ابر تورم به زبان ساده؛ داستان فروپاشی اقتصاد جمهوری وایمار و جابهجا کردن پول با فرغون در آلمان!
منبع : طرفداری
طرفداری تایمز | جمهوری وایمار یا جمهوری آلمان با نام رسمی رایش آلمان، برههای از تاریخ آلمان است که یک جمهوری فدرال از سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۳ در این سرزمین حاکمیت داشت.
جمهوری آلمان به این دلیل جمهوری وایمار نامیده میشد که نخستین بار مجلس مؤسسان این دولت در شهر وایمار آلمان برپا شد و تا دهه ۳۰ اصطلاح جمهوری وایمار چندان رواج نداشت. برجستهترین ویژگی این حکومت در تاریخ، بحران اقتصادی «ابر تورم» پس از معاهده ورسای بهدنبال شکست آلمان در پایان جنگ جهانی اول بود.
پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول، آلمانیها علیه قیصر ویلهلم دوم انقلاب کردند و جمهوری وایمار در نوامبر ۱۹۱۸ تأسیس شد. این حکومت نوپا بهدنبال معاهده ورسای که تماماً به ضرر آلمانیها بود و پدیده بحران اقتصادی جهانی که از اواخر دهۀ ۲۰ شروع شد، با دو مشکل بزرگ مواجه شد؛ ظهور ابر تورم و افراطگرایی در سیاست.
مورد دوم بعداً به قدرتگیری آدولف هیتلر و داستان مفصل جنگ جهانی دوم انجامید اما ماجرای ابر تورم، خودش یکی از پیشزمینههای قدرتگرفتن افراطیها شد و زندگی مردم را برای دههها تحت تأثیر قرار داد.
اَبَر تورم چیست؟
ابر تورم وضعیتی است که سطح عمومی قیمتها با سرعتی بسیار بالا و بهشکلی غیرقابلکنترل افزایش مییابد، بهگونهای که ارزش پول ملی در مدت کوتاهی تقریباً صفر میشود. براساس برآوردهای پایهای علم اقتصاد اگر نرخ تورم ماهانه بیش از ۵۰% شود، اقتصاد وارد ابر تورم میشود.
در ابر تورم، قدرت خرید مردم بهشدت سقوط میکند، پول ملی عملاً کارکردش بهعنوان واسط مبادله را از دست میدهد. مردم به داراییهای واقعی مثل کالا، طلا، ارز خارجی و ملک پناه میبرند و مبادلات کالا به کالا دوباره رواج مییابد.

چرا جمهوری وایمار وارد ابر تورم شد؟
آلمان طی سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۳ به سه دلیل مهم که ترکیبی از عوامل سیاسی و اقتصادی بود، ابر تورم را تجربه کرد.
بدهیهای سنگین جنگ جهانی اول
پس از شکست تحقیرآمیز آلمان در جنگ جهانی اول، براساس معاهده ورسای این کشور مجبور شد غرامتهای مالی بسیار سنگینی به متفقین بپردازد. این بدهیها نیز باید به شکل طلا یا ارز خارجی پرداخت میشدند، نه مارک آلمان. دولت جمهوری وایمار برای تأمین مبالغ بدهی مجبور شد بهشکل گستردهای پول بدون پشتوانه چاپ کند. البته دولت آلمان در سال ۱۹۲۳ اعلام کرد دیگر توان مالی جبران خسارتها را ندارد و از پرداختها سر باز زد.
فلج شدن تولید داخلی
در نتیجه متوقف شدن پرداخت خسارت، سربازان فرانسوی و بلژیکی تصمیم به اشغال صنعتیترین ایالت آلمان گرفتند. اشغال منطقۀ صنعتی روهر از سوی فرانسه و بلژیک در سال ۱۹۲۳ باعث شد بخش عمدهای از تولید زغالسنگ و فولاد آلمان متوقف شود. کارگران آلمانی در واکنش به اشغال فرانسه، دست به اعتصاب زدند؛ اعتصاباتی که هشت ماه طول کشید. در عین حال، دولت مجبور بود همزمان حقوق کارگران اعتصابکننده را پرداخت کند. دولت آلمان بدون آنکه تولید واقعی داشته باشد، مجبور به چاپ بیش از اندازه پول بود.
بیاعتمادی عمومی نسبت به پول ملی
مردم آلمان با مشاهده نزول سریع ارزش مارک، فوراً پول خرج میکردند. این موضوع تقاضای شدید برای خرید کالا را بهدنبال داشت و سرعت گردش پول بالا رفت. این چرخه باعث شد شتابگیری تورم، انفجاری شود.
شروع ابر تورم
ابر تورم در دهه ۱۹۲۰ وقتی شروع شد که آلمان دیگر کالایی نداشت تا تجارت کند. برای مقابله، همچنان پول بدون پشتوانه چاپ میشد. این اقدام به صنعتگرها کمک میکرد تا بدهیهای خود را راحت تسویه کنند. تا پایان سال ۱۹۲۳ بیش از ۲۰۰ کارخانه فقط برای تولید کاغذ اسکناس مارک آلمان فعالیت میکردند!

عمق فاجعه ابر تورم جمهوری وایمار کجا بود؟
در سال ۱۹۱۴ و در زمان جنگ جهانی اول، هر دلار در آلمان ۴.۲ مارک بود اما نرخ هر دلار در نوامبر ۱۹۲۳ در آلمان به ۴.۲ تریلیون مارک رسید! در سال ۱۹۱۸ هر قرص نان، ۰.۶ مارک آلمان بود اما برای خریدن همان قرص نان در سال ۱۹۲۳ باید ۲۰۰ میلیارد مارک هزینه میشد!
کارگران و کارمندان همگی بهصورت روزمزد حقوق میگرفتند و بلافاصله پس از دریافت حقوق، برای خرید به فروشگاهها هجوم میبردند. در اواخر دورۀ ابر تورم آلمان حتی دیده شد که مردم اسکناسها را با فرغون حمل میکردند و یا بهعنوان سوخت، آنها را درون بخاری میریختند!

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ابر تورم آلمان
بحران ابر تورم مشکلات بزرگی در جامعه آلمان ایجاد کرد.
نابودی طبقۀ متوسط
پسانداز مارکی چندین سالۀ خانوارهای آلمانی نابود شد. کارمندان، معلمان و بازنشستگان همگی از طبقۀ متوسط به طبقۀ فقیر جامعه سقوط کردند و در واقع طبقۀ متوسط در آلمان کاملاً بیمعنی شد.
بروز شکاف طبقاتی
با نابودی طبقۀ متوسط، جامعه آلمان به دو دسته تبدیل شد؛ برندگان و بازندگان. افراد حقوقبگیر، بازنشسته و پساندازکننده در زمرۀ فقرا شمرده میشدند اما از طرفی ابر تورم برای بدهکاران بانکی که بدهیشان عملاً صفر شد به همراه مالکان داراییهای واقعی مثل ملک، کاراخانه و طلا یک اتفاق سودآور بود.
بیثباتی روانی جامعه
در پی این اتفاقات هیچ اعتمادی به حکومت وجود نداشت. در پی نجات این موضوع، گرایشهای افراطی رواج یافتند و اعتماد به دموکراسی از بین رفت. مورخان بسیاری ظهور نازیسم را نتیجۀ غیرمستقیم همین فروپاشی اقتصادی و به تبع آن، فروپاشی روانی اقشار جامعه میدانند.

ابر تورم چگونه مهار شد؟
آلمان برای عبور از این بحران وحشتناک دست به اصلاحات پولی، مالی و سیاسی زد که البته گفتن آنها روی کاغذ آسان بهنظر میرسد.
اصلاحات مالیاتی
دولت پرداخت مالیات از سوی شهروندان را بیشتر کرد. یارانههای غیرضروری حذف شدند و دولت با کاهش مخارجش، کوچکتر شد. از چاپ بدون پشتوانۀ پول نیز متوقف شد و دولت متعهد شد کسری بودجه را با چاپ پول تأمین نکند. برای رسیدن به این هدف، سیاست پولی انقباضی شدید اجرا شد.
معرفی پول جدید
در نوامبر ۱۹۲۳ آلمان با صدراعظمی گوستاف اشترتسمان، یک واحد پولی جدید بهنام «رنتنمارک» را جایگزین مارک کرد. یک رنتنمارک معادل یک تریلیون مارک بود و در واقع این بازتعریف پول بود. در این زمان، یک دلار آمریکا دوبارۀ معادل ۴.۲ رنتنمارک شد. پشتوانه رنتنمارک، زمین و داراییهای صنعتی بودند.
بهدنبال این تحول، متفقین دوبارۀ شروع به دریافت خسارتهای جنگی کردند و با پیمان لوکارنو، منطقه روهر که در اشغال فرانسه و بلژیک بود، به آلمان بازگشت. با این اقدام، اعتماد جامعه بینالملل به جمهوری وایمار تقویت شد.
توافق داوز
جهت کمک به آلمان جهت انجام تعهدات پرداخت خسارت جنگ، توافقنامهای میان بانکهای آمریکایی و دولت آلمان موسوم به توافق داوز به امضا رسید. براساس این توافق، بانکهای آمریکایی داراییهای دولتی آلمان را وثیقه میگرفتند تا به آنها جهت بازپرداخت غرامت جنگ، وام بدهند. راهآهن سراسری آلمان، بانک ملی و چندین صنعت بهعنوان ضمانت در اختیار بانکهای آمریکایی قرار گرفتند.

بحران اقتصادی بزرگ و زوال جمهوری وایمار
شروع رکود معروف در ایالات متحده آمریکا در ۱۹۲۹، به اقتصاد آلمان هم شوک شدیدی وارد کرد؛ اقتصادی که از طریق طرح داوز ۱۹۲۴ و کمکهای آمریکا به یک ثبات نسبی رسیده بود. پس از شروع بحران، بانکهای آمریکایی اعطای اعتبار به آلمان را بهحالت تعلیق در آوردند و اقتصاد آلمان نیز نتوانست با سیاستهای روز خود، بیکاری را کنترل کند. در سال ۱۹۳۰، آلمان حدود ۴ میلیون نفر بیکار داشت.
قدرتگیری هیتلر
با بروز اختلافات گسترده، تشکیل دولت از سوی احزاب دموکراتیک دیگر امکان نداشت و بنبست سیاسی آلمان، زمینۀ تظاهرات خشونتباری را آماده کرد. حزب نازی در سال ۱۹۳۳ به قدرت رسید و آدولف هیتلر، رهبر این حزب بهعنوان صدراعظم آلمان انتخاب شد. او تغییرات مهمی در نحوۀ حکمرانی ایجاد کرد و با تصویب قانون تفویض اختیارات، عملاً بهشکل مطلق نفر شماره یک آلمان شد. باقی ماجرا را نیز کموبیش میدانید…
بسیاری از کارشناسان دلیل زوال و نابودی جمهوری وایمار را انحطاط اقتصادی میدانند؛ دلیلی که باعث روی آوردن مردم به سیاستمداران اقتدارگرا و افراطی شد.
آیا ایران هم مثل جمهوری وایمار دچار ابر تورم میشود؟
ایران هماکنون یکی از چالشبرانگیزترین وضعیتهای اقتصادی تاریخ معاصرش را سپری میکند و در سال ۱۴۰۴ نرخ تورم رشد شدیدی داشته است. با توجه به بیثباتیهای اخیر، این احتمال وجود دارد که نرخ تورم همچنان افزایش یابد. با اینحال در زمان نگارش این مطلب، ایران هنوز وارد ابر تورم نشده اما در آستانۀ آن قرار دارد.
نرخ تورم در صورت عبور از بیش از ۵۰% دیگر طبق الگوهای گذشته بالا نمیرود و با جهشی فوقالعاده اصطلاحاً پدیده ابر تورم را رقم میزند. در ایران طبق اعلام نهادهای رسمی نرخ تورم سالانه بین ۴۰ تا ۵۰ درصد تخمین زده میشود و نرخ تورم ماهانه چیزی بین ۲ تا ۴ درصد برآورد شده است. اگرچه ادامه شرایط موجود میتواند ایران را به آستانۀ ورود به ابر تورم برساند.
مقایسه علتهای تورم در ایران ۱۴۰۴ و جمهوری وایمار
ریشههای تورم در ایران ۱۴۰۴ و جمهوری وایمار مشابه و ساختاری است اما شدت بحران در آلمان بسیار شدیدتر بود.
| عامل | جمهوری وایمار | ایران ۱۴۰۴ |
|---|---|---|
| کسری بودجه | بله | بله |
| چاپ پول گسترده | بسیار بالا و غیرقابلکنترل | نسبتاً بالا |
| تحریم خارجی | غرامت جنگ | تحریم اقتصادی |
| کاهش تولید داخلی | اشغال ایالت روهر | رکورد، مهاجرت سرمایه، مقرونبهصرفه نبودن |
| بیاعتمادی به پول ملی | بسیار بالا | بالا |
| شوک سیاسی | شکست جنگ جهانی اول | سیاست خارجی بیثبات |
مقایسه رفتار اقتصادی مردم
شباهتهای رفتاری مردم جمهوری وایمار و ایران ۱۴۰۴ در واکنش به تورم بسیار زیاد است. در آلمان مردم پس از دریافت حقوق فوراً کالا میخریدند، پسانداز نقدی کاملاً حذف شد و داراییهای واقعی به پسانداز تبدیل شدند. در ایران نیز مردم پس از دریافت حقوق، یا سریعاً خرید میکنند و یا ریال را به طلا، نقره، رمزارز، ملک و یا دلار تبدیل میکنند. مردم تمایل خاصی به ذخیره پسانداز ریالی ندارند.
تفاوتها
البته اوضاع ایران کنونی با جمهوری وایمار تفاوتهای مهمی هم دارد. ایران حتی با وجود تحریمها همچنان نفت میفروشد و این موضوع با دریافت ارز، هرچند به شکل حداقلی همراه است. یارانهها تا حدی بخشی از تورم واقعی را لاپوشانی میکنند و گردش پول در اقتصادهای غیررسمی گسترده مانع فروپاشی اقتصادی میشود.












