آشنایی با خورخه کاراسکوسا، کاپیتان تیم ملی آرژانتین که نخواست قهرمان جام جهانی شود؛ «نه» به هر قیمتی
یکی از متفاوتترین داستانهای تاریخ فوتبال و جامهای جهانی، خورخه کاراسکوسا و جام جهانی ۱۹۷۸ است. این بازیکن که کاپیتان آرژانتین مقتدر سال ۱۹۷۸ بود، پس از برخی اتفاقات اجتماعی، از فوتبال دلزده شد و ترجیح داد در حالی که بازیکن محبوب سزار لوئیس منوتی، سرمربی وقت تیم ملی کشورش بود، پیش از شروع جام جهانی، از بازیهای ملی خداحافظی کند. آرژانتین در غیاب کاپیتان خود، به رهبری دنیل پاسارلا به قهرمانی جهان رسید اما این مهم، هیچوقت حسرت کاراسکوسا نبود.
طرفداری | خورخه کاراسکوسا (Jorge Carrascosa) زاده ۱۵ اوت ۱۹۴۵ در ولنتین السینای آرژانتین است. او با ۱۶۸ سانتیمتر قد در پست دفاع چپ بازی میکرد. او فوتبال را در باشگاه بانفیلد آغاز کرد و در سال ۱۹۶۷، راهی تیم اصلی آن شد. او در سه فصل حضور در این باشگاه، آمارهای ۱۱ بازی در فصل ۱۹۶۷، پنج بازی در فصل ۱۹۶۸ و ۳۸ بازی در فصل ۱۹۶۹ را به ثبت رساند. قرارداد با روزاریو سنترال در سال ۱۹۷۹، کاراسکوسا را به بهترین دوره فوتبالی خود رساند. این بازیکن که از همان ابتدا، بازیکن مهمی برای سنترال بود، در سه فصل همکاری با این باشگاه، آمارهای ۳۹ بازی در فصل ۱۹۷۰، ۴۰ بازی و سه گل در فصل ۱۹۷۱ و ۲۰ بازی و یک گل در فصل ۱۹۷۲ را به ثبت رساند. قهرمانی در لیگ ملی آرژانتین، ثمره این چند فصل همکاری خورخه با روزاریو بود.

انتقال به هوراکان، قدم مهم و صحیحی دیگر در کارنامه فوتبالی کاراسکوسا بود؛ او در نخستین فصل همکاری با این باشگاه توانست تا با ثبت ۴۷ بازی در تمامی مسابقات، دستاوردی چون قهرمانی لیگ متروپولیتن آرژانتین را تجربه کند. او در چند فصل بعدی همکاریاش با این باشگاه، آمارهای ۳۹ بازی در فصل ۱۹۷۴، ۳۶ بازی در فصل ۱۹۷۵، ۳۸ بازی در فصل ۱۹۷۶، ۵۱ بازی در فصل ۱۹۷۷، ۵۵ بازی در فصل ۱۹۷۸ و ۲۸ بازی و یک گل در فصل ۱۹۷۹ را ثبت کرد. کاراسکوسا که به «ال لوبو» در فوتبال آرژانتین معروف شده بود، پس از فصول درخشان باشگاهی خود، در سال ۱۹۷۹، از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. در دوران حضور در هوراکان بود که کاراسکوسا، با سرمربی محبوب خود یعنی سزار لوئیس منوتی آشنا شد که باعث شد تا او به تیم ملی آرژانتین، پس از حضورش در رأس سرمربیگری این کشور، برسد. کاراسکوسا، بازیکنی تکنیکی بود که با قدرت رهبری خود، تمامی اعضای تیم را برای کسب موفقیت در زمین بازی، متحد میکرد و همزمان، حضور موفقی در دفاع و حمله تیمهاش داشت.

نخستین بازی ملی او برای تیم ملی آرژانتین در سال ۱۹۷۱ برابر فرانسه صورت گرفت. او سپس مسافر جام جهانی ۱۹۷۴ شد تا در این تورنمنت، پس از نیمکتنشینی در چهار بازی نخست، در دو بازی آخر کشورش برابر برزیل و آلمان شرقی به میدان برود. حضور منوتی روی نیمکت آرژانتین باعث شد تا کاراسکوسا، بازیکن ثابت آلبی سلسته در سمت چپ دفاعی شده و حتی بازوبند کاپیتانی این تیم را بر بازو ببندد. او یکی از امیدهای اصلی منوتی برای جام جهانی ۱۹۷۸ بود که به میزبانی آرژانتینیها برگزار میشد. حضور ثابت و موفق کاراسکوسا در بازیهای دوستانه همانند شوروی، لهستان، اروگوئه، مجارستان، لهستان، ایران و چندین کشور دیگر همانند فرانسه، آلمان و یوگسلاوی، او را به کلیدیترین بازیکن آلبی سلسته تبدیل کرد. پس از گلزنی برابر آلمان شرقی در سال ۱۹۷۷، این بازیکن تصمیم عجیبی گرفت و در حالی که منوتی، برنامهریزیهای بسیاری روی کرده بود، از بازیهای ملی خداحافظی کرد.

پاسخ تککلمهای کاراسکوسا به منوتی درباره خداحافظیاش، «همینه سزار…» بود که نشان از حرفهای ناگفته بسیاری بود. در حالی که سیاسیون آرژانتین روی جام جهانی، برای تبلیغ خود، حساب ویژهای باز کرده بودند، کاراسکوسا ترجیح داد که کاپیتان نماینده آنها نباشد. او اعتقاد داشت که بسیاری از مسائلی که باعث مخدوششدن جوهره اصیل فوتبال میشدند، عواملی بودند که منجر به استعفایش از حضور در جام جهانی شدند. او همچنین از پاداشهای کلانی که دولت آرژانتین برای هر پیروزی به اعضای تیم ملی میداد نیز آزرده شده بود زیرا اعتقاد داشت در شرایطی که کودکان گرسنه با زندگیهای سخت در کشورش هستند، کسب پیروزی برای یک تیم فوتبال، امری طبیعی است و برای انگیزه پیروزی، نباید هزینهای پرداخت شود. در نهایت، آرژانتین به قهرمانی جام جهانی رسید تا به جای آن که این جام در دستان کاراسکوسا بالا برود، در دستان دنیل پاسارلا جای گیرد.
یک دوست، یک همسایه در جنگ است و من بروم جام جهانی بازی کنم؟ چطور میتوانی یک ساندویچ ژامبون بخوری، وقتی کودکی از تو پول غذا میخواهد؟ دنیای فوتبالی که من در آن بودم بهترین اتفاق دنیا نبود. همانجا بود که کمکم حالم از آن فضا بد شد. بحث پاداشها و مواد مخدر نیز مطرح بود. آیا زیباست که با پنالتی اهدایی توسط یک داور به قهرمانی برسید؟ آیا امکان جشن پیروزی با تبانی آگاهانه ممکن است؟ اگر کسی با استعدادش تو را شکست دهد، باید قبولش کنی اما چرا باید همیشه برد؟ ما در جامعهای زندگی میکنیم که ارزش آدمها به بردهایشان است و کسی بهایی به ارزش وجودی آنها نمیدهد. بیرون از فوتبال هم همین است زیرا همهچیز این جهان وابسته به نگاه سطحی انسانها شده است. من میدانستم که بابت این تصمیمم، چه هزینهای را باید داده و چه عواقبی را بپذیرم.
از سری خاطرات فوتبالی
- ویلیام فولک، دروازهبان ۱۵۰ کیلوگرمی چلسی و شفیلد؛ از نخستین توپجمعکنهای فوتبال تا شکستن تیرک
- الک لیندزی؛ کندن پوست پرتقال، با پای چپ دفاع چپ لیورپول
- لوری کانینگهام؛ رقصنده رئال مادرید و «درجه یک» وست برومویچ
- آرشیو تمامی مطالب این دسته




ادعای عجیب اسطوره وتبال آرژانتین به قهرمانی آلبی سلسته برابر فرانسه









