چلسی و لیام روسنیر؛ وقتی امپراتوری، کوچکترها را میبلعد
منبع : طرفداری
بهداد اقبالی و گروهش میگویند پس از سرمایهگذاری هنگفت در استراسبورگ، باید امتیازهای ویژهای داشته باشند. سیاست مالکان چلسی، اکنون الگویی برای فوتبال انگلیس و سایر لیگهای مطرح اروپایی شده است.
طرفداری | آرایش فوتبال اروپا در قالب تیمهایی با مالکیت چندباشگاهی، برای آنهایی که در دایره تیمهای خاص انگلیس و سایر لیگها قرار نگرفتهاند، پیامدهای گستردهای بهدنبال دارد. برای استراسبورگِ فرانسه، معاملهای که این هفته انجام داده، بیش از هر زمان دیگری چهرهای عریان و تلخ به خود میگیرد.
بهاحتمال فراوان، استراسبورگ سرمربی جوان و آیندهدار انگلیسیاش، یعنی لیام روسنیر، را به مقصد چلسی از دست خواهد داد؛ باشگاهی که شریک ارشد این ساختار چندباشگاهی و زیرمجموعه شرکت مادر «BlueCo» به شمار میرود. پس از قطع همکاری انزو مارسکا، روسنیر اولین کسی نبود که به نیمکت آبیها نزدیک شد. فلیپه لوئیز، فولبک سابق چلسی و تیم ملی برزیل که اکنون دوران موفقی را در فلامینگو پشت سر میگذارد، در جمع نامزدهای نهایی حضور داشت. با این حال، تمامی نشانهها حاکی از آن است که انتخاب نهایی، روسنیر خواهد بود.
انتقال روسنیر به استراسبورگ در سال ۲۰۲۴ با استقبال همگانی همراه نشد، زیرا بخشی از هواداران این تصمیم را نمونهای دیگر از دخالتهای بلوکو از لندن میدانستند و نسبت به آن دلخوشی نداشتند. روسنیر پیشتر در برایتون سابقه همکاری با پل وینستنل (یکی از دو مدیر ورزشی چلسی) را داشت، اگرچه توانایی مربیگریاش را با تبدیل هالسیتی بهعنوان مدعی پلیآف چمپیونشیپ به اثبات رسانده بود.

به هر حال، این سرمربی انگلیسی عملکرد موفقی در فرانسه داشته است. او همواره به اهمیت تاریخی و فرهنگی باشگاه برای شهر استراسبورگ و منطقه آلزاس تأکید میکرد و به همین دلیل نزد هواداران محبوب شد. مهمتر از همه، تیم تحت هدایت او به خاطر سبک بازی جذاب و تماشاگرپسندش مورد تحسین قرار گرفت، جایی که تنها به دلیل دو شکست هفتههای انتهایی، از کسب سهمیه لیگ اروپا بازماندند.
نتایج اخیر استراسبورگ احتمالاً دشوارترین مقطع دوران مربیگری روسنیر در این تیم محسوب میشود، هرچند شاگردان او در لیگ کنفرانس اروپا به سه پیروزی پیاپی دستیافتهاند. شنبه این هفته، تیم روسنیر برابر نیس با تساوی ۱-۱ متوقف شدند، دیداری که احتمالاً آخرین حضور سرمربی ۴۱ ساله بر روی نیمکت تیمش بود. گروههای هواداری افراطی، انتقال احتمالی سرمربی به استمفوردبریج در میانه فصل را دلیلی کافی برای استعفای مارک کلر، رئیس استراسبورگ، میبینند، همان فردی که باشگاه را به شرکت BlueCo فروخت. آنها میگویند کلر دیگر قادر نیست زمانی که کشتی مادر در غرب لندن تماس میگیرد، از منافع باشگاه محافظت کند. تابستان گذشته، فروش امانوئل امگا، کاپیتان استراسبورگ به چلسی و بازگرداندن قرضی او نیز نیز واکنش و اعتراض مشابهی را از سوی همین بخش از هواداران برانگیخته بود.

این واقعیت بیرحمانهی ساختار چندباشگاهی است. وقتی چلسی به یک سرمربی و بازیکن جدید احتیاج دارد، کاملاً محتمل است که ابتدا به سراغ باشگاه شریک خود در شرکت بلوکو برود. پرسش این است: آیا دیگر باشگاههای فرانسوی نیز حاضر خواهند بود چنین معاملهای را بپذیرند؟ با اجرای قوانین مالی جدید مبتنی بر نسبت هزینههای تیم، اکنون باشگاههای دیگری در لیگ برتر که هنوز شریک کوچکتری در قالب مدل چندباشگاهی ندارند، از خرید باشگاهی در فرانسه یا دیگر کشورها استقبال میکنند. در سوی مقابل، فروپاشی قرارداد حق پخش DAZN، باشگاههای فرانسوی را در وضعیتی قرار داده که در تقلای جذب سرمایهگذار هستند.
در برابر حفظ حیات مالی، استقلال آنها چه بهایی دارد؟ فوتبال امروز دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. در حالی که برتری مالی انگلیسیها بخشی از این تصویر را شکل میدهد، اما مسئله صرفاً به آن محدود نمیشود. این وضعیت بازتاب افزایش شکاف ثروت در سراسر اروپا نیز به شمار میرود؛ شکافی که میان تیمهای سطح اول و سایر باشگاهها روزبهروز عمیقتر شده است. مدتهاست که قدرت مالی فوتبال انگلیس در مسیر انتقال بازیکنان و مربیان، بر فوتبال فرانسه برتری داشته است. اما اکنون به نظر میرسد این کشمکش وارد مرحلهای تازه شده باشد. مرحلهای که در آن این رابطه نه فقط از طریق بازار آزاد، بلکه در قالب یک ساختار رسمی و سلسلهمراتبی تعریف میشود. ساختاری که بر پایه مالکیت است، نه صرفاً رقابت آزاد.
حتی متعصبترین هواداران استراسبورگ هم ناچارند این واقعیت را قبول کنند که موفقیت لیام روسنیر، به معنای جدایی حتمی او بود. منطق همیشگی فوتبال همین است. همانگونه که در گذشته نیز مربیان فرانسوی برای دستمزدهای بالاتر و امکانات بیشتر، کشور خود را ترک کردهاند. روسنیر پس از برکناری ناگهانی اریک تن هاخ در ماه سپتامبر، گزینه هدایت بایرلورکوزن بود. یک ماه بعد نیز ناتینگهام فارست به او علاقه نشان داد، پیشنهادی جذاب، بهویژه با توجه به اینکه خانواده سرمربی انگلیسی ترجیح داده بودند بهجای نقل مکان به فرانسه، در شهر داربی ماندگار شوند. ادامه همکاری روسنیر با باشگاهش، استدلال BlueCo در دفاع از مزایای حضور در یک ساختار چندباشگاهی است. البته که این گروه استدلالهای بیشتری هم در اختیار داشته و معتقد است که ساختار فعلی به سود باشگاه فرانسوی بوده است.

شرکت بلوکو در دفاع از خود، به سرمایهگذاری قابلتوجه انجامشده در ترکیب تیم و همچنین جذب بازیکنان آیندهداری مانند ممدو سار و کندری پائز، اشاره میکند. آنها میگویند که هزینه بازسازی ورزشگاه استراسبورگ را پرداخت کرده و یک مجموعه تمرینی بهروزشده نیز بهزودی آماده خواهند کرد. بهطور خلاصه، آمریکاییها بر این باور هستند که استراسبورگ را نجات داده و این اقدام بهزعم آنها امتیازها و حقوق خاصی را برایشان ایجاد میکند. چلسی برای انتصاب لیام روسنیر، مبلغ بند فسخ او را پرداخت خواهد کرد.
مثالهای دیگری هم وجود دارد؛ خواکین پانیچلی، مهاجم ۲۳ ساله و آرژانتینی یکی از نامهای مطرح نقلوانتقالات بهشمار میرود. اگر روند پیشرفت او با سرعت فعلی ادامه پیدا کند، او نیز بهزودی فروخته خواهد شد. بلوکو مدعی است که پانیچلی بدون تزریق سرمایه یا حتی دانش جذب بازیکن این گروه، اصلاً در باشگاه فرانسوی حضور نداشت. آنها میپرسند: اگر چلسی حق اولویت خرید داشته باشد، چه تفاوتی ایجاد میشود؟ طرف آمریکایی ادعا میکند که برای تصاحب این باشگاه محلی محبوب، از حمایت کامل سیاسی در سطح شهر و منطقه برخوردار است. همچنین میگوید که تصاحب مالکیت باشگاه با تأیید نهاد ناظر مالی فوتبال فرانسه انجام گرفته است.
طبیعتاً مالکان آمریکایی باید جانشینی در سطحی بالا و شایسته برای روزنیور انتخاب کند. مربیای که توانایی هدایت تیم را هم در لیگ یک فرانسه و هم در لیگ کنفرانس اروپا داشته باشد. با توجه به سهمیه حضور در رقابتهای اروپایی و تابستانی که از نظر میزان هزینهکرد ناخالص، پرخرجتر از هر باشگاه فرانسوی دیگری بوده، انتظار میرود سطح گزینههای موجود بالا باشد.
با این حال، آنچه سنجش آن از میزان سرمایهگذاری و حتی موفقیت ورزشی دشوارتر به نظر میرسد، احساس و واقعیتِ تبدیل شدن به جزئی کوچک از یک امپراتوری بزرگتر است. قرار نیست هر مربی موفق استراسبورگ یا هر بازیکن مستعد این تیم در نهایت راهی چلسی شود، اما اینکه همگی بالقوه در دسترس باشند، همواره بر فراز باشگاه فرانسوی سنگینی میکند. اینکه چنین شرایطی چه تاثیری بر ذهنیت و روان هواداران میگذارد، هنوز روشن نیست. این وضعیت پیش از این هرگز در فوتبال تجربه نشده است. ما در دوران مالکیت چندباشگاهی قرار گرفتهایم و اکنون باید ببینیم که پیامدهای آن چه خواهد بود.
به قلم سم والاس، نویسنده ارشد تلگراف همراه با دخالت جزئی


خشم نیمار: ورزشگاه را ترک کرد!
سرود پاریسیها برای امباپه: کسی نمیتواند او را متوقف کند









