ترک آرسنال ترسناک بود و درد داشت؛ آنجا خانه من بود/ ۸۰ درصد فوتبال من از ذهن آرتتا آمده است
منبع : خبرورزشی
هکتور بیرین از جداییاش از امارات، خوشحالیاش بابت پایان انتظار طولانی آرسنال برای قهرمانی لیگ برتر و نقش میکل آرتتا در طولانیتر شدن دوران حرفهایاش میگوید.
هکتور بیرین زمانی که ۱۸ یا ۱۹ ساله بود و هنوز در ابتدای مسیر فوتبالیاش قرار داشت، یک تماس از میکل آرتتا دریافت کرد؛ آرتتا از او خواست به خانهاش برود. بیرین یادش میآید که پرسیده بود قرار است برای ناهار یا شام برود، اما ماجرا هیچکدام نبود.
او در گفتگو با نشریه گاردین میگوید: «وقتی آن بعدازظهر رسیدم، میکل کنار یک مشاور مالی نشسته بود و شروع کردند از من پرسیدن: چقدر برای این خرج میکنی؟ چقدر برای آن هزینه میکنی؟ من جوان بودم، تازه شروع کرده بودم به پول درآوردن و خرج کردن؛ برای لباس، ماشین و چیزهایی که همه ما وقتی هنوز آگاهی کافی نداریم انجام میدهیم. من خیلی کمتر از چیزی که واقعاً خرج میکردم میگفتم. احساس خجالت و شرمندگی داشتم، اما از آنجا با یک درس بزرگ درباره فروتنی و محبت بیرون آمدم. میکل اولین بازیکنی بود که به من نشان داد برایش مهم هستم، اینکه اهمیت دارم. او واقعاً اهمیت میدهد، حتی اگر همیشه این را با یک آغوش نشان ندهد. به او گفتم: ممنونم. او جواب داد: اگر یک روز همین کار را برای یکی از همتیمیهایت انجام بدهی، خوشحال میشوم. میراثی که او به جا گذاشته، چیزی است که من هم تلاش میکنم منتقل کنم تا بازیکنان جوان احساس کنند مورد توجه و حمایت هستند. این تجربهای است که خیلی خوب شخصیت میکل را نشان میدهد.»
بیش از یک دهه بعد، این فقط یکی از تجربههای زیادی است که به تعریف شخصیت بیرین کمک میکند؛ تجربههایی که بخش زیادی از آنها در لندن رقم خوردند. آرتتا و بیرین با اختلاف سنی ۱۳ سال، ابتدا همتیمی بودند و رابطهای فراتر از همتیمی داشتند؛ آنها دوستان واقعی بودند. بعدها رابطهشان از بازیکن و بازیکن به بازیکن و مربی تغییر کرد؛ تغییری که همیشه ساده نبود.

چهارشنبه آنها مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت. این بازی دوستانه پیشفصل در ورزشگاه آویوا برگزار میشود، نه ورزشگاه امارات، اما برای بیرین اهمیت خاصی دارد. مدافع راست ۳۱ ساله رئال بتیس هرگز مقابل باشگاه سابقش بازی نکرده است. تنها یک بار این فرصت را داشت؛ زمانی که به صورت قرضی در اسپورتینگ لیسبون بازی میکرد، اما مصدومیت زانو مانع شد. زمان این مصدومیت آنقدر عجیب بود که خودش هم نمیتواند جلوی این فکر را بگیرد که شاید بخشی از آن به ذهنش مربوط بوده است.
حالا او باید مقابل باشگاه سابقش قرار بگیرد؛ تیمی که با هدایت دوست قدیمیاش، به عنوان قهرمان لیگ برتر وارد زمین میشود. بیرین میگوید: «احساس عشق فوقالعادهای نسبت به این باشگاه دارم.»
او روی یک مبل در فاصله ۳۰ مایلی غرب دوبلین، در حالی که هنوز لباس تمرینیاش را بر تن دارد، نشسته و درباره آرسنال، بازیکنانی مثل سرژ گنبری، سانتی کاسورلا و ناچو مونرئال صحبت میکند. او مهربانی توماس روسیچکی را به یاد میآورد؛ بازیکنی که در تمرینها به او میگفت چطور میتواند بهتر مقابلش بازی کند. حالا بیرین همان تجربه را با خوزه آنتونیو مورانته، وینگر ۱۹ سالهای که هر روز مقابل او تمرین میکند، تکرار میکند.
او همچنین درباره بخش تاریک فوتبال صحبت میکند؛ درباره صنعتی که به گفته خودش اغلب «خونش را به جوش میآورد»، فوتبالی که تبدیل به «بالاترین نمود طمع» شده است. درباره فشارها و توهینها حرف میزند، اما همزمان از عشقش به این بازی هم میگوید. اینکه با وجود تمام جنبههای دیگر شخصیتش، او یک فوتبالیست است و همیشه همین بوده؛ کسی که به فوتبال «اعتیاد» دارد، به آن متعهد است و شایستگی حضور در این جایگاه را دارد.
با این حال، در این مصاحبه بیشتر از هر چیزی درباره آرسنال صحبت میکند و گرما در تمام کلماتش احساس میشود.
او میگوید: «هنوز بازیکنانی هستند که با آنها بزرگ شدم؛ بوکایو (ساکا)، بن وایت، سرمربی، مربیان و کارکنان باشگاه. هنوز برای من مثل خانواده هستند. قدردانی و علاقهای که نسبت به آنها دارم، بسیار زیاد است. من آنجا فوتبالیست شدم. مطمئنم زندگی من، شخصیت من، شیوه فکر کردنم، آگاهیام و تمام چیزهایی که من را ساختهاند، از قبل در وجودم بودند، اما به جایی نیاز داشتم که بتوانم آنها را نشان بدهم. لندن این فضا را به من داد تا دنیای خودم را کشف کنم و بالغ شوم. بعضی مکانها ممکن است تو را محدود کنند، اما لندن جایی بود که میتوانستم در آن رشد کنم و زندگی را تجربه کنم.»

شروع زندگی او در انگلیس با اقامت در خانه خانواده توئچینگ در انفیلد، در منطقه ریجوی، رقم خورد؛ دونا و جان و فرزندانشان تیا و بن. بیرین در ۱۶ سالگی از بارسلونا به لندن آمده بود. او همراه جان تورال، همتیمیاش از هشت سالگی، وارد دنیای جدیدی شد.
او میگوید: «رُست یکشنبه (غذای سنتی انگلیسی) تبدیل به یک رسم شده بود. من نمیفهمیدم که یکشنبهها فقط یک وعده غذا میخورند و بعد باقیمانده غذا را میخورند. آن مسیر جالب بود. آخرین بار که در لندن بودم، به یک پاب رفتم تا رُست یکشنبه بخورم… اما آنجا دیگر وگان شده بود! بخشهایی از شخصیت من کاملاً از انگلیس آمده است. اولین چیزی که لیام بردی، مدیر آکادمی، به من و جان داد، یک کارت اویستر بود. جان تلویزیون اسکای را روشن میکرد، همه بازیها را میدید، بعد دارت و سپس اسنوکر. ما ماهی ۴۰۰ یورو درآمد داشتیم، اما حس استقلال داشتیم. از دونا میپرسیدم: کجا میتوانم بروم؟ کمدن، کاونت گاردن… حتی به بریستون میرفتیم تا بیلیارد بازی کنیم. نه بیش از حد از ما مراقبت میشد و نه رها شده بودیم. برای تمرین باید دو اتوبوس و مترو سوار میشدیم. در طول ۱۲ سال، در مکانهای مختلفی زندگی کردم. دوران کرونا را در یک مزرعه متعلق به قرن هفدهم در سنت آلبنز گذراندم که تنها راه رسیدن به آن، یک مسیر شنی بود.»
بیرین درباره قهرمانی اخیر آرسنال در لیگ هم گفت: «دوست داشتم در جشن قهرمانی آنها حضور داشته باشم، اما ما اینجا بازی داشتیم. من در آن دوره انتقالی، در اولین سال حضور میکل به عنوان سرمربی، کنار تیم بودم. اما ما جام حذفی را بردیم که یک لحظه کلیدی بود. یکی از اتفاقات زیبای قهرمانی لیگ این بود که افراد زیادی برایم پیام فرستادند و من احساس کردم بخشی از این موفقیت هستم. افراد زیادی هستند که با آنها صحبت میکنم، همه ما آرسنالی هستیم و این قهرمانی مثل یک آزادی، یک رهایی بعد از مدت طولانی انتظار بود.»

او درباره تأثیر آرتتا روی فوتبالش گفت: «با ناچو (مونرئال) و سانتی (کاسورلا) صحبت میکردم؛ عالی میشد اگر هر سه نفرمان برای یک بازی به ورزشگاه برویم. ما گروهی بودیم که با میکل کار میکردیم. میدانستیم که با میکل، یک روز آرسنال قهرمان لیگ خواهد شد.
در تمرینها از من میپرسید: در بارسلونا چه کار میکردی؟ من این کار را انجام میدادم… بعداً که به عنوان مربی کنار او بودم، یک سال و نیم با او کار کردم و میتوانم بگویم ۸۰ درصد فوتبال من از ذهن میکل آمده است. دیدگاه او کاملاً متفاوت است. او درک بالایی دارد، همه چیز را زیر نظر میگیرد، الگوها را میبیند و زبان فوتبالی بسیار مشخصی دارد. حتی تا جایی پیش میروم که بگویم او چند سال به دوران حرفهای من اضافه کرده است. من الان کاملاً متفاوت از زمانی بازی میکنم که ۱۹ ساله بودم. بخشی از آن به تجربه مربوط است، اما بخش زیادی از آن به چیزهایی برمیگردد که از میکل یاد گرفتم؛ اینکه چطور به همتیمیام کمک کنم، چطور در فضای خودم برتری ایجاد کنم. واقعاً خیلی به میکل مدیونم.»
بیرین درباره تغییر رابطهاش با آرتتا از همتیمی به مربی گفت: «اینکه رابطه ما از همتیمی بودن به مربی و بازیکن تبدیل شد، عجیب بود. مطمئن نیستم که میدانستیم چطور باید این تغییر را مدیریت کنیم. اما وقتی رو در رو صحبت میکردیم، همیشه آن گذشته بین ما وجود داشت و باعث میشد بتوانیم صادقانه حرف بزنیم. من تصمیم گرفته بودم که باید بروم، اما این یک گفتوگوی ساده نبود؛ مجموعهای از صحبتها بود که از یک سال قبل شروع شده بود. احترام و تحسین زیادی برای او دارم. بتیس هم در همان لحظهای وارد شد که به آن نیاز داشتم.»
وقتی از او پرسیده شد چرا به این تغییر نیاز داشت، چند لحظه سکوت کرد و گفت: «دلیل مشخصی وجود نداشت. اتفاقی افتاد، اما یک اتفاق خاص نبود؛ بیشتر یک نوع فاصله ایجاد شده بود که احساس کردم دیگر نمیتوانم به باشگاه کمک کنم و باشگاه هم دیگر نمیتواند به من کمک کند. ما این موضوع را به دوستانهترین شکل ممکن مدیریت کردیم. شاید نیاز داشتم به ریشههایم، به خانه نزدیکتر شوم. مدت زیادی گذشته بود. وقتی باشگاهی مثل آرسنال را ترک میکنی، ترسناک است. واقعاً ترسناک. درد دارد، رفیق. هرچقدر هم بدانی زمانت تمام شده، آنجا خانه تو بوده است. ۱۰ سال آنجا بودی، دوستانت و زندگیات را پشت سر میگذاری و نمیدانی آن طرف چه چیزی پیدا خواهی کرد. من خوششانس بودم.»

در بتیس؛ باشگاهی که مادربزرگ و پدرش طرفدار آن بودند، و در شهر سویا، بیرین جایگاه خودش را پیدا کرد. از رفتوآمدهای روزانه به تمرین تا کلاسهای نویسندگی، طراحی لباس، وگانیسم، فعالیتهای محیطزیستی، تعهد به پایداری و صحبت درباره مردانگی سمی و طمع در فوتبال؛ او فضایی پیدا کرد که فراتر از فوتبال، با شخصیت و ارزشهایش هماهنگ بود.
او میگوید: «چیزی که بیش از همه من را تحت تأثیر قرار داد، رختکن بود. یک رابطه خاص بین بازیکنان و دیگر کارکنان وجود دارد. در باشگاههای قبلی من چنین چیزی وجود نداشت. این جوهره ماست، چیزی که ما را حفظ میکند. و با ارزشهای من هماهنگ است. در سویا شهری پیدا کردم که من را پذیرفت و اجازه داد فراتر از فوتبال، خودم باشم.»
و البته فوتبال هم برای او، بتیس و آرسنال به خوبی پیش رفته است.
بیرین میگوید: «برای هر دوی ما خوب بوده است. ببینید آرسنال کجاست. ما در لیگ قهرمانان هستیم، جام بردیم. من هم در شرایط بسیار خوبی قرار دارم. این تصمیم درستی بود. شکست در فینال لیگ قهرمانان درد داشت، اما مهم است که این موضوع پیشرفت آرسنال را تحتالشعاع قرار ندهد. آنها جایی هستند که شایسته حضور در آن هستند؛ این یک دوره بسیار شیرین است. اینکه حالا بتوانم مقابل آنها، مقابل بهترین تیم اروپا بازی کنم، فوقالعاده است.»
همچنین بخوانید: مطالعه یک رمان انتقادی درباره جزایر قناری؛ حرکت متفاوت ستاره فوتبال سوژه رسانهها شد


پیشنهاد آرسنال برای ستاره ملی پوش برزیل رد شد
رقابت آرسنال و تاتنهام برای جذب ستاره بارسلونا
ابرکامپیوتر قهرمان لیگ انگلیس در فصل جدید را معرفی کرد
ستاره برزیلی زیرنظر غول های فوتبال اروپا
اقدام جدی آرسنال برای جذب وینیسیوس
شکار بزرگ آرسنال از رئال مادرید ؟!









