بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

بررسی خطرات قانونی انتقال قرضی کسری طاهری به پرسپولیس

منبع : باشگاه خبرنگاران جوان
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ | ۹:۱۹

وکیل حقوقی به بررسی موانع قانونی انتقال قرضی کسری طاهری از نساجی به پرسپولیس پرداخت.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مریم طایفه–  انتقال کسری طاهری لژیونر فوتبال کشورمان از روبین کازان به تیم نساجی مازندران  به یکی از بحث های داغ فوتبال کشورمان تبدیل شده است. این بازیکن در حالی که قرار بود به پرسپولیس بپیوندد، اما باشگاه نساجی  پیش دستی کرد و زودتر از باشگاه پرسپولیس مبلغ صدور رضایت نامه طاهری را به حساب باشگاه روسی واریز کرد و این باشگاه هم ای تی سی طاهری را برای  باشگاه نساجی  صادر کرد.

حالا گفته می شود که باشگاه نساجی قصد دارد طاهری را به صورت قرضی به پرسپولیس  بدهد، اما گویا  این انتقال از لحاظ فیفا، غیر قانونی محسوب می‌شود. 

عبدالصمد ابراهیمی وکیل حقوقی درباره بحث حقوقی اتفاقات رخ داده برای کسری طاهری در صفحه شخصی خود مطالبی را منتشر کرده است که به شرح زیر است. 

« یکی  از دلایلی که درباره انتقال کسری طاهری چیزی ننوشتم این بود که از باشگاه نساجی خبر می دادند که این بازیکن با آنها تمام کرده است. جای تعجب داشت که چگونه قرار است از نساجی به پرسپولیس بیاید و شامل انتقال پل نشود؟ اینکه بگویند بازیکن مطلع نبوده طنز است. بدون وجود قرارداد با بازیکن، درخواست ITC در سیستم امکان ندارد. طاهری وارد یک بازی اشتباه شد و الان فقط می تواند تا نیم فصل بازیکن نساجی باشد.

در چارچوب نقل و انتقالات فوتبال بین‌المللی، انتقال پل که در ماده ۵ مکرر مقررات وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا پیش‌بینی شده است، به وضعیتی اطلاق می‌گردد که در آن یک بازیکن در بازه زمانی کوتاهی میان دو باشگاه به‌صورت متوالی جابه‌جا می‌شود. فلسفه اصلی ممنوعیت این نوع انتقال در حقوق ورزشی، صیانت از یکپارچگی رقابت‌ها و جلوگیری از سوءاستفاده‌های مالی و حقوقی است. هدف اصلی فیفا از وضع این مقرره، مقابله با تلاش‌هایی است که برای دور زدن قواعد آمره صورت می‌گیرد؛ مواردی نظیر فرار از پرداخت حق آموزش و حق تضامن، پنهان کردن مالکیت اشخاص ثالث بر حقوق اقتصادی بازیکن، یا فرار از تعهدات مالیاتی و سهمیه‌بندی‌های قانونی. از منظر فنی، بند دوم این ماده یک اماره قانونی مهم را ایجاد کرده است که بر اساس آن، هرگاه دو انتقال متوالی یک بازیکن در بازه زمانی کمتر از شانزده هفته رخ دهد، فرض بر وقوع انتقال پل گذاشته می‌شود. این اماره باعث جابه‌جایی بار اثبات می‌گردد؛ به این معنا که طرفین درگیر در انتقال دیگر نیازی به اثبات تقصیر ندارند، بلکه خود باید با ارائه ادله متقن، صوری نبودن انتقال را ثابت نمایند.برای اینکه چنین انتقالی در مراجع قضایی فیفا یا دادگاه حکمیت ورزش موجه جلوه کند، راهکار اصلی بر قطع پیوند میان دو انتقال و اثبات استقلال آن‌ها استوار است.»
 
در مقام دفاع، باید ثابت شود که در زمان انجام انتقال اول، هیچ‌گونه قصد یا توافقی برای انجام انتقال دوم وجود نداشته است. استناد به تغییر شرایط پیش‌بینی‌نشده، مانند مصدومیت‌های خاص، تغییرات ناگهانی در کادر فنی که منجر به عدم نیاز به بازیکن می‌شود، یا مشکلات حاد خانوادگی و عدم تطابق فرهنگی بازیکن با محیط باشگاه واسط، می‌تواند از جمله دلایل موجه ورزشی محسوب شود. همچنین، اگر طرفین بتوانند ثابت کنند که تمامی حقوق مالی متعلق به باشگاه‌های سابق از جمله حق آموزش به‌طور کامل محاسبه و پرداخت شده است، انگیزه تقلب از بین می‌رود و می‌توان استدلال کرد که انتقال دوم صرفاً یک ضرورت ورزشی یا اقتصادی متعارف بوده است. در نهایت، کلید موفقیت در موجه نشان دادن این جابه‌جایی‌ها، ارائه مستندات دقیق مبنی بر حسن نیت و فقدان هرگونه تبانی پیشینی میان باشگاه مبدأ، واسط و مقصد نهایی است.موضوعی که اکنون در ماجرای کسری طاهری رخ داده و مانع از انتقال او به پرسپولیس است همین موانع قانونی بوده و خطرات قانونی به دنبال دارد.»
 
چرا انتقال ابرقویی ، مشکلی نداشت؟
 
«مطابق با ارکان مادی مصرح در بند ۲۴تعریف مقررات وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا، تحقق تخلف انتقال پل منوط به وجود دو انتقال متوالی و ثبت بازیکن در یک باشگاه میانی یا واسط است. در فرضی که بازیکن قرارداد خود را با باشگاه فعلی تمدید نموده و پس از مدت کوتاهی به باشگاه جدید منتقل می‌شود، عنصر کلیدی “باشگاه واسط” مفقود است زیرا تمدید قرارداد با باشگاه مبدأ به معنای خروج بازیکن از چرخه ثبت آن باشگاه و ورود مجدد از یک مبدأ دیگر نیست، بلکه صرفاً استمرار یا تجدید رابطه قراردادی با همان نهاد محسوب می‌شود.
 
از آنجا که در این سناریو تنها یک انتقال واقعی یعنی جابه‌جایی از باشگاه مبدأ به مقصد نهایی صورت گرفته است، موضوع از شمول ماده ۵ مکرر خارج بوده و نمی‌توان ماهیت حقوقی تمدید و فروش را با مفهوم انتقال پل که مستلزم نقش‌آفرینی سه باشگاه در قالب دو انتقال مرتبط است، یکسان دانست.تمدید ابرقویی با خیبر و انتقال به پرسپولیس به این دلیل تخلف نبود که باشگاه واسط وجود نداشت.
 
در صورت برابری مبلغ انتقال از روبین کازان به نساجی و نساجی به پرسپولیس، بحث انتقال پل منتفی است؟ در تفسی حقوقی برای رد ادعای انتقال پل و پاسخ به این پرسش ، صرفِ برابریِ مبالغ پرداختی در دو تراکنش متوالی به هیچ عنوان برای اثبات فقدان قصدِ دور زدن مقررات کافی نیست، چرا که این رویه ممکن است نشان‌دهنده یک «معامله صوری» با هدفِ پولشویی یا پوششِ انتقالِ نهایی از باشگاه الف به باشگاه ج از طریق یک واسط باشد. در بررسی مشروعیت چنین فرآیندی، مراجع انضباطی فیفا و دادگاه حکمیت ورزش، فراتر از جنبه‌های مالی، به عوامل ساختاری نظیر مثلا ضرورتِ استفاده از تعداد محدود سهمیه لیگ برتری، دور زدن محدودیت‌های ثبت‌نام بازیکنان در پنجره‌های نقل و انتقالاتی، و یا فرار از سقف بودجه لیگ مقصد توجه ویژه‌ای دارند.
 
اگر مشخص شود که باشگاه واسط مثلا فاقد زیرساخت ورزشی برای بهره‌برداری از بازیکن بوده و تنها به عنوان ابزاری برای تغییرِ مسیرِ قانونیِ انتقالِ اصلی عمل کرده تا مثلا با این انتقال برند آن باشگاه تبلیغ شود، حتی با وجود مبالغ برابر در قراردادها، این انتقال همچنان ناقض ماده ۵ مکرر و به عنوان انتقال پل شناخته می‌شود.چرا که عنصرِ غایی در احراز انتقال پل، «نتیجه‌ی حاصله» است که در اینجا چیزی جز حذفِ موانعِ مقرراتیِ مسیر انتقال الف به ج نبوده و این امر، اصلِ استقلالِ حقوقیِ هر انتقال را به‌طور کامل مخدوش می‌سازد.»
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *