فصل دوم همکاری با کاردیف، توشاک به ستاره اصلی تیمش تبدیل شد و با سه هتتریک جذاب خود به آمار ۲۶ بازی و ۱۱ گل رسید؛ این بازیکن با ۱۱ گل، بهترین گلزن فصل کاردیف بود و جواب اعتماد مربیانش را به بهترین شکل داد. از فصل ۶۸-۱۹۶۷ بود که این بازیکن برای نخستین بار در جام برندگان اروپا بازی کرد و تا مرحله نیمه نهایی آن پیشروی کرد. او تا پایان حضورش در کاردیف، موفق به حضور در چهار دوره جام برندگان اروپا شد و گلهای مهمی را برابر پورتو، نانت و دیگر باشگاههای مطرح اروپایی، به ثمر رساند. آمارهای توشاک در فصول بعدی حضورش در کاردیف که همگی در لیگ سطح دوم انگلستان بود، شامل ۵۰ بازی و ۱۷ گل در فصل ۶۸-۱۹۶۷، ۵۱ بازی و ۳۱ گل در فصل ۶۹-۱۹۶۸، ۵۱ بازی و ۲۲ گل در فصل ۷۰-۱۹۶۹ و ۲۰ بازی و ۱۳ گل در فصل ۷۱-۱۹۷۰ میشد. گل توشاک به نانت در نوامبر ۱۹۷۰، صدمین گلش با پیراهن این باشگاه ولزی بود و او را در تاریخ آنها ماندگار کرد. پس از شش فصل بسیار موفق در ولز، وقت آن رسیده بود که توشاک، چالش جدیدی را در سطح بالای انگلستان بپذیرد زیرا پیشتر و در سومین فصل حضورش در کاردیف، پیشنهاد فولام را به دلیل کمتجربگی خود، رد کرد.

انتقال توشاک به لیورپول در اوخار سال ۱۹۷۰ میلادی با ۱۱۱ هزار پوند، نهایی شد تا این مهاجم گلزن، شاگرد بیل شنکلی شود؛ ۱۰۰ هزار پوند از رضایتنامه توشاک، سهم باشگاه کاردیف بود و رکورد نقل و انتقالات این باشگاه را شکست. نخستین بازی او برای لیورپول در هفته ۱۷ لیگ برتر انگلستان برابر کاونتری ثبت شد. درخشش در دومین بازی، لیورپولیها را به آینده توشاک امیدوار کرد زیرا او در این مسابقه که برابر اورتون، رقیب سنتی باشگاهش برگزار شده بود، یک گل زد و یک پاس گل را به ثبت رساند. در ادامه فصل، این بازیکن دروازه تیمهای لیدز (رفت و برگشت)، آرسنال و وستهم در لیگ، هیبرنیان در فیرز کاپ و سوانسی را در جام حذفی باز کرد تا با آمار ۳۳ بازی، هفت گل و شش پاس گل، فصل نخست خود در لیورپول را به پایان برساند. شکست برابر آرسنال در فینال جام حذفی، تجربه تلخ این فصل توشاک بود که او را از رسیدن به نخستین قهرمانی خود، بازداشت. در فصل ۷۲-۱۹۷۱، این بازیکن برای نخستین بار دروازه منچستر یونایتد را باز کرد و در پایان فصل به آمار ۳۴ بازی، ۱۳ گل و چهار پاس گل رسید. توانایی توشاک در بازی هوایی، در این دو فصل به طرفداران لیورپول اثبات شد زیرا او توانست در بازیهای متعددی، با ضربه سر گلزنی کند. هارمونی و هماهنگی توشاک با کوین کیگان، لیورپول را دارای قویترین خط حمله فصل انگلستان کرده بود؛ تلپاتی کیگان و توشاک به گونهای بود که بیل شنکلی را به نقل قولی ماندگار وادار کرد: «کیگان میدود و توشاک میپرد، توپ خودش راهش را میان این دو، پیدا میکند».

نقطه اوج توشاک در آنفیلد به فصل ۷۳-۱۹۷۲ بازمیگردد که با ۱۳ گل این بازیکن که شامل سه بریس برابر لستر سیتی، چلسی و کاونتری و گلزنی برابر منچستر یونایتد میشد، لیورپول به قهرمانی لیگ برتر انگلستان رسید. توشاک در این فصل، آنقدر درخشیده بود که حتی نبودنش در ۲۰ مسابقه به دلیل مصدومیت نیز نتوانست تا آمارش را خراب و لیورپول را از قهرمانی دور کند. در ادامه، او در بازی رفت فینال جام یوفا برابر مونشن گلادباخ، با دو ضربه سر، دو موقعیت گل را برای پارتنر خود یعنی کوین کیگان فراهم کرد تا این بازیکن نیز با گلزنی، توشاک را به دو پاس گل در فینال برساند. در نهایت، لیورپول با وجود شکست در بازی برگشت، قهرمانی جام یوفا را نیز تجربه کرد تا کارنامه توشاک، غنیتر شود. پس از این فصل بسیار موفق که شامل ۴۰ بازی، ۱۷ گل و هفت پاس گل میشد، توشاک در دو فصل بعدی خود، آمارهای ۳۰ بازی، ۱۱ گل و سه پاس گل در فصل ۷۴-۱۹۷۳ و ۲۵ بازی و ۱۲ گل در فصل ۷۵-۱۹۷۴ را به ثبت رساند. حاصل این دو فصل توشاک، قهرمانی تیمش در جام حذفی انگلستان با سه گل و دو پاس گل از او بود. خرید ری کندی از آرسنال و کاهش محتمل دقایق بازی در شروع فصل ۷۵-۱۹۷۴، باعث شد تا توشاک، پیش از آغاز فصل، درخواست جدایی خود را به مدیران لیورپول ارائه دهد؛ در حالی که انتقال ۱۶۰ هزار پوندی این بازیکن به لستر سیتی در آستانه نهاییشدن بود، مشکلاتی در تستهای پزشکی توشاک، این انتقال را منتفی کرد تا او همچنان در لیورپول باقی بماند.

دوگانه قهرمانی در لیگ و جام یوفا، اتفاقی بود که در فصل ۷۶-۱۹۷۵ نیز مجدداً برای توشاک تکرار شد. او در لیگ، دو هتتریک برابر بیرمنگام و وستهم داشت و در جام یوفا، پس از هتتریک برابر هیبرنیان، دروازه رئال سوسیداد، اسلاسک وروسلاو و بارسلونا را باز کرد. ۵۰ بازی، ۲۳ گل و ۲۰ پاس گل، آمار بسیار موفقی برای بازیکنی بود که یک فصل قبل از این درخشش، در آستانه جدایی از لیورپول قرار گرفته بود. قهرمانی در جام باشگاههای اروپا، آورده فصل ۷۷-۱۹۷۶ این بازیکن بود که به همراه سومین قهرمانیاش در لیگ به دست آمد. توشاک در این قهرمانی مهم تیمش، تنها یک گل در مرحله نخست آن به ثمر رساند و در دیدارهای نیمه نهایی و فینال، غایب بود. پس از ۳۰ بازی، ۱۳ گل و ۱۰ پاس گل در این فصل تلخ و شیرین، توشاک تنها یک فصل دیگر در آنفیلد باقی ماند و به آمار پنج بازی و چهار گل رسید. مشکلات عضلانی توشاک به اوج خود رسیده بود و باعث شد تا عمر حضورش در آنفیلد نیز به پایان برسد. انتقال او به اندرلخت نیز در همین روزها به دلیل مشکلاتش در تستهای پزشکی، منتفی شد تا توشاک، پس از جدایی از لیورپول، به ولز بازگردد و با سوانسی، به عنوان مربی-بازیکن قرارداد ببندد. توشاک پس از ثبت ۱۳ بازی و شش گل در سطح چهارم و ۳۴ بازی و ۱۴ گل در سطح سوم فوتبال انگلیس، سوانسی را به دومین سطح رساند. او پس از ۲۲ بازی و ۹ گل در فصل ۸۰-۱۹۷۹ و پنج بازی در فصل ۸۱-۱۹۸۰ در سطح دوم، صعود به لیگ برتر را به تجربیاتش اضافه کرد تا یکی از بهترین تجربیات یک مربی-بازیکن را داشته باشد. توشاک در دو فصل حضور سوانسی در بالاترین سطح فوتبال انگلستان، حتی در یک مسابقه نیز به میدان نرفت و ترجیح داد تا بر روی مربیگری خود متمرکز باشد. پس از سقوط سوانسی در سال ۱۹۸۳، توشاک برای سه بازی به ترکیب تیمش، به عنوان بازیکن بازگشت و پس از پایان این سال، رسماً از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و به عنوان سرمربی به کارش، ادامه داد.

نخستین بازی ملی توشاک برای تیم ملی ولز، دیدار سال ۱۹۶۹ آنها برابر آلمان غربی بود. این بازیکن در دومین بازی ملی خود که برابر آلمان شرقی برگزار میشد به نخستین گل ملی خود رسید. توشاک به همراه تیم ملی ولز به تورنمنت مهمی نرسید اما گلهای مهمی را برابر انگلستان در سال ۱۹۷۵ و هتتریک برابر اسکاتلند در سال ۱۹۷۹ را تجربه کرد. پس از آخرین بازی ملی در سال ۱۹۷۹ برابر آلمان، توشاک با ۴۰ بازی و ۱۳ گل به ماجراجویی ملی خود، خاتمه داد. او که پیش از بازنشستگی کامل خود در سوانسی به عنوان بازیکن-مربی فعالیت میکرد، پس از پایان رسمی دوران بازی، هدایت اسپورتینگ لیسبون را برعهده گرفت و چالش جدیدی را آغاز کرد. او پس از مدت کوتاه حضورش در پرتغال، به اسپانیا رفت و به مدت چهار فصل، سرمربی رئال سوسیداد شد. توشاک، سوسیداد را به یک تیم قدرتمند در لالیگا تبدیل کرد و یک قهرمانی جام حذفی را برای آنها به ارمغان آورد. رئال مادرید پس از موفقیت توشاک در سوسیداد، او را در سال ۱۹۸۹، به عنوان سرمربی جدید خود منصوب کرد. توشاک، تنها دو فصل در رئال حضور داشت و در این مدت به یک قهرمانی لالیگا رسید. پس از پایان کار در سانتیاگو برنابئو، این مربی به سوسیداد بازگشت و پس از چهار فصل، در تیمهای مختلفی از کشورهای متنوع، به ماجراجویی خود رنگ و بوی تازهای بخشید. دپورتیوو لاکرونیا، بشیکتاش، بازگشت به رئال مادرید، سن اتین، بازگشت به سوسیداد، کاتانیا، رئال مورسیا، تیم ملی ولز، تیم ملی مقدونیه، خزر لنکران، الوداد مراکش و در نهایت، تراکتور ایران، تجربیات بعدی توشاک در عرصه مربیگری بود. او پس از جدایی از باشگاه ایرانی، دیگر در مربیگری دیده نشد. توشاک که به دلیل خدماتش به فوتبال انگلستان، نشان امپراتوری این کشور را دارد، دست به قلم نیز بود و کتاب اشعارش را با نام «خدای من، این خوب نیست»، در سال ۱۹۷۶، منتشر کرد.

از سری خاطرات فوتبالی روز
- کلود ماکله له؛ موتور رئال مادرید، باتری چلسی و هافبک خستگیناپذیر فرانسه
- دیوید لی؛ مدافع ۱۹۱ سانتیمتری چلسی، از لذت صعود تا کمپیدایی در گوگل
- استیوارت داونینگ؛ بومی میدلزبورو و خرید چپپای دالگلیش برای لیورپول
- آرشیو مطالب مرتبط




غول ترکیه ستاره یوونتوس را می خواهد
ستاره رم ایتالیا از تور مدیران پرسپولیس پرید + جزئیات
مقصد آینده مهدی طارمی در فصل جدید لو رفت + جزئیات
تیم مطرح اروپایی به دنبال شکار ستاره فوتبال ایران + جزئیات
گزینه مجازی پرسپولیس، رد پیشنهاد بشیکتاش!
تیم مطرح فوتبال اروپا به دنبال جذب فوق ستاره تیم ملی ایران









