بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

به مناسبت روز پدر ؛ زنده‌یاد پورحیدری: نام استقلال را من و عنایت آتشی انتخاب کردیم

«تاج» چگونه «استقلال» شد؟ خاطره ای ماندگار از پورحیدری ، پدر استقلال

نویسنده : Parsfootball Instagram Service
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ | ۷:۱۳

استقلالی‌ها زنده‌یاد منصور پورحیدری را پدر تیمشان می‌دانند مردی که همچنان پرافتخارترین چهره تاریخ باشگاه استقلال است.
اما جز زحمات فراوان ، در واقع استقلال نام‌ خود را هم‌ مرهون مرحوم‌ پورحیدری است.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

فرا رسیدن روز مبارک ولادت حضرت علی (علیه السلام ) و روز پدر، بهانه‌ای شد تا یکی از مصاحبه‌های پدر معنوی باشگاه استقلال، زنده‌یاد منصور پورحیدری را منتشر و یادی از این اسطوره باشگاه استقلال کنیم.

زنده‌یاد منصور پورحیدری در مورد چگونگی تعیین نام باشگاه استقلال خاطره جالبی تعریف می‌کرد و می‌گفت:

اوایل انقلاب باشگاه تاج عملا تعطیل شده بود. از فدراسیون فوتبال من را دعوت کردند و گفتند سریع یک تیم جمع کنید برای شرکت در جام اسپندی، چون اصلا زمان نداریم.

وی افزود:

بعد هم گفتند تا ۴۸ ساعت باید اسم جدیدی برای تیمتان انتخاب کنید. خلاصه من و عنایت آتشی کلی با هم صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اسم زیبای استقلال را انتخاب کنیم. اسمی که مورد توجه هواداران خوب تیم‌مان هم قرار گرفت.

شاید یکی از مهمترین بخش های زندگی منصور پورحیدری که به حق پدر استقلالی هاست ، خاطره بالا باشد .

بعضی‌ها همچون مرحوم منصور پورحیدری بودنشان امضایشان است.

در رابطه با تصمیم بزرگ و جاودانه انتخاب نام‌ استقلال  از سوی مرحوم پورحیدری ، جدای از آنچه در بالا آمد ، باز نشر مصاحبه ای از عنایت الله آتشی ، نخستین مدیرعامل استقلال در همین رابطه پیش روی شماست.

این گفت‌وگو در روزهایی انجام شده است که زنده‌یاد منصور پورحیدری هنوز در میان ما بود و آسمانی نشده بود.

 انقلاب که شد، آقای شاه‌حسینی، رئیس سازمان تربیت‌بدنی شد. ایشان قبلا در باشگاه بوستان بسکتبال بازی می‌کرد. من هم کارمند سازمان تربیت‌بدنی بودم. کارشناس آنجا بودم. خب من را در سازمان می‌شناختند. سوابقم روشن بود. آقای تقدس‌نژاد، مدیرکل اداره تربیت‌بدنی هم نبض خیلی از کارها دستش بود و دوران معاونت من بر مجموعه ورزشی آزادی را دیده بود. شاید مجموعه این عوامل باعث شد که برای این مسئولیت خطیر (مدیرعامل تاج) انتخاب شوم.

– تاج خیلی شرایطش فرق می‌کرد. به بخش خصوصی تعلق نداشت. یک سیستم دولتی – نظامی و یک تیم حکومتی بود با ۴۵۰ نفر پرسنل. سه ماه حقوق این نفرات عقب افتاده بود. چند گروه سیاسی و چریکی دست گذاشته بودند روی باشگاه . حالا شما تصور کنید با این مشکلات، آن هم در سالی که دولت موقت تازه مستقر شد و کشور دچار حوادث طبیعی بعد از انقلاب است، چه کار دشواری می‌شود.

– اولین کاری که در آن شرایط کردم، این بود که تعدادی از قدیمی‌های استقلال را صدا زدم که بیایند به کمک باشگاه خودشان. عباس کردنوری، حسن نظری، ناصر حجازی، جواد قراب، رضا عادلخانی، حسن روشن، کشاورز، قاضی‌شعار، نراقی و به‌ خصوص منصور پورحیدری. این مرد خیلی نازنین است. خیلی گردن استقلال حق دارد. واقعا این روزها آرزویم این است که خیلی زود سلامتیش را به‌ دست بیاورد. انسان بزرگی است منصورخان. اگر از من بپرسند بهترین اقدامی که در آن مدت کردید چه بود، می‌گویم این‌ که کسی را طرد نکردم! نه تنها کسی را اخراج نکردم بلکه زمینه رفتن ۲۵۰ نفر از پرسنل به شهرهای‌شان را هم مهیا کردم. نعلچگر، ملک‌احمدی، مراغه‌چیان، پورحیدری و حسن میرزاآقابیگ از این طریق به مدیریت باشگاه اضافه شدند. مرحوم ناصر حجازی هم همین‌طور به ما اضافه شد.

– ناصر حجازی برند باشگاه استقلال بود. اگر از من بپرسند می‌گویم او چیزی مثل مایکل جردن برای NBA بود. یک برند تمام عیار.

– یادم می‌آید وقتی آمدم تاج از مسئول مالی باشگاه پرسیدم: «چقدر پول داریم؟» گفت: «فقط هزار دلار توی گاوصندوق باشگاه مانده است که آن هم جایزه بازیکنان فوتبال بود که فرصت توزیعش را در آن شرایط نداشتند.» دستور دادم فوری پول را بدهند به بچه‌ها. فکر کنم سال ۶۰ بود که حسابرس‌ها دو بار آمدند حساب‌های باشگاه را زیر و رو کردند و خدا را شکر حساب مالی ما پاک بود. در آن شرایط واقعاً هوادارها در حمایت از باشگاه سنگ‌تمام گذاشتند. خیلی‌ها مثل رضایی‌فرد، علی ابوطالب و خسرو دیهیم و ریاحی از باشگاه حمایت کردند و آدم نباید این‌ها را فراموش کند. برومند در وزنه‌برداری، معزی‌پور و برادران عرب همه این‌ها برای سرپا ماندن باشگاه با تمام وجودشان جنگیدند.

–  (تغییر نام «تاج» به «استقلال»):

اواخر سال ۵۹ آقای شاه‌حسینی زنگ زد به من و گفت هیات‌ دولت درخواست کرد که اسم تاج عوض شود.

جلسه‌ای با حضور من ، سیدآقا جلالی، منصور پورحیدری ، آقای بهرام‌صفت و پدر حسن روشن تشکیل دادیم. اسم‌های آزادی، تختی، جمهوری اسلامی و استقلال پیشنهاد شد. آن روزها شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یک شعار مردمی بود و همه جا شنیده می‌شد.

در آن جلسه معروف در سال ۵۹ خیلی دنبال این بودیم که اسمی انتخاب نکنیم که به تیم‌های رقیب اجازه ساختن شعارهای تند سیاسی بدهیم. چیزی مثل «تاج نامرد» که آن روزها بعضی تماشاگرها می‌گفتند! خب آن روزها شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی یک شعار مردمی بود و همه جا شنیده می‌شد. من هم همین‌ها را بردم پیش آقای شاه‌حسینی و جلسه‌ای گذاشتیم.

وقتی بر اساس انتخاب در جلسه ، نام استقلال را به آقای شاه‌حسینی پیشنهاد دادیم. آقای شاه‌حسینی هم موافق بود. گفتیم خیلی از تیم‌های کشتی با اسم آقاتختی فعالیت می‌کنند. جمهوری اسلامی هم ساختار نظام است و استقلال مناسب‌تر است. آقای شاه‌حسینی همین پیشنهاد را به هیات‌ دولت برد و عصر همان روز زنگ زد گفت:

اسم باشگاه شد استقلال. خوشبختانه مردم هم خیلی زود پذیرفتند و تاج شد استقلال.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.