بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

کارلتون کول: آبراموویچ به من گفت یا برمی‌گردی یا میفرستمت روسیه؛ بخاطر کینه‌اش از تاتنهام در حقم نامردی کرد

منبع : طرفداری
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : جمعه 8 اسفند 1404 | 12:27

بازیکن سابق آبی‌های لندن از ماجرای شب‌گردی‌های بی‌پایان و چرایی ممنوعیت معامله آبراموویچ با تاتنهام گفت.

بازیکن سابق آبی‌های لندن از ماجرای شب‌گردی‌های بی‌پایان و چرایی ممنوعیت معامله آبراموویچ با تاتنهام گفت.

طرفداری | کارلتون کول، مهاجم اسبق چلسی و تیم ملی انگلیس، در جدیدترین قسمت پادکست «Beast Mode On»، پرده از دوران پرفراز و نشیب حضورش در استمفوردبریج برداشت. 

او فاش کرد که چگونه با رفتارهای غیرحرفه‌ای و پاتوق کردن در کلوب‌های شبانه، ژوزه مورینیو را به مرز انفجار رسانده بود. این ستاره محبوب وست‌هم همچنین فاش کرد که رومان آبراموویچ شخصاً جلوی انتقال او به تاتنهام را گرفت، چرا که مالک روس اصلاً با اسپرز معامله نمی‌کرد. کارلتون کول پیش از آنکه تبدیل به نماد باشگاه وست‌هم شود، در لیست چلسی حضور داشت و تا پیش از جدایی‌اش در سال ۲۰۰۶، ۲۵ بار برای آبی‌ها در لیگ برتر بازی کرده بود. او فصل ۰۶-۲۰۰۵ را زیر سایه مورینیو سپری کرد، اما رقابت وحشتناک برای فیکس شدن باعث شد به فکر جدایی بیفتد. کول در این مصاحبه می‌گوید:

موضوع این نبود که حس کنم از بقیه ضعیف‌ترم؛ من سهم خودم را در تمرینات انجام می‌دادم. مورینیو قطعاً تحت تأثیر قرار گرفته بود، چون احتمالاً فکر نمی‌کرد من اینقدر بازیکن باکیفیتی باشم، اما او می‌دانست که دیگر جایی برای من در آن تیم نیست. باید می‌رفتم و راه خودم را می‌ساختم. اگر سنم بیشتر بود شاید می‌ماندم، اما جوان بودم و تشنه بازی کردن.

او با صداقتی بی‌پرده ادامه می‌دهد:

من درست زندگی نمی‌کردم. مورینیو هم دقیقاً از همین شاکی بود و از دستم خون‌ جگر بود. اصلاً از وضعیت من راضی نبود. من مدام در کلوب‌های شبانه بودم و وقتم را به بطالت می‌گذراندم.

وقتی از او پرسیده شد مورینیو چطور از آمارهای شبانه او باخبر می‌شد، کول پاسخ داد:

خبر زود می‌پیچد. مالکان و باشگاه‌ها همه جا گوش و چشم دارند. آن‌ها دقیقاً می‌دانند چه کسی تا دیروقت بیرون بوده. وقتی جوانی و می‌خواهی به ترکیب اصلی برسی، این کارها تیشه به ریشه‌ات می‌زند. درک این موضوع آن زمان برایم سخت بود. بیش از حد درگیر فضای ذهنی خودم بودم و دیگر به حرفه‌ام احترام نمی‌گذاشتم. پول می‌آمد و من هم فقط خوش‌گذرانی می‌کردم. تمرکزم روی چیزهای کاملاً اشتباهی بود.

کول که نزدیک به یک دهه در وست‌هم درخشید، می‌گوید مسیر حرفه‌ای‌اش می‌توانست به جای شرق لندن، در شمال این شهر رقم بخورد. او با تاتنهام تمام کرده بود، اما آبراموویچ شخصاً وارد معرکه شد. کول توضیح می‌دهد:

قبل از اینکه به تعطیلات بروم، تست‌های پزشکی تاتنهام را انجام دادم. همه چیز تمام شده بود؛ زیر نظر مارتین یول در آستانه امضای قرارداد بودم. حتی کلایو آلن (مربی وقت تاتنهام) به شدت پیگیر بود چون می‌خواست با من کار کند. همان موقع بود که آبراموویچ تماس گرفت. او متوجه ماجرا شده بود و همان شب به من گفت: من با اسپرز معامله نمی‌کنم و تمام؛ به همین سادگی نگذاشت بروم.

دلیل کینه مالک سابق از تاتنهام هم جالب است:

یادتان هست آبراموویچ قبل از خرید چلسی، می‌خواست تاتنهام را بخرد؟ او با هلیکوپتر بر فراز لندن گشت تا یک باشگاه انتخاب کند و تاتنهام چشمش را گرفت. با آن‌ها به توافق هم رسید، اما در آخرین لحظات، یک نفر از مدیران ارشد تاتنهام زیر قول و قرارها زد و قیمت را عوض کرد. آبراموویچ هم گفت: من با آدم‌های بدقول کار نمی‌کنم. سپس رفت و چلسی را از کن بیتس خرید.

ماجرا وقتی برای کول سخت شد که تاتنهامی‌ها خواستند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند:

تاتنهام دوباره به چلسی پیام داد و گفت: ما در زانوی کول مشکلی پیدا کردیم، پس تخفیف بدهید. آبراموویچ هم در جواب گفت: اصلاً معامله‌ای با شما در کار نیست؛ پس کول برگرد. یا برمی‌گردی یا تو را قرضی می‌فرستم زسکا مسکو در روسیه.

کول با خنده می‌گوید:

خیلی شاکی بودم؛ به او گفتم داری در حق من نامردی می‌کنی. نه به من بازی می‌دهید و نه می‌گذارید جایی که دوست دارم بروم؛ روسیه؟ شوخی‌تان گرفته؟ برای اینکه سرم خلوت شود به سیرالئون رفتم. همان‌جا بود که زنگ زدند و گفتند پیشنهاد وست‌هم آماده است. به محض اینکه هواپیمایم در لندن نشست، قرارداد را امضا کردم.

بخش عجیب زندگی کول، رفاقت نزدیکش با رپر افسانه‌ای آمریکا، 50Cent است. او از طریق فردی به نام تونی که در صنعت موسیقی فعال بود با این رپر آشنا شد. کول خاطرات آن روزها را اینطور مرور می‌کند:

در برهه‌ای از فوتبالم، از نظر روحی و خانوادگی به بن‌بست خورده بودم. وقتی پول وارد زندگی می‌شود، همه چیز کثیف می‌شود؛ مخصوصاً اگر از خانواده‌ای متمول نباشی، آدم‌ها دورت را می‌گیرند و سرت گیج می‌رود. آنجا بود که با 50Cent آشنا شدم. هر وقت به لندن می‌آمد با هم بودیم. حتی به نیویورک می‌رفتم و با گروه G-Unit وقت می‌گذراندم.

او در پایان می‌گوید:

من اول فقط یک هوادار بودم. در خانه‌ام پوستر 50Cent و توپاک داشتم. انگار قانون جذب عمل کرد. گاهی بعد از کنسرت‌ها در هتل می‌نشستیم و او توصیه‌هایی به من می‌کرد که واقعاً مثل جواهر ارزشمند بودند. او خیلی از فوتبال سر در نمی‌آورد و من احتمالاً تنها فوتبالیستی بودم که واقعاً می‌شناخت. فکر می‌کنم یک بار هم برای تماشای بازی‌ام به آپتون پارک آمد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *