چرا باشگاههای ایتالیایی به پیراهنهای دو رنگ علاقه دارند؟
منبع : طرفداری
در اولین مطلب از مجموعه «فلسفه فوتبال» به بررسی جامع فلسفه رنگی در فوتبال ایتالیا، از رنگ لاجوردی ملی تا تضادهای دراماتیک در شهرهایی چون میلان، تورین و رم میپردازد.
اختصاصیطرفداری | فوتبال در ایتالیا فراتر از یک فعالیت ورزشی، جزیی از بافت فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی است که ریشههای آن در اعماق تاریخ قرون وسطی و رنسانس این شبهجزیره نهفته است.
پیراهن فوتبال در این کشور تنها یک پوشش برای تشخیص بازیکنان نیست، بلکه به مثابه یک نشان خانوادگی عمل میکند که حامل بار معنایی قرنها رقابت میان دولتشهرها، وفاداریهای مذهبی و تحولات صنعتی است. تمایل وافر باشگاههای ایتالیایی به استفاده از ترکیبهای دو رنگ، به ویژه الگوهای عمودی، افقی و دو نیمه، ریشه در مفهومی بنیادین به نام «کامپانیلیسمو» (Campanilismo) یا محلیگرایی افراطی دارد که در آن هویت فردی با نمادهای بصری برج ناقوس کلیسای محلی گره میخورد.
پارادوکس لاجوردی: تداوم سلطنت در لوای جمهوری

نخستین و برجستهترین نمونه از فلسفه رنگی در ورزش ایتالیا، انتخاب رنگ آبیلاجوردی (Azzurro) برای تیمملی است؛ رنگی که هیچ جایگاهی در پرچمسهرنگایتالیا (سبز، سفید، قرمز) ندارد. منشأ رنگ لاجوردی به سال ۱۳۶۶ میلادی بازمیگردد، زمانی که آمادئو ششم ساووی، ملقب به کنت سبز، پیش از عزیمت به یک جنگ صلیبی به فرمان پاپ اوربانو پنجم، پرچمی آبیرنگ را در کنار نشان قرمز و سفید ساووی بر کشتی خود برافراشت.
این انتخاب ادای احترامی به مریم مقدس بود که در سنت کاتولیک اغلب با شنلی آبیرنگ تصویر میشود. از آن زمان، این رنگ به عنوان «آبی ساووی» شناخته شد و به نماد افتخار نظامی و اقتدار خاندان سلطنتی تبدیل گشت. افسران ارتش ایتالیا همچنان در مراسمهای رسمی از شالهای لاجوردی استفاده میکنند که میراثی از دوران پادشاهی است.
تیم ملی فوتبال ایتالیا در نخستین بازی خود در سال ۱۹۱۰ با پیراهن سفید به میدان رفت. دلایل مختلفی برای این انتخاب ذکر شده است؛ از جمله فقدان توافق بر سر رنگ ملی و یا ادای احترام به باشگاه «پرو ورچلی» که قدرت بلامنازع آن دوران بود. با این حال، در ژانویه ۱۹۱۱ در بازی مقابل مجارستان، پیراهن آبی برای اولین بار به تن بازیکنان نشست تا وفاداری به خاندان ساووی، که معمار اصلی اتحاد ایتالیا بودند، به نمایش گذاشته شود. این رنگ به قدری با هویت ورزشی ایتالیا عجین شد که حتی پس از الغای نظام سلطنتی در سال ۱۹۴۶ و استقرار جمهوری، در جای خود باقی ماند و تنها نشان سلطنتی با سپر سه رنگ (Scudetto) جایگزین گردید.
رنگ آبی برای ایتالیاییها نماد تعلق است. این رنگ توانسته است طرفداران متعصب باشگاههای رقیب را که در لیگ داخلی با هم دشمنی دیرینه دارند، زیر یک چتر واحد جمع کند. در فلسفه ورزشی ایتالیا، آبی لاجوردی نشاندهنده کشوری خلاق و بیباک است که همواره موفق میشود از خاکستر خود برخیزد. القاب تیمهای ملی ایتالیا مانند «آتزوری» (Azzurri) برای مردان و «آتزوره» (Le Azzurre) برای زنان، این هویت رنگی را در زبان و فرهنگ تثبیت کرده است.
میلان و فلسفه آتش و ترس: دو رنگی به مثابه بیانیه تهاجمی

باشگاه آث میلان، که در سال ۱۸۹۹ توسط یک مهاجر انگلیسی به نام هربرت کیلپین بنیان نهاده شد، یکی از خالصترین نمونههای فلسفه دو رنگی در فوتبال است. کیلپین، که خود از ناتینگهام آمده بود و در صنعت نساجی تخصص داشت، رنگهای قرمز و مشکی را با دیدگاهی کاملاً دراماتیک انتخاب کرد.
فلسفه کیلپین در این جمله مشهور خلاصه شده است: ما تیمی از شیاطین خواهیم بود. رنگهای ما قرمز خواهد بود مانند آتش و سیاه مانند ترسی که در دل رقیبان ایجاد میکنیم. در نشانهشناسی میلان، قرمز نماد اشتیاق، انرژی حیاتی و خون است، در حالی که مشکی نشاندهنده تسخیرناپذیری، قدرت و وحشت است. استفاده از خطوط عمودی نیز به تأثیر از مد ورزشی بریتانیا در اواخر قرن نوزدهم بود؛ دورانی که باشگاههایی چون استون ویلا و تاتنهام از الگوهای مشابه استفاده میکردند.
تداوم این ترکیب دو رنگ در طول بیش از ۱۲۵ سال، میلان را به نمادی از پایداری هویت تبدیل کرده است. حتی در طراحیهای مدرن که توسط برند پوما انجام میشود، خطوط قرمز و مشکی به عنوان نخهای پیونددهنده نسلها شناخته میشوند. این ترکیب رنگی نه تنها در زمین فوتبال، بلکه در طراحیهای لباس رسمی توسط جورجیو آرمانی نیز به عنوان بنمایه اصلی شیکپوشی میلانی حفظ شده است.
تضاد شهری: اینتر و شبهای لاجوردی

در سال ۱۹۰۸، زمانی که بخشی از اعضای میلان به دلیل اختلاف بر سر استفاده از بازیکنان خارجی از این باشگاه جدا شدند، اینترناسیوناله (اینتر) را تأسیس کردند. انتخاب رنگ برای این باشگاه جدید، یک حرکت عمدی در جهت تضاد با میلان بود. آنها به جای قرمز، رنگ آبی را برگزیدند. در فلسفه اینتر، مشکی نماد شب و آبی نماد آسمان است. این تضاد بصری (آبی/مشکی در مقابل قرمز/مشکی) منعکسکننده شکاف عمیق هویتی در شهر میلان است؛ جایی که یک طرف خود را شیاطین و طرف دیگر خود را مارها مینامند.
یوونتوس و نفوذ ناتینگهام: از زیباییشناسی صورتی تا اقتدار سیاه و سفید

داستان تغییر رنگ پیراهن یوونتوس از صورتی به سیاه و سفید، یکی از کلیدیترین لحظات در تاریخ نشانشناسی فوتبال ایتالیاست. یوونتوس در سالهای آغازین (۱۸۹۷) با پیراهنهای صورتی روشن و کراوات سیاه بازی میکرد. با این حال، کیفیت پایین رنگها در آن زمان باعث میشد که پیراهنها با هر بار شستشو کمرنگتر شوند.
در سال ۱۹۰۳، باشگاه تصمیم گرفت پیراهنهای جدیدی سفارش دهد که دوام بیشتری داشته باشند. جان سویج، بازیکن انگلیسی یوونتوس، با دوستی در ناتینگهام که از طرفداران باشگاه ناتس کانتی (قدیمیترین باشگاه حرفهای جهان) بود، تماس گرفت. آن دوست مجموعهای از پیراهنهای راهراه سیاه و سفید ناتس کانتی را به تورین فرستاد. اگرچه این انتخاب در ابتدا تصادفی به نظر میرسید، اما یوونتوس به سرعت فلسفه جدیدی پیرامون آن بنا کرد. سیاه و سفید به نماد قدرت، اقتدار و جدیت تبدیل شدند؛ رنگهایی که در تضاد با صورتی رمانتیک گذشته، تیمی ترسناکتر را به نمایش میگذاشتند.
یوونتوس با این پیراهنهای دو رنگ به نماد ایتالیایی بودن تبدیل شد. برخلاف سایر تیمها که نماد محلیگرایی هستند، یوونتوس به دلیل پیوند طولانیمدت با خاندان آنیلی و کارخانه فیات، طرفدارانی در سراسر ایتالیا جذب کرد و به نماد ضد محلیگرایی تبدیل گشت. این پیراهنهای سیاه و سفید در حافظه جمعی فوتبال، یادآور دوران طلایی دهههای ۷۰ و ۸۰ و بازیکنانی چون میشل پلاتینی است.
رم و لاتزیو: تقابل امپراتوری و المپیک

در فوتبال ایتالیا، رنگ پیراهن اغلب تابعی از تاریخ قرون وسطایی شهرها و رقابت میان جناحهای «گوئلف» (طرفداران پاپ) و «گیبلین» (طرفداران امپراتور) است. این وفاداریهای قدیمی همچنان در رنگهای تیمهای امروزی زنده هستند.
دربی دلا کاپیتاله (دربی رم) نمایشی از دو فلسفه کاملاً متفاوت است. باشگاه رم رنگهای قرمز مارونی و زرد طلایی را برگزیده که رنگهای رسمی شهر رم و نماد امپراتوری روم باستان هستند. این انتخاب نشاندهنده ادعای باشگاه برای نمایندگی کل تاریخ و افتخارات شهر جاویدان است. در مقابل، لاتزیو رنگهای سفید و آبی آسمانی را برگزیده که الهام گرفته از پرچم یونان و میراث المپیک باستان است. لاتزیو با انتخاب این رنگها و نماد عقاب، که نشان لژیونهای رومی بود، تلاش کرد تا خود را به عنوان یک باشگاه ورزشی چندرشتهای با آرمانهای عالی انسانی و ورزشی معرفی کند.
جنوا و سامپدوریا: دریانوردی و ادغام رنگها

در شهر بندری جنوا، رقابت رنگی شکل دیگری دارد. جنوا (قدیمیترین باشگاه ایتالیا) از الگوی دو نیمه قرمز و آبی استفاده میکند که ریشه در نشانهای اشرافی و دریانوردی شهر دارد. اما سامپدوریا، که در سال ۱۹۴۶ از ادغام دو باشگاه سمپیردارنزه و آندره آ دوریا به وجود آمد، یکی از خلاقانهترین پیراهنهای جهان را طراحی کرد.
برای رضایت طرفداران هر دو تیم ادغام شده، پیراهن جدید شامل رنگ آبی و سفید (از آندره آ دوریا) و نوار قرمز و مشکی (از سمپیردارنزه) شد. این پیراهن که به Blucerchiati معروف است، به عنوان یکی از زیباترین طراحیهای تاریخ فوتبال شناخته میشود که توانسته است چهار رنگ را در یک هارمونی کامل کنار هم قرار دهد.
علم نساجی و هنر طراحی
یکی از دلایل علاقه وافر باشگاههای ایتالیایی به پیراهنهای با کیفیت و خوشطرح، ریشه در سنتهای نساجی این کشور دارد. ایتالیا همواره مهد برتری در خیاطی بوده است. در حالی که در انگلستان پیراهنها از کتان سنگین ساخته میشدند، در ایتالیا تا مدتها از پیراهنهای بافتنی پشمی استفاده میشد. کارخانههایی مانند «Rossi» در ویچنزا و «Maglificio Vittore» در میلان، پیراهنهایی تولید میکردند که مانند یک پوست دوم بر تن بازیکنان مینشست. در دهه ۸۰ میلادی، استفاده از ماشینهای بافت جاکارد اجازه داد تا الگوهای پیچیدهای مانند نوارهای سایهروشن و طرحهای هندسی در متن پارچه ایجاد شود که نمونه بارز آن پیراهن لاتزیو در سال ۱۹۸۲ است.
برندهایی مانند «NR» و «Pouchain» در این دوران فوتبال را به دنیای مد پیوند زدند. پیراهنهای طراحی شده توسط «پوشین» برای باشگاه رم در اواخر دهه ۷۰، با طیفهای رنگی نارنجی و قرمز (معروف به طرح بستنی یخی یا Ghiacciolo)، یک انقلاب بصری در ورزش اروپا ایجاد کرد. در دهههای اخیر، پیوند میان فوتبال و مد در ایتالیا به اوج خود رسیده است. جورجیو آرمانی نه تنها لباسهای رسمی تیم ملی ایتالیا را طراحی میکند، بلکه با باشگاههایی چون یوونتوس و ناپولی همکاریهای نزدیکی داشته است.
آرمانی با استفاده از فلسفه مینیمالیست خود، تلاش کرده تا وقار و شیکپوشی ایتالیایی را به لباسهای ورزشی منتقل کند. همچنین باشگاههایی مانند ونتسیا با تبدیل پیراهنهای خود به کالاهای لوکس و مد روز، تعریف جدیدی از پیراهن ورزشی ارائه دادهاند که در خیابانهای توکیو و بروکلین به همان اندازه زمین فوتبال طرفدار دارد.
جمعبندی نهایی
علاقه وافر باشگاههای فوتبال ایتالیایی به پیراهنهای دو رنگ، محصول یک همگرایی تاریخی میان نشانشناسی نجیبزادگان، تعصبات محلی و هنر نساجی است. این پیراهنها به مثابه یک زره فرهنگی عمل میکنند که بازیکن و هوادار را به تاریخ غنی شهر و منطقه خود متصل میسازد. از رنگ لاجوردی که میراث پادشاهی و ارادت به مریم مقدس را حمل میکند، تا پیراهنهای راهراه میلان که فلسفه آتش و ترس را نمایندگی میکنند، هر ترکیب رنگی یک روایت هستیشناختی از هویت ایتالیایی است.
در عصر جهانیسازی، این پیراهنها از مرزهای ورزش فراتر رفته و به نمادهای سبک زندگی تبدیل شدهاند. با این حال، هسته اصلی آنها همچنان در کامپانیلیسمو ریشه دارد؛ جایی که رنگ پیراهن، مرز میان ما و آنها را در یکی از پرشورترین محیطهای فوتبالی جهان ترسیم میکند. تداوم این سنتهای بصری نشاندهنده آن است که در ایتالیا، فوتبال نه یک تجارت صرف، بلکه هنری است که در آن پیراهن مهمترین بوم نقاشی برای نمایش غرور ملی و محلی است.












