بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

یک، دو، سه…. / آماده برای یک لیگ خسته کننده!

منبع : خبرانلاین
تعداد نظرات کاربران : 0 نظر
تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ | ۷:۰۱

در آستانه آغاز فصل جدید فوتبال ایران، به جای هیجان شروع لیگ، نشانه‌های فرسودگی اقتصادی، مدیریتی و زیرساختی بیش از همیشه خودنمایی می‌کنند.

ایمان گودرزی؛ فصل جدید فوتبال ایران از روز جمعه آغاز می‌شود، اما حال‌وهوای این روزهای فوتبال کشور بیش از آنکه یادآور شور و هیجان همیشگی آغاز لیگ باشد، تصویری از یک فوتبال خسته، فرسوده و گرفتار مشکلات انباشته را به نمایش می‌گذارد. روزگاری نه‌چندان دور، فوتبال نبض تپنده جامعه بود؛ نقل‌وانتقالات، نتایج مسابقات و رقابت تیم‌های بزرگ، بخش مهمی از گفت‌وگوهای روزمره مردم را شکل می‌داد. امروز اما در سایه فشارهای اقتصادی، نتایج کم‌فروغ تیم ملی و باشگاه‌ها، فرسودگی ورزشگاه‌ها و زیرساخت‌ها و البته مشکلات مدیریتی، آن شور و دلبستگی سابق جای خود را به بی‌تفاوتی، عصبانیت و دل‌زدگی داده است. پرسش مهم این است که آیا فوتبال ایران جذابیت خود را برای جامعه از دست داده یا آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه فرسایش تدریجی ساختاری است که سال‌ها برای اصلاح آن اقدامی جدی انجام نشده است؟

فوتبال؛ زبانی مشترک که آرام‌آرام فراموش شد

فوتبال در ایران هیچ‌گاه صرفاً یک مسابقه ۹۰ دقیقه‌ای یا سرگرمی ساده نبوده است. این ورزش سال‌ها نقش یک زبان مشترک اجتماعی را ایفا می‌کرد؛ زبانی که می‌توانست اقشار مختلف جامعه را با وجود تفاوت‌هایشان کنار یکدیگر قرار دهد و در بزنگاه‌های مهم، به نمادی از همبستگی، غرور و نشاط ملی تبدیل شود. اما امروز شرایط تغییر کرده است. سکوهای سرد و سیمانی ورزشگاه‌ها بیش از گذشته خلوت و بی‌روح به نظر می‌رسند. کری‌خوانی‌های پرشور و بحث‌های داغ هواداری، چه در فضای واقعی و چه در شبکه‌های اجتماعی، جای خود را به یکنواختی، عصبانیت و در برخی مواقع بی‌تفاوتی داده‌اند. این تغییر را نمی‌توان تنها به یک عامل نسبت داد. آنچه امروز در فوتبال ایران دیده می‌شود، حاصل فرسایش تدریجی رابطه عاطفی میان جامعه و فوتبال است؛ رابطه‌ای که زمانی یکی از قدرتمندترین پیوندهای اجتماعی در ایران محسوب می‌شد.

وقتی معیشت از فوتبال مهم‌تر می‌شود

نخستین و شاید مهم‌ترین عامل این تغییر، شرایط اقتصادی جامعه است. وقتی مسائل معیشتی به اصلی‌ترین دغدغه زندگی مردم تبدیل می‌شود، طبیعی است که نتیجه یک مسابقه فوتبال، قرارداد چند ده میلیاردی با یک بازیکن متوسط یا حتی موفقیت در یک تورنمنت، دیگر اهمیت گذشته را نداشته باشد. فوتبال که زمانی در صدر توجهات عمومی قرار داشت، اکنون در جامعه‌ای که با چالش‌های بنیادین اقتصادی و معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، به بخش پایین‌تری از فهرست اولویت‌ها رانده شده است. این کاهش هیجان تنها در میزان حضور تماشاگران در ورزشگاه‌ها یا آمار فروش بلیت خلاصه نمی‌شود. رکود گفت‌وگوهای فوتبالی در جمع‌های خانوادگی، کاهش مخاطبان برنامه‌های تلویزیونی و افت کیفیت و کمیت محتوای تولیدشده از سوی رسانه‌های مستقل و صفحات هواداری نیز نشانه‌های همین تغییر هستند.

 در جست‌وجوی یک ورزشگاه استاندارد

فوتبال حرفه‌ای تنها در ۹۰ دقیقه مسابقه خلاصه نمی‌شود. کیفیت زمین چمن، امکانات ورزشگاه، فناوری‌های تصویربرداری، سیستم داوری ویدیویی و خدمات رفاهی، بخش مهمی از تجربه فوتبال حرفه‌ای را تشکیل می‌دهند. با این حال، زیرساخت‌های ورزشی ایران طی سال‌های گذشته به دلیل ضعف در نگهداری، کمبود بودجه عمرانی و نشانه‌های سوءمدیریت، از حداقل‌های یک فوتبال حرفه‌ای فاصله گرفته‌اند. ورزشگاه‌های فرسوده، زمین‌های ناهموار، چمن‌های بی‌کیفیت و نور نامناسب پروژکتورها، در کنار کمبود امکانات بهداشتی و رفاهی، تنها بخشی از مشکلات موجود هستند. حتی در آستانه آغاز فصل جدید، برخی از مهم‌ترین ورزشگاه‌های کشور با مشکلاتی مانند بازسازی‌های طولانی و بدون برنامه مشخص، تخریب تدریجی و حتی اختلالاتی نظیر قطعی آب و برق در روز مسابقه مواجه‌اند. این وضعیت تنها کیفیت مسابقات را پایین نمی‌آورد؛ بلکه تجربه هوادار از حضور در ورزشگاه را نیز به حداقل می‌رساند.

هواداری که تیمش را نمی‌بیند

مشکل اما به فرسودگی ورزشگاه‌ها محدود نمی‌شود. فوتبال ایران با پدیده‌ای به نام «آوارگی میزبانی» نیز روبه‌رو شده است. برخی شهرها به دلیل نداشتن مجوزهای حرفه‌ای کنفدراسیون فوتبال آسیا یا فقدان تأییدیه‌های فنی، امکان میزبانی مسابقات رسمی را ندارند. در نتیجه باشگاه‌ها مجبور می‌شوند دیدارهای خانگی خود را در شهرهای دیگر برگزار کنند؛ گاهی با فاصله‌های طولانی و حتی بدون حضور تماشاگر. این جابه‌جایی‌ها علاوه بر تحمیل هزینه‌های سنگین سفر و اقامت به باشگاه‌ها، ارتباط عاطفی میان تیم و هوادار را نیز تضعیف می‌کند. هواداری که نمی‌تواند تیم محبوبش را در شهر خود و از نزدیک ببیند، به تدریج از مهم‌ترین بخش تجربه هواداری محروم می‌شود.

بحران اقتصادی همه‌جا دیده می‌شود

فوتبال ایران تنها از کاهش حضور تماشاگران آسیب نمی‌بیند. ساختار اقتصادی ناپایدار باشگاه‌ها، بحران عمیق‌تری است که تقریباً تمام بخش‌های فوتبال را تحت تأثیر قرار داده است. هزینه‌های حرفه‌ای‌گری، از دستمزد بازیکنان و مربیان گرفته تا هزینه‌های سفر، اردو، لجستیک و نگهداری زیرساخت‌ها، به شکل مستمر افزایش یافته، اما درآمد باشگاه‌ها متناسب با این افزایش رشد نکرده است. در فوتبال حرفه‌ای جهان، چهار منبع اصلی درآمد شامل حق پخش تلویزیونی، تبلیغات محیطی و اسپانسرینگ، فروش بلیت و خدمات روز مسابقه و درآمد حاصل از نقل‌وانتقال بازیکنان و بهره‌برداری از برند باشگاه است. اما فوتبال ایران تقریباً در تمام این بخش‌ها با مشکل روبه‌روست. حق پخش تلویزیونی سهم ناچیزی در درآمد باشگاه‌ها دارد. تبلیغات محیطی با مشکلات حقوقی و نبود شفافیت مالی مواجه است. درآمد بلیت‌فروشی به دلیل شرایط نامناسب ورزشگاه‌ها و ضعف سامانه‌های اجرایی محدود است و بازار نقل‌وانتقالات نیز به دلیل کاهش نسبی کیفیت بازیکنان داخلی، رونق گذشته را ندارد.

باشگاه‌هایی که برای بقا می‌جنگند، نه توسعه

نتیجه این عدم توازن میان هزینه‌ها و درآمدها، باشگاه‌هایی است که اغلب با بدهی‌های انباشته، وابستگی به منابع عمومی یا حمایت‌های مقطعی و نبود ثبات مالی مواجه هستند. باشگاه‌هایی که زمانی می‌توانستند از سرمایه اجتماعی و هواداران خود برای جذب منابع مالی استفاده کنند، امروز با پرونده‌های انضباطی بین‌المللی، کسر امتیاز، محرومیت‌های نقل‌وانتقالاتی و مشکلات اداری فرسایشی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی بلندمدت برای توسعه آکادمی، زیرساخت‌های تمرینی و تیم‌های پایه جای خود را به تلاش برای عبور از بحران بعدی داده است. حتی خریدهای گران‌قیمت و پرسروصدا در بازار نقل‌وانتقالات نیز الزاماً نشانه قدرت اقتصادی نیستند. در بسیاری از موارد، چنین خریدهایی می‌توانند تصمیم‌هایی پرریسک و نمایشی باشند که به جای کاهش بدهی‌های قبلی، تعهدات مالی جدیدی به باشگاه تحمیل می‌کنند.

مشکل اصلی؛ مدیریت یا ساختار؟

کارشناسان، پیشکسوتان، جامعه‌شناسان و حقوقدانان ورزشی بارها بر یک نکته تأکید کرده‌اند؛ مجموعه مشکلات فوتبال ایران بیش از آنکه حاصل چند عامل پراکنده باشد، ریشه در یک مشکل بنیادین دارد؛ مدیریت ناکارآمد، غیرتخصصی و در بسیاری از موارد رانتی. نبود برنامه‌ریزی بلندمدت، استفاده از مدیران غیرمتخصص، تغییرات مداوم مدیریتی، ضعف در ساختار نقل‌وانتقالات و نبود شفافیت مالی، مشکلاتی هستند که سال‌هاست فوتبال ایران با آنها دست‌وپنجه نرم می‌کند. در کشورهای صاحب‌سبک فوتبال، باشگاه توسط مدیرانی اداره می‌شود که دانش تخصصی در حوزه مدیریت ورزش، اقتصاد و بازاریابی دارند. باشگاه برای آنها یک بنگاه اقتصادی پویاست و منابع مشخصی برای توسعه آکادمی، تیم‌های پایه، زیرساخت‌های تمرینی، کادر پزشکی و تحلیل‌های علمی در نظر گرفته می‌شود. در ایران اما همچنان در بسیاری از باشگاه‌ها مدیرانی غیرمتخصص و غیرورزشی در جایگاه‌های کلیدی قرار می‌گیرند؛ مدیرانی که انتصابشان گاه بیش از آنکه بر اساس تخصص و تجربه ورزشی باشد، متأثر از روابط بیرونی و سفارش‌های خارج از ساختار فوتبال است. مدیرانی که با افق کوتاه‌مدت فعالیت می‌کنند، برای جلب رضایت هواداران و حفظ موقعیت خود معمولاً به سراغ قراردادهای پرهزینه با بازیکنان متوسط یا مربیان خارجی کم‌اثر می‌روند. این تصمیم‌ها شاید در کوتاه‌مدت هیجان ایجاد کند، اما در بلندمدت بدهی و تعهد مالی برای باشگاه به جا می‌گذارد. با نخستین تغییر مدیریتی یا بروز یک بحران جدید نیز همان چرخه دوباره تکرار می‌شود و مدیر بعدی با همان الگوی ناکارآمد، مسیر قبلی را ادامه می‌دهد. حاصل چنین روندی، فوتبالی است که بیش از برنامه‌ریزی علمی و استراتژیک، بر تصمیم‌های مقطعی، خریدهای هیجانی و مدیریت بحران استوار شده است.

لیگ جدید؛ مشکلات قدیمی

فصل جدید فوتبال ایران از روز جمعه آغاز می‌شود، اما مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که کدام تیم قهرمان خواهد شد یا کدام بازیکن آقای گل می‌شود. پرسش بزرگ‌تر این است که فوتبال ایران تا چه زمانی می‌تواند با همین ساختار فرسوده ادامه دهد؟ وقتی هوادار از ورزشگاه دور می‌شود، باشگاه درآمد پایدار ندارد، زیرساخت‌ها فرسوده‌اند، مدیران مدام تغییر می‌کنند و تصمیم‌های کوتاه‌مدت جای برنامه‌ریزی را می‌گیرند، نمی‌توان انتظار داشت فوتبال همچنان همان جایگاه اجتماعی گذشته را حفظ کند. شاید فوتبال ایران هنوز زنده باشد، اما نشانه‌های خستگی آن را نمی‌توان نادیده گرفت. آغاز فصل جدید می‌تواند دوباره شور و هیجان را به سکوها برگرداند، اما برای بازگرداندن فوتبال به جایگاه سابقش، چیزی فراتر از شروع یک لیگ جدید لازم است؛ فوتبال ایران به یک بازسازی واقعی در مدیریت، اقتصاد، زیرساخت و رابطه با هواداران نیاز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *