بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

پشت پرده امپراتوری ایجنت‌ها؛ قرارداد میلیاردی فقط با یک تماس!

منبع : خبرگزاری تابناک
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۴:۱۲

بازار نقل‌وانتقالات فوتبال با وجود همه الگوریتم‌ها، همچنان هیجان‌انگیزترین و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین بازار اقتصاد ورزش باقی مانده است.

بازار نقل‌وانتقالات فوتبالدو دهه پیش بیشتر شبیه هنر بود تا علم؛ مدیران، مربیان و استعدادیاب‌های فوتبال با یک دفترچه یادداشت ساعت‌ها کنار زمین مسابقه می‌ایستادند تا درباره بازیکنان تصمیم بگیرند. یک پاس تماشایی، یک گل درخشان یا حتی یک نمایش خیره‌کننده در یک جام می‌توانست سرنوشت حرفه‌ای یک بازیکن را تغییر دهد و قیمت او را چند برابر کند.

به گزارش سرویس ورزشی تابناک، برخلاف روش‌های سنتی نقل و انتقالات فوتبال اگر مدیر ورزشی یک باشگاه‌ بزرگ اروپایی امروز بخواهد برای جذب یک بازیکن ۱۰۰ میلیون یورو هزینه کند، پیش از آن‌که حتی فیلم بازی او را تماشا کند، هزاران داده روی میز او قرار می‌گیرد؛ داده‌هایی که از عملکرد فنی، وضعیت جسمانی، سابقه مصدومیت، کیفیت تصمیم‌گیری، سرعت، شتاب، قدرت پرس، دقت پاس، احتمال پیشرفت، ارزش تجاری و حتی ریسک افت عملکرد در سال‌های آینده حکایت می‌کنند. بازار نقل‌وانتقالات دیگر با احساس اداره نمی‌شود؛ با داده‌ها اداره می‌شود.

انقلاب خاموش در فوتبال

شاید بسیاری تصور کنند جهش عجیب قیمت بازیکنان در سال‌های اخیر تنها نتیجه ورود سرمایه‌های کلان، باشگاه‌های ثروتمند یا قرارداد‌های نجومی تلویزیونی باشد؛ اما کارشناسان اقتصاد ورزش معتقدند عامل مهم‌تری در پشت پرده قرار دارد. ورود شرکت‌هایی مانند Opta، StatsBomb، Hudl، Wyscout و SkillCorner باعث شد فوتبال برای نخستین بار به صنعتی تبدیل شود که تقریباً هر حرکت بازیکن را به داده تبدیل می‌کند. هر بازیکن در طول یک مسابقه صد‌ها شاخص عملکردی تولید می‌کند. میزان پیشروی با توپ، شکستن خطوط دفاعی حریف، سرعت تصمیم گیری، تأثیرگذاریدر زمین، کیفیت پاس‌ها، کیفیت گل‌ها و… اینها داده‌هایی هستند که اکنون ارزش اقتصادی بازیکنان را شکل می‌دهند.

از عصر چشم تا آغاز الگوریتم

سال‌ها پیش، استعدادیاب‌های فوتبال جمله معروفی داشتند: «فوتبال را باید با چشم دید، نه با آمار.» امروز بسیاری از همان استعدادیاب‌ها کنار تحلیلگران داده نشسته‌اند. باشگاه‌های بزرگ اروپا فقط به گزارش یک استعدادیاب اعتماد نمی‌کنند. بازیکنی که قرار است ۸۰ یا ۱۰۰ میلیون یورو برای او پرداخت شود باید از چندین فیلتر آماری، پزشکی، اقتصادی و حتی روان‌شناختی عبور کند. در بسیاری از باشگاه‌ها، گزارش استعدادیاب تنها یکی از ده‌ها سندی است که در جلسه نهایی بررسی می‌شود.

باشگاهی که بازار را متحول کرد

شاید هیچ باشگاهی به اندازه لیورپول مفهوم «نقل‌وانتقالات مبتنی بر داده» را تغییر نداده باشد. اواسط دهه ۲۰۱۰ زمانی‌که بسیاری از باشگاه‌ها هنوز تصمیم‌های خود را براساس شهرت بازیکنان می‌گرفتند لیورپول با مدیریت ورزشی مایکل ادواردز مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. آنها به جای خرید پرزرق‌وبرق‌ترین نام‌ها دنبال بازیکنانی رفتند که الگوریتم‌ها از رشد آینده آنها خبر می‌دادند. نتیجه شگفت‌انگیز بود. اندی رابرتسون با مبلغی ناچیز جذب شد و به یکی از بهترین مدافعان چپ جهان تبدیل شد. محمد صلاح پس از دوران نه‌چندان موفق در چلسی با تحلیل دقیق داده‌های هجومی خریداری شد و به یکی از مؤثرترین مهاجمان تاریخ لیگ برتر انگلیس تبدیل شد. سادیو مانه، واینالدوم و حتی دیه‌گو ژوتا نیز نمونه‌هایی از خرید‌هایی بودند که بیش از آن‌که بر شهرت تکیه داشته باشند بر تحلیل داده‌ها استوار بودند. این موفقیت‌ها باعث شد تقریباً تمام باشگاه‌های بزرگ اروپا واحد‌های تخصصی تحلیل داده ایجاد کنند.

ارزش واقعی یک بازیکن چیست؟

اگر از یک هوادار فوتبال بپرسید چرا لامین یامال بیش از ۲۰۰ میلیون یورو ارزش دارد، احتمالاً پاسخ خواهد داد: «چون فوق‌العاده بازی می‌کند.». اما مدیران باشگاه‌ها چنین پاسخی نمی‌دهند. برای آنها قیمت یک بازیکن حاصل جمع ده‌ها متغیر است. سن بازیکن، مدت باقی‌مانده قرارداد، کیفیت لیگ، پست تخصصی، احتمال پیشرفت، سابقه مصدومیت، توانایی بازی در چند پست، فشار رسانه‌ای، ارزش تبلیغاتی و حتی تعداد دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی. به بیان دیگر بازیکن دیگر فقط یک فوتبالیست نیست؛ یک دارایی اقتصادی است.

ورود فوتبال به عصر اقتصاد

نقل‌وانتقالات در گذشته بیشتر براساس عملکرد گذشته یک بازیکن انجام می‌شد اما امروز باشگاه‌ها برای آینده پول پرداخت می‌کنند. آنها نمی‌پرسند بازیکن فصل گذشته چند گل زده؛ می‌پرسند: سه سال دیگر چه بازیکنی خواهد بود؟ همین تغییر نگاه، ارزش‌گذاری بازیکنان را به یکی از پیچیده‌ترین فرآیند‌های اقتصادی ورزش تبدیل کرده است. شاید به همین دلیل است که در بازار امروز فوتبال، گاهی دو مهاجم با تعداد گل تقریباً یکسان اختلاف قیمتی بیش از ۱۰۰ میلیون یورو دارند زیرا باشگاه‌ها دیگر فقط گذشته را نمی‌خرند؛ آنها احتمال موفقیت در آینده را خریداری می‌کنند و این همان نقطه‌ای است که فوتبال بیش از هر زمان دیگری به علم داده، اقتصاد رفتاری و هوش مصنوعی گره خورده است.

قیمت‌گذاری الگوریتم‌ها

اگر از مدیر ورزشی یک باشگاه بزرگ اروپایی بپرسید «قیمت واقعی کیلیان امباپه چقدر است؟» احتمالاً برخلاف تصور عموم هیچ عددی به شما نخواهد گفت زیرا در فوتبال مدرن قیمت یک بازیکن نه از روی احساس تعیین می‌شود، نه از روی تعداد گل‌ها و نه حتی از روی ارزش‌گذاری سایت‌ها. قیمت واقعی حاصل خروجی ده‌ها مدل آماری، الگوریتم‌ها، داده‌های پزشکی، شاخص‌های اقتصادی و تحلیل ریسک است. بازار نقل‌وانتقالات امروز بیش از آن‌که به یک بازار ورزشی شباهت داشته باشد به بازار بورس یا سرمایه‌گذاری خطرپذیر شباهت دارد. باشگاه‌ها دیگر فقط بازیکن نمی‌خرند؛ آنها روی آینده سرمایه‌گذاری می‌کنند. هواداران معمولاً تصور می‌کنند اگر دو مهاجم هر کدام ۳۰ گل در فصل زده باشند باید ارزش مشابهی داشته باشند اما واقعیت کاملاً متفاوت است.

باشگاه‌ها و بررسی داده‌ها

باشگاه‌های بزرگ اروپا برای ارزش‌گذاری یک بازیکن صد‌ها شاخص مختلف را تحلیل می‌کنند اما مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: سن، مدت باقی‌مانده قرارداد، کیفیت لیگ، سن واقعی فوتبالی.

پشت پرده امپراتوری ایجنت‌ها در فوتبال؛ قیمت‌گذاری با یک تماس!

انقلاب xG

اگر یک واژه باشد که در ده سال گذشته فوتبال را متحول کرده باشد، آن واژه Expected Goals (xG) است. پیش از ظهور xG همه گل‌ها ارزش یکسان داشتند اما امروز چنین نیست. یک ضربه از فاصله دو متری با دروازه ارزش آماری بسیار بیشتری از یک شوت از فاصله ۳۰ متری دارد. الگوریتم‌ها احتمال گل شدن هر ضربه را محاسبه می‌کنند. فقط گل مهم نیست؛ حمل توپ هم پول‌ساز است.

چند سال پیش شاید کمتر کسی اصطلاح Progressive Carries را شنیده بود. امروز این شاخص یکی از مهم‌ترین معیار‌های ارزش‌گذاری بازیکنان هجومی است. این شاخص نشان می‌دهد بازیکن چند بار با حمل توپ تیم را به مناطق خطرناک‌تر زمین رسانده است. به همین دلیل است که امباپه، وینیسیوس یا یامال فقط به خاطر گل‌هایشان ارزشمند نیستند. آنها خودشان حمله را می‌سازند. همین ویژگی باعث می‌شود قیمت‌شان چند ده میلیون یورو افزایش پیدا کند.

هوش مصنوعی حتی سرعت دویدن را هم متفاوت تحلیل می‌کند. شاید تصور کنید سرعت همه چیز است. اما الگوریتم‌ها چنین نظری ندارند. امروز شرکت‌هایی مانند SkillCorner و Second Spectrum فقط سرعت نهایی بازیکن را اندازه نمی‌گیرند. سرعت بدون توپ، سرعت هنگام حمل توپ، شتاب اولیه، کاهش سرعت بعد از تغییر مسیر، فاصله طی‌شده در اسپرینت و کیفیت تصمیم هنگام دویدن بازیکن را بررسی می‌کنند. به همین دلیل است که دو بازیکن با سرعت ۳۶ کیلومتر بر ساعت ممکن است ارزش اقتصادی کاملاً متفاوتی داشته باشند. امباپه نمونه کلاسیک این موضوع است. او شاید سریع‌ترین بازیکن جهان نباشد اما یکی از سریع‌ترین بازیکنان جهان هنگام حمل توپ است؛ مهارتی که بسیار کمیاب‌تر از صرفاً سریع دویدن است.

پیش‌بینی آینده با الگوریتم‌ها

شاید شگفت‌انگیزترین بخش ارزش‌گذاری بازیکنان همین باشد. باشگاه‌های بزرگ دیگر فقط عملکرد امروز را تحلیل نمی‌کنند. آنها با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی، آینده بازیکن را نیز شبیه‌سازی می‌کنند. احتمال مصدومیت در سه سال آینده، افت بازیکن بعد از ۲۸ سالگی، سبک بازی او با افزایش سن، قابلیت تغییر پست، موفقیتدر لیگ دیگر. این مدل‌ها بر اساس میلیون‌ها داده از هزاران فوتبالیست آموزش دیده‌اند. به همین دلیل است که گاهی باشگاهی حاضر می‌شود برای یک نوجوان ۱۸ ساله بیش از ۱۰۰ میلیون یورو پرداخت کند زیرا مدل‌های پیش‌بینی، بازده ورزشی و اقتصادی او را در سال‌های آینده بسیار بالا ارزیابی کرده‌اند. اما یک متغیر هنوز از دست الگوریتم‌ها خارج است. 

با وجود تمام پیشرفت‌ها، مدیران ورزشی بزرگ اروپا به یک نکته اعتراف می‌کنند که هوش مصنوعی هنوز نمی‌تواند شخصیت یک فوتبالیست را به‌طور کامل اندازه بگیرد. آیا بازیکن تحمل فشار برنابئو یا آنفیلد را دارد؟ یا پس از یک فصل ناموفق دوباره بلند می‌شود؟ یا می‌تواند رهبر رختکن باشد؟ آیا شخصیت او با فرهنگ باشگاه سازگار است؟ این همان جایی است که هنوز تجربه مدیران، مربیان و روان‌شناسان ورزشی بر الگوریتم‌ها برتری دارد. شاید به همین دلیل باشد که فوتبال با وجود ورود هوش مصنوعی و علم داده هنوز کاملاً قابل پیش‌بینی نیست و همین غیرقابل‌پیش‌بینی بودن بازار نقل‌وانتقالات را به یکی از پیچیده‌ترین و جذاب‌ترین بازار‌های جهان تبدیل کرده است.

بازی پشت پرده‌ی ایجنت‌ها

نقل‌وانتقالات در فوتبال امروز دیگر صرفاً رقابت بین دو باشگاه نیست؛ رقابت بین شبکه‌ای از ایجنت‌ها، تحلیلگران داده، وکلا، مدیران بازاریابی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری ورزشی و حتی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی است. در بسیاری از انتقال‌های بزرگ آنچه قیمت نهایی را تعیین می‌کند، نه تعداد گل‌ها، بلکه قدرت مذاکره اطرافیان او است. به همین دلیل است که گاهی دو فوتبالیست با آمار تقریباً مشابه اختلاف قیمتی ۷۰ یا حتی ۱۰۰ میلیون یورویی پیدا می‌کنند.

اقتصاد کلاسیک می‌گوید قیمت هر کالا حاصل عرضه و تقاضاست اما بازار فوتبال کمی متفاوت عمل می‌کند. اینجا عرضه تقریباً صفر است. چند فوتبالیست در دنیا می‌توانند در سطح امباپه، یامال، بلینگام یا هالند بازی کنند؟ شاید کمتر از ۲۰ نفر. وقتی عرضه تا این اندازه محدود باشد، دیگر قیمت بر اساس هزینه تولید تعیین نمی‌شود بلکه بر اساس میزان کمیابی شکل می‌گیرد. همین موضوع باعث شده فوتبال به یکی از معدود بازار‌هایی تبدیل شود که در آن، ارزش یک دارایی می‌تواند ظرف چند ماه دو برابر شود.

نمونه روشن آن لامین یامال است. ارزش بازار او طی کمتر از دو فصل جهشی بی‌سابقه را تجربه کرد؛ نه فقط به‌دلیل عملکرد فنی، بلکه به این دلیل که باشگاه‌ها به این جمع‌بندی رسیدند که فوتبالیستی با این سن، این کیفیت و این ظرفیت تجاری، در بازار تقریباً یافت نمی‌شود.

معماران خاموش قرارداد‌های میلیاردی

اگر مدیران باشگاه‌ها بازیگران اصلی بازار باشند، ایجنت‌ها کارگردانان پشت صحنه‌اند. نام‌هایی مانند ژرژ مندس، پینی زهاوی و مینو رایولای فقید نشان دادند که یک ایجنت، دیگر صرفاً واسطه انتقال نیست؛ او یک استراتژیست اقتصادی است. ایجنت‌های بزرگ امروز تیم‌هایی از اقتصاددانان، وکلا، متخصصان مالیاتی، کارشناسان برند و تحلیلگران رسانه‌ای را در اختیار دارند. وظیفه آنها فقط گرفتن دستمزد بیشتر نیست. آنها باید برای موکل خود بازار بسازند.

بازیکن چگونه قیمت‌گذاری می‌شود؟

برخلاف تصور عموم، باشگاه‌ها معمولاً از همان ابتدا بالاترین قیمت را پیشنهاد نمی‌دهند. اینجا هنر ایجنت آغاز می‌شود. او ممکن است هم‌زمان با چند باشگاه مذاکره کند. اطلاعات کنترل‌شده‌ای به رسانه‌ها بدهد. علاقه باشگاه‌های رقیب را برجسته کند. فضای رقابتی ایجاد کند. زمان مذاکره را مدیریت کند. در اقتصاد به این فرآیند مزایده رقابتی گفته می‌شود. هرچه تعداد خریداران بالقوه بیشتر باشد، قیمت نهایی نیز افزایش پیدا می‌کند. انتقال‌های بزرگ سال‌های اخیر بار‌ها نشان داده‌اند که رقابت میان باشگاه‌ها، گاهی ده‌ها میلیون یورو به قیمت یک بازیکن اضافه کرده است.

تغییر صورت‌های مالی باشگاه‌ها

دهه ۱۹۹۰ ارزش بازیکن فقط با عملکرد ورزشی سنجیده می‌شد. اما امروز مدیران باشگاه‌ها هنگام جذب یک ستاره سؤال‌های متفاوتی مطرح می‌کنند. از فالوورهای اینستاگرام تا فروش پیراهن یا جذب اسپانسر.  به همین دلیل است که باشگاه‌ها امروز دو بازیکن را خریداری می‌کنند؛ یکی داخل زمین و دیگری بیرون از زمین.

امباپه؛ یک شرکت اقتصادی!

زمانی که کیلیان امباپه به رئال مادرید پیوست، مدیران این باشگاه تنها به آمار گل‌های او نگاه نمی‌کردند. امباپه یکی از شناخته‌شده‌ترین برند‌های ورزشی جهان است. او میلیون‌ها دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی دارد. قرارداد‌های تبلیغاتی بین‌المللی امضا می‌کند. چهره کمپین‌های جهانی برند‌های بزرگ است و حضورش، ارزش رسانه‌ای باشگاه را در بازار‌های مختلف افزایش می‌دهد. به همین دلیل است که اقتصاددانان ورزش معتقدند بخشی از هزینه جذب چنین بازیکنانی، از طریق درآمد‌های تجاری و بازاریابی جبران می‌شود.

ارزیابی شخصیت؟!

باشگاه‌های بزرگ حالا سراغ روش‌های پیچیده‌تری رفته‌اند. آنها رفتار رسانه‌ای، تعامل در شبکه‌های اجتماعی، واکنش به فشار، سابقه انضباطی، ارتباط با هم‌تیمی‌ها و حتی میزان ثبات روانی را بررسی می‌کنند. هدف این است که احتمال بروز بحران‌های پرهزینه پس از انتقال کاهش یابد زیرا یک قرارداد ۱۵۰ میلیون یورویی تنها خرید یک فوتبالیست نیست؛ سرمایه‌گذاری روی آینده باشگاه است.

چرا بعضی انتقال‌ها هرگز انجام نمی‌شوند؟

گاهی همه‌چیز آماده است. باشگاه خریدار پول دارد. باشگاه فروشنده موافق است. بازیکن نیز علاقه نشان می‌دهد اما انتقال انجام نمی‌شود. دلیل چیست؟ پاسخ در تحلیل ریسک نهفته است. باشگاه‌های بزرگ امروز برای هر انتقال ده‌ها سناریوی مالی طراحی می‌کنند: اگر بازیکن یک سال مصدوم شود چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر عملکردش افت کند، آیا امکان فروش مجدد وجود دارد؟ اگر قوانین مالی یوفا سخت‌گیرانه‌تر شوند، این قرارداد چه اثری بر تراز مالی باشگاه خواهد گذاشت؟ به همین دلیل است که بسیاری از انتقال‌ها در آخرین لحظه متوقف می‌شوند؛ نه به‌دلیل مسائل فنی، بلکه به‌دلیل آنکه مدل‌های مالی، ریسک معامله را بیش از حد بالا ارزیابی می‌کنند.

تقاطع فوتبال، اقتصاد و روان‌شناسی!

شاید بزرگ‌ترین تغییر فوتبال در دهه اخیر همین باشد. بازار نقل‌وانتقالات دیگر فقط درباره فوتبال نیست. این بازار، محل تلاقی علوم مختلف است: اقتصاد، برای ارزش‌گذاری دارایی‌ها. هوش مصنوعی، برای پیش‌بینی آینده. روان‌شناسی، برای ارزیابی شخصیت. بازاریابی، برای سنجش ارزش برند و حقوق، برای طراحی قرارداد‌هایی که گاهی از قرارداد‌های شرکت‌های بزرگ چندملیتی پیچیده‌ترند. امروز ارزش واقعی یک فوتبالیست در نقطه تلاقی استعداد، داده، اقتصاد، رسانه و آینده شکل می‌گیرد و شاید به همین دلیل باشد که بازار نقل‌وانتقالات فوتبال پس از بازار‌های مالی و فناوری به یکی از پیچیده‌ترین بازار‌های جهانی تبدیل شده است.

پشت پرده امپراتوری ایجنت‌ها در فوتبال؛ قیمت‌گذاری با یک تماس!

مدیران ورزشی بازنشسته می‌شوند؟

در تابستان ۲۰۲۵ زمانی که مدیران باشگاه‌های بزرگ اروپا پشت میز مذاکره برای انتقال ستاره‌های فوتبال نشسته بودند، یک اتفاق آرام، اما تاریخی در حال رخ دادن بود؛ در بسیاری از باشگاه‌ها، اولین نظر را دیگر سرمربی یا استعدادیاب نمی‌داد، بلکه الگوریتم می‌داد. این شاید مهم‌ترین تحول بازار نقل‌وانتقالات در یک دهه اخیر باشد. 

اگر دهه ۱۹۹۰ عصر استعدادیاب‌ها بود و دهه ۲۰۱۰ عصر تحلیل داده، دهه ۲۰۳۰ احتمالاً به عصر هوش مصنوعی پیش‌بین تبدیل خواهد شد؛ عصری که باشگاه‌ها قبل از خرید یک بازیکن، آینده حرفه‌ای او را شبیه‌سازی خواهند کرد. آیا فوتبال به جایی می‌رسد که یک نرم‌افزار بهتر از یک مربی، درباره خرید یک ستاره تصمیم بگیرد؟ به نظر می‌رسد برای اولین بار باشگاه‌ها آینده را خریداری می‌کنند، نه گذشته را. امروز این معیار تقریباً جای خود را به مدل‌های پیش‌بینی داده است. باشگاه‌هایی مانند لیورپول، برایتون، برنتفورد، بنفیکا و آتالانتا سال‌هاست از این مدل‌ها استفاده می‌کنند. این تغییر نگاه، بازار نقل‌وانتقالات را وارد مرحله‌ای کرده که اقتصاددانان از آن با عنوان Predictive Football Economy یاد می‌کنند؛ اقتصادی که در آن ارزش امروز یک بازیکن بر اساس عملکرد فردای او تعیین می‌شود.

دوقلوی دیجیتال

یکی از مفاهیمی که در سال‌های اخیر وارد صنعت ورزش شده، Digital Twin یا «دوقلوی دیجیتال» است. این فناوری که پیش‌تر در صنایع هوافضا، خودروسازی و پزشکی کاربرد داشت، اکنون در حال ورود به فوتبال است. دوقلوی دیجیتال نسخه‌ای مجازی از یک بازیکن است که با استفاده از هزاران داده عملکردی، فیزیولوژیک و بیومکانیکی ساخته می‌شود. این مدل می‌تواند شبیه‌سازی کند که اگر بازیکن به لیگ دیگری منتقل شود یا تحت فشار بازی‌های بیشتر قرار گیرد یا در سیستم تاکتیکی متفاوت بازی کند یا حتی چند کیلوگرم وزن اضافه کند عملکردش چگونه تغییر خواهد کرد؟ 

چنین فناوری‌هایی هنوز در ابتدای مسیر هستند اما باشگاه‌های بزرگ و شرکت‌های تحلیل داده سرمایه‌گذاری قابل توجهی روی آنها انجام داده‌اند. دیگر فقط استعداد مهم نیست؛ قابلیت پیش‌بینی مهم‌تر است. در فوتبال مدرن، استعداد شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. باشگاه‌ها امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال بازیکنانی هستند که رفتارشان قابل پیش‌بینی باشد. بازیکنی که کیفیت فنی بالایی دارد، اما احتمال مصدومیتش زیاد است، از نظر اقتصادی دارایی پرریسکی محسوب می‌شود. برعکس بازیکنی که شاید از نظر فنی کمی پایین‌تر باشد اما ثبات عملکرد، آمادگی بدنی و سازگاری تاکتیکی بالایی داشته باشد ممکن است ارزش بیشتری پیدا کند. همین منطق باعث شده که تحلیل ریسک به یکی از مهم‌ترین بخش‌های نقل‌وانتقالات تبدیل شود.

حذف احتمالی استعدادیاب‌ها

متیو بنهام، مالک برنتفورد انگلیس و میتیولن دانمارک که از پیشگامان استفاده از تحلیل داده در فوتبال است بار‌ها تأکید کرده که داده‌ها جای انسان را نمی‌گیرند بلکه کیفیت تصمیم انسان را افزایش می‌دهند. در لیورپول نیز مایکل ادواردز و تیم او هرگز تصمیم نهایی را صرفاً بر اساس مدل‌های آماری اتخاذ نمی‌کردند. داده‌ها فهرست گزینه‌ها را محدود می‌کردند و سپس استعدادیاب‌ها، مربیان و مدیران ورزشی ارزیابی نهایی را انجام می‌دادند. به بیان دیگر، آینده فوتبال نه در حذف انسان بلکه در همکاری انسان و هوش مصنوعی است.

بازاری پیچیده‌تر از بورس!

یک واقعیت همچنان پابرجاست؛ هیچ الگوریتمی هنوز نتوانسته «نبوغ» را با قطعیت پیش‌بینی کند. هیچ مدل آماری نمی‌توانست پیش‌بینی کند نوجوانی ۱۷ ساله مانند پله در سال ۱۹۵۸، کیلیان امباپه در سال ۲۰۱۸ یا لامین یامال در دهه ۲۰۲۰ مسیر فوتبال جهان را تغییر خواهند داد.

شاید همین راز بزرگ فوتبال باشد؛ ورزشی که هر روز علمی‌تر، دقیق‌تر و داده‌محورتر می‌شود، اما هنوز مهم‌ترین عنصر آن، همان چیزی است که هیچ هوش مصنوعی قادر به محاسبه کاملش نیست: استعدادی که در لحظه‌ای غیرقابل پیش‌بینی، تاریخ را تغییر می‌دهد. شاید به همین دلیل است که بازار نقل‌وانتقالات با وجود همه الگوریتم‌ها، همچنان هیجان‌انگیزترین و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین بازار اقتصاد ورزش باقی مانده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *