بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

نه مسی، نه رونالدو؛ امباپه وارث واقعی پله!

منبع : خبرگزاری تابناک
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵ | ۱۱:۳۶

۶۰ سال پیش وقتی پله پا به توپ می‌شد، دنیا زبان توصیف او را نداشت. امروز وقتی امباپه با توپ می‌دود، الگوریتم‌های هوش مصنوعی سرعت، شتاب، زاویه بدن، احتمال گل و ارزش هر حرکت او را اندازه می‌گیرند، اما یک چیز همچنان اندازه‌گیری نمی‌شود؛ احساسی که تماشاگر هنگام دیدن او پیدا می‌کند. همان احساسی که نسل‌های قبل هنگام دیدن پله تجربه می‌کردند.

تابناک: جام جهانی ۲۰۲۶ به ایستگاه پایانی رسید و کیلیان امباپه به‌مانند سه جام جهانی اخیر یکی از ستاره‌های درخشان جام بود؛ اگرچه پای فینال، پای تیمش لغزید و خروس‌ها به دیدار رده‌بندی رفتند تا مقابل توپخانه انگلیسی‌ها سلاخی شوند. البته موضوع این گزارش چیزی فراتر از بردن سومین جام جهانی به خانه خروس‌هاست. 

به گزارش سرویس ورزشی تابناک، در تاریخ فوتبال مقایسه‌ها ساده‌اند؛ هر ستاره‌ای که می‌درخشد، رسانه‌ها بلافاصله او را به یکی از بزرگان گذشته تشبیه می‌کنند؛ مسی را مارادونا، کریستیانو را وارث اوزه‌بیو یا جورج بست، رونالدوی برزیلی را نسخه‌ای کامل‌تر از پله. این مقایسه‌ها اگرچه برای تیتر‌های خبری جذاب‌اند اما اغلب یک ضعف اساسی دارند؛ آنها بیش از آن‌که بر پایه سبک بازی باشند، بر شهرت، ملیت یا تعداد گل‌ها استوارند.

اسطوره‌ای از آینده!

کیلیان امباپه از نخستین روز‌های درخشش قربانی مقایسه‌ها شد. رسانه‌های اسپانیایی او را «رونالدوی جدید» خواندند، فرانسوی‌ها از «تیری آنری تازه» نوشتند و برخی او را در ادامه مسیر لیونل مسی قرار دادند اما هرچه گذشت یک واقعیت آشکارتر شد؛ او نه شبیه رونالدو، نه مسی، نه حتی رونالدوی برزیلی بود. شاید عجیب باشد اما اگر فوتبال را از دریچه تاکتیک، بیومکانیک حرکت، تصمیم‌گیری و شیوه گلزنی تحلیل کنیم نزدیک‌ترین فوتبالیست تاریخ به امباپه، نه در قرن ۲۱ بلکه دهه ۱۹۶۰ بازی می‌کرد؛ «پله» معروف! این ادعا احساسی نیست؛ پشتوانه تاریخی دارد.

اگر فوتبال را از دریچه تاکتیک، بیومکانیک حرکت، تصمیم‌گیری و شیوه گلزنی تحلیل کنیم نزدیک‌ترین فوتبالیست تاریخ به امباپه، نه در قرن بیست‌ویکم بلکه در دهه ۱۹۶۰ بازی می‌کرد!

در فینال جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه وقتی امباپه دروازه کرواسی را باز کرد، تنها یک گل به ثمر نرساند؛ او رکوردی را زنده کرد که ۶۰ سال دست‌نخورده باقی مانده بود. آخرین نوجوانی که پیش از او در فینال جام جهانی گل زده بود، پله ۱۷ ساله در سال ۱۹۵۸ بود؛ نوجوانی که سوئد را فتح کرد و مسیر فوتبال جهان را تغییر داد. ۶۰ سال فاصله میان این دو صحنه وجود داشت اما شباهت اتفاقی نبود. فیفا همان زمان از امباپه به‌عنوان بازیکنی یاد کرد که بار دیگر ردپای پله را در فوتبال جهان زنده کرده اما شباهت واقعی این دو بسیار فراتر از یک رکورد تاریخی است.

تا پیش از جام جهانی ۲۰۲۶ هم بسیاری از تحلیل‌ها درباره امباپه حول محور قهرمانی فرانسه در روسیه و هت‌تریک تاریخی او در فینال ۲۰۲۲ برابر آرژانتین می‌چرخید اما جام جهانی جدید جایگاه او را از یک ستاره بزرگ به یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان تاریخ ارتقا داد. امباپه در سومین جام جهانی‌اش بار دیگر یکی از چهره‌های اصلی فرانسه بود و تا پای فینال هم خوب پیش رفتند اما قربانی نسخه اسپانیایی دلافوئنته شدتد تا با فروپاشی تیم دشان، در رده بندی قربانی انگیزه انگلیسی‌ها شوند و به چهارمی جام بسنده کنند.

اشتباه پشت استباه!

شاید نخستین خطای تحلیلگران مقایسه امباپه با کریستیانو بود. در نگاه نخست شباهت‌هایی دیده می‌شد؛ هر دو گلزن‌، هر دو سریع و هر دو در نوجوانی به شهرت رسیدند اما وقتی تصاویر بازی این دو را بررسی کنیم تفاوت‌ها بسیار بیشتر از شباهت‌هاست. کریستیانو به‌ویژه بعد از حضور در رئال به مهاجمی تبدیل شد که بیشترین تهدیدش در محوطه جریمه بود. او استاد جای‌گیری، ضربات سر، ضربات آخر و تمام‌کنندگی در فضای محدود بود. رونالدو به مرور از یک وینگر تکنیکی به یک شکارچی محوطه تبدیل شد.

امباپه هرگز چنین فوتبالی بازی نکرده و بخش بزرگی از خطرناک‌ترین لحظات او پیش از رسیدن به محوطه جریمه شکل می‌گیرد؛ زمانی که توپ را در میانه میدان دریافت می‌کند، مدافع را وادار به عقب‌نشینی می‌کند و با سه یا چهار گام ساختار دفاعی حریف را از هم می‌پاشد. او مهاجمی نیست که منتظر توپ بماند؛ خودش حمله را خلق می‌کند. این ویژگی‌ در فیلم‌های باقی‌مانده از بازی‌های پله هم دیده می‌شود.

نه مسی، نه رونالدو؛ امباپه وارث واقعی پله

از کنترل مسی تا انفجار امباپه!

جدا از مقایسه کریستیانو با امباپه، مقایسه او با مسی سخت‌تر است. مسی شاید بزرگ‌ترین مغز متفکر فوتبال مدرن باشد. او ریتم بازی را می‌سازد، با پاس‌های کوتاه دفاع را می‌شکند و با تغییر زاویه بدن، فضا‌هایی خلق می‌کند که دیگران حتی نمی‌بینند. امباپه اما از منطق دیگری پیروی می‌کند. او بازی را نمی‌سازد؛ بازی را منفجر می‌کند. تحلیل داده‌های بازی‌های او نشان می‌دهد که بسیاری از خطرناک‌ترین حملات تیم‌هایش، نه با پاس‌های متعدد بلکه با یک حمل عمودی و انفجاری آغاز شده‌اند. امباپه مدافع را مجبور نمی‌کند تصمیم اشتباه بگیرد؛ آن‌قدر سریع حرکت می‌کند که فرصتی برای تصمیم‌گیری باقی نمی‌گذارد. همین ویژگی بود که بابی چارلتون سال‌ها پیش درباره پله توصیف کرده بود: «وقتی فکر می‌کردی قرار است او را مهار کنی، توپ از کنارت گذشته بود.»

راز بزرگ نینجا

بسیاری تصور می‌کنند مهم‌ترین ویژگی امباپه سرعت است اما این برداشت تنها بخشی از واقعیت است. در فوتبال حرفه‌ای تفاوت بزرگی میان سرعت نهایی و شتاب اولیه وجود دارد. بازیکنان زیادی می‌توانند به سرعتی بیش از ۳۵ کیلومتر بر ساعت برسند اما تعداد بسیار کمی قادرند در دو یا سه گام نخست فاصله‌ای ایجاد کنند که مدافع را از بازی حذف کند. امباپه استاد همین هنر است.

در روزگاری که فوتبال مدرن با الگوریتم‌ها، داده‌ها و هوش مصنوعی بازیکنان را تحلیل می‌کند، امباپه بیش از هر ستاره دیگری، تصویری از مهاجمی را زنده کرده که ۶۰ سال پیش دنیا را شگفت‌زده کرده بود

از نگاه کارشناسان علوم ورزشی این ویژگی «شتاب انفجاری» نام دارد؛ قابلیتی که نه فقط به قدرت عضلات بلکه به هماهنگی عصبی، تصمیم‌گیری لحظه‌ای و تکنیک دویدن وابسته است. جالب اینکه تقریباً تمام روایت‌های تاریخی از پله نیز روی همین ویژگی تأکید دارند. مدافعان دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بار‌ها گفته‌اند که پله سریع‌ترین بازیکنی نبود که دیده بودند اما در دو گام اول هیچ‌کس به او نمی‌رسید. این همان نقطه‌ای است که تاریخ فوتبال، پله و امباپه را به هم پیوند می‌دهد. 

امباپه بیش از هر ستاره دیگری تصویری از مهاجمی را زنده کرده که ۶۰ سال پیش دنیا را شگفت‌زده کرده بود؛ مهاجمی که فوتبال را نه با نمایش بلکه با انفجار، سرعت تصمیم و بی‌رحمی در ضربه آخر تعریف می‌کرد. شاید به همین دلیل باشد که هرچه بیشتر امباپه را تماشا می‌کنیم کمتر یاد مسی و رونالدو می‌افتیم و بیشتر سایه مردی را می‌بینیم که فوتبال جهان چند دهه مجذوب او بود.

نه مسی، نه رونالدو؛ امباپه وارث واقعی پله

چرا امباپه؟ چرا پله؟

اگر قرار باشد تنها یک ویژگی را انتخاب کنیم که امباپه را از مسی، کریستیانو، رونالدوی برزیلی، نیمار و حتی ارلینگ هالند جدا کند، آن ویژگی نه سرعت است، نه تعداد گل‌ها و نه دریبل‌های چشم‌نواز. ویژگی منحصربه‌فرد امباپه، ترکیب سرعت، قدرت و تصمیم‌گیری در کسری از ثانیه است؛ همان ترکیبی که شش دهه پیش، پله را به فوتبالیستی فراتر از زمان خود تبدیل کرده بود. به همین دلیل آرسن ونگر درباره امباپه می‌گوید: «او ترکیبی کم‌نظیر از هوش، قدرت، سرعت و تمام‌کنندگی است؛ ویژگی‌هایی که معمولاً در یک بازیکن جمع نمی‌شوند.» دقیقاً همین جمله را اگر از متن خارج کنیم می‌توان درباره پله نیز به کار برد.

استاد ضربه آخر!

اشتباه رایج درباره امباپه این است که تصور می‌شود مدافعان فقط به دلیل سرعتش از مهار او عاجزند اما داده‌های تحلیلی فوتبال چیز دیگری می‌گویند. کارشناسان بارها اشاره کرده‌اند که او پیش از آن‌که توپ را دریافت کند تصمیمش را گرفته؛ یعنی زمانی که توپ هنوز در راه رسیدن به پای اوست، می‌داند قرار است به کدام سمت حرکت کند، از کدام فضا عبور کند و ضربه آخر را به کدام گوشه دروازه بزند. همین ویژگی باعث می‌شود مدافعان همیشه یک تصمیم عقب‌تر از او باشند. پله هم دقیقاً چنین فوتبالی بازی می‌کرد. او هیچ‌گاه بازیکنی نبود که با پنج یا شش دریبل متوالی تماشاگر را سرگرم کند. او با کمترین لمس توپ بیشترین آسیب را به ساختار دفاعی حریف وارد می‌کرد. همان فوتبالی که امروز امباپه ارائه می‌دهد.

یک نسخه مخصوص!

امباپه از معدود مهاجمان فوتبال جهان است که تقریباً با هر دو پا از زوایای مختلف و با انواع ضربات می‌تواند دروازه را باز کند. روی پا، بغل پا، شوت زمینی، ضربه کات‌دار، از پشت محوطه، تک‌به‌تک یا حتی چیپ؛ او برای هر موقعیتی نسخه مخصوص خود را دارد اما آنچه او را به پله نزدیک می‌کند، تنوع ضربات نیست؛ انتخاب درست ضربه است. بسیاری از مهاجمان توپ را به سمت دروازه می‌کوبند. امباپه توپ را به سمتی می‌فرستد که دروازه‌بان کمترین شانس واکنش را داشته باشد.

دریبل برای امباپه یک هدف نیست؛ یک ابزار است. او مدافع را فقط تا جایی دریبل می‌زند که مسیرش به سمت دروازه باز شود. دقیقاً همان چیزی که تصاویر آرشیوی از بازی‌های پله نشان می‌دهد

تحلیل گل‌های او نشان می‌دهد درصد بالایی از ضرباتش به گوشه‌های پایین یا دور از دسترس دروازه‌بان ختم می‌شود؛ مناطقی که احتمال مهار توپ به شکل محسوسی کاهش پیدا می‌کند. همان ویژگی که سرمربیان نسل پله نیز بارها درباره او گفته‌ بودند؛ پله فقط گل نمی‌زد، گل را طراحی می‌کرد.

نمایش یا کارایی؟

اگر از هواداران بخواهید بهترین دریبل‌زن تاریخ فوتبال را انتخاب کنند نام‌هایی مانند گارینشا، مارادونا، رونالدوی برزیلی، نیمار یا مسی را خواهند گفت و شاید امباپه در این فهرست قرار نگیرد اما این نقطه ضعف او نیست بلکه تفاوت فلسفه فوتبال اوست. دریبل برای امباپه هدف نیست؛ ابزار است. او مدافع را فقط تا جایی دریبل می‌زند که مسیرش به سمت دروازه باز شود. اغلب دریبل‌های امباپه تنها با یک تغییر جهت، یک ضربه به توپ یا یک انفجار سرعت به پایان می‌رسد. این دقیقاً همان چیزی است که تصاویر آرشیوی از بازی‌های پله نشان می‌دهد. پله نیز برخلاف تصور رایج بازیکنی نبود که برای نمایش مهارت‌های فردی چندین مدافع را دریبل بزند. او با ساده‌ترین حرکت، سخت‌ترین مأموریت را انجام می‌داد. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از کارشناسان، فوتبال پله را «اقتصاد حرکت» نامیدند؛ فوتبالی که در آن هیچ لمس اضافه‌ای وجود نداشت. 

نه مسی، نه رونالدو؛ امباپه وارث واقعی پله

امباپه جدا از همه!

در بین بازیکنان جوان جهان ارلینگ هالند از بهترین تمام‌کننده‌های جهان است. یامال و وینیسیوس از خطرناک‌ترین وینگرها و جمال موسیالا هم بی‌نظیر است. حتی جود بلینگام هم یک هافبک مهاجم تمام عیار است اما امباپه ویژگی‌ای دارد که تقریباً هیچ‌کدام از آنها به شکل هم‌زمان در اختیار ندارند؛ او می‌تواند در فاصله ۵۰ متری از دروازه توپ را بگیرد، مدافع را حذف کند، سرعتش را حفظ کند و در پایان همان حرکت، ضربه‌ای دقیق و حساب‌شده بزند. در فوتبال چنین بازیکنانی بسیار کمیاب‌اند. در واقع تاریخ فوتبال مدرن شاید تنها دو نمونه شاخص از این الگو را به یاد داشته باشد؛ پله و امباپه.

شاید به همین دلیل هرچه زمان می‌گذرد، مقایسه امباپه با مسی یا کریستیانو کمتر قانع‌کننده به نظر می‌رسد. آنها هر کدام فوتبال را به شیوه خود متحول کردند اما امباپه در حال احیای سبکی است که سال‌ها تصور می‌شد در فوتبال مدرن امروز تکرار نخواهد شد؛ سبک مهاجمی که هم سازنده است، هم تمام‌کننده، هم سرعت دارد، هم قدرت و مهم‌تر از همه، پیش از همه تصمیم می‌گیرد.

نه مسی، نه رونالدو؛ امباپه وارث واقعی پله
امباپه وارث پله؟
سال ۲۰۱۹ زمانی که امباپه هنوز ۲۰ سال داشت پله جمله‌ای گفت که امروز معنای آن بیش از هر زمان دیگری روشن شده: «اگر کیلیان به گلزنی ادامه دهد شاید مردم دوباره مجبور شوند من را با او مقایسه کنند.» پله به ندرت چنین جمله‌ای درباره بازیکنان دیگر به زبان آورده بود. او در سال‌های پایانی عمرش بار‌ها از مسی، کریستیانو، رونالدوی برزیلی، نیمار و دیگر ستاره‌ها تمجید کرد اما تنها درباره امباپه از واژه‌ای استفاده کرد که برای بسیاری از کارشناسان فوتبال معنایی فراتر از یک تعریف ساده داشت. شاید دلیل این نگاه شباهت عجیب مسیر فوتبالی این دو باشد. پله در ۱۷ سالگی قهرمان جهان شد. امباپه در ۱۹ سالگی؛ پله در فینال جام جهانی گل زد، امباپه هم گل زد؛ نینجا به نخستین نوجوان پس از پله تبدیل شد که در مهم‌ترین مسابقه فوتبال جهان موفق به گلزنی می‌شود. اما این تنها شباهت آماری نیست. 
 
فوتبالی فرای زمان!
واکلاو اسمیل، اندیشمند برجسته حوزه فناوری جمله معروفی دارد: «بعضی نوآوری‌ها آن‌قدر جلوتر از زمان خود هستند که سال‌ها طول می‌کشد جهان آنها را درک کند.» اگر این جمله را به فوتبال تعمیم دهیم، شاید بهترین مصداق آن پله باشد. امروز که تصاویر بازی‌های او با کیفیت بالا بازسازی شده‌اند بسیاری از تحلیلگران تازه متوجه شده‌اند پله در دهه ۱۹۶۰ کار‌هایی انجام می‌داد که بیشتر شبیه فوتبال قرن ۲۱ بود.
 
سرعت انتقال از دفاع به حمله، حمل توپ با گام‌های بلند، ضربات ناگهانی با هر دو پا، پرس از خط حمله، جابه‌جایی دائمی بین مرکز و کناره‌ها؛ همه اینها امروز ویژگی‌های فوتبال مدرن محسوب می‌شوند. امباپه نیز چنین فوتبالی بازی می‌کند. او نه یک مهاجم سنتی است، نه وینگر کلاسیک، نه بازی‌ساز؛ او همان نقشی را ایفا می‌کند که پله ۶۰ سال پیش اجرا می‌کرد؛ یک مهاجم آزاد.
 
کارلو آنچلوتی سرمربی برزیل درباره امباپه جمله‌ای دارد که شاید بیش از هر چیز ماهیت فوتبال او را توصیف کند: «امباپه بازیکنی نیست که بتوان او را در یک پست محدود کرد؛ او هرجا توپ باشد خطرناک است.» دقیقاً همین جمله را دهه‌ها قبل درباره پله گفته بودند. چیزی که آمار نشان نمی‌دهد. کافی است به چند دقیقه از بازی‌های او نگاه کنید. ممکن است ده دقیقه تقریباً دیده نشود اما کافی است یک بار توپ را در فضای مناسب دریافت کند. در کمتر از پنج ثانیه نتیجه مسابقه تغییر می‌کند. این همان ویژگی است که الکس فرگوسن سال‌ها پیش گفته بود: «فوتبالیست‌های بزرگ لازم نیست تمام مسابقه را در اختیار داشته باشند؛ آنها فقط باید لحظه درست را پیدا کنند.» امباپه استاد این لحظه‌هاست.
 
نه مسی، نه رونالدو؛ امباپه وارث واقعی پله
امباپه یا رونالدوی برزیلی؟
شاید جنجالی‌ترین بخش همین باشد. بیشتر هواداران فوتبال به محض دیدن سرعت و تکنیک امباپه ناخودآگاه یاد رونالدوی برزیلی می‌افتادند. اما این شباهت بیشتر ظاهری است. رونالدو عاشق نبرد‌های فردی بود. او از دریبل زدن لذت می‌برد. گاهی برای عبور از یک مدافع دو یا سه حرکت اضافه انجام می‌داد. امباپه چنین فوتبالی ندارد. او اقتصاد حرکت را رعایت می‌کند. کمترین لمس و کمترین مکث. کمترین حرکت اضافه و سریع‌ترین مسیر تا دروازه. این همان فلسفه فوتبالی است که پله را از دیگر ستاره‌های نسل خودش متمایز می‌کرد. 
 
شاید هرگز نتوان ثابت کرد که امباپه بهتر است یا پله. چنین مقایسه‌ای بی‌معناست. اما اگر سؤال شود در میان ستاره‌های سه دهه اخیر کدام بازیکن بیش از همه روح فوتبال پله را زنده کرده؟ پاسخ ساده ست

پله فوتبال را ساده بازی می‌کرد اما همان فوتبال ساده برای مدافعان غیرقابل مهار بود. شاید دیگر هرگز چنین فوتبالیستی تکرار نشود. پله در عصر دیگری بازی کرد. امباپه در عصر دیگری می‌درخشد. فوتبال تغییر کرده و سرعت بازی بیشتر شده است. بدنسازی پیشرفته‌تر شده و داده‌ها و هوش مصنوعی، تاکتیک‌ها را متحول کرده‌اند اما بعضی ویژگی‌ها هرگز تغییر نمی‌کنند. هوش فضایی، قدرت تصمیم‌گیری، غریزه گلزنی، توانایی تغییر نتیجه مسابقه با یک حرکت؛ این ویژگی‌ها تاریخ فوتبال را می‌سازند.

 
شاید هرگز نتوان ثابت کرد که امباپه از پله بهتر است یا پله از امباپه. چنین مقایسه‌ای بی‌معناست. اما اگر سؤال شود بین تمام ستاره‌های سه دهه اخیر کدام بازیکن بیش از همه روح فوتبال پله را زنده کرده؟ پاسخ ساده ست. نه مسی با نبوغ خارق‌العاده‌اش. نه کریستیانو با ماشین گلزنی بی‌نظیرش. نه رونالدوی برزیلی با دریبل‌های افسانه‌ای‌اش بلکه جوانی فرانسوی که با هر استارت انفجاری، هر فرار برق‌آسا، هر ضربه دقیق و هر گل سرنوشت‌ساز، خاطره مردی را زنده می‌کند که فوتبال را دهه‌ها جلوتر از زمان خود بازی می‌کرد.
 
شاید امباپه «پله دوم» نباشد چراکه پله تکرارشدنی نیست اما او بی‌تردید نزدیک‌ترین تصویر از آن اسطوره در فوتبال مدرن است؛ فوتبالیستی که ثابت کرد بعضی میراث‌ها نه با جام‌ها بلکه با سبک بازی ادامه پیدا می‌کنند.
 
نه مسی، نه رونالدو؛ امباپه وارث واقعی پله
 
نسل جدید آمده اما…
جام جهانی ۲۰۲۶ ثابت کرد فوتبال دیگر فقط متعلق به امباپه نیست. لامین یامال، جود بلینگام، ارلینگ هالند و … نسل تازه فوتبال جهان‌اند. یامال با درخشش در این جام جهانی نشان داد که فوتبال وارد عصر جدیدی شده و دیگر امباپه تنها پدیده جوان این ورزش نیست. اما تفاوت امباپه با این نسل در یک نکته نهفته؛ او دیگر صرفاً یک استعداد آینده‌دار نیست بلکه معیاری برای سنجش نسل جدید شده است. دهه ۲۰۱۰ این پرسش مطرح بود که آیا امباپه می‌تواند به مسی یا رونالدو برسد؟ سال ۲۰۲۶ این سؤال مطرح است که آیا یامال، بلینگام یا هالند می‌توانند به امباپه برسند؟ این دقیقاً همان جایگاهی است که پله در دهه ۱۹۶۰ داشت. هیچ‌کس بازیکنان را با هم‌نسلان پله مقایسه نمی‌کرد؛ همه می‌پرسیدند آیا می‌توانند به پله نزدیک شوند؟
 
گزارش: مهدی شمشیری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *