بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

نقش غیر قابل انکار علی خطیر در موفقیت استقلال ؛ خدمتگزار حقیقی یا خائن ؟!

اصرار خطیر به آوردن استراماچونی با وجود مخالفت های فراوان

نویسنده : Parsfootball Multi media
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۸ | ۱۳:۳۰
اصرار خطیر به آوردن استراماچونی با وجود مخالفت های فراوان

علی خطیر نقش مهمی در آوردن استراماچونی در استقلال داشت ، تصمیمی که به نظر می رسد از هر لحاظ درست بود و فقط برای اثبات نیاز به زمان داشت.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

شروع نا امید کننده از یکسو و باخت غافلگیر کننده داربی از سوی دیگر، موجب شد منتقدان استقلال، مقصر اصلی را در گام نخست علی خطیر بدانند سپس نوک پیکان نقد را به سوی فتحی نشانه بروند. عده ای پا را فراتر از حد معمول گذاشتند و اعتقاد خاص و محکمی داشتند که معاون سابق باشگاه، ماموریت ویژه ای برای متلاشی کردن تیم داشت. آنها بیرون کردن بازیکنان قدیمی و حتی شفر را در این راستا تحلیل کردند و آن را نشانه ای برای اثبات ادعای خود دانستند.اما همان روزها آنچه تیم استراماچونی درون زمین ارائه می داد تناسب عادلانه ای با امتیازات جمع شده نداشت.از همان نبرد نخست مقابل ماشین سازی، استقلال بازی بسیار برتری را در تبریز ارائه داد اما در آخرین دقیقه با یک ضربه ایستگاهی غافلگیر محض شد داستانی که در نبرد با فولاد به نوع دیگری در آزادی تکرار؛ انها که تنها یک دقیقه با نخستین برد فصل فاصله داشتند ناگهان گل تساوی بخش را دریافت کردند. نمایش تیم استرا در مسجد سلیمان باز هم برتر از حریف بود. اما خبری از برد نشد. شاید اوج بدشانسی های او به همین بازی بازگردد. روزی که شیخ دیاباته را به خاطر مصدومیت سنگین از ناحیه قفسه سینه برای مدت نسبتا زیادی از دست داد. استقلال در داربی بدون دیاباته مجبور شد به مرتضی تبریزی و دیگر مهاجمان خود اعتماد کند اما آنها حتی از روی نقطه پنالتی هم قادر به باز کردن دروازه حریف نشدند.استراماچونی بازی شجاعانه و خوبی را در روز داربی ارائه داد اما طی یک غافلگیری و اشتباه عجیب دانشگر در پر کردن آفساید ،باز هم بازی را واگذار کرد. از اینجا به بعد بود که حتی زمزمه اخراج هم شنیده می شد.هنوز با یک جستجوی ساده می شود مطالبی پیدا کرد که در آنها تنها راه برون رفت، تغییر و تحول کادر فنی تجویز شده بود.به زعم منتقدان تندرو باید بازیکنان با تجربه ای مثل رحمتی و منتظری به هر قیمتی حفظ می شدند و حتی شفر توانایی قهرمان کردن استقلال را داشت و اخراجش موجب خلق چنین روزهایی شد!

آوردن استراماچونی با مخالفان زیاد

استقلال در خانه های پائین جدول بود اما نمایشش این امید را می داد که اگر روی ریل گلزنی قرار بگیرند، توانایی بازگشت را دارند. طول کشید، زمان برد اما سرانجام آن چیزی که خطیر و فتحی وعده اش را داده بودند از راه رسید. علی خطیر به واسطه حجم وسیع انتقادات و بعضا کارشکنی هایی که ریشه به درون خود باشگاه داشت، قبل از شروع لیگ ترجیح داد استعفا بدهد.استعفایی که در ابتدا آن را شواف قلمداد کردند اما وقتی فتحی آن را پذیرفت مشخص شد که نمایشی در کار نیست. در این نوشته نه قصد تطهیر معاون سابق باشگاه آبی ها را داریم و نه می خواهیم او را مرد بدون اشتباه معرفی کنیم. بدون شک و تردید علی خطیر اشتباهاتی را در طول یکسال مدیریتش مرتکب شد. رابطه سینوسی و اکثرا بد با شفر شاید بزرگترین اشتباهش بود.به گونه ای که سرمربی سابق استقلال تصور می کرد خطیر به خاطر مشکل شخصی، دنبال یارکشی و اخراج اوست. درز اتفاقات سری باشگاه به رسانه ها موجب شد خیلی ها تصور کنند این اخبار از سوی تیم خطیر به بیرون درز پیدا می کند. در داستان جذب استراماچونی به خوبی قابل لمس بود که عوامل اجرایی باشگاه علاقه ای به این انتقال نداشتند. مهمترین مدرک برای اثبات این ادعا همان بیانیه ای بود که قبل از ورود استرا روی خروجی سایت رسمی باشگاه، شبانه بالا آمد. لازم نبود تا خبرنگار حرفه ای حوزه باشگاه استقلال باشید تا متوجه جریان های موازی و بعضا مخالف بشوید. اما علی خطیر یک تنه پای کار ایستاد و موفق شد با وجود مخالفت های فراوان و تردیدی که به دل هیات مدیره و مدیرعامل رخنه کرده بود، با سرمربی ایتالیایی قرارداد نسبتا خوبی را امضا کند.

خرید شیخ مهمترین گام

استرا تیمی را در دست گرفت که همانند سال های قبل، باز هم تغییرات زیادی را قبل از شروع فصل تجربه کرده بود. بیرون کردن بازیکنان قدیمی اما مهم مثل رحمتی و منتظری از یک سو و خروج شوک آور پاتوسی که مهمترین مهره استقلال در نیمفصل دوم بود از سوی دیگر سبب شد احتمال درصد موفقیت سرمربی ایتالیایی کاهش پیدا کند.چشمی و علی کریمی تا آخرین روزها قصد مهاجرت داشتند و تنها دلیل ماندن شان نرسیدن پیشنهاد خوب از آن سوی آب بود. بعد از خروج منشا و ایسما و سپس روح الله باقری، خرید یک مهاجم خارجی، تصمیم سرنوشت ساز خطیر و استرا به حساب می آمد. قرعه به نام شیخ دیاباته افتاد اما شروع او هم نا امید کننده بود وهم با مصدومیت سنگین مواجه شد. اما سرانجام خورشید خوشبختی شیخ و استرا از غرب ایران طلوع کرد. بازی با تراکتورسازی در تبریز و پیروزی تاریخی ۴ گله نتیجه ای نبود که بشود به سادگی از کنارش عبور کرد. شاید هنوز عده ای تصور می کردند آن برد یک جرقه بود. اما برد حیرت اور پنج گله برابر تیم خوب و شگفتی آفرین صنعت نفت موجب شد نگاه همه به تحول استقلال کاملا جدی شود. طبیعتا بردهای متوالی، پر گل و مهمتر از همه حفظ یک روند کاملا هجومی به هیچ وجه اتفاقی نیست. استقلال و استراماچونی زمان می خواستند و حالا نشان دادند لایق آن اعتماد بودند.

چه کسی شهامت تغییر شفر را داشت؟

چرا شفر عوض شد؟ جواب این سوال بسیار سر راست بود اما تعویض آن مربی شهامت ویژه ای را می طلبید. علی خطیر بعد از آخرین شکست ۶ امتیازی سرمربی آلمانی در لیگ هجدهم تن به این ریسک بزرگ داد. او به عنوان معاون فتحی به مدیرعامل گفت ؛جام امسال از دست مان رفت اما اگر بخواهیم با این کادر فنی و همین بازیکنان لیگ نوزدهم را شروع کنیم بازنده پیش از شروع هستیم. بزرگترین ضعف شفر باخت در نبردهای ۶ امتیازی بود. درست برخلاف برانکو که استاد چنین پیکارهایی بود. نگاهی به کارنامه هر دو مربی در یکسال اخیر نشان می دهد که چرا برانکو با پرسپولیس با وجود افت عجیب قرمزها در نیمفصل دوم، موفق به کسب سومین جام متوالی شد اما شفر با اینکه در نیمفصل قبل، بهترین نتایج را بین ۱۶ تیم لیگ برتری گرفت، تیمش حتی نایب قهرمان هم نشد. جواب خیلی سر راست است. برانکو هیچ یک از بازی‌های ۶ امتیازی بربر استقلال، سپاهان، پدیده و تراکتورسازی را نباخت.اما شفر در نیمفصل دوم لیگ هجدهم تنها یکبار موفق به انجام این کار در اصفهان شد. استقلال با شفر ناگهان جام را از دست داد چون در فروردین ۹۸ داربی را باخت. این داربی تنها یک بازی حیثیتی بین دو تیم پرهوادار ایران نبود. جنگ قهرمانی بود که طبیعتا رقبا طلب تساوی اش را داشتند اما برانکو با آن پیروزی گام بلندی را برداشت. شفر که با شکست دادن سپاهان در اصفهان بسان قهرمانان در خاتمه بازی، مورد حمایت بازیکنان و هواداران قرار گرفت بعد از شکست داربی ، تیر نهایی را در مشهد دریافت کرد. آن ۳ امتیاز می توانست باز هم استقلال و شفر را قهرمان کند اما آنها باز هم باختند. بعد از این شکست، فرهاد مجیدی جانشین شفر شد که همه بازی ها را برد به جز پیکان آبادان و ان گلی که به صورت مشکوک مردود اعلام شد. اما اگر او برنده آن بازی هم می شد باز فاصله اش با قهرمان پر شدنی نبود. بنابراین شفر زمانی اخراج شد که عملا شانس قهرمانی استقلال را به صفر رسانده بود. شاید هر مدیر و معاون دیگری در استقلال بود تن به چنین ریسکی نمی داد و منتظر م یماند تا فصل به انتها برسد. ما خطیر و فتحی بزرگترین ریسک ممکن را کردند. هدف آنها قطعا لیگ نوزدهم بود. ریزش ها و جذب بازیکنان جدید همه برای ساختن استقلال نوین انجام شد و حالا آنچه استراماچونی و بازیکنانش ارائه می دهند، از آنها یک مدعی تمام عیار را ساخته است.

تغییر تاکتیکی که همه را غافلگیر کرد

تا دو ماه قبل منتقدان ،خروج شفر و بازیکنان جدا شده را عامل سقوط استقلال می دانستند، آنها حتی خواستار محاکمه جدی خطیر پس از برکناری سریع فتحی بودند. نشان به آن نشان که بعد از هر گل استقلال مقابل پارس جنوبی و و حتی بازی مقابل صنعت نفت در تهران خواستار خروج فتحی شدند! اما بدون شک با جان گرفتن استقلال و احیای مجدد این تیم، این شعارها کمتر و کمتر می شود. خطیر و فتحی معمار این تیم هستند و همانگونه که در هفته های ابتدایی ، منتقدان این دو را عامل سقوط می دانستند حالا باید شهامت داشته باشند و اعتراف کنند، اگر استقلال نسبت به دوره شفر تغییر کرد به واسطه تغییراتی بود که در مهمترین نقطه ها انجام شد.از کادر فنی تا پست های حساس درون زمین. دیگر خبری از فلان باند نیست. شاید بدشانسی بزرگ استرا و فتحی تعطیلات بی موقعی بود که درست در دوره صعود آنها در لیگ برتر ایجاد شد. اما آنچه امروز از استقلال و تمرینات استراماچونی می بینیم این نوید را می دهد که تیم او حرکت جرقه واری را نداشته است. نوع بازی آبی ها کاملا نسبت به گذشته متحول شده و دیگر انگونه نیست که پس از پیش افتادن ناگهان بازی تدافعی را در دستور کار قرار دهند. بزرگترین قربانیان این تغییر نگرش که کاملا غافلگیر شدند دنیزلی و اسکوچیچ بودند. دو مربی سطح بالای خارجی لیگ برتر که تصور می کردند استقلال بعد از پیش افتادن دفاع صرف می کند اما خبر نداشتند استراماچونی بهترین دفاع را همان حمله و گل بعدی می داند. البته این به آن معنا نیست که استقلال از حالا قهرمان بلامنازع لیگ نوزدهم است. قطعا آنها رقبای سرسختی مانند سپاهان و امیر قلعه نویی و حتی شهرخودرو و یحیی را پیش رو دارند.مربیانی که اینک جنس بازی جدید استقلال را می دانند و آگاه هستند با چه تاکتیکی رو به رو خواهند شد. از این رو باید پنج بازی باقی مانده نیمفصل اول را کاملا جدی و حیاتی برای آبی ها دانست. جدی از ان جهت که سطح بلوغ شان را نشان می دهد. ثابت می کند برابرآنتی تز رقبا چه تاکتیک جدیدی را رو می کنند و ده ها کلک فوتبالی دیگر که در جیب هر مربی کار بلدی یافت می شود. اگر قطار آبی با همین سرعت و قدرت برابر سایر رقبا ظاهر شود آن وقت تنها یک معذرت خواهی می ماند از مدیرانی که چوب کم طاقتی منتقدان عجول را خوردند. این همان تیمی است که خطیر برای نابود کردنش نقشه کشید؛ شفر را بیرون کرد،باند سفت ها را متلاشی و مربی ای با کیفیت استرا و مهاجمی در اندازه های شیخ دیاباته آورد. مهاجمی که ۵ هزار دلار ارزان تر از جونیور پرسپولیس برای استقلال آب خورد.اگر خطیر خیانت کرد پس آن کاری که ایرج عرب با پرسپولیس کرد نامش چه بود؟

مهدی طاهرخانی – خبرگزاری پارس فوتبال