اورا: بازیکن امروزی سشوار فرگوسن را ببیند، فردا سر تمرین نمیآید؛ میگویم رونالدو بهترین است، طرفداران مسی از من بدشان میآید؛ من یک آفتاب پرستم!
منبع : طرفداری
در ادامهٔ مصاحبه جالب و خواندنی اورا، او به مبحث شکاف نسلها اشاره کرده است.
طرفداری | پاتریس اورا میگوید تغییر جامعه و فرهنگ باعث شده است چیزی که تا دیروز یک افتخار و مزیت بود، حالا بردگی یا شرمآور دانسته شود.
به گزارش تلگراف، داستان شخصیاش با تردیدها دربارهٔ جثهاش آغاز شد. در ابتدا مهاجم بود و توسط باشگاههای حرفهای جذب نشد؛ در ایتالیا بازی کرد و سپس با موناکویی که به فینال لیگ قهرمانان ۲۰۰۴ رسید، در فرانسه درخشید. همین سالهای ابتدایی او را عمیقاً شکل داد. سپس بحث به شکاف نسل مفسران (بسیاری از بازیکنان سابق یونایتد) و بازیکنان امروز میرسد.

اورا از نسل «کلاس ۹۲» جوانتر است و چند هفتهای روی کین را در یونایتد از دست داد، هرچند بعدها در نقش کارشناس همدیگر را شناختند. مانند بسیاری از همنسلانش، از ایستادن پای حرفش نمیترسید؛ چه در ماجرای لوئیس سوارز، چه اعتصاب بازیکنان فرانسه در جام جهانی ۲۰۱۰ یا لگدی که به هوادار توهین کنندهٔ مارسی زد.
قدیم فوتبال را برای بقا و نان خانواده بازی میکردیم؛ حالا نسل دیگری آمده است. سرزنششان نمیکنم. جامعه عوض شده؛ همه باید شیک باشند، ساعت و ماشین خوب داشته باشند. برای همین وقتی همتیمیهای سابقم، کینو و بقیه، به بازیکنان امروز گیر میدهند، میگویم: «بچهها، این نسل جدیده. حتی خود من هم در شبکههای اجتماعی حضور دارم.»
الان حواسپرتی زیاد است. خیابان به من کمک کرد. با آدمهایی ده، پانزده سال بزرگتر بازی میکردم؛ اگر لایی میانداختی، بهخاطر بیاحترامی سیلی میخوردی. از راه سخت یاد گرفتم و اینگونه بود که آن بازیکن شدم. استعداد کافی نیست؛ اخلاق کاری مهم است. وقتی کریستیانو رونالدو را بهترین بازیکن نسلش میدانم، طرفداران مسی از من بدشان میآید و البته نباید آنها را مقایسه کرد، اما صحبت من منش کاری اوست.
نمیشود همیشه آدم خوبی بود. من در زمین همیشه خوب نبودم؛ قاتل بودم. این ذهنیتِ پیروزی است. حالا میبینم بازیکنان قبل از بازی میخندند. خیلی وقتها فرگوسن مجبور میشد تمرین را متوقف کند چون داشتیم همدیگر را میکُشتیم. دوست نبودیم، اما آخر بازی میگفتیم: «ببخشید.»

در دورهٔ اخذ مدرک مربیگری یوفا، از اورا خواستند جلسهای برای ۱۶ سالهها برگزار کند. او تمرینی برای مهاجمان مقابل مدافعان چید که برتری عددی با مهاجمان بود و گفت به ازای هر گلی که مدافعان میخورند، باید ۱۰ شنا بروند.
بچهها عاشقش بودند؛ رقابت را دوست داشتند. اما آخرش بازرسان گفتند: «پاتریس، نمیشود این کار را کرد.» گفتند اگر یکی مصدوم شود، والدین میتوانند شکایت کنند. دنیای امروز همین است.
او بازیکنان را مقصر نمیداند؛ قوانین ساخته شده برایشان را مقصر میداند. از استانداردهای بالای فرگوسن و اینکه در نهایت بازوبند کاپیتانی را به او سپرد و از او خواست با جوانترها صحبت کند، لذت میبرد.
باید سازگار شوی و این کاری است که من در آن خوبم؛ من یک آفتاب پرستم! من پل ارتباطی بودم چون قدیمیها را میفهمیدم و میدانستم با جوانها چطور حرف بزنم. فرگوسن اجازه میداد در رختکن صحبت کنم. میگفت: «پاتریس، آنها تو را میفهمند.»
آن دوران بچهها کفشهای ما را تمیز میکردند؛ اما این مثل یک پاداش بود. «وای، دارم کفشهای رونالدو یا کین یا گیگزی رو تمیز میکنم.» امروز شاید به آن بگویند بردهداری. تقصیر آنها نیست؛ به این خاطر است که همه چیز را در اختیارشان قرار میدهیم. آموزش و والدین فرق کردهاند. ما سخت یاد گرفتیم و همانجا بهترین عملکرد را داشتیم. اگر فرگوسن به بعضی از این بچهها «سشوارش» را نشان بدهد، مطمئن نیستم فردا روز بیایند تمرین. سرزنششان میکنم؟ نه. نسل عوض شده؛ جامعه همین است؛ مسئله فراتر از فوتبال است.

بخش ابتدایی؛ اورا: با دیدن فیلمهای بروس لی بزرگ شدم؛ در دوران فوتبال فقط ۷ بازی بدون درد بازی کردم؛ دکتر به من گفت تو دیوانهای!


رونالدو علیه النصر و عربستان شد! + جزئیات
کریستیانو رونالدو به حواشی جنجالی در النصر پایان داد + جزئیات
آتش بازی ادامه دار رونالدو در ریاض
تاریخ سازی کریستیانو رونالدو با النصر عربستان سوژه شد + جزئیات
کریستیانو رونالدو ورزشگاه اولدترافورد یا برنابئو؟ مسئله این است + مقایسه آماری
ترکیب منتخب ستارگان فوتبال انگلیس+جزئیات









