بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان
پارس فوتبال را در تلگرام دنبال کنید برای عضویت کلیک کنید »»
فروش شارژ سفیر افلاک
vistavel.com

«سبزهای رنگ باخته» حالا فقط در خاطرات ما زنده‌اند!

نویسنده : خبرگزاری فوتبال ایران
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵ | ۱۰:۰۸
کارت سبز فوتبال - تیم عمران شهرداری ساری

۲۴ سال بعد از اینکه پاس تهران با غلبه بر رقبای عربستانی و ژاپنی در خاک امارات قهرمان فوتبال باشگاه‌های آسیا شد، این تیم به دسته دوم لیگ کشورمان سقوط کرده است.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

هدایت تیم پرنوسان اما ذاتا قدرتمند و خطرناک سال ۱۹۹۲ پاس در مرحله نهایی جام باشگاه‌های آسیا را فیروز کریمی برعهده داشت که در آن زمان ستوان نیروی انتظامی بود و به سوی سرهنگ تمامی پیش می‌رفت. در میان شاگردان او محسن گروسی، محسن یوسفی، رسول غنی‌زاده و علی‌اصغر مدیرروستا جلوه‌ای ویژه داشتند.
وقتی پاس در بازی اولش از عهده نماینده پاکستان برنیامد، همگان گفتند کارش تمام است و توسط رقیب ژاپنی «یک لقمه» خواهد شد اما سبزپوشان پراعتبار فوتبال تهران و ایران در نیمه نهایی نماینده ژاپن و در فینال رقیب عربستانی را بردند و قهرمان آسیا شدند و آن را ضمیمه دو قهرمانی استقلال در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ کردند.
در آن زمان گفته شد که پاس به حریفانش کلک زده و مخصوصا طوری ضعیف برابر رقیب پاکستانی بازی کرده که به نظر برسد هیچ زوری ندارد تا بعدا بتواند رقبای اصلی‌ترش را شوکه و غافلگیر کند.
کریمی در سال‌های بعدی که وجه «شوخی‌»اش بر وجه «جدی»‌اش چربید، گفت که اینطور نبوده و کنار زمین فقط ادای تسلط بر اوضاع را درمی‌آورده و کنترل آن تیم از دست وی نیز خارج شده بود!
قسمت تلخ‌تر قضیه این است که در سال‌های بعدی و به ویژه از زمانی که پاس از تهران ستانده و به همدان ارجاع شد، کنترل بر آن از ماجراهای پرشکوه سال ۹۲ نیز کمتر و با نتایجی معکوس و به شدت منفی همراه شد.
سیاست ارسال برخی تیم‌های تهرانی به ولایات برای ایجاد جذابیت در آن مناطق برای پاس هم مثل اکثر کوچ‌کرده‌ها جواب نداد و این تیم طی شش سال حیات در «لیگ یک» هر روز ضعیف‌تر شد و به دشواری از سقوط نجات می‌یافت تا اینکه با پایان یافتن لیگ امسال در روز دوشنبه آخرین تکیه‌گاه‌های خود را نیز از دست داد و با قرار گرفتن در جمع ۵ تیم آخر از صحنه لیگی خارج شد که برای تغییر دادن باخت و چگونگی برگزاری‌اش و ۱۸ تیمی شدن مجبور به حذف ۵ تیم و فرستادن تیم‌هایی بیشتر از گذشته به «لیگ ۲» بوده است.
با اینکه طی سال‌های اخیر و حتی قبل از کوچ پاس به همدان بسیاری از پاسی‌های سابق و دلسوزان هشدارهای لازم را برای پرهیز از چنین انتقالی بیان کردند اما بی‌توجهی به این مساله سبب تضعیف هر چه بیشتر این تیم شد و نه پاس توانست تیم و قدرتی ماندگار برای همدان باشد و نه همدانی‌ها اشتیاقی به تیمی بروز دادند که به سبب سرشار بودن از نیروهای غیر بومی هرگز حال و هوای یک تیم همدانی را نداشت و با آنها یکی نشد.
گذشته دورتر پاس و به ویژه دو مرتبه قهرمانی متوالی این تیم در لیگ سراسری سابق (جام تخت جمشید) در اواسط دهه ۱۳۵۰ بر تیمی پرمهره‌تر و استثنایی متکی بود. تیمی که اکثر مهره‌های آن هم اینک نیز خوشبختانه در قید حیات‌اند و متاسفانه غصه اقداماتی را می‌خورند که اینگونه انتقال‌ها به شهرستان‌ها و تبعات آن را موجب می‌شوند.
در تیم دهه ۱۳۵۰ پاس بزرگانی چون رضا قفلساز، کیوان نیک‌نفس، حسن حبیبی، محسن هوشنگی، مجید حلوایی، مهدی دینورزاده، اسماعیل نوربخش، همایون شاهرخی، محمود یاوری، محمد صادقی، ایرج دانایی‌فرد، پرویز میرزا حسن، علی‌اصغر مالکیان و اصغر شرفی توپ می‌زدند و در سال‌های نیمه دوم آن دهه حسین فرکی نیز به آن تیم پیوست و دوران طلایی پاس قدری طولانی‌تر شد و با اینکه در دهه ۱۳۶۰ سلطه پرسپولیس و استقلال بیشتر و جولان پاس کمتر شد اما پاس به کلی از قدرت ساقط نشد و در صحنه حاضر بود و با امثال حمید استیلی هرازچندگاه قدرتنمایی می‌کرد و جامی می‌برد و در اوایل دهه ۱۳۷۰ نیز هنوز به چشم می‌خورد و حضوری بارز در صحنه داشت.
حتی در روزهای سخت‌تر دهه ۱۳۸۰ که پاس آشکارا قدرت سابق را نداشت و از لیگ برتر خارج مانده و به لیگ دسته اول تهران ارجاع شده بود، باز شرایطش از سال‌های تاسف‌بار اخیر و به ویژه امسال بهتر بود.
پاسی‌ها در فصل اخیر لیگ دسته اول به طرق مختلف کوشیدند به نزول خطرناک خود که بوی دسته دومی شدن می‌داد، پایان بخشند و یک فصل دیگر هم بمانند و بعدا چاره درد کنند اما فایده‌ای نکرد و اکبر محمدی سرمربی سابق تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان نیز برای آنها چاره‌ساز نشد و دوشنبه حکم سقوط تیمی صادر شد که یک خاطره‌ساز بزرگ و یک منبع قدرت و الهام در فوتبال ایران بوده است.
«سبزهای رنگ باخته» حالا فقط در خاطرات ما زنده‌اند و هر چند آنها می‌مانند تا یک فصل دیگر بجنگند و به تدریج به «لیگ یک» و بعد از آن احتمالا به لیگ برتر بازگردند اما حوادث سال‌های اخیرشان مرگ یک رویا و مرثیه‌ای بر یک تیم درخشان بوده است.
تیمی که پرویز قلیچ‌خانی نیز یک فصل در آن بازی کرد ولی در سال‌های اخیر نمی‌دانسته است که از چه راه وارد شود تا با افسانه‌های قدیمی خود کنار بیاید و نگون‌بختی فعلی‌اش را در دل آن برای خود معنا کند و سرانجام با تلخی هر چه بیشتر از صحنه خارج شود.

اشتراک گذاری در موبایل :
همراه اول