بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

نادر فریادشیران در طرفداری: به دخترم می گویم نسل سوخته من هستم نه شما دهه شصتی ها!

منبع : طرفداری
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۰ | ۱۶:۲۰

پیش از این بخش کوتاهی از صحبت های نادر فریادشیران تقدیم تان شد، حالا در این بخش فریاد شیران در خصوص مسائل دیگری صحبت کرده است.

به گزارش طرفداری، نادر فریاد شیران که برای انتخاب تیم منتخب قرن در استودیو طرفداری حاضر شده بود، در خصوص مسائل دیگری هم صحبت هایی جالبی را بیان کرد. بخش کوتاهی از صحبت های او پیش از این تقدیم تان شد و حالا در این بخش فریاد شیران در خصوص دوران بازی خود ناگفته هایی را بیان کرده که دیدن آن پیشنهاد می شود. تیم منتخب قرن نادر فریاد شیران نیز، به دلیل برگزاری بازی ایران و بحرین، امشب ساعت ۱۹ تقدیم شما خواهد شد.

دخترم متولد ۶۰ است. دهه شصتی ها دیدگاه دیگری دارند. او می گوید ما نسل سوخته هستیم. من به او می گویم اتفاقا من نسل سوخته ام. من ۲۴ ساله بودم، انقلاب شده. ۲۱ سالگی تیم ملی بزرگسالان دعوت شدم. ۴۰ نفر به جام جهانی آرژانتین معرفی شدند. بازی ایران و کویت که آخرین بازی ایران بود و ما کویت را ۲-۱ در آن کشور بردیم، من ذخیره بودم عکسش هم موجود است. قرار بود من دروازه بان باشم بعد بنا به توصیه برخی از دوستان به حشمت مهاجرانی، که تیم جوان است و یکدفعه نشود که با باخت به جام جهانی برود، آقای بهرام مودت را درون دروازه گذاشت. تیم ملی آنجا برد. گلی هم که آقای مودت خورد، خیلی گل بدی بود. یعنی اصلا نیاز نبود خروج کند. نمی خواهم او را خراب کنم. فقط حادثه را تعریف می کنم. مدافعان عقب آمدند، همزمان ایشان جلو آمد، فیصل الدخیل گل خالی را دید و توپ را وارد گل کرد. در لیست ۴۰ نفره تیم ملی ۴ دروازه بان حضور داشت. مرحوم حجازی، منصور رشیدی، بهرام مودت و من. من در بازی های تولون فرانسه با تیم امیدهای جهان بازی داشتیم، آقایان دهداری و طالبی مربی ما بودند. در آنجا یک هفته در فرودگاه ایتالیا گیر کردیم زیرا پرواز نبود که به ایران بیاید. من نیامدم و به جای من کربکندی به جام جهانی رفت. مفت چنگش. حالا اگر ما بودیم نمی رفتیم. آنجا منصور رشیدی یا خودش خواسته یا مربی تیم ملی، بازی با پاری سن ژرمن اگر اشتباه نکنم گل خورده بود و ایشان را از لیست خط زدند و اگرنه من و کربکندی هیچکدام شانس نداشتیم. اگر این ها خط نمی خوردند شاید مرا به عنوان تشویقی به جام جهانی می بردند چون سنم ۷-۸ سال از این آقایان کمتر بود. من جام جهانی را از دست دادم. سپس سهمیه المپیک در ابتدای جنگ گرفتیم و چون روسیه افغانستان را اشغال کرده بود، المپیک را از دست دادیم. جام جهانی (المپیک) در آمریکا هم اصلا شرکت نکردیم. یعنی در جام های جهانی و المپیک نرفتیم. خوب روی من داشتند سرمایه گذاری می کردند. اگر می رفتم بازی می کردم چه می شد؟ جلوی منچستریونایتد من در تهران بازی کردم. تیم ملی امید شوروی قهرمان اروپا شده بود در تهران جلوی شان بازی کردم. تیم مان در آن بازی ۳-۰ برد.

ولی با وجود تعداد بازی های کم تان چند رکورد فوق العاده دارید. یک اینکه تنها دروازه بان تیم ملی هستید که اصلا گلی دریافت نکردید. یک رکورد دیگر در برق دارید در لیگ تخت جمشید که فکر می کنم باشگاه برق کمترین گل خورده فصل را داشت. یک رکورد جالب دیگر هم دارید که همزمان در کنار مدیرعاملی استقلال، دروازه بان این تیم هم بودید.

آقای حدادپور می گوید من ۲ بازی کردم ولی آمار دوستان می گوید ۶ بازی بوده، هرچند خودم می گویم ۱۱ بازی کرده ام. حالا برخی از بازی ها را قبول ندارند، مهم نیست. این رکوردها برای هیچکس نمانده، برای من هم نمی ماند ولی همان تعداد بازی هم که آقایان می گویند، گل نخوردم. در مورد باشگاه ها هم بله با تیم برق در جام پنجم بهترین تیم شهرستانی شدیم و حتی از تیم قهرمان کمتر گل خورده بودیم. در مورد مدیرعاملی استقلال هم که گفتید بله. من مدیرعامل باشگاه بودم و به خاطر مشکلاتی که با حسن حبیبی، سرمربی تیم و ناصر حجازی داشتند، یک عده سر تمرین نیامدند. من یک جلسه با آقای کردنوری و مرحوم پورحیدری گذاشتم که چه کار کنیم. آن زمان دروازه بان دوم استقلال مجید رضایی بود. گفتند ایشان کم تجربه است و ما گلر نداریم. نگو که برای ما نقشه ریخته بودند. سه تایی از من خواستند تا بازی کنم. در آن زمان ۲۶-۲۷ سالم بود توانایی این را داشتم که همچنان بازی کنم و چند سال بعد از آن هم بازی کردم. باز هم می توانستم بازی کنم ولی به خاطر فیروز کریمی فوتبال را کنار گذاشتم. آنجا به ناچار من ۳-۴ بازی دروازه بان بودم، بعد خودم با حجازی صحبت کردم و دیگر به کار مدیریتی ام مشغول شدم و فوتبال بازی نکردم.