بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

آسیب پذیر و شکننده مثل استقلال

نیمه دوم دربی، نمایش تبریز، شکست برابر سایپا؛ هزارتو استقلال

نویسنده : خبرگزاری پارس فوتبال.کام
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۲
واکنش تند باشگاه استقلال در واکنش به شایعه درگیری صمد مرفاوی و عارف غلامی

تیمی که تراکتور را در تبریز برد، همان تیمی بود که نیمه دوم افتضاح و دلخراشی را در دربی سپری کرد، همان تیمی که برابر سایپا، حتی تکان هم نمی‌خورد و جز قایدی، تشکیل شده بود از بازیکنانی که در پارک قدم می زدند؛ و همین گزاره یعنی بزرگترین مشکل استقلال فکری در لیگ بیستم. تیمی که ثبات ندارد و تلورانس در بازی اش (حتی اگر در نتیجه گرفتن، ثبات داشته باشد) مشهود است.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

گویا فکری و کادر فنی اش در یک لابیرنت بی سر و ته گرفتار شده‌اند و بس که در این هزارتو رفته، چرخیده و به مکان اول برگشته اند، تیرهای توهم گونه ای را نثار کسانی می کنند که نمی‌خواهند استقلال، قهرمان لیگ شود درحالیکه این افراد، نزدیک ترین فاصله را با استقلال داشته و دارند.

چرا ترکیب ۳ نفره خط حمله استقلال برابر تراکتور جواب داد ولی در رویارویی با سایپا، اصلا دیده نشد؟ در تبریز، دیاباته دبل کرد، قایدی هم گل زد و هم پاس گل داد و مطهری هم پاس گل داد. برابر سایپا، دیاباته هیچ کاری نکرد، مطهری طوری بازی کرد که کسی متوجه او نشد و قایدی خودش بود با یک ضربه ایستگاهی و شوتی که به تیر افقی خورد. این درست که سایپا برای تکرار نشدن اتفاق تراکتور برابر مثلث خط حمله استقلال قرار گرفت ولی وظیفه کادر فنی استقلال، چه بود؟ نگاه کردن یا ارایه راهکارهایی برای فرار از این بن بست تهاجمی؟ کدام ترفند به استقلال تزریق شد تا تیم، تکانی بخورد؟

ترکیب هایی که تغییر می کند (بیشتر به دلیل اجبار)، می تواند دلیل این تلورانس در بازی استقلال باشد ولی مهمترین سوال این است که کادر فنی عریض و طویل آبی ها چه می کند؟ با کدام راهکار و ترفند، تیمش را از بن بست های ایجاد شده توسط رقبا، رها می کند؟ کادر فنی در نیمه دوم دربی یا در تمام بازی برابر سایپا، به تماشای نمایش استقلال نشست درحالیکه وظیفه اش مهمتر و اصلا چیز دیگری بود.

«نظم»، عنصر مفقوده باشگاه استقلال است. این المان در ترکیب مدیریتی باشگاه دیده نمی‌‍شود که اگر بود، پیاپی قراردادها لو نمی رفت و پاسپورت خارجی ها دست خودشان نبود و آنها به راحتی، تهران را ترک نمی‌کردند. این المان روی نیمکت دیده نمی‌شود که یکی، تیم را به جلو می خواند و دیگری، می گوید کسی جلو نرود. این المان در بازی استقلال دیده نمی شود که از نیمه دوم دربی به نمایش دل انگیز تبریز می رسد و سپس تراژدی سایپا رخ می دهد. این المان در بازیکنان دیده نمی‌شود که ریگی برابر سایپا، شبحی می شود از خودش و نمایشی ارایه می دهد که انگار فرشید باقری در ترکیب قرار دارد.

از تیمی که صدرنشین است و ۲ شکست در کارنامه دارد، نمی توان (و نباید) انتقاد کرد ولی این استقلال، محلی است پر ایراد که برای پیدا کردن مقصر اول و آخر و اصلی، هیچ آدرسی را نباید رفت جز کادر فنی. فقدان مردی که بین اعضای کادر فنی، نظم ایجاد کند به شدت ملموس است و فکری برای رهایی از این چالش، دو راه پیش رو دارد؛ یا یک تمرین دهنده درست و حسابی به کادرش اضافه کند یا اگر می خواهد با همین نفرات، ادامه بدهد، بی تردید باید رودربایستی را کناری بگذارد تا استقلال، آسیب نبیند. استقلال و فکری در حال گول خوردن از «نتیجه» هستند و این همان خاطره تلخی است که برای اعضای کادر فنی آبی ها، آشنا به نظر می آید؛ مظلومی و مرفاوی حتما یادشان هست در لیگ های ششم و یازدهم چه شد.