۱۱ سپتامبر؛ تلخ اما ماندگار برای سرخهای ایران/ خداحافظی فوتبال با جنتلمن گرجستان
منبع : خبرورزشی
خبر تلخ بود و کوتاه: گیورگی گولسیانی کفشها را آویخت و از فوتبال خداحافظی کرد.
۲۰ شهریور ۱۴۰۵ مصادف با سالروز ۱۱ سپتامبر و حادثه برجهای دوقلو که از حالا به بعد، برای فوتبالدوستان ایرانی و به خصوص پرسپولیسیها یادآور یک اتفاق تلخ خواهد بود؛ خبر خداحافظی ستاره گرجستانی محبوب، تا همیشه این روز را برای پرسپولیسیها در خاطرهها حفظ میکند.
فوتبال ایران از بدو پیدایش تا امروز بازیکنان خارجی بسیاری به خود دیده که اکثریت قریب به اتفاق آنها، خاطرهای تلخ از نابلدی مدیران ما شدهاند. آنها که هیچ چیز -چه از نظر فنی و چه از نظر فرهنگی- به فوتبال ما اضافه نکردند و صرفا دلار گرفتند و جریمه کردند و آبرو بردند.
این وسط تعداد انگشتشماری بازیکن خارجی به فوتبال ما آمده که شایستگی دریافت رقم قراردادش را داشته است. آنها که از لحاظ فنی به تیمهای ما کمک کردهاند و به لحاظ اخلاقی و اصول حرفهایگری، به جوانان ما در تمرین و مسابقه آموختهاند. آنها که به واسطه نام باشگاه ایرانی مقابل اسمشان، وقتی در عرصههای بینالمللی درخشیدهاند، بر اعتبار فوتبال ما افزودند و گیورگی گولسیانی قطعا یکی از آنهاست.
رابطه برد – برد
گیورگی گولسیانی در ۴ تیم بزرگ و پرطرفدار ایرانی بازی کرد اما بدون شک پرسپولیسیها او را تا همیشه یکی از اعضای خانواده خود میدانند. کسی که لااقل از یک نظر صاحب یک رکورد در تاریخ فوتبال ماست؛ تنها بازیکنی که هنگام بازی در لیگ برتر ایران با پیراهن پرسپولیس در یورو ۲۰۲۴ حضور پیدا کرد و با پیراهن تیم کشورش مقابل بزرگان جهان به میدان رفت. به خاطر همین یک مقطع و جاودانه ساختن نام پرسپولیس، گولسیانی شایسته تقدیر فراوان است.
آمار خیرهکننده در ویکیپدیا
برای نسل جدید که عادت دارند پیرامون هر چیزی دست به موبایل شده و سریع سرچ بزنند، با منتشرشدن خبر خداحافظی گولسیانی در فضای مجازی، آمار سرچ این اسم بالا رفت. با یک مرور ساده و سرانگشتی میتوان به اعداد و رکوردهای این بازیکن در ویکیپدیا دست پیدا کرد. او که با پیراهن ذوب آهن، نساجی، سپاهان، پرسپولیس و مجددا سپاهان، در بازیهای داخلی و بینالمللی زیادی به میدان رفت، گلهای حساس و سرنوشتسازی زد و قهرمان لیگ و جام حذفی شد.
ولی سوای این آمار چیزهای دیگری هم هست که شاید با یک سرچ ساده به دست نیاید، اما از گولسیانی در خاطرات فوتبالیهای ایران نامی جاودان ساخته است.

پایان فوتبال گولسیانی در ایران
آرزوی بسیاری از ستارههای بزرگ این است که با پیراهن تیمی به بزرگی پرسپولیس، استقلال یا سپاهان از فوتبال خداحافظی کنند. قطعا گولسیانی هم خیلی دوست داشت این اتفاق برایش میافتاد. روی کاغذ این اتفاق رخ نداده اما در عالم حقیقت او به آرزویش رسید. از همان تابستانی که هرچه منتظر ماند کسی از باشگاه پرسپولیس به او زنگ نزد که بیاید و قراردادش را تمدید کند.
گولسیانی یک حرفهای بود و شاید تنها جایی که اصول حرفهای را زیر پا گذاشت، در همان مقطع بود که بارها مصاحبه کرد و به هواداران پرسپولیس رساند که میخواهد بماند. اما فوتبال بسیار بیرحم است. او که در سال آخر حضور در پرسپولیس، رقابت برای بازی کردن را به زوج ملیپوش حسین کنعانیزادگان و مرتضی پورعلیگنجی باخته بود، دیگر حتی به عنوان ذخیره هم جایی برای ماندن نداشت.
نتیجه آن شد که بعد از گذشت یکی دو ماه از شروع لیگ به پیشنهاد سپاهان پاسخ داد. اما در اصفهان هم دیگر نتوانست بازی کند. مقابل کارنامه حضور او در آخرین فصل فوتبالش در ایران، عددی نوشته شد که اصلا در شأن او نیست. او دیگر توان ماندن نداشت، به کشورش برگشت، پیراهن تیمی را هم به تن کرد و حالا کفشها را آویخته است.
قطعا گولسیانی در پرسپولیس و با لباس قرمز به پایان راه فوتبالش رسید و در خاطره ها زنده می ماند.
افسانه یک پنالتیزن
افسانهها همواره از بازیکنانی حرف میزنند که هرگز در دوران حرفهای خود پنالتی خراب نکردهاند. یک ضربه با دروازهای نزدیک و فقط یک گلر پیش رو که به شهادت تمام دنیا گل شدن یا نشدن آن واقعا مشخص نیست. البته که هزاران فن و تکنیک و مهارت دارد اما باز در نهایت فشاری که زننده ضربه از توقعات میلیونها چشم روی دوش خود احساس میکند، تعیینکننده است. البته که هیچکس نیست که پنالتی خراب نکرده باشد.
گولسیانی با پیراهن ذوب آهن در فوتبال ایران برای خود اسم و رسمی به هم زد؛ از آنجایی که پشت هر ضربه پنالتی میایستاد آن توپ گل شده بود. کمکم آوازهاش بین دروازهبانهای ایرانی پیچید و گرفتن ضربه این مدافع گرجستانی، تبدیل به آرزوی سنگربانان شد.
با پیراهن نساجی، سپاهان و پرسپولیس این رکورد را به نام خود ادامه داد و تازه در لباس تیم قهرمان لیگ بود که همه فهمیدند شم گلزنی او برخلاف پست بازیش، تنها محدود به ضربه پنالتی نیست. گولسیانی در همین سالهای کم بازی در لیگ برتر ایران، رکورد ضربات گلشده پنالتی برای یک مدافع را تا همیشه به نام خود زد.
زیباترین خاطره، گل قهرمانی
لیگ بیستوسوم از هر نظر فصلی دراماتیک در تاریخ فوتبال ایران است. فصلی که استقلال با نکونام تا هفته بیستوهفتم صدرنشین و مدعی اول قهرمانیاش بود. اما روزی که در قائمشهر متوقف شد، پرسپولیس در تهران شکست سه بر صفر نیمه اول را با پیروزی ۴-۳ در نیمه دوم جبران کرد و در نهایت فصل را با قهرمانی به پایان رساند.
در جدال هفته آخر و در حالی که هر دو تیم هنوز شانس قهرمانی داشتند، پرسپولیس میزبان مس در تهران بود و تا ثانیههای آخر وقتهای تلفشده بازی نتیجه بدون گل پیش میرفت. نتیجهای که حکم به قهرمانی آبیها میداد، اما گولسیانی آن جلو بود تا نگذارد این اتفاق بیفتد؛ یک ضربه سر و گل قهرمانی که تا همیشه نام او را در تاریخ ثبت کرد.

وقتی خدا نمیخواست ستاره از ایران برود
خود گولسیانی یک بار در یک مصاحبه از حضور خداوند در زندگیش با یک خاطره در فوتبال ایران حرف زد. اینکه وقتی قراردادش با ذوب آهن به پایان رسیده و از هیچ تیم دیگری پیشنهاد نداشت، مدتها صبر کرد و سرانجام مدیر برنامهای به او پیام داد که اگر به لبنان بیایی، شاید بشود اینجا با دستمزدی پایین برایت تیمی پیدا کرد.
او تعریف میکرد که با دلی شکسته و نگرانِ تامین معاش خانواده پرجمعیتش، راهی فرودگاه شد. بلیت گرفته و همه چیز مهیای رفتن او به بیروت بود که ناگهان موبایلش در لحظات آخر قبل از سوار شدن به هواپیما زنگ خورد. آن طرف شخصی خودش را رضا حدادیان، مالک نساجی معرفی کرد و به او پیشنهاد داد به تیمش برود. مردی که حاضر شده بود با کمتر از ۵۰هزار دلار در لبنان قرارداد ببندد، با ۲۰۰هزار دلار در نساجی به فوتبالش ادامه داد. گولسیانی همیشه گفته بود که از بودن در ایران لذت میبرد و دوست دارد تا همیشه اینجا باشد؛ نزدیک به تفلیس جایی که خانوادهاش زندگی میکردند و در فوتبال و لیگی که چم و خم آن را فهمیده بود.
رستوران زعفرانیه، پاتوق مرد بیخلاف
اگر از تک تک همبازیان، مربیان و رقبای گولسیانی بخواهی که یک ویژگی مشهود و مشخصی از او نام ببرند، بالای ۹۰ درصد پاسخدهندگان تنها به یک نکته اشاره میکنند: او یک حرفهای واقعی بود. مردی که در تمام این سالهای حضور در تیمهای محبوب و پرطرفدار و با وجودی که فوتبالیستهای خودمان دست کمی از خارجیها در حاشیهسازی ندارند، حتی یک بار هم اسیر اخبار زرد نشریات نشد.
گولسیانی در تمام سالهای حضور در پرسپولیس در منطقه زعفرانیه خانه داشت. با اینکه اینجا تنها زندگی میکرد و به خاطر پیراهن پرسپولیس به شدت مشهور شده بود، بهجز تمرین فقط برای خوردن شام به رستورانی که سر کوچه محل سکونتش بود، می رفت. آنجا میزی اختصاصی داشت که همه میدانستند، به تمام تازهواردها -که برخی برای دیدنش به آنجا میآمدند- لبخند میزد. مبادی آداب بود، عکس میگرفت و امضا می داد اما هرگز وارد حواشی نمیشد. تقریبا هیچ بازیکن خارجی جز او نیست که بدون حتی یک مشکل ناشی از تفاوت فرهنگی (!) از ایران رفته باشد، اما گئورکی بدون پرونده رفت.
من یک حرفهای هستم
مدیر رسانهای یکی از تیمهای لیگ برتری تعریف میکرد که در ابتدای قرارداد گولسیانی و زمانی که هنوز مربیان و بازیکنان شناختی از او نداشتند، یک اتفاق باعث شد او احترام همه را یکجا به دست بیاورد. در یک مسابقه تمرینی او مصدوم شد و پزشک باشگاه برایش چند جلسه فیزیوتراپی نوشت. فردای آن روز وقتی بازیکنان آماده حضور در زمین تمرینی میشدند، چشم همه از دیدن گولسیانی سر تمرین گرد شد. سرمربی از او پرسید مگر تو نباید به جلسه فیزیوتراپی میرفتی؟ جواب داد چرا رفتم. دوباره مربی پرسید: پس اینجا چه کار میکنی؟ تو که مصدوم هستی و نمیتوانی تمرین کنی! ستاره گرجستانی جواب داد من تحت قرارداد باشگاه هستم و تمام وقتم متعلق به شماست. اگرچه نمیتوانم تمرین کنم اما وقتی کارهای درمانیام را انجام دادهام، میآیم سر تمرین تا از فضای تیم و برنامهها دور نمانم.
در فوتبالی که بازیکنان همه تلاش خود را میکنند تا با انواع و اقسام روشهای فوق مدرن، تمرین را به اصطلاح پیچانده و از زیر کار فرار کنند، رفتار گولسیانی برای مربیان و مدیران آن باشگاه ضربالمثلی شد که هنوز هم به بازیکنان تازهوارد مثالش را میزنند.

دعوت، سکو، نیمکت، فیکس، پدیده!
گولسیانی همیشه در مصاحبههایش میگفت آرزو دارد پیراهن تیم ملی کشورش را به تن کند. با حضور در پرسپولیس و درخشش در تیم قهرمان ایران، او بالاخره به آرزویش رسید. در آستانه یورو ۲۰۲۴ به تیم ملی دعوت شد و با افزایش تعداد تیمها گرجستان هم توانست برای اولین بار حضور در این سطح اول رقابتهای فوتبال را تجربه کند. در تیمی که کوارتسخیلیا -ستاره پاری سن ژرمن- را دارد، بازیکنی که تنها آرزوی دعوت داشته کارش را از سکوها شروع کرد. آنقدر خوب بود که جایی برای خود در کاروان گرجستان دست و پا کرد و به افتخار حضور در یورو رسید؛ به عنوان عضوی از پرسپولیس، فوتبال ایران برای اولین و آخرین بار صاحب نمایندهای در یورو شده بود.
و پس از آن در یک مسابقه به صورت تعویضی به زمین رفت و آنقدر خوب بود که از بازی بعد فیکس تیم ملی کشورش شد. با گرجستان صعود را تجربه کرد و به عنوان پدیده یورو شناخته شدند. افتخاری که همیشه برای گولسیانی و پرسپولیسیها باقی میماند.
جالب اینکه پس از این درخشش و در حالی که همبازیانش مورد توجه تیمهای بزرگ اروپایی قرار گرفته بودند، او بدون هیچ ادا و اطواری سر موعد مقرر خود را به تمرینات پرسپولیس معرفی کرد! همین یک نمونه برای ابدی شدن نام گیورگی در تاریخ فوتبال ایران کافی بود.
خداحافظ جنتلمن حرفهای
و حالا گولسیانی ورق آخر دفتر فوتبالش را هم زده و برای همیشه کفشها را آویخت. او دیگر فوتبال بازی نخواهد کرد، اما تا همیشه نام یاد و خاطرهاش در حافظه فوتبال دوستان ایرانی باقی میماند.
خداحافظ آقای حرفهای، خداحافظ جنتلمن گرجستانی
در همین ارتباط: پایان یک ماجراجویی؛ گولسیانی با ۴ جام و گل قهرمانی رفت/ از قلب دفاع تا قلب تاریخ پرسپولیس +جدول



خرید جدید پرسپولیس همچنان درخشان
جریمه هزار دلاری فدراسیون فوتبال ایران از سوی AFC
با تصمیم اعضای هیئت مدیره پرسپولیس رئیس جدید این هیئت مدیره انتخاب شد
اعتراض سرمربی پرسپولیس به تصمیم یکطرفه لغو دیدار با خیبر
این شایعه جنجالی در پرسپولیس تکذیب شد
حکم قهرمانی پرسپولیس داده شد !









