آشنایی با لوچانو ری چکونی، فوتبالیستی که شوخی شوخی درگذشت؛ بدل گونتر نتزر و هافبک خلاق لاتزیو
لوچانو ری چکونی، یکی از تراژیکترین داستانهای فوتبالی ایتالیا را دارد. او که به قصد شوخی، با کاراکتر یک دزد به طلافروشی رفته بود، توسط صاحب این مغازه با یک شلیک، جانش را از دست داد. ری چکونی پیش از این مرگ، بازیکنی کلیدی در ترکیب لاتزیو بود و این باشگاه را به قهرمانی ایتالیا رساند. پس از این اتفاق، ری چکونی به یکی از بازیکنان محبوب هواداران لاتزیو تبدیل شد و همواره در ورزشگاه این باشگاه، تشویق میشود.
طرفداری | لوچانو ری چکونی (Luciano Re Cecconi) زاده ۱۸ ژانویه ۱۹۷۷ در شهر نرویانوی ایتالیا است. او در پستهای هافبک مرکزی و هافبک تدافعی بازی میکرد. پدر لوچانو، یک بنای ساختمان بود و از همین رو، لوچانو به پدرش در کارهایش، کمک میکرد. او همچنین راننده گاری و مکانیک بدنه خودرو بود و از همین طرق به امرار معاش میپرداخت. پیشوند نام خانوادگی لوچانو، ماجراهایی جالب داشته که به اضافه شدن «ری»، پیش از «چکونی»، منجر شده است. یکی از پادشاهان ایتالیا به نام ویتوریو امانوئل دوم، جد بزرگ لوچانو را به دلیل مهماننوازی و غذاهای خوبش، بسیار محترم میدانست و از همین رو، یک هدیهای ماندگار برای نسلهای بعدی به او داد. پیشوند «ری»، هدیه پادشاه به جد لوچانو بود که نسل به نسل گشت و به این پسر اهل نرویانو رسید. او از کودکی، عاشق ورزش و فوتبال بود اما این موضوع را یکی از سرگرمیهای گهگاهی خود میدانست. با این وجود، رسیدن به تیمهای پایه پروپاتریا، آرام آرام ری چکونی را به مسیر دلخواهش رساند.

این بازیکن در سال ۱۹۶۷ به تیم اصلی پروپاتریا رسید و در دو فصل برای این باشگاه، آمار ۳۶ بازی را به ثبت رساند. شباهت زیاد چهره و موهای بلوند ری چکونی باعث شده بود تا خیلیها، علاوه بر مقایسهاش با گونتر نتزر، ستاره فوتبال آلمان، او را «چکونتزر»، صدا کنند. در سال ۱۹۶۹، باشگاه فوجیا تصمیم گرفت تا این بازیکن را خریداری کند. حضور در فوجیا باعث شد تا ری چکونی با توماسو مائسترلی، همکاری کند؛ مربیای که توانست تا در فوتبال این بازیکن، نقش مهمی داشته باشد. ۱۵ بازی، سهم این بازیکن در صعود فوجیا به سریآ بود. ری چکونی در بالاترین سطح فوتبال کشورش به پیشرفت خود ادامه داد و در دو فصل بعدی خود، آمارهای ۲۸ بازی و یک گل در فصل ۷۱-۱۹۷۰ و ۳۸ بازی و یک گل در فصل ۷۲-۱۹۷۱ را به ثبت رساند. او در این دو فصل، دروازه باشگاههای آرتزو و لاتزیو را باز کرد. حضور مائسترلی در لاتزیو باعث شد تا ری چکونی، به همراه سرمربی محبوب خود، راهی پایتخت ایتالیا شود.

ری چکونی که با مبلغی معادل ۱۵۰ هزار یورو راهی لاتزیو شده بود، نخستین بازی خود با پیراهن آبی آسمانی را در هفته نخست سریآ برابر اینتر به ثبت رساند. او خیلی زود به عنصری کلیدی در ترکیب عقابها تبدیل شد و در هفته ۲۳ فصل، گل پیروزیبخش تیمش برابر آتالانتا را به ثمر رساند. پس از ۳۳ بازی و یک گل در این فصل، چکونی در فصل ۷۴-۱۹۷۳، برای نخستین بار در جام یوفا به میدان رفت. این بازیکن در هفته نخست فصل برابر ویچنزا گلزنی کرد و سپس، تکگل پیروزیبخش تیمش برابر میلان را در هفته یازدهم، به ثمر رساند. در همین فصل بود که با یاری چشمگیر این بازیکن، لاتزیو به قهرمانی سریآ رسید و سهم چکونی، ۳۴ بازی، دو گل و یک پاس گل بود. دو فصل بعدی چکونی در پایتخت با آمارهای ۳۳ بازی و یک گل در فصل ۷۵-۱۹۷۴ و ۳۵ بازی، سه گل و یک پاس گل در فصل ۷۶-۱۹۷۵، همراه بود. در این دو فصل، چکونی مرد خطرناکی برای اینتر بود زیرا توانست تا در دو بازی جام حذفی و یک بازی سریآ، دروازه آنها را باز کند.

فصل ۷۷-۱۹۷۶ برای این بازیکن، با جدایی از مربی محبوبش، مائسترلی شروع شد زیرا این مربی دچار سرطان شده بود و میبایست تا برای درمان، از فوتبال دور میشد. با این وجود، پیش از شروع سال ۱۹۷۷ میلادی، مائسترلی دار فانی را وداع گفت تا چکونی و همتیمیهایش را عزادار کند. این فصل برای چکونی با گل زیبایش برابر یوونتوس شروع شد که با وجود شکست عقابها، هواداران این باشگاه را بسیار هیجانزده کرد. در ادامه، این بازیکن دروازه کاتانیا را در جام حذفی باز کرد تا فصل موفقی را پیشرویش ببیند اما مصدومیت در هفته سوم برابر بولونیا، او را از میادین فوتبالی دور کرد. در حالی که چکونی، دوران نقاهت از مصدومیت خود را پس از فوت مائسترلی، سپری میکرد، دچار اتفاق عجیبی شد که دیدار برابر بولونیا را به آخرین بازیاش برای لاتزیو تبدیل کرد. چکونی در ژانویه ۱۹۷۷، برای خرید به محلهای در رم رفت و دوستانش، پیترو گدین (مدافع وقت لاتزیو) و جورجیو فراتیچیولی عطرساز، او را همراهی میکردند. شیطنتها و شوخیهای عملی چکونی، در میان همبازیانش بسیار شهره شده بود؛ او در همین گشت و گذار نیز تصمیم گرفت تا به همراه گدین و جورجیو، یک شوخی عملی را با یکی از مغازههای طلافروشی انجام دهد.

او تصمیم گرفت تا با شبیهسازی یک سرقت از طلافروشی، کمی تفریح کند و بنابراین، چکونی، پیش قراول دوستانش به درون مغازه رفت و در حالی که خود را شبیه به یک دزد کرده بود، فریاد زد: «دستها بالا! این یه سرقته». از قضا، طلافروش این مغازه یعنی فردی با نام تابوچینی، پیش از این سرقتهای سختی را متحمل و به یک پارانوئید دچار شده بود. تابوچینی، تفنگ ساچمهای خود را بیرون آورد تا دزدهای ساختگی خود را تهدید کند؛ در این بین، گدین دستهایش را بالا برد اما چکونی، به شوخی خود ادامه داد تا با شلیک توسط مغازهدار، شوکه شود. تابوچینی، از روی ترس، در فاصلهای نزدیک به سینه چکونی شلیک کرد تا هافبک خلاق لاتزیو، به سرعت راهی بیمارستان شود. ۳۰ دقیقه از حادثه نگذشته بود که چکونی، پس از بیان جمله «این یک شوخی است! فقط یک شوخی!»، جانش را از دست بدهد. تاریخ فوت چکونی، روز ۱۸ ژانویه ۱۹۷۷، در سن ۲۸ سالگی بود که همسر، پسر دو ساله و دختر چند ماههاش را تنها گذاشت. تابوچینی، مغازهداری که به این بازیکن شلیک کرد، به دلیل غیرعمدی بودن کارش، از اتهام قتل این بازیکن، تبرئه شد. در دسامبر ۲۰۰۲ بود که شهرداری رم با مصوبه شماره ۸۰۵ هیئت اجرایی، یک خیابان در ولا لایس را به نام این بازیکن کرد. «بنیاد لوچیانو ری چکونی»، کمی پس از مرگ این بازیکن توسط مهندس آگوستینو ده آنجلو، با هدف مبارزه با خشونت، تأسیس شد. آهنگی از ارکستر «کاسادی»، رمانی از کارلو داسیس و آهنگی از تونی مالکو، به یاد ری چکونی به یادگار مانده است. لوچانو، پیش از رسیدن به نخستین بازی ملی خود برابر یوگسلاوی در سال ۱۹۷۴، نیمکتنشینی در سه بازی جام جهانی ۱۹۷۴ را تجربه کرده بود. او پس از دیدار برابر بلغارستان در همین سال، با دو بازی ملی به کارش در این رده پایان داد.

از سری خاطرات فوتبالی
- آیوور برودیس، سرمربی جوانی که خودش را فروخت؛ از پرواز ۵۰۰ ساعته جنگی تا روزنامهنگاری برای منچستر سیتی
- جرارد ووداژ، پدیده فوتبالی المپیک ۱۹۳۶ برلین؛ از هتتریک برابر بریتانیا تا اسارت در جنگ جهانی دوم
- برت تراوتمن، سرباز نازی که به شماره یک منچستر سیتی تبدیل شد؛ قهرمان گردن شکسته و اسیر خوشبخت
- آرشیو تمامی مطالب این دسته














