بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

۱۰ بازی کلاسیک پلی‌ استیشن ۲ که ثابت کردند گرافیک همه‌ چیز نیست

منبع : طرفداری
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : سه شنبه 21 بهمن 1404 | 21:09

در این مطلب به سراغ بازی‌هایی می‌رویم که با ایده‌های ناب خود درخشیدند و گرافیک پر زرق‌ و برق را پشت در جا گذاشتند.

در این مطلب به سراغ بازی‌هایی می‌رویم که با ایده‌های ناب خود درخشیدند و گرافیک پر زرق‌ و برق را پشت در جا گذاشتند.

اختصاصی طرفداری | پلی‌ استیشن ۲؛ برای کسانی که سن‌شان به تجربه آن دوران قد می‌دهد، این کنسول حکم اولین انقلاب واقعی در صنعت گیم را داشت. جدی می‌گویم، قبل از پلی استیشن ۲ حتی بازی‌های سه‌بعدی هم انگار چیزی کم داشتند؛ با آن پس‌زمینه‌های از پیش رندر شده، کاراکترهای لبه‌دار و مربعی، و چهره‌هایی که هیچ حسی در آن‌ها دیده نمی‌شد.

پلی‌ استیشن ۲ همه این‌ها را تغییر داد. جهش گرافیکی خیره‌کننده بود، اما با این حال، بسیاری از مهم‌ترین عناوین این کنسول ثابت کردند که برای ساخت یک بازی ماندگار، گرافیک تنها فاکتور کلیدی نیست.

۱۰. Tales of the Abyss

۱۰. Tales of the Abyss
کالبدشکافی شخصیت‌ها به سبک انیمه

این بازی یکی از بهترین نسخه‌های این فرنچایز ریشه‌دار است و زمانی روی PS2 خوش درخشید که فاینال فانتزی با گرافیک‌های نسل جدیدش همه را مبهوت کرده بود. Tales of the Abyss از نظر بصری حتی نزدیک به استانداردهای فاینال فانتزی هم نبود، اما اصلا اهمیتی نداشت. داستان، شخصیت‌پردازی و سیستم مبارزات بازی به قدری سطح بالا بودند که استفاده هنرمندانه از رنگ‌ها و طراحی بصری، کمبود جزئیات گرافیکی را کاملاً جبران می‌کرد. این بازی سفری است شگفت‌انگیز که در آن شاهد تکامل شخصیتی «لوک» (قهرمان داستان) و همراهانش هستیم.

۹. Valkyrie Profile 2: Silmeria

۹. Valkyrie Profile 2: Silmeria
زیبایی در دل فضای دلگیر

این بازی جواهری است که کمتر درباره‌اش صحبت شده و صادقانه بگویم، از نظر ظاهری اصلاً چشم‌نواز نیست. با اینکه مدل شخصیت‌ها استاندارد بود، اما اتمسفر کلی بازی نسبتاً زشت به نظر می‌رسید؛ دنیایی اشباع شده از رنگ‌های قهوه‌ای و خاکستری که به جز جلوه‌های ویژه در نبردها، بقیه بخش‌ها در ظاهری عبوس پوشانده شده بود. اما این مسئله ایرادی نداشت، چون سفر شما در این بازی اصلاً قرار نبود شاد باشد. این پیش‌درآمد/دنباله، داستانی به مراتب تاریک‌تر و غم‌انگیزتر از نسخه قبل دارد. سیستم مبارزات نوبتی آن که رگه‌هایی از سبک همزمان (Real-time) دارد، یکی از استراتژیک‌ترین تجربه‌های JRPG را رقم می‌زند.

۸. Evergrace

۸. Evergrace
خاستگاه سبک سولز

آن زاویه دوربین را می‌بینید؟ یا آن درختان طلایی؟ آیا با یک نسخه ریمیک از الدن رینگ طرف هستیم؟ خیر؛ این یکی از اولین تلاش‌های استودیو FromSoftware در مسیری است که بعدها به خلق سری سولز منجر شد. Evergrace یک بازی فانتزی با ظاهری به شدت معمولی بود که در سال ۲۰۰۰ عرضه شد و چندان مورد توجه قرار نگرفت. 

با این حال، اتمسفر وهم‌آلود و دنیاسازی مرموز آن فوق‌العاده است. داستان به صورت مستقیم روایت نمی‌شود و شما باید با جستجو در توضیحات آیتم‌ها و دیالوگ‌های مبهم، قطعات پازل را کنار هم بگذارید. گرافیک بازی پیکسلی و بدقواره بود، اما اگر به دنبال ریشه‌های سبک محبوب‌تان هستید، این بازی در ذهن‌تان حک می‌شود.

۷. Dragon Ball Z: Budokai Tenkaichi 2

۷. Dragon Ball Z: Budokai Tenkaichi 2
تجربه مستقیم انیمه

اگرچه گرافیک در اینجا بسیار ساده است، اما اتمسفر سریال را به شکلی بی‌نقص بازسازی می‌کند. برای طرفداران این انیمه، بخش داستانی بازی که تک‌تک مبارزات سریال را در بر می‌گیرد، یک ضیافت کامل است. شاید این بازی مکانیک‌های پیچیده استریت فایتر یا گرافیک بازی‌های مدرن را نداشته باشد، اما به شما حس یک قهرمان واقعی دراگون‌بال را می‌دهد. مبارزات به قدری حماسی هستند که هنوز هم پس از سال‌ها، بازی دیگری در این فرنچایز نتوانسته جای آن را برای طرفداران قدیمی بگیرد.

۶. The Warriors

۶. The Warriors
ضیافت اراذل و اوباش

این بازی محصول راکستار است، اما مشخص است که آن بودجه و وسواس همیشگی این شرکت خرجش نشده است. بازی از نظر بصری در بدترین حالت ممکن است، اما نکته دقیقاً همین‌جاست! به عنوان ادای احترامی به فیلمی با همین نام، بازی The Warriors یک اثر مبارزه‌ای خشن است که برخی از بهترین مکانیک‌های نبرد تن‌ به‌ تن را دارد. بازی کاملاً فضای چرک و پر از آشوب فیلم را بازسازی می‌کند و تجربه دونفره آن، یکی از لذت‌بخش‌ترین خاطرات دوران پلی استیشن ۲ را رقم می‌زد.

۵. Drakengard

۵. Drakengard
تاریک، زشت و درگیرکننده

بازی Drakengard حتی در زمان خودش هم بازی زشتی بود؛ محیط‌های بی‌روح با کمترین جزئیات ممکن. اما این زشتی بصری مانع از تبدیل شدن آن به یک اثر کلاسیک نشد. جذابیت اصلی اینجا نه در گرافیک است و نه حتی در گیم‌پلی (که یک کپی ساده از Dynasty Warriors بود)، بلکه در داستان است. شما در نقش «کایم» بازی می‌کنید؛ شخصیتی که هیچ بویی از اخلاقیات نبرده و تا انتهای بازی بیشتر به یک شرور تبدیل می‌شود. این بازی در واقع سنگ‌بنای سری Nier است و داستان چندشاخه و پایان‌های عجیبش، شما را وادار می‌کند که چشمتان را روی زشتی‌های گرافیکی ببندید.

۴. God Hand

۴. God Hand
مقدس در گیم‌پلی، فاجعه در گرافیک 

این بازی یکی از جنجالی‌ترین عناوین تاریخ است؛ در زمان عرضه نمرات بسیار پایینی گرفت اما بعدها به یک اثر کالت و افسانه‌ای تبدیل شد. گرافیک بازی حتی برای سال ۲۰۰۶ هم افتضاح بود، اما God Hand یکی از اعتیادآورترین و عمیق‌ترین سیستم‌های مبارزه در تاریخ بازی‌های ویدیویی را دارد. بازی به شدت مضحک و اغراق‌آمیز است، اما برای یادگیری فنون آن به مهارت بالایی نیاز دارید. اینجا مبارزه تنها چیزی است که اهمیت دارد و کیفیت آن، گرافیک و صداگذاری را کاملاً بی‌اهمیت جلوه می‌دهد.

۳. Dynasty Warriors 2

۳. Dynasty Warriors 2
لذت ارتش یک‌نفره

این بازی سبک مبارزه‌ای را به مقیاس یک جنگ تمام‌عیار برد. در سال ۲۰۰۰، محیط‌های بازی خالی و دشمنان تکراری بودند و بازی عملاً شبیه عناوین پلی استیشن ۱ به نظر می‌رسید. اما جادو در تعداد دشمنان بود. تا آن زمان هرگز ندیده بودیم که این همه سرباز به طور همزمان در صحنه حضور داشته باشند. این تجربه که شما را در قلب یک نبرد شلوغ قرار می‌داد، باعث تولد سبک «Musou» شد که هنوز هم طرفداران پروپاقرص خود را دارد.

۲. Shadow of Rome

۲. Shadow of Rome
شکوه و خون در رم باستان

رم باستان پتانسیل زیادی برای بازی‌سازی دارد و این عنوان به خوبی از آن استفاده کرد؛ از بخش‌های مخفی‌کاری سیاسی تا نبردهای گلادیاتوری بی‌رحمانه و پر از خون. گرافیک بازی متوسط است و تناسب اندام کاراکترها گاهی عجیب به نظر می‌رسد، اما گیم‌پلی چنان تکامل‌یافته و درگیرکننده است که نقص‌های بصری اصلاً به چشم نمی‌آیند. این یک اکشن قدرندیده است که حتی امروز هم ارزش تجربه کردن را دارد.

۱. Shin Megami Tensei: Nocturne 

۱. Shin Megami Tensei: Nocturne 
پایان دنیا با طعم شیاطین

این بازی روایتی تاریک و منزوی از نابودی ناگهانی جهان است. در سال ۲۰۰۴ که بازی‌های بزرگی مثل Final Fantasy X استانداردهای بصری را جابه‌جا کرده بودند، استودیو Atlus بودجه محدودی داشت و این موضوع در گرافیک ساده و محیط‌های خلوت بازی کاملاً مشهود بود. اما این سادگی بصری در خدمت اتمسفر ویران‌شهر بازی قرار گرفت. سیستم نبرد نوبتی بازی به شدت چالش‌برانگیز است و داستان چندشاخه و عمیق آن، این عنوان را به یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ تبدیل کرده که گرافیک، آخرین دلیل جذابیتش محسوب می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *