بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

خبرورزشی‌گردی| استقلال را به من بدهید، ۹ بازیکن را اخراج می‌کنم/ گفتند بیا علیه سرمربی استقلال باند درست کنیم/ پورحیدری دلم را شکست

منبع : خبرورزشی
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۲:۵۸

جواد زرینچه ۱۰ سال قبل طی مصاحبه‌ای بسیاری از ناگفته‌های خود پیرامون استقلال را بر زبان آورد.

اول مرداد سالگرد تولد جواد زرینچه است و ما در۳ مرداد ۱۳۹۵ به همین بهانه مصاحبه‌ای خواندنی با کاپیتان خوش‌اخلاق سال‌های نه‌چندان دور استقلال و تیم ملی انجام دادیم.

این گفت‌وگو در زمان خود خیلی سر و صدا کرد و هنوز هم نگاه کردن به خلاصه آن جذابیت خاص خود را دارد:

  • صادقانه بگویم نه در ماجرای روی کار آمدن ناصر حجازی [که آذر ۱۳۷۵ به وقوع پیوست] نقشی داشتم و نه در برکناری او در اردیبهشت ۱۳۷۸ کاره‌ای بودم. پاییز سال ۷۵ وقتی بحث برکناری منصورخان مطرح شده بود، ما تعدادی از بازیکنان استقلال بودیم که احساس می‌کردیم تغییرات در این برهه سودی ندارد به همین خاطر طومار امضا کردیم از آقای فتح‌الله‌زاده خواستیم پورحیدری را حفظ کند اما آن طومار مورد موافقت مدیریت باشگاه قرار نگرفت و آقای حجازی سرمربی شد.
  • وقتی حجازی سرمربی استقلال شد من هیچ برخورد شخصی با ایشان نداشتم. البته طی سالیانی که شاگرد او بودم هم مشکلی با هم نداشتیم. حتی باید به شما بگویم بعد از شکست سنگین استقلال مقابل پرسپولیس در دربی ۲۰ تیر ۱۳۷۶ ما به تورنمنت خزر در رشت دعوت شده بودیم که مرحوم ایرج زهرابی بانی آن بود. بعضی‌ها می‌گفتند بهتر است نرویم اما من با حجازی صحبت کردم و گفتم ناصرخان اجازه بده من خودم تیم را به رشت ببرم. ایشان هم پذیرفت و رفتیم. تیم به فینال رسید و ناصرخان برای بازی نهایی آمد. او همان‌جا داخل رختکن از من تعریف کرد و اوج احترامش این بود که گفت: جواد، تا امروز خودت تیم را در این تورنمنت ارنج کردی و امروز هم زحمت تیم با خودت. حالا شما تصور کنید من که چنین رابطه خوبی با حجازی داشتم آیا واقعا به او خیانت کردم؟
  • برخی مدیران باشگاه قبل از برگزاری نیمه‌نهایی جام باشگاه‌های آسیا در بهار سال ۷۸ می‌خواستند حجازی را برکنار کنند اما اجازه ندادم و مخالفت کردم. به آن‌ها گفتم در قالب کاپیتان استقلال می‌گویم اشتباهی که پیرامون پورحیدری کردید را تکرار نکنید.
  • قبل از همان مسابقات نیمه‌نهایی جام باشگاه‌های آسیا، استقلال نمی‌توانست به هتل برود چون مشکل مالی داشت اما حجازی من را کنار کشید و گفت ماشین‌هایمان را می‌فروشیم و پول هتل تیم را جور می‌کنیم. البته پول جور شد و کار به آن‌جا نکشید. در نهایت هم استقلال نایب قهرمان شد که عنوان ارزشمندی بود اما جو بسیار سنگینی به وجود آمده بود و بعد از بازی با سایپا حجازی را برکنار کردند.
  • در مسابقه با سایپا دقیقه ۶۵ بود که اصغر حاجیلو آمد و گفت برو دفاع آخر اما من صادقانه گفتم زیاد دویده‌ام و خسته‌ام، یک نیروی جوان بیاورید. فیلم آن مسابقه موجود است و خودتان ببینید و قضاوت کنید که آیا واقعا جواد زرینچه کم‌کاری کرده؟ من با صداقت حرف زدم ولی برچسب خیانت نصیبم شد.
  • بعد از بازی با سایپا از باشگاه به من زنگ زدند و شبانه رفتم آن‌جا. گفتند می‌خواهیم حجازی را برکنار کنیم اما در پاسخ گفتم مگر وقتی ایشان را آوردید از من مشورت گرفتید که حالا برای اخراجش از من می‌پرسید؟ از همان‌جا مستقیم رفتم خانه حجازی و ماجرا را گفتم. ایشان با بزرگواری گفت: جواد اینها با من مشکل دارند اما شما بازیکن تیم هستید و بروید با قدرت کار کنید. همان شب حجازی را برکنار کردند.
  • یک بار در سال ۱۳۸۰ اتفاقی افتاد که حسابی دلم را شکست. در آن روز منصور پورحیدری که سرمربی استقلال بود، صدایم کرد و گفت جواد از جایی پیشنهاد نداری تا از استقلال بروی؟ واقعا از این حرف شوکه شدم چون سال ۷۲ شرایط مالی خیلی خوب کشاورز را رها کردم و به استقلال برگشتم تا در کنار این تیم در لیگ دست سوم بازی کنم. پورحیدری دلم را شکست و اصلا از او انتظار چنین برخوردی نداشتم.
  • یک عده دلشان می‌خواست روی سکوها حامی داشته باشند و به همین خاطر بوقچی‌ها را بزرگ کردند اما امثال جواد زرینچه به چنین کارهایی احتیاج نداشتند. بعضی از همین بوقچی‌ها خودشان را کشتند تا از من باج بگیرند اما حتی یک جفت جوراب هم به آن‌ها ندادم.
  •  وقتی امیر قلعه‌نویی در سال ۸۱ دستیار رولند کخ شد از نظر شخصیتی به او توهین می‌شد چون مرد آلمانی او را به بازی نمی‌گرفت و امیر هم ول کرد و رفت. البته یک روز داخل استخر چند بازیکن به من گفتند بیا علیه کخ باند تشکیل بدهیم ولی به آن‌ها گفتم تا وقتی من باشم، هرکس بخواهد علیه کخ باند درست کند باید از روی جواد زرینچه رد شود. اتفاقا همین‌طور هم شد و زمستان سال ۸۱ همان‌هایی که می‌گفتند بیا علیه کخ باند درست کنیم، کاری کردند که این مربی من و پرویز برومند را اخراج کرد.
  • سال ۸۲ رولند کخ برکنار شد و مدیران استقلال گفتند بیا به تیم کمک کن. آن‌ها گفتند خود آقای پورحیدری هم می‌آید اما منصورخان من را سیبل کرد و خودش شد مدیر فنی. به نظرم این حضور اشتباه بزرگی بود که اگر عقب برگردیم هرگز حاضر نیستم آن را دوباره بپذیرم. البته شرط مهمی هم داشتم؛ مدیران باشگاه گفته بودند بیا در این شرایط بحرانی کمک کن و خودت هم فصل آینده [یعنی لیگ سوم حرفه‌ای] سرمربی استقلال باش اما شرط گذاشتم اگر من سرمربی استقلال باشم ۹ نفر از بازیکنان آن زمان را کنار می‌گذارم.
  • بعد از پایان لیگ دوم قرار شد امیر قلعه‌نویی سرمربی شود و من هم دستیارش اما آقای قریب به جای فتح‌الله‌زاده آمد و یک عده هم به من خیانت کردند. آن‌ها گفتند بگو اگر پورحیدری نباشد من هم نیستم. به حرمت منصورخان این را گفتم اما خیلی راحت گفتند خوش آمدی! امیر قلعه‌نویی وقتی داشتم مذاکره می‌کردم داخل اتاقش بودم و بیرون نیامد! من هم دلخور شدم چون در واقع کنارم گذاشتند تا رفیق خودشان کاپیتان شود. البته هرگز در این مورد با امیر حرفی نزدم.
  • بعد از این ماجرا رفتم صبا باتری پیش پرویز مظلومی. با آن تیم قهرمان لیگ آزادگان شدیم و قرار بود در لیگ چهارم برتر هنگام برگزاری بازی استقلال- صبا برایم مراسم تقدیر بگذارند اما حتی آن مراسم را هم لغو کردند! در روز تولدم نیز دریغ از یک تماس، حتی یک پیامک هم ندادند.
  • شک نکنید در دوران سرمربیگری پرویز مظلومی در واقع منصور پورحیدری سرمربی مخفی استقلال بود.
  • من و مجید نامجومطلق فقط زمانی سرمربی استقلال می‌شویم که روی سکوها برای ما پلاکارد بزنند و شمارش معکوس بگذارند. مجید هم مانند من عقاید خاصی دارد و حاضر نیست تحت هر شرایطی کار کند.

بیشتر بخوانید: اسم استقلال را از بین این ۳ گزینه انتخاب کردیم/ پشت‌پرده بازی با ملوان را فقط به یک شرط افشا می‌کنم/ من را برکنار کردند تا حجازی را برگردانند

خبرورزشی‌گردی| استقلال را به من بدهید، ۹ بازیکن را اخراج می‌کنم/ گفتند بیا علیه سرمربی استقلال باند درست کنیم/ پورحیدری دلم را شکست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *