طرفداری | هیچ احساسی در زندگی بهتر از تجربه کردن نابترین نمونهی زیبایی نیست. همانطور که اسکار وایلد زمانی گفت، زیبایی تنها چیزی است که زمان نمیتواند به آن آسیب بزند. زیبایی، رنگینکمانی ابدی است که هرگز از نمایش رنگهایش دست نمیکشد؛ و حتی وقتی خودِ لحظهی تماشای چیزی آنچنان زیبا و باشکوه از میان میرود، خاطرهی آن همچنان با ما میماند.
لیونل مسی، با پیراهن آرژانتین، در حالی که با انفجاری پرشور همچون فوران یک آتشفشان به سمت دروازه پیش میرود؛ بیاعتنا، بیتوجه به هر چیز و هر کسی که حتی تلاش میکند جلوی او را بگیرد، خودش یک نمونهی ناب از زیبایی است.
۱۲۵ گل او برای تیم ملی آرژانتین چهطور؟ هر کدام از آنها همچون صدفی هستند که از ساحل برمیداریم و برای همیشه با خود حمل میکنیم. همهی آنها شکل و شمایل متفاوتی داشتند و از زوایای گوناگون به ثمر رسیدند؛ ۱۱۱ گل با بهترین دوستش، همان پای چپ مورد اعتمادش. گلهایی که با خطر و خشونت، با شعر و موسیقی همراه بودند، اما در عین حال با قطعیتی به ثمر میرسیدند که تنها مسی از آن برخوردار بود و مدافعان و دروازهبانها از آن هراس داشتند.
از ضربهی باشکوه او مقابل بوسنی در جام جهانی ۲۰۱۴ گرفته تا گل محبوب من؛ آن شاهکار مقابل نیجریه در جام جهانی ۲۰۱۸. نیجریهایها احتمالاً از اینکه دیگر او را نبینند خوشحال خواهند شد، چرا که آنها یکی از قربانیان متعدد، بیشمار و پرتکرار مسی بودند.
مسی و آرژانتین به پایان رسیدهاند، اما خاطرات آنچه به دست آمد، برای همیشه باقی خواهد ماند.
دستاوردها به اندازهی لحظات درخشان او شگفتانگیز بودهاند. نبوغ فردیای که بارها باعث میشد با خودم فکر کنم: این مرد کوچک نمیتواند یک انسان معمولی باشد.
بزرگترین جایزهی او؟
جام جهانی قطر.
و او آن را با شجاعت به دست آورد.
وقتی سرانجام در سال ۲۰۲۲ جام جهانی را فتح کرد، این پیروزی نمادی از رستگاری او در آخرین قدم این مسیر بود؛ اما آرامش او، آنگونه که همتیمیهایش به یاد میآورند، هرگز متزلزل نشد. حتی پس از شکست در بازی نخست مقابل عربستان سعودی.
آنخل دی ماریا به یاد میآورد که آرامش مسی آنقدر تأثیرگذار بود که باعث شد همهی بازیکنان احساس امنیت کنند و مطمئن شوند این همان تورنمنتی خواهد بود که در آن قهرمان میشوند.
مسی و آرژانتین به اندازهی زنبورهایی که در ازای شهد گلها، گرده را جابهجا میکنند، به یکدیگر وابسته و درهمتنیده بودند. رقصی بود که همیشه زیبا نبود؛ همانطور که در فینال تابستان ۲۰۲۶ دیدیم؛ اما این رقص متعلق به خودشان بود. کاملاً منحصر به خودشان.
این رابطه برای مدت طولانی بیش از حد به مسی وابسته بود، اما با ورود لیونل اسکالونی، آرژانتین و مسی بیشتر به یک شراکت تبدیل شدند؛ شراکتی که در نهایت لئو آنها را به سرزمین موعود رساند. با این حال، تیم حالا در کنار نبوغ او حرکت میکرد، نه اینکه صرفاً زیر طلسم جادویی او فروبپاشد و همه چیز را به او واگذار کند.
- فوری؛ لیونل مسی از بازیهای ملی خداحافظی کرد
اما همهچیز همیشه به این زیبایی نبود.
برای مثال، وقتی مسی در سال ۲۰۰۵ و در ۱۸سالگی نخستین بازی خود را برای تیم ملی بزرگسالان انجام داد، داستان او با آرژانتین در واقع از یک کابوس آغاز شد؛ چرا که در یک بازی دوستانه مقابل مجارستان، کمتر از دو دقیقه پس از ورودش به زمین اخراج شد.
مسی با همان سماجت همیشگی و موتور قطار بخاریاش به سمت دروازه حرکت کرد و مدافع مجارستانی نتوانست او را متوقف کند، بنابراین تنها کاری که از دستش برآمد این بود که پیراهن مسی را بکشد. مسی برای رهایی از دست او تلاش کرد و بهطور اتفاقی با دستش به صورت مدافع ضربه زد؛ و این اتفاق به یکی از ناراحتکنندهترین کارتهای قرمز دوران فوتبال تبدیل شد، بهخصوص به این دلیل که آن مسیِ جوان صرفاً داشت همان کاری را نشان میداد که قرار بود طی دو دههی بعد انجام دهد.
پس از اخراج، مسی به رختکن بازگشت و از شدت ناراحتی بههم ریخته و تسلیناپذیر بود؛ چرا که تازه فهمیده بود چه پیامد تلخی برای رفتارش رقم خورده است. اما چیزی که آن مسی نوجوان نمیدانست این بود که آن مدافع مجارستانی در واقع لطف بزرگی در حق او کرده بود.
آن کارت قرمز در حقیقت اژدهایی را متولد کرد؛ کسی که در همان لحظه فهمید دریبلهای رو به جلو، آن یورشهای انفجاری، تهاجمی و در عین حال ظریفش، قرار است به چیزی افسانهای تبدیل شوند.
و از آن لحظه به بعد، او دیگر دستهایش را بالا نمیبرد.
فقط اجازه میداد خونسردی سنگی و استوارش، هر چیزی را که در مسیرش قرار میگرفت از هم بپاشد.
ما همچنین سختیها و تلخی شکست در فینالهای کوپا آمریکا مقابل شیلی را به یاد داریم؛ شکستهایی که سرانجام باعث شدند مسی در سال ۲۰۱۶ اعلام بازنشستگی موقت خود از تیم ملی را مطرح کند.
کشور از او خواست برگردد، مردمش برای بازگشتش التماس کردند و پس از مدتی، مسی برگشت.
قهرمانی در کوپا آمریکا ۲۰۲۱ نقطهی عطفی برای شکلگیری حس سلطهی دوبارهی آرژانتین بود و مسی نیز بیش از پیش درک کرد که نهتنها درون زمین چه کسی است، بلکه بیرون از زمین چه معنایی دارد.
و من فکر میکنم همین چیزی بود که او را در قطر به قهرمان جهان تبدیل کرد.
میبینید، آن استعدادهای بیگانهوار، آن توانایی برای نابود کردن انسانهای فانی در زمین فوتبال، همیشه در وجود مسی بودهاند.
اما مسی برای مدت زیادی نیاز داشت صفحهای از کتاب دیگو مارادونا را ورق بزند.
او فقط نیاز نداشت برای آرژانتین پیروز شود؛ باید نشان میداد که حاضر است برای آن بمیرد.
و مسی، با آن روحیهی درونگرای همیشگی، در ابتدا برای انجام این ماموریت با سختیهای زیادی مواجه شد.
اما به مرور زمان، با حمایت خانوادهاش و با بلوغ و درک شخصیاش از اینکه برای قهرمان شدن چه چیزهایی لازم است، مسی به بزرگترین بازیکن تاریخ تبدیل شد؛ زیرا فهمید ترس از شکست، بخشی ضروری از مسیر پیروزی است.
همچنین درک این نکته بسیار مهم است که مسی در ۱۳سالگی آرژانتین را ترک کرد و ارتباطی که کشورش با او داشت، هرگز به اندازهی رابطهی مارادونا با آرژانتین، رابطهای بیواسطه و طبیعی نبود.
از بسیاری جهات، مسی مجبور بود آرژانتینی بودن خودش را ثابت کند؛ با وجود اینکه هرگز لهجهاش را از دست نداد و عشقش به روساریو و خانوادهاش را، حتی در سالهایی که در بارسلونا بزرگ میشد، فراموش نکرد.
من این موضوع را عمیقاً درک میکنم؛ بهعنوان کسی که در سن کم پرو را ترک کرده است. وقتی در کودکی کشور خود را ترک میکنید، به شکلی عجیب احساس میکنید که باید هویت خود را برای دیگران توجیه کنید.
و برای مسی، که یک چهرهی عمومی، یک قهرمان و در روزهای سخت، حتی یک ضدقهرمان بود، این مسئله بسیار دشوارتر بود.
برای من هیچ بحثی وجود ندارد.
هیچ رقابتی در کار نیست.
لیونل مسی کارهایی انجام داده که پیش از او هیچ بازیکن دیگری انجام نداده بود.
و برای آرژانتین، او جاودانه شد.
او میتوانست همهچیز را بعد از سال ۲۰۲۲ تمام کند.
اما فکر میکنم این همان ویژگی دیگری از مسی است که اغلب آن را بدیهی فرض میکنیم.
مسی به همتیمیهایش، به کشورش و به مردمش بدهکار بود؛ یک رقص آخر در سال ۲۰۲۶.
او میخواست بگوید: ممنون.
فکر میکنم مهم است به یاد داشته باشیم که او سال آینده ۴۰ ساله خواهد شد و وقتی لیونل مسی به شما میگوید که هرچه در توان داشته برای آرژانتین گذاشته است، هیچ چیزی برای تردید وجود ندارد.
هیچ ابری در آسمان نیست.
این تنها حقیقتی است که میتوانیم با تمام وجود و از صمیم قلب بپذیریم. فکر میکنم مرگ تلخ پدرش نیز به یکی از عوامل تأثیرگذار تبدیل شد. این مرد کسی بود که همهچیز را برای لئو فراهم کرد تا او بتواند یک فوتبالیست حرفهای شود. مسیر حرفهای مسی در کنار ردپای پدرش پیش رفته است و مرگ او ضربهای عمیق بر پیکر مسی بود.
من، بهعنوان کسی که پدرش را در سن کم از دست داده و پدرم نیز هر کاری انجام داد تا من آیندهای داشته باشم، این موضوع را بیش از اندازه درک میکنم؛ بهخصوص وقتی فراموش نکنیم که داستان مهاجرت مسی به بارسلونا، به لطف آغوش، عشق و راهنمایی پدرش شکل گرفت.
اینکه او در جام جهانی تابستان امسال حضور نداشت، زخمی بود که بیش از حد عمیق در قلب مسی فرو رفته بود. بازی برای آرژانتین دیگر بدون او همان معنای سابق را ندارد. اما این یک مرثیه نیست؛ دربارهی فقدان نیست، دربارهی چیزی است که به دست آمد.
و بنابراین میخواهم مطمئن شوم که همهی ما این ادای احترام صمیمانه را با یک داستان دربارهی زیبایی به پایان میرسانیم؛ داستانی که همهی ما بیش از دو دهه فرصت داشتیم آن را تجربه کنیم.
این داستان عشق میان لیونل مسی، آرژانتین و چیزی است که او به جهان بخشید. و اگر قرار است این داستان به پایان برسد، پس بگذارید همینطور باشد. بیایید همه به خاطر داشته باشیم که معنای واقعی این میراث در این نیست که چنین چیزی اتفاق افتاد؛ بلکه در این است که ما همه اینجا بودیم تا شاهدش باشیم.
و مهمتر از همه، ما آن را برای همیشه به یاد خواهیم داشت.
Gracias, Leo. Gracias.
ممنون، لئو. ممنون.
– به قلم لوئیس میگل اچه گارای برای فاکس اسپورت



تصمیم ناگهانی لیونل مسی هواداران دنیای فوتبال را شوکه کرد + جزئیات
افشاگری لیونل مسی از یک برنامه بزرگ برای روز وداع با مستطیل سبز + جزئیات
واکنش لیونل مسی پس از شکست آرژانتین برابر اسپانیا
واکنش زلاتان ابراهیموویچ به برنده نشدن لیونل مسی در جام جهانی ۲۰۲۶
وقتی کیلیان امباپه بالاتر از فوق ستاره آرژانتینی قرار گرفت !! + جزئیات
واکنش امباپه به شکست فرانسه و خداحافظی دشان









