بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

آشنایی با زیگبرت تاراش، طبیب استاد بزرگ شطرنج؛ از ارزش دو فیل تا فقدان سه فرزند

نویسنده : خبرگزاری فوتبال ایران ؛ پارس فوتبال
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : شنبه 2 اسفند 1404 | 15:45


زیگبرت تاراش، پزشک نابغه‌ای بود که صفحه شطرنج را همانند یک اثر هنری، آرامش‌بخش و سرشار از شگفتی می‌دید. او که به دلیل حرفه پزشکی، حضور در چندین تورنمنت مهم را از دست داد، یکی از پنج استاد بزرگ دو دهه نخست قرن بیستم میلادی بود که توانست با گشایش‌ها و کتاب‌هایش، کمک بزرگی به پیچیده‌ترشدن تاکتیک‌های شطرنج کند.

زیگبرت تاراش، پزشک نابغه‌ای بود که صفحه شطرنج را همانند یک اثر هنری، آرامش‌بخش و سرشار از شگفتی می‌دید. او که به دلیل حرفه پزشکی، حضور در چندین تورنمنت مهم را از دست داد، یکی از پنج استاد بزرگ دو دهه نخست قرن بیستم میلادی بود که توانست با گشایش‌ها و کتاب‌هایش، کمک بزرگی به پیچیده‌ترشدن تاکتیک‌های شطرنج کند.

طرفداری | زیگبرت تاراش (Siegbert Tarrasch) زاده پنج مارس ۱۸۶۲ در شهر برسلائوی پادشاهی پروس سابق یا وروسلاو لهستان امروزی است. تاراش در پروس، از خانواده‌ای یهودی، در حالی چشم به جهان گشود که در بدو کودکی به عارضه «پاچنبری» دچار بود. او در مدرسه، شاگرد زرنگ و باهوشی بود و توانست تا به جز درس ریاضیات، در سایر دروس، نمرات بالایی را به دست بیاورد. پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان الیزابت، تاراش در برلین پزشکی خواند و توانست تا به عنوان یک پزشک، وارد جامعه شود. او با افتتاح یک مطب در اشتوتگارت که بعدها به مونیخ منتقل شد، بیماران مختلفی را ویزیت و علاج می‌کرد. تاراش پس از تشکیل خانواده، سختی‌های بسیاری را تحمل کرد زیرا پسر بزرگش که نشان «صلیب آهنین» را داشت، در جنگ جهانی اول کشته شد و سپس، دو پسر دیگر او، به دلایلی چون خودکشی و زیرگرفته‌شدن توسط تراموا، جان خودشان را از دست دادند. 

زیگبرت تاراش

تاراش شطرنج را از ۱۵ سالگی آموخت و بلافاصله، با مطالعه کتاب «شطرنج کوچک عملی»، نوشته آلفونس فون بردا، آن را تقویت نمود. او تمام وقت آزاد خود را برای مطالعه اصول شطرنج و چگونگی موفقیت در آن، صرف کرد تا از سال ۱۸۸۰، هم‌زمان با طبابت، با حضور در کافه‌های مختلف، نامش را در مسابقات شطرنج نیز مطرح کند. نخستین حضور جدی او در تورنمنت‌های اصلی شطرنج، در سال ۱۸۸۵ شکل گرفت که نتیجه خاصی در پی نداشت. او در سال ۱۸۸۹، توانست تا با پیروزی در چهار تورنمنت جهانی برسلاو، منچستر، درسدن و لایپزیگ، در سطح بالایی مشهور شود. سفر طولانی دریایی و مشغولیت طبابت، باعث شد تا او در سال ۱۸۹۱، شانس ماجراجویی در مسابقات قهرمانی جهان برابر ویلهلم اشتاینیتز را از دست دهد. تساوی برابر میخائیل چیگورین، رتبه دوم مسابقات هستینگز و نورنبرگ و قهرمانی وین ۱۸۹۸ و مونت کارلوی ۱۹۰۳، تجربیات بعدی او در تورنمنت‌های شطرنج بود. امانوئل لاسکر، از مهم‌ترین رقبای تاراش در مسابقات جهانی بود و این رقابت، پس از نادیده‌گرفتن دعوت به بازی در جوانی لاسکر از سوی تاراش، بسیار حساس شد؛ از این ماجرا به بعد بود که لاسکر تصمیم گرفت تا با پیشرفت خود، تاراش را از نپذیرفتن مسابقه، پشیمان کند. در حالی که تاراش با پیروزی برابر فرانک مارشال، قهرمان ایالات متحده آمریکا، روحیه خوبی را پیدا کرده بود، در برابر لاکسر برای مسابقات قهرمانی جهان قرار گرفت تا با هشت شکست، سه پیروزی و پنج تساوی، برابر رقیب خود، بازنده شود. 

زیگبرت تاراش

بهترین رتبه او در رده‌بندی الو، ۲۸۲۴ بود که در تاریخ ژوئن ۱۸۹۵ به ثبت رسید. او پس از پایان سال ۱۹۰۸، بیشتر اوقات خود را به جای مسابقه، مشغول نویسندگی آموزه‌های خود، اختصاص داد. او در سال ۱۹۱۴، توسط تزار روسیه یعنی نیکلاس دوم، عنوان «استاد بزرگ» را دریافت کرد. این مهم باعث شد تا تاراش، یکی از پنج استاد بزرگ شطرنج جهان، به همراه مردان مهمی چون الکساندر آلخین باشد. او تا سال ۱۹۲۸ فعال بود و در مسابقات مهمی چون مانهایم، گوتنبرگ، وین، کارلسباد، برسلائو و چندین تورنمنت دیگر، حضور داشت. او در طول دوران فعالیت خود، چندین گشایش شطرنج را به نام خود کرد. از مهم‌ترین گشایش‌های او، «دفاع تاراش» نام داشت که روش ترجیحی او برای بازی «گامبی وزیر» بود؛ دومین آن نیز، «واریاسیون تاراش در فرانسه» نام دارد که در رپرتوار بسیاری از استادان گنجانده شد. او توانست تا از تجربیات گران‌بهای خود، سه کتاب ارزشمند «بازی‌های شطرنج»، «بازی مدرن شطرنج» و «شطرنج» را به انتشار برساند. او نظریه‌های ویلهلم اشتاینیتس را منظم‌تر و کامل‌تر کرد و به موضوعاتی مانند اهمیت کنترل مرکز صفحه شطرنج، پرهیز از ضعف‌های مهره‌های سرباز، ارزش داشتن جفت فیل و اهمیت دادن به فضای مانور مهره‌ها، بسیار تأکید داشت. از نظر او، فضاهای بسته و خفه، بذر شکست را در خود دارند و آن را می‌پرورانند. او بازیکنی دفاعی نبود و دوست داشت تا مهره‌هایش را آزادانه به حرکت دربیاورد. او همچنین بازی گامبیت‌ها را پوستر پرزرق و برقی می‌دانست که با یک اثر هنری در تضاد است. قانون اصلی تاراش، قرار گرفتن رخ، پشت سربازهای آزاد است، بدون توجه به اینکه سرباز، مهره خود یا رقیب باشد. او در ۱۷ فوریه ۱۹۳۴، پس از ابتلا به ذات‌الریه، در ۷۱ سالگی، دار فانی را وداع گفت.

زیگبرت تاراش


از سری خاطرات ورزشی

  • گوردون میچل، بدن‌ساز وسترن‌گونه آمریکایی؛ از همکاری با رونالد ریگان تا درخشش در سینمای اروپا
  • مارولوس ماروین هاگلر، قهرمان میان‌وزن بوکس دهه ۸۰ میلادی؛ از فرار از شورش تا ایندیو
  • جیمز فیگ، نخستین قهرمان شناخته‌شده تاریخ بوکس؛ از شکستن مچ رقیب تا مبارزه با گرز
  • الکساندر ساوین، «فیل» والیبال جهان؛ از طلای المپیک تا کناره‌گیری از تیم ملی
  • آرشیو مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *