بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

شکست سنگین مقابل ژاپن جای تعریف و تمجید ندارد/ مجری تلویزیون یا مدافع فدراسیون والیبال!؟

منبع : خبرگزاری تابناک
تعداد نظرات کاربران : 0 نظر
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۹:۵۱

تیم ملی والیبال کشورمان با هدایت روبرتو پیاتزا در فینال قهرمانی آسیا مقابل ژاپن ۳ بر صفر شکست خورد تا عملکرد این مربی در بازی‌های بزرگ زیر سؤال برود، اما نکته این گزارش چیزی فراتر از عملکرد تیم ملی مقابل ژاپن است.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، تیم ملی والیبال ایران که با امید زیادی به مسابقات قهرمانی آسیا در فوکوئوکای ژاپن سفر کرده بود در دیدار فینال مقابل میزبان تن به شکست سنگینی داد تا ضمن ثبت دهمین شکست متوالی مقابل ژاپنی‌ها، همچنان در تب انتقام از سامورایی‌ها بسوزد.

حضور تیم ملی والیبال ایران در فینال قهرمانی آسیا در نگاه اول می‌تواند یک موفقیت تلقی شود اما اگر مسیر این تیم تا مسابقه نهایی و سپس کیفیت عملکرد آن مقابل ژاپن را با دقت بیشتری بررسی کنیم، رسیدن به فینال نه‌تنها نمی‌تواند به‌عنوان دستاوردی بزرگ برای والیبال ایران معرفی شود بلکه باید نقطه آغاز ارزیابی جدی‌تر عملکرد تیم و کادر فنی باشد.

اعتبار کیفیت والیبال ایران در فینال سنجیده شد!

تیمی با سابقه چندین قهرمانی در آسیا و برخوردار از بازیکنان شناخته‌شده، برای اثبات اعتبار خود در قاره، صرفاً به عبور از مراحل ابتدایی مسابقات و رسیدن به بازی نهایی نیاز ندارد و آنچه می‌تواند ارزش واقعی کار یک فدراسیون و سرمربی را مشخص کند، نحوه مواجهه با همان مسابقه‌ای است که دیگر خبری از اختلاف فاحش سطح دو تیم یا فرصت آزمون و خطا نیست و کوچک‌ترین ضعف تاکتیکی می‌تواند سرنوشت جام را تغییر دهد.

  • بیشتر بخوانید:
    ژاپن به مریخ رسید و ایران در برزخ ماند

تیم ملی ایران تا پیش از فینال عملاً با مانع بزرگی مواجه نشده بود که بتواند میزان آمادگی واقعی تیم را به شکل جدی محک بزند و به همین دلیل، رسیدن به دیدار نهایی بیشتر از آنکه یک موفقیت استثنایی باشد، نتیجه طبیعی حضور تیمی بود که سال‌ها یکی از قدرت‌های اصلی والیبال آسیا محسوب می‌شود بنابراین تمام اعتبار عملکرد ایران قرار بود در فینال برابر ژاپن سنجیده شود، مسابقه‌ای که می‌توانست برای روبرتو پیاتزا تبدیل به مهم‌ترین برگ برنده دوره حضورش روی نیمکت تیم ملی شود و قهرمانی برابر یکی از رقبای اصلی ایران می‌توانست نشان دهد که انتخاب یک مربی باتجربه و صاحب‌نام خارجی، در لحظات حساس تفاوتی واقعی با گذشته ایجاد کرده اما آنچه در زمین اتفاق افتاد، فاصله قابل توجهی با چنین تصویری داشت و ایران ۳ بر صفر برابر ژاپن شکست خورد؛ شکستی که نه فقط از دست رفتن عنوان قهرمانی آسیا و عدم صعود مستقیم به المپیک را رقم زد بلکه مجموعه‌ای از پرسش‌های فنی را درباره کیفیت برنامه‌ریزی، انتخاب ترکیب، مدیریت مسابقه و مهم‌تر از همه، توانایی کادر فنی برای تغییر جریان بازی در شرایط بحرانی ایجاد کرد.

مجری تلویزیون یا مدافع فدراسیون والیبال؟/ پیاتزا و تیم ملی ناکام در بازی‌های بزرگ!

پیاتزا باید بزرگی‌اش را ثابت می‌کرد!

پیاتزا مربی تازه‌کاری نیست که بتوان ضعف‌های یک مسابقه بزرگ را صرفاً با عنوان بی‌تجربگی توجیه کرد و اساساً یکی از دلایل اصلی حضور چنین مربیانی در تیم‌های ملی، توانایی آنها در مدیریت مسابقات بزرگ و عبور از لحظاتی است. در چنین مسابقاتی است که ارزش واقعی یک سرمربی مشخص می‌شود زیرا در بازی‌هایی که تیم از ابتدا برتری فنی دارد و اختلاف کیفیت اجازه می‌دهد بسیاری از اشتباهات پوشانده شود، بخش مهمی از توانایی مربی در پس عملکرد بازیکنان پنهان می‌ماند اما در فینال برابر ژاپن زمانی که مسابقه از مسیر مورد انتظار خارج شد، این پرسش جدی شکل گرفت که برنامه جایگزین کادر فنی چه بود و چرا تغییر محسوسی که بتواند روند بازی را به نفع ایران برگرداند، مشاهده نشد و هرچه مسابقه پیش رفت، این تصور تقویت شد که تیم ایران بیشتر در حال تحمل جریان بازی است تا اینکه بتواند آن را تغییر دهد.

رسیدن به فینال پایان کار نیست

پس از پایان عصر طلایی ستاره‌های والیبال، چند سالی است عملکرد تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملت‌ها، قهرمانی جهان و حتی قهرمانی آسیا قابل دفاع نبوده و عملاً جای دفاع باقی نگذاشته و حتی در قهرمانی آسیا تمرکز بر نتیجه نهایی و استفاده از عباراتی مانند «تیم به فینال رسیده» هم برای تیمی مانند ایران باید با احتیاط بیشتری استفاده شود زیرا والیبال ایران سال‌هاست در جمع قدرت‌های اصلی آسیا قرار دارد و قهرمانی در این قاره برای این تیم اتفاقی دور از دسترس نیست که صرف رسیدن به بازی نهایی را به یک دستاورد تاریخی تبدیل کند.

مجری تلویزیون یا مدافع فدراسیون والیبال؟/ پیاتزا و تیم ملی ناکام در بازی‌های بزرگ!

مجری تلویزیون یا مدافع فدراسیون والیبال و کادر فنی!

در میانه همین ارزیابی فنی، نحوه مواجهه مجری برنامه تلویزیونی با یکی از پرسش‌های مطرح‌شده درباره ترکیب تیم ملی نیز قابل توجه بود؛ جایی که کارشناس برنامه درباره نیمکت‌نشینی امین اسماعیل‌نژاد سؤال کرد و با توجه به شرایط این بازیکن و عملکرد او در مسابقات قبلی، این پرسش را مطرح کرد که چرا بازیکنی با چنین ویژگی‌هایی در حساس‌ترین مسابقه تورنمنت فرصت حضور مؤثر پیدا نکرد و چرا ورود او تا ست پایانی به تعویق افتاد. این پرسش، فارغ از اینکه پاسخ آن چه باشد، یک سؤال کاملاً فنی و قابل طرح است و دقیقاً از همان پرسش‌هایی محسوب می‌شود که یک برنامه تحلیلی ورزشی باید امکان بررسی آنها را فراهم کند زیرا اگر تصمیم سرمربی براساس شرایط فنی یا تاکتیکی خاصی اتخاذ شده باشد، می‌توان آن را توضیح داد و از آن دفاع کرد و اگر منتقد برنامه دیگری برای استفاده از این بازیکن داشته باشد، باید فرصت داشته باشد استدلال خود را ارائه کند.

مشکل زمانی شکل می‌گیرد که مجری، پیش از آن‌که بحث فنی به نتیجه برسد، به جای مدیریت گفت‌و‌گو و فراهم کردن امکان توضیح بیشتر وارد موضع دفاعی شود و عملاً تلاش کند تصمیم کادر فنی را توجیه کند؛ در چنین شرایطی، مرز میان نقش مجری و مدافع عملکرد تیم به اندازه‌ای باریک می‌شود که مخاطب ناچار است درباره فلسفه حضور کارشناس در چنین برنامه‌ای سؤال کند.

اگر قرار باشد کارشناس درباره عملکرد سرمربی یا تصمیمات فنی انتقاد کند، مجری نباید در برابر او قرار بگیرد و پیش از کامل شدن بحث، روایت دیگری را به مخاطب ارائه کند. زیرا تحلیل زمانی معنا پیدا می‌کند که دیدگاه‌های مختلف امکان طرح داشته باشند و نقد، حتی زمانی که خوشایند مدیران و مربیان نیست، بدون ملاحظه شنیده شود.

مجری تلویزیون یا مدافع فدراسیون والیبال؟/ پیاتزا و تیم ملی ناکام در بازی‌های بزرگ!

رسانه‌ سؤال نکند، چه چیزی را تحلیل کند؟

پس از شکست ۳ بر صفر ایران برابر ژاپن، پرسش‌های زیادی وجود دارد که باید درباره آنها صحبت شود و هیچ‌کدام نیز پرسش‌های غیرطبیعی یا تخریبی نیستند؛ اینکه برنامه تاکتیکی ایران برای فینال چه بوده، چرا ژاپن توانست بر جریان مسابقه مسلط شود، چرا تیم ایران نتوانست در طول مسابقه تغییر محسوسی در سبک بازی خود ایجاد کند، انتخاب ترکیب اصلی بر چه اساسی صورت گرفت، چرا برخی بازیکنان فرصت کافی پیدا نکردند و کادر فنی در لحظاتی که مسابقه از کنترل خارج می‌شد چه راهکاری برای بازگرداندن تیم به جریان بازی داشت. اینها همان پرسش‌هایی هستند که رسانه باید مطرح کند و پاسخ آنها نیز باید از سوی سرمربی و فدراسیون ارائه شود، نه اینکه رسانه تلاش کند به جای آنها پاسخ آماده کند.

فدراسیون والیبال، سرمربی تیم ملی و بازیکنان، هر کدام در جایگاه خود باید پاسخگوی عملکرد تیم باشند، اما پاسخگویی زمانی معنا پیدا می‌کند که رسانه پرسشگر باشد و اگر رسانه از ابتدا تلاش کند انتقاد را نرم کند، تصمیم فنی را توجیه کند یا از مسئولان در برابر پرسش‌های کارشناسی دفاع کند، عملاً بخشی از وظیفه اصلی خود را کنار گذاشته است.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که تیم ملی والیبال برای رسیدن به فینال به مربی بزرگ نیاز نداشت؛ برای بردن فینال و عبور از ژاپن بود که به مربی بزرگ نیاز داشت. همچنین تلویزیون هم باید عملکرد تیم ملی والیبال را تحلیل کند، نه اینکه برای فدراسیون، روایت قابل‌قبولی از شکست بسازد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *