قسمت ۱۱
دارث پلاگیس یک ارباب تاریکی از نژاد میون از نژاد سیث بود که مخفیانه “غریبه” و دارث سیدیوس را به روشهای سیث به عنوان شاگردان خود آموزش داد. پلاگیس تشنه جاودانگی بود و معتقد بود که راز آن در علم نهفته است. برای این منظور، او با سیدیوس، که ارتباط قوی با نیرو داشت، در زمینه مهندسی زیستی تحقیق کرد و توانایی خود را در تأثیرگذاری بر میدی-کلر برای ایجاد حیات آزمایش کرد. با انجام این کار، پلاگیس دانش قابل توجهی از نیرو به دست آورد، اما در نهایت طبق قانون دو، که رتبههای اربابان سیث را به یک استاد و یک شاگرد محدود میکرد، توسط شاگرد خود خیانت و به قتل رسید. سیدیوس بعداً “افسانه” مرگ استاد خود را برای فریب شوالیه جدای آناکین اسکایواکر به سمت تاریک نیرو بازگو کرد و ارباب سیث سقوط کرده دارث پلاگیس را خردمند نامید. سیدیوس پس از مرگ خود، از آموزههای استادش برای فریب دادن مرگ استفاده کرد، اما توسط نوهاش، ری، برای همیشه نابود شد.

زمان دقیقی که پلاگیس برای به دست آوردن شاگرد جدید سیث خود آمد، ناشناخته بود، اما ارباب تاریکی، شیو پالپاتین، انسانی از نابو، را به عنوان شاگرد خود انتخاب کرد. پلاگیس و پالپاتین – که نام مستعار سیث را برای خود انتخاب کرده بود – سالها با هم کار کردند و تلاش کردند تا اسرار جاودانگی را همانطور که پلاگیس به آن اشتیاق داشت، کشف کنند و نقشه دیرینه فرقه سیث برای جایگزینی جمهوری کهکشانی با یک امپراتوری جدید سیث را اجرا کنند. سیدیوس آخرین شاگرد دارث پلاگیس بود. پلاگیس هنگام آموزش سیدیوس به او آموخت که برای نقشههای خطرناکشان به دو سیث نیاز است. بنابراین، اگر آنها طبق قانون دو با هم کار کنند، یکی از آنها به عنوان طعمه برای جنبه تاریک نیرو و دیگری به عنوان ظرف عمل کند، موفق میشوند توانایی مهار قدرت کامل جنبه تاریک و حکومت جاودانه به مدت ده هزار سال را به دست آورند. سیدیوس در حالی که شاگرد پلاگیس بود، شمشیرهای نوری خود را نیز ساخت.

پلاگیس با اعتقاد به اینکه اسرار جاودانگی در علم نهفته است، تحقیقات عمیقی در مورد بنیانهای بیولوژیکی حیات انجام داد. برخی از این تحقیقات، از طریق توانایی او در متقاعد کردن میدی-کلر، در تلاش برای فریب مرگ، شامل آزمایشهای غیرطبیعی بود که اگرچه ناقص بودند. فرقه سیت مدتها آرزوی توانایی زندگی جاودان را داشت و حاضر نبود باور فرقه جدای مبنی بر اینکه مرگ بخش طبیعی زندگی است را بپذیرد، اما در طول قرنها، نسلهای اربابان سیت نتوانستند تواناییای را که منجر به زندگی ابدی میشد، آزاد کنند. او چنان شیفته این موضوع بود که نشانههایی را که نشان میداد «شاگرد وفادارش» به شکلی نگرانکننده برای او پیشرفت میکند، نادیده گرفت. طبق کتاب «اسرار سیث» نوشته دارث سیدیوس، پلاگیس نوعی جاودانگی از طریق انتقال را کشف کرد، قدرتی از نیرو که به کاربر اجازه میداد هوشیاری خود را به بدن دیگری منتقل کند، اساساً با استفاده از بدنها به عنوان ظرف. پلاگیس همچنین تلاش کرد تا یک زوج نیرو با سیدیوس ایجاد کند، یک پیوند نیرویی منحصر به فرد به قدرت خود زندگی، که از دکترین زوج، سلف قانون دو، کشف شده بود. با این حال، پلاگیس در تشکیل این زوج ناموفق بود.

زمانی که سیدیوس، تحت شخصیت عمومی خود، شیو پالپاتین، به عنوان سناتور نابو به سنای کهکشانی منصوب شد، پلاگیس هنوز به او آموزش میداد، که به پالپاتین اجازه میداد مهارتهای سیاسی خود را در چارچوب طرحی که استادش برای او تصور کرده بود، تقویت کند، قبل از اینکه به کوروسکانت برگردند.













