بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

هومن افاضلی: مغز متفکر برانکو در پرسپولیس خودش بود

هومن افاضلی: علاقه برانکو به فوتبال ایران هرگز از بین نمی رود

نویسنده : پارس فوتبال دات کام خبرگزاری فوتبال ایران
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹ | ۱۶:۳۰
هومن افاضلی

هومن افاضلی گفت: برانکو شجاعانه بازی می کرد و استرس این را نداشت اگر نتیجه نگیرد، برکنار می شود، او سعی می کرد با روحیه ای متفاوت کار کند.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

هومن افاضلی در خصوص تفاوت بلاژویچ و برانکو و رابطه اش با سرمربی سابق سرخ ها می گوید.

آقای افاضلی، در کشور ما بیشتر شما را به عنوان آنالیزور بلاژویچ می شناسند و کمتر کسی مربیگری در شهاب زنجان را به خاطر دارد. بیشتر شما به عنوان آنالیزور بلاژویچ و برانکو شناخته می شوید. به نظرتان تفاوت این دو مربی در چیست؟

خیلی تفاوت دارند. بلاژویچ مربی بسیار احساسی ای بود و سیستم مربیگری اش بر مبنای مسائل روانشناسی بود. کار علمی و چیزهای دیگر را برانکو برایش انجام می داد. برانکو نقطه مخالف او بود. تمام چیزها و حساب و کتاب هایش متفاوت بود و همه چیزش پله پله بود و مبنا داشت. در واقع برانکو بر مبنای کار برنامه ریزی شده کارش را پیش می برد. بلاژویچ مثلا به یک باره یک چیزی پیدا می کرد و بر مبنای آن یک پالس روانی ایجاد می کرد. در واقع برانکو در ثبات کارش را خوب پیش می برد ولی بلاژویچ در بی نظمی کار می کرد. برای من بسیار خوب بود که به عنوان یک جوان، هر دو را از نزدیک ببینم.

پس اینکه می گفتند برانکو مغز متفکر بلاژویچ بوده، صحیح است؟

بله کاملا.

سپس خود برانکو سرمربی تیم ملی شد. در آن زمان مغز متفکر او چه کسی بود؟

خودش.

در پرسپولیس چطور؟

باز هم خودش.

من از اول می دانستم می خواهید این نتیجه را بگیرید ولی به شما چیزی بگویم. در کشور ما خیلی مرسوم است که بگویند این مربی، یک نفر پشتش است که کارهایش را می کند ولی این را بگویم که آن شخص نمی تواند همه پتانسیلش را ارائه کند اگر آن مربی در آن سطح نباشد. فقط زمانی شما به عنوان یک زیردست می توانید تاثیر بگذارید که آن نفر اول، در سطح مناسب یا بالاتر باشد. آن وقت شما می توانید همه پتانسیل تان را در سیستم جاری کنید. بنابراین همیشه نفر اول مهم ترین آدم است که شرایط را فراهم می کند تا شما تاثیر بگذارید.

به هر حال چه در زمان تیم ملی و چه پرسپولیس شما جزو نزدیک ترین ها و شاید نزدیک ترین فرد به برانکو بودید. می خواهم از شما بپرسم از نظر فنی و سبک بازی، تفاوت برانکوی پرسپولیس و تیم ملی در چه بود؟

برانکو وقتی سرمربی تیم ملی شد خیلی جوان بود و پیش زمینه ای نداشت که به او روی نیمکت تیم ملی کمک کند. تنها تجربیاتش دستیاری بلاژویچ، سرمربیگری هانوفر و مربیگری در تیمی در کرواسی بود. به هر حال چون در تیم ملی دیدند او در کنار بلاژویچ چه کاری انجام می دهد، این فرصت را در اختیارش گذاشتند تا با یک برنامه ۳-۴ ساله تیم را به جام جهانی ببرد. طبیعتا به خاطر اینکه سابقه اش به او کمک نمی کرد، بسیار محتاط و نتیجه گرا بود. در واقع به دنبال نتیجه گرفتن بود تا بتواند کارش را به صورت مستمر ادامه دهد. اولین چیزی که برایتان به عنوان یک مربی مهم است، نتیجه است زیرا اگر نتیجه نگیرید، شما را عوض می کنند. حال بسته به توقع، یک زمان تیم ته جدولی دارید و توقع این است که تیم را حفظ کنید. یک زمان توقع رفتن به جام جهانی دارند و برانکو باید این کار را می کرد که آن را انجام داد. اما زمانی که به ایران مجددا بازگشت، مربی ای بود که کار خود را کرده بود. شما کارهایش را دیده بودید و می گفتید او می تواند کار کند. پس شجاعانه بازی می کرد و استرس این را نداشت اگر نتیجه نگیرد، باید ۲ سال کنار بنشیند. در واقع می دانست همیشه پیشنهاد دارد و سعی می کرد با روحیه ای متفاوت کار کند. این یک مسئله بود. مسئله دیگر این بود که در برخورد با بازیکنان، مدیریت تیم، اعتماد به نفس و شناخت از فوتبال ایران خیلی پخته تر شده بود.

هنوز هم در ارتباطید؟ گپ و گفت ها در چه مورد است؟

بله در ارتباطیم. ببینید برانکو دوست خانوادگی ماست و رفت و آمد خانوادگی داریم. حتی وقتی ایران نبود ما رفت و آمد داشتیم و الان بابت کرونا، بیشتر تلفنی در تماسیم. حتی سال هایی که ایران نبود او نمی توانست به خاطر مشکلاتی که داشت به ایران بیاید و ما به کشور سومی می رفتیم و رفت و آمد داریم. ایشان یکی از بهترین دوستان من است و همیشه هم این گونه خواهد بود.

هنوز هم فوتبال ایران را دنبال می کنند؟

علاقه او به فوتبال ایران هرگز از بین نمی رود.

برانکو وقتی در پرسپولیس بود چند بار به شما پیشنهاد داد دستیارش شوید ولی شما قبول نکردید. صادقانه بگویید به خاطر این بود که خودتان می خواستید نفر اول کادر فنی باشید؟

من بعد از بازی ایران و عربستان که در آزادی باختیم و علی دایی در تیم ملی بود، دیگر مربیگری نکردم. همان روز نیز گفتم که دیگر این کار را انجام نخواهم داد. در واقع فکر می کردم می توانم تجربیاتم را مستقل ارائه کنم و پای آن ایستاده ام. در این سال ها نیز پیشنهادات زیادی برای دستیاری داشته ام ولی به آن علاقه ای ندارم و فکر می کنم الان می توانم به جوان ها کمک کنم و شرایط شان را بهتر از قبل کنم. دیگر از سن و سالم نیز گذشته که بخواهم کنار کسی کار کنم. هم تجربه دارم و هم چیزهایی که بلدم، آن قدر هستند که بتوانم به صورت مستقل کار کنم.

حال این را از خودتان می پرسم که در آن زمان می گفتند افاضلی از این می ترسیده که به پرسپولیس بیاید و پیشکسوتان علیه او مصاحبه کنند و آرامش پرسپولیس نیز به هم بخورد. این مسئله صحت داشت؟

این هم بخشی از داستان است. هر چیزی در شغل یا زندگی تان، یک مقطعی دارد. اینکه شما بروی و در جایی کار کنی یا اینکه شرکت خودت را بزنی، چیزهای متفاوتی هستند. در مربیگری نیز همین است. آدم از مرحله ای که عبور می کند، دیگر برنمی گردد. اگر برگردی، معلوم می شود که تکلیفت با خودت معلوم نیست. از بازی ایران و عربستان نزدیک به ۱۱ سال گذشته است. اکنون پس از این همه تجربه مربیگری، برای چه مجددا کمک مربی شوم؟

فارغ از مسئله شما، در کشور ما این دید وجود دارد که پیشکسوتان قبول نمی کنند کسی بدون سابقه بازی برای پرسپولیس در کادر فنی تیم حضور یابد.

شما هرکجا یک سری آدم ها را از سیستم حذف کنید، همیشه آن ها ناراضی اند. پس به دنبال چیزی هستند تا نارضایتی شان را نشان دهند. اینکه پیشکسوتان می گویند فلانی نباید در پرسپولیس برود زیرا سابقه بازی نداشته است، نشان می دهد باشگاه پرسپولیس در جایی نسبت به پیشکسوتان خود بی توجهی کرده است. آن ها در آن مجموعه باید به گونه ای سرشان گرم باشد چون برای آن تیم زحمت کشیده اند. شما در هر باشگاهی از دنیا بروید، پیشکسوتان شان هنوز محترم هستند و هرکدام که بتوانند، در کار هستند. به آلمان بروید و می بینید حتی در فروشگاه های بایرن مونیخ، مسئول فروش بازیکن سابق بایرن مونیخ است. این همان مدیریت است که به شما گفتم. در سیستم وقتی یک کارمند می آید، اینکه از کجا آمده مهم نیست، اینکه چه توانمندی ای دارد مهم است اما در اینجا یک سری آدم هستند که فکر می کنند حق شان خورده شده است. به همین دلیل این اشکالات پیش می آید و باید برای آن راهکار بیابیم. اشکال دیگر فوتبال ما این است که برای پیشکسوتان یک راه وجود دارد و آن هم مربیگری است، در حالی که ممکن است اصلا استعداد آن را نداشته باشند. مثلا پله هیچ وقت مربی نشد چون فکر می کرد در این امر خوب نیست. اینجا نیز هیچ راهی وجود ندارد پیشکسوتان در فوتبال بمانند و از توانمندی هایشان استفاده شود. یکی می تواند مدیر عامل، مدیر فنی، مسئول روابط عمومی و … بسته به شخصیت و توانمندی اش شود ولی اینجا این گونه نیست.

طرفداری