آشنایی با گئورگی آسپاروهوف یا گوندی، اسطوره فوتبال بلغارستان؛ از رد پیشنهاد میلان تا تصادف، پس از سخاوتمندی
منبع : طرفداری
گئورگی آسپاروهوف، از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال بلغارستان است که به همراه تیم ملی این کشور در سه دوره جام جهانی حضور داشته و سابقه گلزنی برابر انگلستان را در یک بازی دوستانه، داشته است. او سالهای سال عضویت باشگاه لفسکی صوفیه را داشته و تنها به مدت دو سال، برای گذراندن دوره سربازی، راهی بوتف پلودیف، از باشگاه محبوبش جدا شد. تصادف شدید، پس از سخاوتمندی در یک پمپ بنزین، پایان تراژیک زندگی این بازیکن بوده است.
طرفداری | گئورگی آسپاروهوف (Georgi Asparuhov) زاده چهار می ۱۹۴۳ در شهر صوفیه بلغارستان است. او در پستهای مهاجم نوک و مدافع میانی بازی میکرد. گئورگی که در میان دوستانش به «گوندی» معروف بود، با آرزوی بازی در تیم اصلی لفسکی صوفیه، فوتبال را از تیمهای پایه همین باشگاه آغاز کرد. او در والیبال نیز تواناییهای زیادی داشت اما علاقه به فوتبال در او، جدیتر بود. پس از قهرمانی به همراه تیم جوانان لفسکی، حضور او در تیم بزرگسالان این باشگاه، درسال ۱۹۶۰، عملی شد. نخستین بازی این بازیکن برای تیم اصلی لفسکی برابر لوکوموتیو صوفیه و نخستین گلش برابر بوتف پلودیف به ثبت رسید. قد بلند و بازی فیزیکی او باعث شده بود تا مربیانش، او را مدافعی قلدر ببینند. اگرچه گوندی دوست داشت که در پست مهاجم بازی کند، اما به لطف شخصیت مطیع و آرامش، سعی کرد تا با خواست مربیان خود، خو گرفته و یک مدافع میانی قوی شود. شوتهای از راه دور و تکنیک قابل توجه آسپاهوروف بود که به مرور، مربیانش را وادار کرد تا او را پست مورد علاقهاش بازی دهند.

دو بازی در فصل ۶۰-۱۹۵۹، ۱۴ بازی و سه گل در فصل ۶۱-۱۹۶۰ و ۱۷ بازی و چهار گل در فصل ۶۲-۱۹۶۱، حاصل سه فصل همکاری این بازیکن با باشگاه لفسکی صوفیه بود. در سال ۱۹۶۱ و میانه فصل ۶۲-۱۹۶۱ بود که آسپاروهوف، سرباز شد و به خدمت اجباری سربازی بلغارستان، فراخوانده شد. با توافقات صورتگرفته، این بازیکن توانست تا به نزدیکترین باشگاه به محل زندگیاش یعنی بوتف پلودیف بپیوندد و در همین باشگاه، دو سال خدمت خود را بگذراند. در حالی که روزهای نخستین حضور آسپاروهوف در بوتف، به دلیل دوری او از خانواده و دوستانش، سخت سپری میشد و به دلیل عملکرد فنی متوسط، گوندی توسط سرمربیاش نیز تحت فشار بود، ثبت نخستین گل، همه چیز را عوض کرد. او در پایان فصل به قهرمانی جام حذفی رسید و ستاره پلودیف شد. ۱۴ بازی و ۱۳ گل در فصل ۶۲-۱۹۶۱، ۱۹ بازی و ۱۶ گل در فصل ۶۳-۱۹۶۲ و شش بازی و چهار گل در فصل ۶۴-۱۹۶۳، حاصل حضور گوندی در بوتف بود. حضور در جام برندگان اروپا، نتیجه قهرمانی بوتف در جام حذفی بلغارستان بود که باعث شد تا گوندی، بازی در مسابقات قارهای اروپا را تجربه کند. او در نخستین بازی اروپایی خود برابر استوا بخارست رومانی، بریس کرد و با هتتریک خود در بازی برگشت، بوتف را به مرحله بعدی مسابقات رسید. گلزنی برابر شمروک راورز و بازی مقابل اتلتیکو مادرید، از دیگر تجربیات اروپایی آسپاروهوف به همراه بوتف بود.

درخشش با پیراهن بوتف پلودیف، درهای تیم ملی و جام جهانی را به روی آسپاروهوف گشود و او را به یک بازیکن بینالمللی تبدیل کرد. در نتیجه این موفقیتها بود که مقدمات بازگشت گوندی به باشگاه محبوبش یعنی لفسکی صوفیه فراهم شد. او در اوایل فصل ۶۴-۱۹۶۳ به صوفیه بازگشت و در ۲۲ بازی برای تیمش، ۱۵ گل زد. ثبت ۲۷ گل در ۲۹ بازی، آقای گلی بلغارستان و قهرمانی لیگ این کشور را برای گوندی به همراه داشت. این عملکرد باعث شد تا مجله معروف «فرانس فوتبال»، گوندی را در رتبه هشتم ردهبندی توپ طلای سال ۱۹۶۵ قرار دهد. او این بار دیگر به یک بت در پیراهن لفسکی تبدیل شده بود و در ادامه فصول همکاری خود، آمارهای ۲۲ بازی و ۱۳ گل در فصل ۶۶-۱۹۶۵، ۱۱ بازی و هفت گل در فصل ۶۷-۱۹۶۶، ۲۵ بازی و ۱۴ گل در فصل ۶۸-۱۹۶۷، ۲۷ بازی و ۲۲ گل در فصل ۶۹-۱۹۶۸، ۲۴ بازی و ۱۲ گل در فصل ۷۰-۱۹۶۹ و ۱۶ بازی و هشت گل در فصل ۷۱-۱۹۷۰ را به ثبت رساند. گوندی در این دوران به همراه لفسکی، در مسابقات اروپایی نیز حضور موفقی داشت؛ سه گل در دو بازی رفت و برگشت برابر بنفیکای قدرتمند زمان با اوزه بیوی افسانهای (فصل ۶۶-۱۹۶۵)، گلزنی در دو بازی رفت و برگشت برابر میلان در جام برندگان اروپا (فصل ۶۸-۱۹۶۷) و بریس برابر آستریاوین اتریش (فصل ۷۱-۱۹۷۰)، از جمله ماجراجوییهای اروپایی گوندی بوده است. او به همراه لفسکی، سه قهرمانی در لیگ برتر و جام حذفی بلغارستان را به دست آورد.

غولهای فوتبال پرتغال همانند پورتو و بنفیکا، به همراه غول فوتبال ایتالیا یعنی میلان، از جدیترین باشگاههای خارجی بودند که همکاری با آسپاروهوف را مدنظر قرار داده بودند. میلان به لطف علاقه شدید نرئو روکو، سرمربی وقت خود، جدیترین مشتری آسپاروهوف بود که حتی از صحبت با همسر این بازیکن نیز برای ترغیب او به حضور در فوتبال ایتالیا، استفاده کرد. روکو، آسپاروهوف را «مهاجم رویاهایش» مینامید و جذب او را برای جاهطلبیهای تیمش، الزامی میدانست. مخالفت دولت کمونیستی بلغارستان نیز مانع این قرارداد نبود زیرا میلانیها برای فرار امن و محافظتشده گوندی، برنامه ریخته و دستمزدی معادل ۵۰۰ هزار دلار را به او پیشنهاد داده بودند. با این وجود، تشویق ممتد تماشاگران لفسکی و فریادهای «گوندی، گوندی، گوندی» آنها، دست و دل آسپاروهوف را برای حضور در فوتبال ایتالیا و ترک صوفیه، لرزاند. از همین رو بود که با وجود اصرار همسر و مدیران میلان، پاسخ گوندی، نقل قولی مشهور بود: «کشوری به نام بلغارستان وجود دارد و در این کشور، تیمی با نام «لفسکی» تشکیل شده است. شاید اسم باشگاه مرا نشنیده باشید اما من در صوفیه متولد شدهام و در همین شهر، میمیرم». به جز نرئو روکو، تحسینکنندگان دیگری نیز از اروپا برای این بازیکن وجود داشتند که مشهورترینشان، اوزه بیو بود که از آرزوی بازی در کنار این بازیکن، پرده برداشت.

تصمیم گوندی برای ماندگاری در صوفیه، علاوه بر اصرار مسئولان فوتبال کمونیستی بلغارستان برای حمایت از حزب، مشکلات فوتبالی خاصی همچون سر و کلهزدن با بازی خشن مدافعان حریف را برای این بازیکن به همراه داشت. از آنجایی که گوندی، تنها ستاره لیگ بود، بازیکنان حریف برای متوقف کردن حرکات تکنیکیاش، دست به خطاهای خشن میزدند. سرانجام کاسه صبر این بازیکن در دیدار سال ۱۹۷۱ برابر زسکا صوفیه برابر خطاهای حریف، لبریز شد و او پس از رفتاری تلافیجویانه، از داور بازی، کارت قرمز را دریافت کرد. او که از حضور در دیدار بعدی لفسکی محروم بود، به دعوت باشگاه سابقش، بوتف پلودیف، مهمان ویژه پنجاهمین جشن سالگرد این باشگاه شده بود. از همین رو بود که گوندی، تصمیم گرفت تا به همراه نیکولا کوتکوف، همتیمی مطرح خود که دروازهبانی قابل بود، سفر ۱۱۵ کیلومتری خود را به مقصد پلودیف، آغاز کند. در طول همین سفر، او به یک پمپ بنزین مراجعه کرد تا باک آلفا رومئوی خود را پر کند. قبض بنزین گئورگی، ۹.۲ لِوا (واحد پول بلغارستان) بود اما گوندی که پول خرد نداشت، اسکناس ۱۰ لِوای خود را تقدیم متصدی بنزین کرد. از آنجایی که گوندی، قهرمان بلغارستان بود، حرکت فروتنانهاش مورد قبول متصدی بنزین قرار نگرفت و او اصرار داشت که حتماً بقیه پول ستاره کشورش را نیز پس بدهد؛ از آنجایی که گوندی دوست نداشت تا بقیه پولش را بگیرد و اصرار به پذیرش آن به عنوان انعام داشت، با سرعتی هرچه تمامتر، محل را ترک کرد؛ سرعت بالای اتومبیل گوندی، در ادامه مسیر باعث شد تا او در هنگام گذر از گذرگاه وینتینیا، در کنار کوههای خوشمنظره بالکان، تصادف شدیدی را با یک کامیون داشته باشد و در عرض چند دقیقه، به دلیل آتشسوزی ماشین خود، جانش را از دست دهد. دو همراه دیگر گوندی نیز در این حادثه که در تاریخ ۳۰ ژوئن ۱۹۷۱ رخ داد، جان باختند. جانباختن ستاره فوتبال بلغارستان در ۲۸ سالگی، کل بلغارستان را عزادار کرد و در مراسم تشییع این بازیکن، بیش از نیم میلیون نفر در شهر صوفیه حضور یافتند تا ادای احترامی به این جوان ناکام داشته باشند. رژیم کمونیستی بلغار نیز از حجم طرفداران گوندی شوکه شد و با فرستادن نیروهایی، سعی بر پاره کردن اعلامیه ترحیم این بازیکن داشت تا حزب حاکم، در سایه محبوبیت یک فوتبالیست نباشد.

رسیدن گوندی به تیم ملی بلغارستان در سال ۱۹۶۰ و دیدار دوستانه این کشور برابر اتریش، عملی شد. او پس از همین بازی، مسافر جام جهانی ۱۹۶۲ در شیلی شد و به نخستین افتخار ملی خود رسید. پس از نیمکتنشینی برابر آرژانتین، این بازیکن در دیدار دوم بلغارستان برابر مجارستان، ۹۰ دقیقه بازی کرد و عملکرد قابل قبولی را از خود ارائه داد. بریس برابر پرتغال در سال ۱۹۶۲، نخستین بازی ملی بود که آسپاروهوف را در حد یک ستاره نشان داد؛ او که در رده باشگاهی نیز برابر اوزه بیو درخشان بود، در این مسابقه ملی نیز برابر این ستاره، خودنمایی کرد و دو بار، دروازه پرتغالیها را باز کرد. ادامه درخشش گوندی با پیراهن ملی کشورش، باعث شد تا بلغارستان در نتیجه بریس او برابر بلژیک در دیدار نهایی مقدماتی، به جام جهانی ۱۹۶۶ صعود کند. در تورنمنتی که با سه شکست در «گروه مرگ»، برای بلغارها همراه بود، گوندی توانست تا دروازه مجارستان را باز کند. دیدار دوستانه سال ۱۹۶۸ بلغارستان در ومبلی برابر انگلستان، مجالی برای درخشش گوندی برابر قهرمان جام جهانی بود؛ او در برابر ستارههایی چون بابی مور و بابی چارلتون، گل زیبایی را وارد دروازه جف هرست کرد تا تنها جف هرست بتواند از شکست انگلیسیها در زمین خودی، جلوگیری کند. پس از مسابقه، گوندی پیراهنش را با پیترز عوض کرد تا این پیراهن، در موزه وستهم در آپتون مارک، به نمایش درآید. سه بازی در جام جهانی ۱۹۷۰، آخرین نمایشهای ملی آسپاروهوف بود. او پیش از مرگ خود، آخرین بازی ملیاش را در همین جام جهانی برابر مراکش تجربه کرد تا ۱۸ گل در ۴۹ بازی، آمار نهایی ملی او باشد. ورزشگاه خانگی باشگاه لفسکی صوفیه، پس از مرگ تراژیک این بازیکن، به نام او نامگذاری شده است. در ادامه، داستان زندگی پرافتخار این بازیکن در سال ۲۰۲۴، با نام «گوندی، افسانه عشق»، در سینماهای بلغارستان به نمایش درآمد؛ در این فیلم، داستان زندگی عاشقانه گوندی با همسرش به نمایش درآمد و درباره چگونگی آشنایی آنها در همنشینی والیبالیها و فوتبالیهای لفسکی، مخالفت مادر دختر با ازدواج، گلزنی در یک مسابقه و تقدیم آن به مادر دختر و سپس چالشهای زندگی مشترک این دو، روایتهای دراماتیکی شده است. پاول ایوانوف، بازیگری است که ایفاگر نقش «گوندی» در این فیلم شده است.

از سری خاطرات فوتبالی
- آدریانو لیته؛ تانک برزیلی اینتر، از فقدان ویرانگر پدر تا آقای گلی در تورنمنتهای ملی
- مارکو کاستی؛ از گل حساس دربی دلاکاپیتاله برابر لاتزیو تا ثبات در رم
- فرانکو کائوزیو؛ «بارون» یوونتوس و اینتر و رایحه آمریکای جنوبی در فوتبال ایتالیا
- آرشیو تمامی مطالب این دسته












