چند خطی برای هومن افاضلی؛ ایوای که گدا معتبر شد
منبع : خبرگزاری تابناک
هومن افاضلی، مشاور فنی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران که به دفاع از عملکرد این تیم در جام جهانی ۲۰۲۶ پرداخته است، صورتی از نقد را نشان داد که لازم است صحبتی با او انجام داد.
سجاد بیات – فوتبال، ورزشی که تمام تمدنش بر «بردن» بنا شده، در مکتب افاضلی به رشتهی «نباختن» ارتقا پیدا کرده است. با این منطق، تیمی که اصلاً به جام جهانی نرود از همه موفقتر است؛ نه میبازد، نه تساوی میکند، نه ویزا میخواهد.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، هومن افاضلی این روزها استعارهی تازهای برای فوتبال پیدا کرده: پراید. بهزعم او، همانطور که مردم عادی نمیتوانند توضیح بدهند موتور پراید چطور کار میکند، صلاحیت اظهارنظر فنی دربارهی تیم ملی را هم ندارند.
استعارهی بدی نیست؛ فقط آدرسش اشتباه است. مردم واقعاً لازم نیست بدانند دلکو کجاست و واشر سرسیلندر چه میکند. همینقدر که ماشین تا مکزیک رفته و با باک پر از توجیه، بدون هیچ بردی برگشته، برای قضاوت کافی است. سرنشین برای فهمیدنِ خراب بودن ماشین نیازی به مدرک مکانیکی ندارد؛ این مکانیک است که باید جواب بدهد چرا ماشینی که قولِ گازش را داده بودند، در هر سه ایستگاه خاموش کرد.
البته بد نیست هومن خان بداند که ملت پراید سوار، اینقدر سنگ زیرین آسیا بوده و اینقدر پولِ پیاپی تعمیرگاه رفتن نداشته که خوب میداند دلکو کجاست و هر صدای ماشین نشانهی کدام بدبختی تازه است. دقیقاً همانطور که وقتی ترکیب شروع بازی با نیوزیلند را دید، فهمید مقابل ضعیفترین تیم جام، قرار است چه کودی به چمنها بدهیم.
جام جهانیِ «موفق»، به روایت صورتجلسه
ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ سه بازی کرد، سه تساوی گرفت و از مرحلهی گروهی حذف شد. تا اینجا ریاضیِ ساده است؛ همان ریاضیای که نشان میدهد اگر تیم فقط یکی از آن تساویها را به برد تبدیل میکرد – حتی به قیمت باختنِ یکی دیگر – صعود کرده بود. اما در روایت رسمیِ مشاور فنی کادر، این حذف نه شکست که یک دستاورد تاریخی است: «تنها تیمی که در جام جهانی نباخته.»
این جمله را باید قاب کرد. فوتبال، ورزشی که تمام تمدنش بر «بردن» بنا شده، در مکتب افاضلی به رشتهی «نباختن» ارتقا پیدا کرده است. با این منطق، تیمی که اصلاً به جام جهانی نرود از همه موفقتر است؛ نه میبازد، نه تساوی میکند، نه ویزا میخواهد؛ و وقتی جواد خیابانی و خداداد عزیزی – که به مخالفت با کادر فنی هم شهره نیستند – روی آنتن التماس میکنند که «این حرفها را نزن»، پاسخ میشنوند که از این اعتقاد کوتاه نمیآید. ایمان، برخلاف صعود، چیزی است که این کادر بهوفور دارد.
موزهی توجیهات
اگر روزی موزهای برای بهانههای فوتبال ایران بسازند، ویترین مرکزیاش را باید به همین جام اختصاص بدهند: اگر ۱۵ روز زودتر میرسیدیم نیوزیلند را میبردیم. مشکل ویزا داشتیم. شرایط بدنی بازیکنان خوب نبود. پنالتی را بیرون زدیم. داور نگذاشت. توپها به تیر خورد.
دقت کنید: در هیچکدام از این جملهها فاعلی به نام «کادر فنی» وجود ندارد. تقویم مقصر است، سفارت مقصر است، تیر دروازه مقصر است، زمینوزمان مقصر است. تنها موجوداتی که در این روایت هیچ سهمی از هیچ اتفاقی ندارند، همانهایی هستند که برای مدیریت همین اتفاقها حقوق گرفتهاند. «شما صلاحیت ندارید».
اما شاهکار، جای دیگری است. وقتی بهانهها ته کشید، نوبت به خود مردم رسید. منتقدان از نگاه افاضلی کسانی هستند که «با بدیهیات علمی مشکل دارند» و «از تهران دورتر نرفتهاند و در تلویزیون نظر میدهند» و حالا هم که قصهی پراید و بیصلاحیتیِ عمومی.
چه فرمول راحتی: هر کس تأیید کند، صدای مردم است و هر کس نقد کند، بیسواد است. مردم فقط تا وقتی صلاحیت دارند که در فرودگاه دستهگل بیاورند. همان مردم، ۱۰ دقیقه بعد که بپرسند «چرا صعود نکردیم؟»، ناگهان میشوند جماعتی که فرق کاربراتور و انژکتور را نمیدانند.
نکتهی ظریف اینجاست که کل اقتصاد فوتبال – از حقوق کادر فنی تا هواپیمای اختصاصیِ همین سفر – از جیب و توجه همین مردمِ «فاقد صلاحیت» تأمین میشود. فوتبال حرفهای بدون قضاوت عمومی اصلاً وجود ندارد؛ میشود همان بازی درون سالنی که کسی نه میبیند، نه میخرد، نه برایش کارشناسِ همیشه در صحنه استخدام میکند.

مکانیکی که جز اوراق کردن هیچ ندارد
هومن افاضلی محصول وضعیت «شهر کورها» در فوتبال ایران است. در دورهای که دو کلمهی انگلیسی شما را به کانتِ فوتبال ایران تبدیل میکرد، امثال این یکچشمها به نان و نوایی رسیدند. افاضلی غلط نمیگوید؛ حمید محمدی که پشت میز بوده نمیتواند دربارهی جزئیات فنی صحبت کند – حمید همچون ادعایی هم ندارد – مشکل فقط این است که هر بار خودش پشت فرمان نشسته، ماشین به سمت ته دره رفته است.
فصل ۹۶-۹۷ را به یاد بیاورید: او نیمفصل هدایت نفت تهران را گرفت و تیم به لیگ یک سقوط کرد؛ در همان فصل، ابتدای کار روی نیمکت صبای قم نشسته بود که آن تیم هم راهیِ دستهی پایینتر شد. یک مربی، یک فصل، دو سقوط؛ رکوردی که حتی در فوتبال تا گردن رانتی ایران هم کمسابقه است. افاضلی بعد از آن درخششهای تاریخی از وسط نیمکت به کنارهها لغزید و شد مشاور.
جالبتر اینکه سؤالِ «چرا با این کارنامه باز هم تیم؟» سؤال تازهای نیست؛ همان سالها رسانهها صریحاً نوشتند که او «با چاشنی رفاقت» تیم میگیرد. وقتی هم که همسرش سالها در ارکان پزشکی فدراسیون فوتبال جایگاه داشته، طبیعی است افکار عمومی دربارهی این چرخهی بیپایانِ فرصتها – چرخهای که هیچ نتیجهای قطعش نمیکند – سؤالهای جدیتری بپرسد. سؤالهایی که پاسخشان قطعاً در دستهبندی «بدیهیات علمی» نمیگنجد، چون علم هنوز توضیحی برای آن پیدا نکرده است؛ و البته در حافظهی شفاهی فوتبال ایران، روایتی هم سالهاست دهانبهدهان میچرخد که یکبار سرمربیِ محترم خواب مانده و اواخر نیمهی اول به بازی تیم خودش رسیده است؛ روایتی که هیچوقت هم تکذیب درستوحسابی نشد. شاید؛ چون برای پیگیریاش باید آدم را جدی گرفت، و رسانهها ظاهراً حتی برای این کار هم اولویتهای مهمتری داشتند.
حتی پراید هم نیستید
برگردیم به استعارهی محبوبِ خودش. راست میگوید؛ مردم مکانیک نیستند. اما مشکل این ماشین، بیسوادیِ سرنشینها نیست. مشکل این است که راننده بعد از سه بار خاموشکردن ماشین وسط اتوبان، پیاده شده، کاپوت را نبسته و دارد برای عابرها کلاس آموزش رانندگی برگزار میکند.
مردم لازم نیست بدانند موتور پراید چطور کار میکند. همینقدر میدانند که این پراید، با این رانندهها، سالهاست فقط دور میدان میچرخد و هر بار که به مقصد نمیرسد، بهجای تعمیرگاه، مستقیم میرود استودیو.


اسپانیا از نگاه لامین یامال؛ تیمی آماده برای قهرمانی
پیام معنادار ستاره منچسترسیتی درباره مسی
کری خوانی ستاره تیم ملی انگلیس برای لیونل مسی
ترکیب تیم ملی فوتبال اسپانیا در تقابل حساس مقابل فرانسه لو رفت + جزئیات
ترکیب تیم ملی فوتبال فرانسه در نبرد حساس مقابل اسپانیا لو رفت + جزئیات
کنایه سنگین پیشکسوت فوتبال ایران به ستاره های تیم ملی









