بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

حرکت عاقلانه گل محمدی ؛ وقتی یحیی دُم به تله نداد!

 گل محمدی در ماجرای دعواهای اخیر دُم به تله نداد: چیزی نمی‌گویم!

نویسنده : خبرگزاری پارس فوتبال.کام
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹ | ۱۱:۰۰
پس از فینالیست شدن پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا سال ۲۰۲۰ ، به احتمال زیاد یحیی گل محمدی به عنوان یکی از سه نامزد بهترین سرمربی سال آسیا انتخاب خواهد شد.

لب کلام یحیی، در دعوا با هیچ‌کس، این بود: …حرفی ندارم! چیزی نمی‌گویم! وقت پرسپولیس را، با این سخنان که ذره‌ای از فرزانگی و کاربلدی و دلسوزی و غمخواری ندارد، نباید تلف کرد! پرسپولیس، تیم بزرگی است که گناه است وقتش را بگیریم.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

یکم- پرسپولیس دچار مسئله‌های چندی است و در عین حال، آثاری از بلوغ فکری و پختگی و رسیدن به دایره خویشتن‌داری و خودکنترلی در حال «بارز» شدن است! پرسپولیس سخنان درشت و طعنه‌های آبداری شنید، ولی معامله به مثل و مقابله تلافی‌جویانه را انتخاب نکرد! زدی ضربتی، ضربتی نوش کن! یحیی گل محمدی و پرسپولیس خوددار و صاحب تمرکز او، این‌جوری تلافی نمی‌کنند! یحیی گل محمدی ، تیشه به ریشه خود نکشید و تفاوت‌های یک آدم صاحب اهلیت با یک رهگذر بدون مسئولیت را معرض تماشا گذارد!
همه پرسپولیسی‌ها و آگاه‌تر از همه کریم باقری، می‌دانند که جواب سخنان زیادی و اضافه‌گویی‌ها از قدیم تا به امروز خاموشی بوده است! پس خاموش نشستند و سکوت اختیار کردند! یحیی گل محمدی ، الگوی کاملی در این باب بود! کریم هم مثل همیشه سکوت پر از معنا و زیبایش را به کار گرفت! افشین نشان داد که چه خوب، قادر است بزرگ باشد و بزرگی خود را به رُخ همه بکشاند! با سکوت و پاسخ ندادن!
پاسخ اصلی را باید از حضرت سعدی، شیخ اجل درخواست کرد و به‌کار بست! که فرموده است: با نادان مپیوند! که در هر دو حالت، بازنده تویی که با نادانایان حجت‌آوری می‌کنی!

با اینان مپیوند
دوم- لب کلام یحیی گل محمدی ، در دعوا با هیچ‌کس، این بود: …حرفی ندارم! چیزی نمی‌گویم! وقت پرسپولیس را، با این سخنان که ذره‌ای از فرزانگی و کاربلدی و دلسوزی و غمخواری ندارد، نباید تلف کرد! پرسپولیس، تیم بزرگی است که گناه است وقتش را بگیریم!
لیگ برتر! لیگ آسیا، بازی فینال، دوباره بازی‌های سال ۲۱-۲۰ لیگ آسیا! دوباره ساختن یک تیم عالی! دوباره پرورش بازیکنان در تراز پرسپولیس! بازیکنانی که جای ستارگان مهاجر را پر کنند! و… این همه کار مهم و سنگین و سخت، مگر جایی برای سر و کله زدن با آدم‌های ناشی و کوتوله‌های فوتبال باقی می‌گذارد؟
پرسپولیس بدشانسی آورده است که بازیکنان ستاره‌اش، در یک آن رفتند و باید جایشان را پر کرد!
ولی پرسپولیس شانس آورد که از شر یک سیاست تیم‌نابودکن رها می‌شود! سیاست سیاسانه ضد تیم! رها شدن و خلاصی یافتن از شر کسانی که خودشان را علامه دهر می‌دانستند! تو پوک و توخالی! سعدی گفته است، با اینان مپیوند!

وظیفه اصلی وزارت ورزش
سوم- پرسپولیس، دنبال «تیله» دوست‌نمایان نمی‌رود! یحیی گل محمدی و مطهری، در کار ساختن تیم جدیدی هستند که قوی باشد و قوی‌تر هم بشود! پر کردن جای شجاع، جای انصاری و جای نادری! پر کردن جای خالی ترابی، علیپور و بشار رسن- که فیلش یاد هندوستان کرده است- و مهمتر از همه، راهکاری برای آزادسازی آل‌کثیر و عملکرد درخشان او، جستن!
پرسپولیس می‌داند که برایش وقت طلاست و یحیی گل محمدی می‌داند که نباید در زمین آدم‌های شهرت‌طلب که چیزی هم در چنته ندارند، بازی کند! پرسپولیس را دوباره از نو باید درست کرد! باید از آقایی و سرلک، شجاعی، رمضانی و پهلوانی و عبدی، بازیکنان سال‌های آینده را ساخت! و این با مشغول شدن به هر رطب‌یابی ممکن نمی‌شود!
در بازی‌های دستگرمی، تراکتور یک گل به سپاهان زد! پرسپولیس ۳ گل وارد دروازه ملوان کرد! ولی کار بزرگ‌تر را وزارت ورزش باید انجام دهد! پول فوتبال را، حق فوتبال را، از صدا و سیما بگیرد! مجال حرفه‌ای‌گری را برای فوتبال مهیا کند! فوتبال دولتی، حدش و آخرین پروازش همین است که کافی هم نیست!

۳ بازی و ۳ خط مطلب!
چهارم- دعوای استقلال و تراکتور، اگر مودب پیش برود، از دل‌مشغولی‌های جذاب لیگ است اما باید وارد حیطه بی‌مروتی نشد!
سپاهان- نویدکیا- باید دست و پای امید نورافکن را کمی جمع کند! بازیکن خوب ولی شلوغ‌کاری است! باید بازی‌اش را حس کرد!
پرسپولیس ۳ گل به ملوان زد! و این یعنی آنکه ملوان، خیلی کار دارد تا تیمی بشود که بود! تیم مازیار زارع، جان دو بازی پشت‌سر هم را ندارد! ولی پرسپولیس، این تیم گل زدن را دوست دارد و با اشتها حمله می‌کند!

درباره باخت بارسلونا
در غیاب تیکی‌تاکا
پنجم- باخت بارسلونا، هنوز هم قابل هضم نمی‌نماید! چگونگی پیروزی رئال، محل بحث است و مجال جدال! هم جدال فهمی و هم جدال کلامی حول این دو محور:
…چگونه؟ و چرا؟
قبل از هر چیز باید دانست و روشن کرد که در همه سال‌های فوق درخشان بارسا، این «تیکی‌تاکا» بود که حکم می‌راند و دستور می‌داد یا تکنیک فوق‌العاده مسی یا رونالدینیو؟ نقش تیکی‌تاکا، به عنوان یک فلسفه حرکتی، چه بود و چقدر بود؟ تأثیر بازی همه‌جانبه و بدون، تکلف‌های حرکتی از پیش معلوم تیم بود یا متأثر می‌شد از رفتار به شدت انضباط‌پذیر تیمی که پر بود از خلاقیت! ژاوی‌، اینیستا، فابرگاس، به علاوه دنی آلوس، پویول، آبیدال، یحیی توره، پدرو، پیکه، بوسکتس و آلبا!
بارسا چرا آن روزها می‌برد؟ نه چون فکر پیروزمندانه تیکی‌تاکا را جان می‌بخشید! بارسا چرا بارسلونا نشان نمی‌دهد؟ نه چون اینکه ژاوی را ندارد و اینیستا را هم ندارد، فابرگاس را هم!
بارسا، پپ را ندارد و نیز تیتو ویلانووا را هم از دست داده است! با فوتبالی خوب اما نه برآمده از تیکی‌تاکا!
این بحث تازه آغاز شده است…