بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان
پارس فوتبال را در تلگرام دنبال کنید برای عضویت کلیک کنید »»
فروش شارژ سفیر افلاک
vistavel.com

به عشق هادی آتش به پا کن | زمان 24 فرا رسید!

هادی چشم به راه است ! | به عشق هادی آتش به پا کن

نویسنده : مهدی فتح اله زاده
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۵ | ۱۸:۴۴
کاپیتان

دوباره ما هستیم و پرسپولیس و امید و آرزو! دوباره برگشتیم سر خط شروع. برای یک قهرمانی که سالهاست از هوادار دریغ شده است. اما این شروع فقط بهانه است. بهانه ای برای با تو بودن.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

این تو بودی که داغ رفتنت را بر دلمان گذاشتی. اما امروز به خودمان می گویم اگر نمی رفتی چه کسی دستی به سر و گوش زندگی تکراری ما می کشید؟! تو رفتی تا چهره خسته هوادار به چشم بیاید. تو رفتی تا غرور زیر پای این جماعت مغرور له شود و بفهمند هنوز هم تعصب و عشق وقتی با هم مخلوط شود چهره ای جز چهره هوادار را نمی سازد. داغ رفتنت خیلی سنگین بود اما وقتی تو چشمانت را بستی چشمان پرسپولیس باز شد. تو را از دست دادیم تا به پرسپولیس رسیدیم.

این تو بودی که دست پرسپولیس را گرفتی و به جلو بردی. رفتن تلخت شیرینی افتخار را به ما چشاند. با خودمان گفتیم چه کرد هادی! این تو بودی که قواعد کاپیتانی را تغییر دادی. با رفتند همه بازیکنان تیمت را به خط کردی و هوادار را تا روز آخر تو استادیوم ها نگه داشتی. بله برادر زود رفتی اما هیچوقت دست پرسپولیس را رها نکردی.

مرد این پرسپولیس فقط تو بودی که مردانگی را به کالبد تیمت تزریق کردی!

حالا کجایی مرد بزرگ ، کجایی که دوباره دست پرسپولیس را بگیری؟!

***

امروز هم دلتنگش هستیم. پرسپولیس بدون هادی چقدر تنهاست. تا بود قدرش را ندانستیم و وقتی رفت توانش را در هدایت تیم دیدیم. او رفت تا به رگ غیرت بازیکنان بر بخورد! او رفت تا بازیکن بیدار شود و به این نتیجه برسد که باید به خاطر آرامش روح هادی با پرسپولیس بزرگی کند.

چقدر راحت او را از دست دادیم. تا بود او را نفهمیدیم. او کاپیتانی بود که توان گرفتن طلب بازیکنان تیمش را نداشت. وقتی بود او را بی زبان دیدیم! وقتی بود یک هادی بود که می شد گاهی با او شوخی کرد و در کنارش بود. وقتی رفت حیران شدیم. سرگردان شدیم ، بعضی سر به آوارگی زدیم! اما او دست همه را با رفتنش گرفت. هادی بی زبان قدرت تسخیر قلبها را به خوبی داشت. همه بی زبانی اش را از یاد بردیم! همه یادمان افتاد کاپیتان نیست و در غیابش باید آرزویش را برآورده کنیم، اما …!

تا روز آخر خوب آمدیم اما نشد! نشد اما هوادار ایستاد و برای همه دست زد. برای آرامش قلب هادی دعا کرد و کنار پرسپولیس ماند.

کنار همین تیمی که بازیکنش دوباره فیلش یاد هندوستان کرد و به فکر خودش افتاد. کنار همین تیمی که بازیکنش فراموش کرد هنوز به قولش به هادی گل عمل نکرده است!

کنار همین تیمی که بازیکنش ….!!

بی خیال! هادی هنوز اینجاست. کنار همین تیم . کنار بازیکنان جدید و قدیمش. آمده تا آتش به پا شده همبازیانش را نظاره کند. فراموش نکن قولت را. هادی قلبش هنوز ارام نیست. او بی تاب قهرمانی تیم محبوبش است. او هنوز منتظر است. فراموش نکن به او چه قولی داده ای.

هادی هنوز هم اینجاست. آمده تا دستت را بگیرد. آمده دیگر بی زبان نباشد! آمده کنارت تا بگوید هنوز با پرسپولیس زنده است.

زمان ۲۴ فرا رسید، پرسپولیس آتش به پا کن. هادی بی تاب است و منتظر!

اردلان بزرگ نیا

اشتراک گذاری در موبایل :
همراه اول