متن آهنگ گره زندگی مه دی یوسفی

همه می گند که محاله

همه می گند که نمیشه

این فقط خواب و خیاله

مِثل عشق سنگ و شیشه

همه سایه های این شهر

من و با تو خوبْ ندیدند

سمت نور قصه هاشون

ما رو باز جُدا کشیدند

ولی من که میدونم؛ تو کِه میدونی

این حس بین ماست یه رازِ پنهونی

دل به دل راه داره  فرآتر از خیالِشوون

جوابِ ما یکی شده، برای هر سوالِشون

همه میگند که دروغه،

سر آدمآ  شُلوغِه

تَهِ این قصه نِمی شه

نیست تو دنیا دیگه یِ ریشه

ولی من که میدونم، تو که میدونی

این حس؛ بین ماست، یه راز پنهونی

نه تو می‌تونی بری نه دیگه من می‌ تونم

این گره وا نمی‌شه، نه دیگه به، آسونی

(ولی من که میدونم تو که میدونی

این حس بین ماست، یه عشق پِنهونی)

دل به دل، راه داره

فراتر از خیالِشوون

مَقصَدِ ما شده: یکی

اینم جوابِ هر سوالِشون

دست تو شد پَناهِ من

توی سردی و هر حالتی

آخرش ما رسیدیم به هم

بر خلافِ اِحتِمالِشون

{ولی من که میدونم؛ تو کِه میدونی

این حس بین ماست یه رازِ پنهونی}

(ولی من که میدونم تو که میدونی

این حس بین ماست، یه عشق پِنهونی)