بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

آشنایی با گوستاو فریشتنسکی، هرکول قصاب کشتی؛ از سوختگی با نعل اسب تا قهرمانی اروپا و جلاد پراگ

نویسنده : خبرگزاری فوتبال ایران ؛ پارس فوتبال
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : سه شنبه 5 اسفند 1404 | 13:31


گوستاو فریشتنسکی، از مردان قوی و کشتی‌گیران شایسته اروپا از جمهوری چک یا چکسلواکی و اتریش-مجارستان سابق است که توانست تا با افتخارات فراوانش در کشتی حرفه‌ای، نامش را در این ورزش، جاودانه کند. او تجربیات فراوانی از جمله کار در آهنگری و قصابی، به همراه حضور در سینمای چک با دو فیلم را در کارنامه خود دارد. 

گوستاو فریشتنسکی، از مردان قوی و کشتی‌گیران شایسته اروپا از جمهوری چک یا چکسلواکی و اتریش-مجارستان سابق است که توانست تا با افتخارات فراوانش در کشتی حرفه‌ای، نامش را در این ورزش، جاودانه کند. او تجربیات فراوانی از جمله کار در آهنگری و قصابی، به همراه حضور در سینمای چک با دو فیلم را در کارنامه خود دارد. 

طرفداری | گوستاو فریشتنسکی (Gustav Frištenský) زاده ۱۸ می ۱۸۷۹ در شهر کامهایک امپراتوری سابق اتریش-مجارستان یا کرتشهور جمهوری چک امروزی است. او در کودکی، بسیار بیمار بود و خانواده‌اش مجبور شدند تا با نظر یک طبیب محلی او را در تشت «برندی» بخوابانند. گوستاو توسط یکی از گیاه‌پزشکان تیمار شد و خیلی سریع، با رشد بدنی چشم‌گیر خود، از بیماری‌ها گذر کرد. او تا ۱۴ سالگی به خانواده‌اش در اداره مزرعه کمک می‌کرد اما خانواده‌اش، بدون نظر او، تصمیم گرفتند تا شغلی برایش دست و پا کنند. گوستاو مجبور شد تا به مغازه آهنگری محل رفته و در آن‌جا، کسب درآمد را آغاز کند. او بسیار زود همه چیز را یاد می‌گرفت و به شاگرد محبوب استادکارش تبدیل شد که این موضوع، حسادت شاگرد بزرگ‌تر را برانگیخت. از همین رو، شاگرد بزرگ‌تر، نعل اسبی را داغ کرد و به گوستاو، دستور داد تا آن را جابه‌جا کند؛ دست‌زدن به نعل آهنین داغ باعث شد تا سوختگی شدید دست گوستاو، او را برای همیشه از کار در آهنگری دور کند. در نتیجه، پس از بهبودی، او به قصابی رفت و به مرور تا سنین جوانی، در حد یک قصاب ماهر بود.

گوستاو فریشتنسکی

کار در آهنگری، باعث شده بود تا گوستاو، یک هالتر دست‌ساز را برای خودش درست کرده و هم‌زمان با کار، بدنش را تقویت کند. مطالعه داستان‌های افسانه‌ای همانند «بیووی (Bivoj) قدرتمند» باعث شده بود تا علاقه گوستاو به قدرت مردانه، بیش از پیش شود. کتابی که حاوی داستان بیووی بود، توسط یکی از معلمان مدرسه به او داده شده بود و مسیر زندگی‌اش را به سوی ورزش‌های قدرتی رساند. ورود جیمز دلویر، کشتی‌گیر قدرتمند معرکه‌گیر به روستای محل کار گوستاو باعث شد تا پس از هماوردخواهی دلویر، گوستاو برای نخستین بار کشتی بگیرد. دلویر شکست سختی از گوستاو خورد تا این جوان را به کشتی‌گیرشدن امیدوار کند. گوستاو راهی وین شد تا بتواند در موقعیت بهتری، به پیشرفتش در کشتی فکر کند. تمرینات سنگین فریشتنسکی با وزنه باعث شد تا او به بدنی ورزیده برای شروع کشتی برسد. حضور در باشگاه هلاس به او کمک کرد تا در مسابقات قهرمانی سالانه آن، خودنمایی کند. او در ابتدا توانست تا در یک تورنمنت شهر ویسکوف، به نمایندگی از باشگاه هلاس حضور یافته و با پیروزی برابر تمامی ۱۲ کشتی‌گیر آوردگاه، جایزه مسابقات که «نعل اسب نقره‌ای» بود را دریافت کند. 

گوستاو فریشتنسکی

گوستاو که سرآمد رشته‌های ورزشی «وزنه‌برداری» و «کشتی فرنگی» باشگاه هلاس بود، پس از مدتی به باشگاه اسپارتا پیوست. در اسپارتا بود که تجربیاتی جدیدتر برای او پیش آمد؛ گوستاو که توانست قهرمانی مسابقات، مردان قوی، وزنه‌برداری و کشتی را برای اسپارتا به ارمغان بیاورد، در رشته پرتاب دیسک نیز درخشید و قهرمان مسابقات سالانه شد. در ادامه، گوستاو سعی کرد تا مابین شغل و ورزش، تعادل ایجاد کرده و در قصابی خاصی که نزدیک به محل ورزشی خود بود، کار کند. تجدید دیدار با مادر در شهر پراگ، باعث شد تا او یادگاری خاصی را از مادرش دریافت کند؛ این یادگاری، سکه‌ای بود که با آویز دست‌سازی از گوستاو با جمله «از مادرم برای قوی‌تر بودن»، مزین شده بود. پس از قهرمانی در مسابقات پراگ در سال ۱۹۰۲، گوستاو رسماً یک کشتی‌گیر شد و تصمیم گرفت تا در بخش حرفه‌ای این ورزش رقابت کند. او تصمیم گرفت تا در فوریه سال ۱۹۰۳، راهی تورنمنت کشتی روتردام شود. در ابتدا، مربیان او در باشگاه هلاس، اصرار داشتند که با توجه به حضور قهرمانانی از سایر کشورهای جهان، فریشتنسکی در این مسابقات حضور نیافته و روی شانس کمش قمار نکند. در میان صدها کشتی‌گیر، گوستاو که از سبک‌ترین کشتی‌گیران بود، در میان ناباوری‌ها، به قهرمانی از سرزمین بوهمیا تبدیل شد و بدون شکست و استراحت، تا سه نفر پایانی رسید. او در مسابقه فینال، هاینریش اگبرگ دانمارکی، قهرمان دانمارکی قاره اروپا را به راحتی شکست داد و به نامی قابل احترام در کشتی اروپا تبدیل شد.

گوستاو فریشتنسکی

اگرچه در بازگشت به کشور، او بسیار مورد تقدیر قرار گرفته بود اما از کارش در قصابی، به دلایل نامعلومی اخراج شد. مورتیز سافر، صاحب کار او در قصابی، گویا به دلیل آن که در جوانی کشتی‌گیر بوده و نتوانست تا به سرحد قهرمانی آن برسد، به دلیل آن که کارمندش از او موفق‌تر بوده، تصمیم به اخراج گوستاو گرفت. او پس از موفقیت اولیه، به صورت رسمی وارد کشتی حرفه‌ای شد و علاوه بر سیرک‌ها، در ایالات متحده و سالن‌های معروف کشتی این کشور نیز حضور می‌یافت. او در این دوران با کشتی‌گیران معروفی همچون استانیسلائوس زبیشکو، کنستانت لومارین و یس پدرسن سرشاخ شد. او تا سال ۱۹۴۰ در عرصه کشتی جهان حضور داشت و با آماری که تعداد باخت‌هایش به اندازه انگشتان یک دست نیز نبود، به ماجراجویی خود پایان داد. پرهیز از الکل و سیگار در کنار غذاهای سالم، باعث شده بود تا فریشتنسکی، یکی از سالم‌ترین کشتی‌گیران اروپا باشد. شروع جنگ جهانی دوم باعث شد تا زندگی ایده‌آل گوستاو از هم پاشیده و او تمامی پولش را از دست دهد. نازی‌ها مزرعه پدری گوستاو را تصاحب کرده و بعدها او را توسط گشتاپوهایشان، به زندان بردند. گفته می‌شود که گوستاو، دفاعیات خود را روی کاغذهایی قاچاقی و با وسایلی دست‌ساز خود در زندان نوشت. سرانجام همسر گوستاو، با فروش بسیاری از دارایی‌هایش، او را از دست گشتاپوها نجات داد. 

گوستاو فریشتنسکی

پس از جنگ، زندگی گوستاو به مانند قبل نبود اما او یکی از کسانی بود که به آسیب‌دیدگان حمله نازی‌ها، کمک می‌کرد. او مستمری اندکی را پرداخت می‌کرد و پیش از فوت همسرش، مجبور شد تا بسیاری از دستاوردهای ورزشی‌اش را نیز به حراج بگذارد. پس از دریافت جایزه استاد ورزش در سال ۱۹۵۶، فریشتنسکی در شش آوریل ۱۹۵۷، در سن ۷۷ سالگی، دار فانی را وداع گفت. پتر بزروچ، شاعر معروف چکسلواکی، از دوستان صمیمی فریشتنسکی بود و پس از مرگ رفیقش، او را شگفتی دایره کشتی نامید. گوستاو در سینمای چک نیز حضور داشته است. او در ابتدا، نقش «جلاد پراگ» را در فیلمی با همین نام ایفا کرد و سپس در فیلم «آسیاب‌های خداوند»، نقش یک آهنگر را برعهده گرفت. 

گوستاو فریشتنسکی
گوستاو فریشتنسکی در فیلم «جلاد پراگ»

از سری خاطرات ورزشی

  • سلیل آنکولا، کریکت‌بازی که به بالیوود رسید؛ از اصطلاح «آنکولاد» تا نقش خدای خورشید
  • ایوان پادوبنی، قهرمان قهرمانان کشتی؛ از کول کردن تیر تلگراف و هماورد خواهی تا گرسنگی و عاشقانه‌های ناکام
  • گرگ ارنست، رکورددار مهار سنگین‌ترین وزنه جهان در گینس با ۲۴۲۲ کیلوگرم؛ مردی که سنگ می‌طلبید
  • باب فالکنبرگ، تنیسور قهرمان ویمبلدون که نخستین فست‌فود آمریکای جنوبی را افتتاح کرد
  • آرشیو مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *