جابجایی تاریخی اولمو از لاماسیا تا اوج فوتبال اروپا
منبع : خبرگزاری ایلنا
دنی اولمو که در ۱۶ سالگی با تصمیمی تاریخی و شجاعانه آکادمی لاماسیا را به مقصد کرواسی ترک کرده بود، پس از رد پیشنهاد تغییر تابعیت کرواتها، مسیر بازگشت پرفروغ خود به فوتبال اسپانیا را تکمیل کرد.
به گزارش ایلنا، دنی اولمو تنها زمانی که پای شطرنج در میان باشد، با مهرههای سفید بازی میکند؛ چرا که قلب او از دوران کودکی متعلق به بارسلونا بوده و برای بازگشت به این باشگاه تلاش و سختکوشی فراوانی انجام داده است.
او همیشه عاشق حمله کردن بوده است، درست مثل زمانی که میچرخد و رو به تیمش میایستد تا افق جدیدی را پیش روی آنها قرار دهد. این بازیکن در ۲۸ سالگی، و با وجود اینکه مایل نیست خود را در اوج دوران حرفهایاش بداند، اکنون از طعم شیرین به رسمیت شناخته شدن به عنوان یکی از مهرههای کلیدی تیم ملی لذت میبرد؛ همان بازیکن محوری و پیونددهندهای که رهبران آکادمی یعنی رودریگو و پدری را به پدیده نابی چون لامین یامال متصل میکند. او که بازیکنی خلاق و با غریزه گلزنی بالا است، همواره با درخشش خیرهکننده بازیکنان واقعاً خاص در میادین درخشیده است.

اما او فراتر از اینکه تسلیم غرور و خودخواهی شود، سادگی و واقعگرایی را انتخاب کرده است؛ همان رویکردی که نماد آن باشگاه دوچرخهسواری اشتراکی (Bicing) است که او با پدری و اریک گارسیا، به اشتراک میگذارد.
میکر اولمو، پدر این فوتبالیست که خود نیز برای مدت زمان قابلتوجهی هدایت تیمهایی چون فیگرس، تراسا، کاستیدفلس و سابادل را بر عهده داشته است، در حالی که روی صندلی راحتی هتل هایت ریجنسى در لانگ بیچ لوسآنجلس نشسته، به تفکر درباره منحصربهفرد بودن دنی از زمان کودکیاش میپردازد. او توضیح میدهد: «او به سادگی فوتبال را به شکل متفاوتی تجربه میکرد و آن را بیشتر لمس و احساس مینمود.»

از فرار بزرگ از لاماسیا تا ساختن تاریخ در جهنم زاگرب
میتوان گفت که دنی اولمو سختترین مسیر تاریخ را انتخاب کرد. او بر خلاف جریان عمومی و در شرایطی که پسرهای همسن و سالش مانند سرخیو کانوس راهی لیورپول میشدند، تصمیم گرفت لاماسیا را – جایی که در آن کنار بازیکنانی چون کوکوریا، آلنیا و کارلس پرز بازی میکرد – ترک کند و به دینامو زاگرب بپیوندد.
در آن زمان، مطبوعات و اطرافیان، اولمو را متهم کردند که فوتبال و آینده پسرش را نابود کرده است. میکر با لحنی واقعبینانه آن روزها را به یاد میآورد، بهویژه که بسیاری از این انتقادها مستقیماً متوجه خود او بود و میگوید: «موضوع به همین سادگی است: یک پدر هرگز چنین کاری با فرزندش نمیکند.» او به خوبی میدانست که چه کار میکند. جدایی بنیتز به مقصد لیورپول باعث هجوم گسترده بازیکنان اسپانیایی به انگلیس شده بود که از میان آنها تنها یک نفر، یعنی سسک فابرگاس، واقعاً به موفقیت دست یافت.
اطرافیان دنی یک مطالعه دقیق روی شرایط این بچهها، به ویژه کسانی که از لاماسیا به انگلیس مهاجرت کرده بودند، انجام دادند. اعداد و ارقام با هم همخوانی نداشتند. میزان دیدهشدن و توجه رسانهای چشمگیر بود، اما بسیاری از آنها در این مسیر از بین میرفتند. میکر میگوید: «چلسی مدیریت ۵۰۰ استعداد نوجوان را که در سراسر جهان پراکنده بودند در دست داشت…» یک روز، میکر اولمو در حال برگزاری یک کلینیک فوتبالی بود که با مردی آشنا شد که هنوز هم تا به امروز ایجنت دنی است.

او کسی نبود جز اندی بارا، یک کارگزار کروات که کارش را از آکادمی جوانان والنسیا شروع کرده و در لوگروینس بازی کرده بود. بارا از پدر اولمو خواست تا از دینامو زاگرب بازدید کند و با ساختار این باشگاه آشنا شود. این ساختار اصلاً بد به نظر نمیرسید. آنجا باشگاهی بود که استعدادها را پرورش میداد؛ آنها بازیکنان را میساختند و سپس صادر میکردند: مودریچ، ماندژوکیچ، کواچیچ و هالیلوویچ. دیگر زمان تصمیمگیری نهایی فرا رسیده بود. در ۱۶ سالگی، در حالی که بچههای همسن او با همسن و سالهای خودشان بازی میکردند، اولمو قرار بود فوتبال حرفهای را در سطح بزرگسالان تجربه کند. این موضوع هرگز او را نمیترساند؛ چرا که او از سه سالگی با بچههای بزرگتر از خودش بازی کرده بود.
اولین شب حضور در کرواسی بسیار سخت و طاقتفرسا بود. او چند روز پیش وقتی یاد آن روزهای نخستین و دشوار افتاد، به نشریه آس گفت: «نمیدانم گریه کردم یا نه.» او فقط یک بچه بود. اما آن تجربه قطعاً به فوتبال و آینده او شکل داد. این سختیها او را سرسخت و مقاوم کرد، زیرا هیچ چیز مثل زندگی دور از خانه نمیتواند یک پوسته دائمی و محکم برای انسان بسازد. از نظر تاکتیکی نیز او توانست آموزشهایی را که در لاماسیا آغاز کرده بود، تکمیل کند؛ جایی که در آن انطباق با پست مهاجم نوک برایش دشوار بود، اما بازی در بالهای کناری برایش راحتتر به نظر میرسید. او زبان کرواتی را یاد گرفت و کرواتها آنقدر شیفته او شدند که تلاش کردند او را با نگاهی به جام جهانی روسیه به اردوی تیم ملی خود بیاورند. دنی که همیشه تعهد بزرگی به فدراسیون فوتبال اسپانیا نشان داده بود، پیش از آن در تیم زیر ۱۶ سالههای اسپانیا بازی کرده بود و این پیشنهاد را رد کرد. خلاصه اینکه، او در کرواسی خودش را برای برداشتن یک گام بلند آماده کرد.

جهش ۳۴ میلیون یورویی و شکوفایی ذهنی در مکتب آلمان
در سال ۲۰۲۰، باشگاه لاپیزیش تردیدی به خود راه نداد و ۳۴ میلیون یورو روی میز گذاشت تا بازیکنی را جذب کند که نامش در اروپا بر سر زبانها افتاده بود. این یک قمار بزرگ بود که هیچ باشگاه اسپانیایی جرات انجام دادنش را نداشت، حتی با وجود اینکه اولمو از همان زمان به عنوان یک ستاره در حال ظهور مطرح بود. در رقابتهای قهرمانی زیر ۲۱ سال اروپا، همانطور که بارها پیش از آن در تیم ملی اتفاق افتاده بود، او مسابقات را به عنوان بازیکن فیکس شروع نکرد. با این حال، دلا فوئنته نظرش را تغییر داد، او را در ترکیب اصلی قرار داد و اولمو نیز سه گل در آن تورنمنت به ثمر رساند و در دیدار فینال به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شد. او همیشه در شرایط سخت و ناامیدکننده بهتر کار میکند. پدرش در این باره میگوید: «وقتی یک بازیکن به این سطح میرسد، داشتن استعداد یک امر کاملاً بدیهی است. تفاوت اصلی در ذهنیت او نهفته است. هیچ چیز به او هدیه داده نشده و او هرگز اشتیاق و گرسنگی خود را برای موفقیت از دست نداده است.»

با این حال، سفر اولمو برای بازگشت به خانه هنوز به پایان نرسیده بود. در سال ۲۰۲۱ و قبل از بازیهای المپیک توکیو که تحت تاثیر پاندمی برگزار میشد (یک تورنمنت دیگر که او تعهد خود را با ثبتنام برای حضور در آن بلافاصله پس از جام ملتهای اروپا و با سندی امضا شده توسط لایپزیش ثابت کرد)، یک پیشنهاد وسوسهانگیز با بازگشت خوان لاپورتا به ریاست بارسا به گوش او رسید. او در لایپزیش و با متد ردبول و زیر نظر مربیانی چون رانگنیک و ناگلزمان، دوران کارآموزی خود را به کمال رساند. لوئیس انریکه نیز رویکرد تاکتیکی او را شکل داد. مربیان و بازیکنان یکی پس از دیگری به او در درک عمیقتر بازی کمک کردند: «خواندن اتفاقات در حال جریان، بهبود وضعیت فضاهای اطراف تیم، حتی بدون مداخله مستقیم در جریان توپ؛ یک موقعیتیابی خوب میتواند به بقیه تیم کمک کند.» همانطور که اویارزابال اخیراً توضیح داد، اهمیت این موضوع در «سد راه دیگران نشدن» است.

بازگشت باشکوه پسر وفادار به نیوکمپ پس از فتح اروپا
و سرانجام، سفر بازگشت به خانه در سال ۲۰۲۴ رقم خورد که در یک جام ملتهای اروپای جادویی پایه ریزی شده بود. او به عنوان یک بازیکن کلیدی در پیروزی ماندگار در استادیوم نکاشتادیم اشتوتگارت مقابل آلمان میزبان و در میان هیاهوی کرکننده تماشاگران درخشید و در نیمه نهایی نیز دروازه فرانسه را باز کرد. و بسیار مهمتر از آن، او در آخرین دقیقه فینال برلین، اسپانیا را نجات داد و مانع از به تساوی کشیده شدن بازی با نتیجه ۲-۲ توسط انگلیس شد.
اونای سیمون، همتیمی او که در اردوها با او شطرنج بازی میکند، هنوز هم تا به امروز از او سپاسگزار است. درست در همان زمان بود که دکو، بازیکن دیگری با استعداد ذاتی در فوتبال، تصمیم گرفت برای جذب او اقدام کند. پس از چهار فصل و نیم حضور در آلمان، زمان جدایی فرا رسیده بود. لایپزیش به او مدیون بود و در یک شاهکار مدیریتی، اولمو ده سال پس از ترک لاماسیا، دوباره با بارسا قرارداد امضا کرد. او سالهای زیادی رویای این لحظه را در سر میپروراند، اما این رویا تنها به لطف تلاش و سختکوشی خودش به واقعیت تبدیل شد.
پس از دو فصل موفقیتآمیز، اولمو اکنون یک فوتبالیست کاملاً مشهور و ستایششده است که با این حال، همانطور که اهالی زادگاهش در تراسا میگویند، کاملاً خاکی و متواضع باقی مانده است. او تواضع، ارزشهای اخلاقی و برخی از دوستان قدیمی خود را حفظ کرده است. یک مثال این موضوع را به بهترین شکل ممکن نشان میدهد؛ چند روز پیش، آلبرت ویلگاس پس از گذراندن چند روز در ایالات متحده در کنار اولمو و خانوادهاش برای تماشای جام جهانی، سوار بر هواپیما به اسپانیا بازگشت. ویلگاس زمانی با اولمو همبازی بود که قد هر دوی آنها به سختی به بالای سرشان میرسید. از همان دوران، آنها دوستانی جدانشدنی بودهاند. پدر دنی در پایان نتیجهگیری میکند: «خودت بودن و احترام گذاشتن به ریشههایت؛ این چیزی است که هرگز نباید از دست برود.»
منبع: AS


مصاحبههای هالند؛ ترفندی برای کاهش فشار روی نروژ از نگاه برونو گیمارش
حذف غنا حاصل اشتباهات فردی و کمتجربگی از نگاه سرمربی این تیم
کاپیتان تیم ملی ایران در حسرت حذف از جام جهانی
پیام معنادار حسام حسن درباره تیم ملی مصر
تأکید سرمربی اتریش بر قدرت بالای اسپانیا؛ قهرمان آینده از راه رسید
پذیرش مسئولیت حذف ژاپن؛ عذرخواهی سرمربی از هواداران









