هادی عامل، آخرین بازمانده نسل بازندههای بهانهساز؛ کاش تلویزیون هم یک محمد بنا داشت!
منبع : خبرورزشی
مسابقات جهانی کشتی تمام شد و حالا وقت رسیدگی به صورتحساب افراد موثر در این کارنامه است.
ورزش در ایران با همه جای دنیا فرق دارد. اساساً هر شغلی در ایران با تعریف استاندارد جهانی اش تفاوت دارد، برای همین اگر هر کجای دنیا یک گزارشگر ورزشی را در ناکامیهای یک تیم ملی سهیم بدانید، با تعجب به شما نگاه میکنند اما خود ما در ایران میدانیم که گزارشگران به این واسطه که همه کار میکنند جز گزارش! در واقع تاثیری بسزا در نتایج قهرمانان و بقای مربیان و مدیران دارند.
سلبریتی با رانت انحصاری
در کشور ما تلویزیون رانت انحصاری و بی رقیب دارد و به همین ترتیب گزارشگران نیز از جایگاه محکمی برخوردارند و هیچ اشتباه یا رفتار و ندانستنی، باعث حذف ایشان نمی شود. نظر مردم هم مهم نیست و آنها که مثل جواد خیابانی یا هادی عامل راز بقا را پیدا می کنند، بی نیاز از هر چیز می شوند. به شکل انحصاری تریبون رسانه و مجوز سفرها را در اختیار گرفتهاند و عملاً مدیران فدراسیونها و مربیان و قهرمانان نیز مجبور به توجه به نظرات ایشان هستند.
حالا که تب و تاب مسابقات جهانی فرنگی و آزاد در کشتی خوابیده وقت بررسی کارنامهها و عملکردهاست. به همان اندازه که از کارنامه حسن رنگرز و مدیریت فدراسیون در اعزام ۳ تیم مختلف طی دو ماه در هر دو رشته به مسابقات مهم تعریف و تمجید کردهایم، حالا نوبت بررسی مشکلات رشته آزاد در بحث فنی و نقش هادی عامل به عنوان مونوپل گزارشگری کشتی از ۱۹۹۳ تا امروز است. تقریبا هیچ گزارشگر دیگری اجازه سفر با هیچ تیم ملی را نداشته و آنتن آنقدر بیقید و شرط در اختیار اوست که تبدیل به یک سلبریتی شده است.
وقتی کشتی فقط یک فن دارد!
شاید اگر هر کدام از ما هم جای هادی عامل بودیم به همین مسیر میرفتیم! او به جای گزارش مسابقات کشتی و نیاز به دانستن فنون و اسامی و قوانین و کارنامه ها، تنها شعارها را حفظ و پس از آن صرفا می خواهد جملاتی را از خود به یادگار بگذارد. درست مثل جواد خیابانی که سبک به قول خودش حماسی گزارش میکند! به این ترتیب مادام العمر همیشه همه جا می روند و بجز بارانداز، نیازی به یادگیری چیز دیگر ندارد! حمال بند و گوسفند انداز و سوبلس و رکبی هم برای روز مبادا!
مشکل عامل، مشکل کشتی
جملاتی مثل شیر مادر و نان پدر یا صفاتی همچون غوغاکده وقتی به مذاق بینندگان خوش آمد، هادی عامل را بینیاز از رفع مشکلات بزرگی کرد که حالا تبدیل به مشکل کشتی شده است. میپرسید چطور؟ میگویند تا نگرید طفل، کی نوشد لبن؟ تا زمانی که شما چه به عنوان قهرمان و مربی یا مدیر، نپذیرید که کجای کارتان اشتباه بوده طبعاً به دنبال حل مشکل نخواهید رفت و بارها و بارها از این ناحیه ضربه خواهید خورد!
هادی عامل که میخواست سبک خودش را در کشتی نهادینه کند، به جای روشن کردن آتش وطن پرستی با ناآگاهی -او اغلب حتی زحمت تماشای کشتی ها روی تشک را به خودش نمی دهد و نمی داند دو کشتی گیر چند چند هستند و کدام وزن است و کدام مرحله!- ناخودآگاه ضعفهای کشتیگیران و قهرمانان ما را پوشاند و باعث ضربه خوردن مکرر آنها می شود.
کاش تلویزیون هم یک بنا داشت
به دو دهه قبل برگردیم. زمانی که محمد بنا آمد و قید اسمهای تکراری را زد، آنها که دیگر نمیتوان در ساختار ذهنی و فرهنگ حاکم بر روحیهشان تغییری ایجاد کرد. آنها که با یک برد اشباع میشدند و با یک مدال توقع داشتند تا ۱۰ سال همیشه باشند. آنها که از فرط بودن در هر شرایط، باور کرده بودند همین که هستند، کافیست.
بنا همه آن باورها را خراب کرد و بنایی تازه ساخت که حالا حسن رنگرز به همان مسیر میرود. کشتی فرنگی با همین تفاوت کوچک به جایی رسیده که میبینیم و کشتی آزاد دربند توجیهات هادی عامل و کلید واژه حق کشی، گیر میکند! آنقدر که دبیر هم نمی تواند با این قرائت رسمی -که توسط عامل جا افتاده- مخالفت و کاری کند! وقتی همه بپذیرند کشتی گیر و مربی ما عالی و بی اشتباه بوده، چطور می توان او را کنار گذاشت؟
به این ترتیب، مشکل فقط وقتی حل می سود که تلویزیون عامل را کنار گذاشته یا لااقل به جوانان میدان دهد تا از دامنه پررنگ او کم و کشتی به مسیر برگردد.
حق کشی، ناداوری، توهم توطئه، امان از دایی جان ناپلئون های درون!
در طول دهه های قبل، بازندههای نالایق خود را پشت شعارها و دروغ مخفی میکردند تا سر سفره رنگین بمانند. دشمنی استکبار جهانی با ایران و حق کشی و ناداوری، کلیدواژه موفقیت آنها بود اما از وقتی کشتیگیر ایرانی دیگر فقط به فینال قانع نشد، دیدیم که دروازههای قدرت و افتخار چطور به روی کشتی ایران باز شد.
حالا در کشتی خانه تکانی شده و آزاد و فرنگی، مدیران و مربیان لایق دارند و پشتوانهها آمدهاند و فقط مانده آخرین بقایای آن تفکر بازنده در تلویزیون که هادی عامل چنان حاشیه امنی دارد که زور هیچکس به او نمیرسد! اما دلسوز واقعی قهرمانان کسی است که ایرادات آنها را بگوید و کمک به برطرف کردن آن کند.
حسن رنگرز به عنوان نابغه مربیان، با رکورد صد در صد چلنج موفق، میداند که قانون چیست و میبیند که کشتیگیرش به حق امتیاز داده و اخطار گرفته یا میبیند کشتیگیرش صرفاً اقدام به اجرای فن کرده اما نتوانسته حریف را سرنگون کند، در نتیجه تقاضای چلنج نمیکند. اما عامل می گوید حق ما را خوردند!
علیرضا دبیر به عنوان رئیس فدراسیون و پژمان درستکار به عنوان مسئول فنی، بارها مقابل دوربین و کارشناسان اعتراف کرده اند که فلان کشتی گیر به اشتباه خودش باخته و داوریها مشکلی نداشته، میپذیرند که کجا اشتباه کردند و قول جبران میدهند و این کار را میکنند. اما مرغ عامل یکپا دارد! دایی جان ناپلئون درون او از دهه ۶۰ مانده و همه چیز کار استکبار جهانی و دشمنی با ماست!
فرق نظر در میکروفون باز و بسته!
بارها ثابت شده نظر واقعی عامل چیز دیگری است. چند باری که به اصطلاح از دستش در رفته و به هوای میکروفون خاموش، حرفی زده ثابت کرده که اتفاقاً متوجه ایرادات میشود، از جمله این مورد آخر آرش یوشیدا و حسن یزدانی اما وقتی میکروفون باز است، او ۱۸۰ درجه تغییر می کند! عامل در پیلهای که خود درست کرده گیر افتاده و نه راه پس دارد و نه راه پیش!
جایگاه او غیر قابل دسترسی برای بقیه است. تبدیل به یک سلبریتی شده که در سریالها بازی میکند و به برنامههای مختلف دعوت میشود. همه اینها را از ابداع جملات انگیزشی و احساسی دارد در حالی که وظیفه او گزارشگری است. عامل یک سری محفوظات دارد که در هر کشتی آنها را پشت هم تکرار میکند، بدون آنکه متوجه سینک تصویر و جملات باشد!
فرار بسوی پیروزی!
تمام ورزش دوستانی که به سینما هم علاقه دارند، شاهکار معروف جان هیوستون را دیدهاند. ویکتوری که در ایران با نام فرار به سوی پیروزی مشهور شد و بیشتر از ستارههایی همچون استالونه یا کین و فوتبالیستهایی همچون پله و بابی مور، گزارشگر آلمانی آن مسابقه معروف شد. هرچه در زمین اتفاق میافتاد را برعکس گزارش میکرد!
حالا هادی عامل ما روی دست او زده، چرا که در زمان جنگ جهانی دوم تلویزیون نبود و مردم نمیدیدند درون زمین چه روی میدهد اما حالا به لطف اینترنت، همه مستقیم میبینند که قهرمان ما ضربه فنی شده یا مشغول فن زدن روی حریف است اما عامل درست برعکسش را میگوید!
صادقانه و بی تعصب به لیدرها، با داوری کاری نداشته باش!
هر وقت عامل میگوید صادقانه و بی تعصب، پشت سرش بیننده را از فرط تعصب کورکورانه به شگفتی وا می دارد! کسی که به جای گزارش یک مسابقه بیشتر شعار میدهد و از لیدرهای یک شهر تشکر می کند، در قبال رییس فدراسیون و مربی تیم ملی با داوری و عدم اطلاع مردم عادی از قوانین، چه خواهد کرد؟
کاش نگاهت به تشک بود!
تقریبا همیشه عامل در مورد فنون و امتیازات، اشتباه حرف می زند. در کشتی فیروزپور داوران دو امتیاز او را دادند و روی تابلو و تلویزیون بود، اما عامل که در تمام این سالها عادت ندارد کشتیها را نگاه کند، ۴۴ ثانیه از ناداوری ها گفت و بعد که متوجه شد امتیاز را داده اند، فریاد پیروزی حق بر ظلم سر داد!
تک تک این اتفاقات هر سال تکرار می شود. روی تشک داستان یک چیز است و عامل چیزی دیگر می گوید. از کل فنون یک بارانداز کارش را راه انداخته و تمام ۶ دقیقه جملاتی که برای وایرال حفظ کرده را تحویل ملت می دهد! عامل که ۶ دقیقه تایم کشتی را جوری تقسیم میکند که به گفتن تمام حرفهای حفظ کرده قبلی برسد، بعد از پیروزی قهرمانان ما پشت هم با ترجیعبند ایران، متنی را تکرار میکند و همیشه این حریفان هستند که گیج و سردرگم شده اند و دلاوران ما فقط به ناداوری می بازند!
لعنت به تو انگلیسی!
در تمام این سالها ایرادات عجیب و غریب گزارشهای عامل مانده و او هنوز بعد از این همه سال نمیتواند کشور سان مارینو را تلفظ کند، و اسم قهرمانان را از روی صفحه تلویزیون بخواند و در حالی که حالا هر بچهای به زبان انگلیسی مسلط است، باید صبر کند تا حرفهای آقای لونت بعد از چلنج تمام و حتی یک کلمه وون یا لاست -به معنی بردن و باختن چلنج- را هم نمیتواند حفظ کند! در نتیجه بارها شاهد بودیم که کشتی گیر ما برنده یا بازنده چلنج شد و عامل کاملاً برعکس گزارش کرد و بعد همه چیز را گردن حق کشی ناداوران انداخت!
تغییر قوانین به دلخواه و شرایط!
در همین دوره و در حالی که در فرنگی اصرار داشت که دیگر خبری از ناداوری نیست، به محض باخت اسکو از خودش قانون درآورد که در ۳۰ ثانیه آخر نباید اخطار دهند! دیدیم که به کشتیگیر آمریکا دادند و کشتیگیر مغول هم که رحمان ما را برده بود، با همین اخطار ۴ ثانیه به آخر باخت! تمام دنیا دیدند که یک صدم ثانیه به پایان کشتی با آرش یوشیدا زانوی پهلوان ما حسن یزدانی به زمین خورد و این یعنی خاک، اما عامل تا روز آخر نادآوری را رها نکرد!
جالب اینکه این داور به خاطر قضاوت درست پاداش گرفت اما چون عامل گفته بود ناداوری، همه جا دیگر ناداوری بود! اینجاست که وقتی رحمان عموزاد ما یا حسن آقای یزدانی باور کنند که داوران در حق آنها اجحاف کردهاند، خطر تکرار این اتفاق در مسابقات آینده به شدت وجود دارد. اوج ادعای حق کشی عامل در کشتی ساروی و سرگیسیان بود در حالی که قانون کاملاً مشخص است!
در کشتی ساروی نیز او با هول دادن سرکسیان را از تشک بیرون انداخت که نه فقط امتیاز ندارد بلکه اخطار و امتیاز به حریف میدهند. متاسفانه اخطار دوم و امتیاز به حریف قدر روس هم درست بود چون ناخواسته کاپیتان ما ضربه به صورت زد. نکته اینجاست که مردم عادی اشرافی بر قوانین ندارند و حرف عامل، باورها را تغییر می دهد.
اصلا دنیا دشمن، ما چه کنیم؟ گریه و وامصیبتا؟!
اصلا بیایید فرض کنیم که واقعا تمام دنیا علیه ما بسیج شدهاند. اینکه مدام واویلا سر دهیم و جمله تکراری چیزی از ارزشهایمان کم نکرد را به خورد ملت بدهیم، چه دردی دوا میکند؟ ژاپنی که با تصمیمات اشتباه داوری باخته، تعظیم کرده و پایین می آید و می گوید ما باید کار خودمان را انجام دهیم و آنقدر قوی شویم که اشتباه داوری هم تاثیری در کارمان نداشته باشد.
اصلا چرا راه دور؟ مگر کشتی خود ما بارها به همین مرتبه نرسیده؟ مگر در همین مسابقات فردین هدایتی و امیرحسین زارع بدون دادن امتیاز قهرمان نشدند؟ این قبول که قرار نیست همه از یک سطح توانمندی برخوردار باشند. این را هم میدانیم که داور اگر بخواهد با یک سوت میتواند اعصاب ورزشکار را به هم ریخته و بدون نیاز به جلب توجه زمینه شکست او را فراهم کند. علی دبیر بهتر از هر کس این را میداند که در این دوره از مسابقات، این اتفاق آنقدر که هادی عامل بزرگش کرد، رخ نداد!
حالا فرض که همه دنیا دشمن ما، چکار کنیم؟ توی سرمان بزنیم و زاری که حقمان را خوردند؟ یا برویم و قویتر و کم اشتباه تر شویم؟
دست استکبار از آستین مسئولان فیلا درآمد!
یکی نیست به عامل بگوید بنده خدا دهه ۶۰ و ۷۰ گذشت و دیگر نیازی به شعار دست استکبار از آستین مسئولان فیلا درآمد، نیست! شما کاری کردی که اشتباهات تاکتیکی حسن یزدانی، رحمان عموزاد یا حتی کامران و امیرمحمد به چشم نیاید. طلایشان بپرد و ما ضرر کنیم. مربی از خدا میخواهد حاشیه امن و بهانه داشته باشد اما کشتی گیر است که سالهای طلایی قهرمانی را از دست میدهد. شما چرا بهانه دست دوستان می دهی؟
از نظر هادی عامل هیچکس در دنیا لایق نیست. خود دبیر و پژمان می گویند روس و آمریکا کار می کنند و اهل کشتی قبول دارند دنیا پیشرفت کرده اما عامل، عقیده دارد هیچکس کار نمیکند و فقط میآیند تا حق ما ایرانیها را بخورند! توهم توطئه و دایی جان ناپلئون درون که با استفاده از تریبون رسانه آن را به همه تعمیم میدهد! بجای کمک به دبیر و پژمان و رفع نواقص، آب به آسیاب دشمن می ریزیم. خود کشتی گیران می دانند و ما برعکسش می گوییم!
کوچک شمردن رقیب مساوی است با باخت!
ترنت هیدلی قهرمان جهان را کشتیگیری میداند که فقط زور دارد! فیروزپور گاردش را باز کرد و همین کشتیگیری که به قول عامل فقط زور دارد، همزمان با خاک، فیتیله بارانداز را هم جمع کرد و شانس آوردیم زنگ ۳ دقیقه خورد!
ماندگار ایران، عشق ما ایران، حریف را گیج و سردرگم کرده، و … همه صفات خوب مال ماست و همه بدی ها برای دشمن! اگر هم ما را ببرند، ناداوری بوده! اما قهرمانی که رقیب را حقیر و ضعیف بشمارد، هرگز به جایی نخواهد رسید. این روش هادی عامل که همه حریفان هیچی نیستند و تنها با حق کشی برنده میشوند، در حقیقت ضربه به کشتیگیران خود ماست.
اگر یک جوان و تازه وارد بود، میگفتیم بی تجربه است و در سفر خارجی روی آنتن گیج شده اما از عامل با بیش از ۳ دهه همراهی کشتی در تمام مسابقات جهانی و المپیک، انتظار خیلی بیشتر است.
بیشتر بخوانید: بررسی اوزان المپیکی، مهمتر از دلایل شکست/ عقب ماندن از روسها و آمریکاییها خطرناکتر از ازدستدادن قهرمانی جهان است!


ضربه تلخ به کشتی ایران؛ کامران قاسمپور از رسیدن به طلا بازماند!
افتخار بزرگ برای ستاره کشتی آزاد ایران + جزئیات
رسول خادم ماشینش را به خاطر یک پیرزن فروخت؟
اسامی نفرات دعوت شده به اردوی تیم ملی کشتی فرنگی اعلام شد + جزئیات
سنگ تمام ویژه مالک پرسپولیس برای تیم ملی کشتی آزاد و فرنگی ایران
حمایت تمام قد رئیس اتحادیه جهانی کشتی از ملی پوشان ایرانی + جزئیات









