بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان

به سپیدی ها بیاندیشیم

حکایت نقطه سیاه در صفحه ی سفید حال و روز تیم استقلال

نویسنده : تورج عاطف
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵ | ۱۶:۲۰
رحمتی بازی استقلال سپاهان

این قصه مشهور را شاید شنیده باشید که معلمی بر روی ورقه سپیدی یک نقطه سیاه می گذارد و از شاگردانش می خواهد که به او بگویند که چه چیزی می بینند ؟ و شاگردان همه از نقطه سیاه یاد می کنند و معلم می گوید این ورقه پر از سپیدی است اما شما تنها نقطه سیاه را دیدید و این یک اشتباه بزرگ در زندگی است که تمرکز تنها بر روی سیاهی ها باشد این قصه مرا به یاد حکایت های بازی سپاهان و استقلال انداخت.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

این قصه مشهور را شاید شنیده باشید که معلمی بر روی ورقه سپیدی یک نقطه سیاه می گذارد و از شاگردانش می خواهد که به او بگویند که چه چیزی می بینند ؟ و شاگردان همه از نقطه سیاه یاد می کنند و معلم می گوید این ورقه پر از سپیدی است اما شما تنها نقطه سیاه را دیدید و این یک اشتباه بزرگ در زندگی است که تمرکز تنها بر روی سیاهی ها باشد این قصه مرا به یاد حکایت های بازی استقلال سپاهان انداخت استقلال بعد از یک حذف غیر قابل باور در جام حذفی به اصفهان رفت و در مقابل تیمی ایستاد که معمولا در شهرش تیمی بسیار سخت کوش است استقلالی ها در این بازی براستی درخشان ترین بازی فصل خود را انجام دادند آنها یک بار گل زدند و سه بار هم به تیردروازه نماینده نصف جهان و در حالی به تهران برگشتند که شاید باید برنده این بازی می شدند اما برد استقلال در این بازی زمانی رقم خورد که با نشاندن بازیکنانی چون خسرو حیدری و رحمتی میدان را به حسینی و چند جوان دیگر داد در این بازی حسینی دروازه بانی بود که بی شک ستاره استقلالی ها را نمایان ساخت او در نیمه اول و دوم با واکنش های زیبای خود نوید یک دروازه بان خوب دیگر را به فوتبال کشورمان داد ضمن آن که مجید حسینی که بجای مدافع برزیلی استقلال به میدان آمده بود و مردانی چون برزای و حقدوست و زکی پور و … چهره آبی از استقلال نمایش دادند و نیمه لیگ را به پایان رساندند هر چند که در این بین یکی از عاشقان خود را از دست دادند بازی تمام شد و اکنون که چند روزی از این بازی گذشته است بیشتر حرفها در مورد مهدی رحمتی است که آیا می رود یا می ماند ؟ رحمتی دست به دامن دیو و دلبر و کنایه در فضای مجازی می شود و منصوریان هم به نوعی راه خروج را به او نشان می دهد حکایت منصوریان و رحمتی یک قصه فرهنگی دارد فرهنگی که شاید سو رفتار فرهنگی باشد در ضرب المثل های ما گاه به گاهی حرفهائی می شنویم که بر خلاف واقعیتهای جهان است اما در ایران مصداق دارد می گویند ” با آشنا معامله نکنید ” این که با آشنا معامله نکنید نقض مسلم قوانین تجارت جهانی است که شناخت مشتری را اولویت عقد معامله می داند در ایران تجارتهای خانوادگی قدمت زیادی پیدا نمی کند اما در دنیا شاهدیم چند دهه یک بیزنش خانوادگی ادامه می یابد و علت روشن است چون حدود و اختیارات را تعیین نمی کنیم و سطح توقعات را نمی دانیم چیست همواره از یک سوی پشت بام می افتیم یا به آشنا اجحاف می کنیم و یا این که به او بی دلیل سخت می گیریم و هیچگاه او را چون یک مشتری واقعی نمی بینیم در مورد فوتبال هم این چنین است رفاقتی بین سر مربی و بازیکنان وجود ندارد رابطه صمیمانه با رفاقت فرق دارد یک آموزگار با شاگردانش رفیق نیست اما می تواند صمیمانه با آنها برخورد کند و مشکل رحمتی دقیقا همین است و این تنها مشکل او نیست ولی تاوان می دهد آن گونه که با کی روش هم همین مسائل را داشت رحمتی حدود و اختیارات خودش را تشخیص نمی دهد اما این که رحمتی برود یا نرود بحث مهمتری از درخشش سید حسین حسینی نیست.

حسینی می تواند یک چهره بزرگ برای فوتبال ما شود رحمتی رفتنی است آن گونه که روزگاری عزیز اصلی رفت و حجازی آمد و بعد حجازی رفت و عابد زاده آمد و بعد عابد زاده رفته است و این روزها بیرانوند و اخباری و مظاهری و..آمده اند در بازی استقلال سپاهان شاهد درخشش ستاره های آینده آبی بودیم ستاره ها یا بهتر بگوئیم نامهای آنها که در طول نیم فصل تماشاگرانشان را دق دادند اما این استقلالی که در برابر سپاهان دیدیدم می تواند بزرگی کنند به شرط این که سپیدی های آنها را ببینیم و اینقدر به حکایت رحمتی و دعوایش با منصوریان دامن نزنیم آینده فوتبال ما در دستان حسینی ها است حسینی درون دروازه می تواند برای استقلال بزرگی کند همن طوری که حسنی در خط دفاع نشان داد که بازیکن قابلی است و برزای و حقدوست بیشتر از همه ستارگان گرانقیمت استقلال کاررائی داشتند به یاد آن طرفدار عزیز متوفی استقلال باشیم او که عاشق تیمی است که خوب باشد و تا آخرین نفس بجنگند قضایای رحمتی مهم تر از درخشش حسینی نبود و نخواهد بود از یاد نبریم.