آشنایی با الکس انگلیش، شاعر و تیغه NBA؛ از درخشش در دنور تا گریس شگفتانگیز
الکس انگلیش، یکی از نامهای مهم NBA در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی بود که به همراه دنور ناگتس، روزهای خوشی را در این سطح از بسکتبال جهان، سپری کرد. او تجربه بازی در تیمهایی مثل میلواکی باکس، ایندیانا پیسرز، دالاس ماوریکس و ناپولی ایتالیا را در کارنامه خود دارد. حضور در چند پروژه سینمایی، چاپ کتاب شعر و حضور در فعالیتهای خیریه، از دیگر فعالیتهای او بوده است.
طرفداری | الکس انگلیش (Alex English) زاده پنج ژانویه ۱۹۵۴ در شهر کلمبیای ایالت کارولینای جنوبی است. او در پست اسمال فوروارد بازی میکند. الکس، توسط مادربزرگش و در شرایطی بزرگ شد که به سختی، با شکم سیر به رختخواب خوب میرفت. جستجوی بطریهای خالی نوشابه و نان بیات، تنها تلاشهای کودکی الکس و برادرانش برای گذران زندگی بود. مادربزرگ الکس برای بزرگ کردن او، خواهران و برادرانش، با وجود ابتلا به آرتروز، مسیر زیادی را به رختشویخانه، پیادهروی میکرد تا بتواند خرج زندگی را تأمین کند. انگلیش با ساختن حلقه بسکتبال دستساز توسط یک تایر کهنه، تور و تخته سهلایه، در حیاط پشتی خانه خود، نخستین گامهایش را در بسکتبال برداشت. از آنجایی که حلقه در شیب تندی قرار داده شده بود، الکس مجبور بود تا برای نیفتادن توپ به سرازیری، دقت شوت بالایی را داشته باشد. با این وجود، الکس نیز همانند اهالی محل خود، مدتی به بزهکاری آلوده شد اما توسط مادربزرگش، نجات یافت.

ثبتنام در دبیرستان درهر باعث شد تا استعداد درخشان انگلیش در تیم بسکتبال دبیرستانها، عیان شود. او با میانگین ۳۱ امتیاز در ۷۸ بازی خود برای تیم دبیرستان درهر، یکی از ستارگان درخشان مسابقات دبیرستانی شد تا بیش از ۱۰۰ پیشنهاد از دانشگاههای مختلف آمریکا را دریافت کند. ترجیح انگلیس برای ماندگاری در محل زندگی خود باعث شد تا پیشنهاد دانشگاه کارولینای جنوبی در سال ۱۹۷۲، توسط او پذیرفته شود. گفته میشود که فرانک مک گوایر، سرمربی تیم بسکتبال دانشگاه کارولینای جنوبی، با دعوت انگلیش به یک وعده شام استیک در یکی از رستورانهای معتبر ایالت، او را جذب تیم دانشگاهی کرد. الکس تا سال ۱۹۷۶، عضویت تیم دانشگاه کارولینای جنوبی را داشت و با ثبت ۱۹۷۲ امتیاز، یکی از برترین بازیکنان تاریخ این تیم شد. در نهایت، او با مدرک لیسانس زبان انگلیسی از این دانشگاه، فارغالتحصیل شد. او در دوران دانشگاهی خود، به هنرهایی مثل مجسمهسازی، ادبیات و شعر، بسیار علاقهمند شده بود. در درفت سال ۱۹۷۶ NBA بود که انگلیش، در دومین راند و بیست و سومین انتخاب، توسط باشگاه میلواکی باکس، پذیرفته شد. ثبت میانگینهای ۵.۳ امتیاز، ۲.۸ ریباند و ۰.۴ پاس گل در ۵۹ بازی فصل ۷۷-۱۹۷۶ و ۹.۶ امتیاز، ۴.۸ ریباند و ۱.۶ پاس گل در ۸۲ بازی فصل ۷۸-۱۹۷۷، نتیجه دو فصل همکاری این بازیکن با باشگاه میلواکی بود.

کمبود زمان بازی در میلواکی، با وجود عملکرد موفق به عنوان بازیکن ذخیره، انگلیش را وادار به تغییر در تیمش کرد. او به عنوان بازیکن آزاد در سال ۱۹۷۸، راهی ایندیانا پیسرز شد تا در دو فصل همکاری با این باشگاه، میانگینهای ۱۶ امتیاز، ۸.۱ ریباند و ۳.۳ پاس گل در ۸۱ بازی فصل ۷۹-۱۹۷۸ و ۱۴.۹ امتیاز، هفت ریباند و ۲.۶ پاس گل در ۵۴ بازی فصل ۸۰-۱۹۷۹ را به دست بیاورد. در میانههای فصل ۸۰-۱۹۷۹ بود که انگلیش راهی دنور ناگتس شد تا ادامه فصل را با این باشگاه، سپری کند. ۲۹ امتیاز و ۱۳ ریباند، حاصل عملکرد انگلیش در نخستین بازی خود برای تیم جدیدش برابر شیکاگو بود. او در پایان این فصل، به عنوان یکی از بازیکنان برتر تیمش، میانگین ۲۱.۳ امتیاز، ۹.۴ ریباند و ۳.۴ امتیاز را در ۲۴ بازی، ثبت کرد. حضور داگلاس مو، به عنوان سرمربی باشگاه دنور در سال ۱۹۸۰، دوران حرفهای انگلیش را زیر و رو کرد زیرا این بازیکن توانست تا تمام پتانسیل تهاجمی خود را تحت تفکرات این مربی، آزاد کند. در پایان نخستین فصل همکاری با داگ، انگلیش توانست تا میانگین ۲۳.۸ امتیاز، هشت ریباند و ۳.۶ ریباند در ۸۱ بازی فصل را به ثبت برساند. او پس از پایان این فصل، پیشنهادات قابل توجهی را از سایر باشگاههای NBA دریافت کرد اما پول، چیزی نبود که در تصمیم الکس، تأثیرگذار باشد.

در فصول بعدی همکاری انگلیش با دنور، میانگینهای ۲۵.۴ امتیاز، ۶.۸ ریباند و ۵.۳ پاس گل در ۸۲ بازی فصل ۸۲-۱۹۸۱، ۲۸.۴ امتیاز، ۷.۳ ریباند و ۴.۹ پاس گل در ۸۲ بازی فصل ۸۳-۱۹۸۲، ۲۶.۴ امتیاز، ۵.۷ ریباند و پنج پاس گل در ۸۲ بازی فصل ۸۴-۱۹۸۳، ۲۸ امتیاز، ۵.۶ ریباند و ۴.۲ پاس گل در ۸۱ بازی فصل ۸۵-۱۹۸۴، ۲۹.۸ امتیاز، پنج ریباند و چهار پاس گل در ۸۱ بازی فصل ۸۶-۱۹۸۵، ۲۸.۶ امتیاز، ۴.۲ ریباند و ۵.۱ پاس گل در ۸۲ بازی فصل ۸۷-۱۹۸۶، ۲۵ امتیاز، ۴.۷ ریباند و ۴.۷ پاس گل در ۸۰ بازی فصل ۸۸-۱۹۸۷، ۲۶.۵ امتیاز، چهار ریباند و ۴.۷ پاس گل در ۸۲ بازی فصل ۸۹-۱۹۸۸ و ۱۷.۹ امتیاز، ۳.۶ ریباند و ۲.۸ پاس گل در ۸۰ بازی فصل ۹۰-۱۹۸۹ را به ثبت رساند. در حالی که انگلیش علاقه داشت تا دوران حرفهای خود را در ناگتس به پایان برساند، انتقادات هواداران و رسانهها در آخرین فصل همکاری، باعث شد تا او در سال ۱۹۹۰، پیشنهادات دیگرش را بررسی و در نهایت، راهی دالاس ماوریکس شود. او در ماوریکس، میانگینی کمتر از تمام سالهایش در دنور را با ۹.۷ امتیاز، ۳.۲ ریباند و ۱.۳ پاس گل در ۷۹ بازی فصل، به ثبت رساند تا پس از یک سال حضور در این باشگاه، تصمیم به دوری از بسکتبال آمریکا گیرد. حضور در باشگاه بسکت ناپولی، در روزهایی که دیگو مارادونا به بت اهالی ناپل تبدیل شده بود، انگلیش را به یکی از نقاط قابل اتکای تیم بسکتبال تبدیل کرد. او به همراه والتر بری، دیگر بازیکن خارجی ناپولی، زوج قدرتمندی را تشکیل دادند و به همراه این باشگاه راهی سطح بالاتر بسکتبال ایتالیا شدند. میانگین ۱۳.۹ امتیاز و ۴.۸ ریباند در ۱۸ بازی، حاصل همکاری انگلیش با ایتالیاییها بود. او پس از پایان این ماجراجویی، از دنیای بسکتبال، خداحافظی کرد.

الکس، نخستین بازیکن تاریخ NBA بود که در هشت فصل متوالی، امتیازی بیش از ۲۰۰۰ امتیاز را به دست آورد و از همین رو، توسط نشریه اتلتیک، یکی از ۷۵ بازیکن برتر تاریخ این لیگ، برگزیده شد. انگلیش توسط دوستداران ورزش آمریکا به «The Blade» یا «تیغه» معروف شده بود. او پس از پایان بازی، به عنوان مربی در باشگاههای آتلانتا هاوکس، فیلادلفیا سونی سیسکرز، تورنتو رپتورز و ساکرامنتو کینگز، کار کرد. علاقه انگلیش به جنبههای مختلف هنر باعث شد تا او در سال ۱۹۸۷، به هنر هفتم راه یافته و نقش «گریس اسمیت» را در فیلم سینمایی «گریس و چاک شگفتانگیز»، بازی کند. او در این فیلم، نقش بسکتبالیستی را بازی کرد که از یک جوان بیسبالیست، حمایت میکند. بازی در دو اپیزود سریال «تماس نیمهشب» و حضور در فیلمهای «هوتی و بلوفیش؛ وقتی میخواهم با تو باشم»، «ادی» و «قطعا! شاید»، تجربیات بعدی انگلیش در عرصه تصویر بود. او علاوه بر فعالیت در انجمن بسکتبال بدون مرز و کمک به مناطق محروم، با کمکش به مردم قحطیزده اتیوپی در سال ۱۹۸۵، معروف شده بود. انگلیش، دست به قلم خوبی داشت و شاعر نیز محسوب میشد. او چندین کتاب شعر را از خود به جای گذاشته که معروفترین آن، مجموعه اشعاری به نام «گاهی احساسات، گاهی»، نام دارد. یکی از معروفترین شعرهای انگلیش، پس از جداییاش از میلواکی، به عنوان بازیکن آزاد سروده شده است.
پاییز نارنجی و زرد زنگاری، ذهنم را رنگ میزند با اشیاقی بیرونی، برای گشت و گذار، در اتاق طبیعت، اما آمدن پاییز یعنی، به زودی خواهم رفت، تا قدم بزنم به سوی مقصدی دیگر، و بیفزایم خاطراتم را، به یاد این تعطیلات تابستانی. «شعری از الکس انگلیش، پس از ترک میلواکی»
از سری خاطرات ورزشی
- آلن پروست، پروفسور فرمول یک؛ بردن با کمترین سرعت ممکن با رانندهای از فرانسه
- ری منتزر، برادر مایک در بدنسازی؛ از قهرمانی آقای آمریکا تا بیماری برگر و دیالیز
- پیتر مایویا، سالار کشتیگیران WWWF؛ پدربزرگ دواین جانسون و مردی از ساموا
- آرشیو مطالب مرتبط




پشت پرده دعوت بازیگر زن ایرانی به تیم ملی بوکس مشخص شد !! + جزئیات
بازیگر مطرح و استقلالی سینما درگذشت + جزئیات
ستاره مطرح سینمای ایران استقلالی است یا پرسپولیسی + جزئیات









