بالا
ورود به حساب کاربری
ثبت نام کنید
ارسال این مطلب برای دوستان
پارس فوتبال را در تلگرام دنبال کنید برای عضویت کلیک کنید »»

ملی پوشی که لژیونر زندان شد؟!

گفتگویی جذاب و خواندنی با مهرداد زهری بازیکن سابق تیم های استقلال تهران

نویسنده : ParsFootball Multimedia News
تعداد نظرات کاربران : ۰ نظر
تاریخ انتشار : شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶ | ۲۲:۱۴
مهرداد زهری

گفتگویی جذاب و خواندنی با مهرداد زهری بازیکن سابق تیم های استقلال تهران، ملوان بندرانزلی و سپیدرود رشت.

خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام :

من نوجوان ۱۵ساله فیکس باشگاه سپیدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلی. همه فوتبالی ها میدونن که کسی که تمرین بهمن صالح نیا رو ۱۲۰دقیقه انجام بده بیاد خونه دیگه نایه راه رفتن نداره.مهرداد زهری.مهرداد زهری .مهرداد زهری .مهرداد زهری.مهرداد زهری.مهرداد زهری .مهرداد زهری .مهرداد زهری.مهرداد زهری.مهرداد زهری .مهرداد زهری .مهرداد زهری.مهرداد زهری.مهرداد زهری .مهرداد زهری .مهرداد زهری.

لطفا خودتون رو معرفی کنید و از سوابق ورزشی تان در سطح ملی و باشگاهی برامون بگوئید؟

با سلام

بنده مهرداد زهری متولد ۳۰٫۶٫۵۶ هستم فوتبالم در زادگاهم در شهر فومن از  تیم کشاوز فومن زیر نظر بهروز قبادی شروع کردم ، تقریبا میشه گفت در سنین نوجوانی بودم که در تیم جوانان کشاورز بازی میکردم بعد از یک سال بازی درتیم کشاورز در سال دوم  به تیم جوانان هلال احمر رفتم که در آن مقطع همزمان در تیم بزرگسالان هلال احمر هم زیر نظر مربی و استادم مرحوم  عطاالله صلاحی وحاج هادی خوش سعادت بازی میکردم

بعد از حضور در تیم هلال احمر که تیم اول فومن بود پله های ترقی و پیشرفت را  یکی پس از دیگری راطی کردم  به تیم منتخب گیلان دعوت شدم ،

تیم منتخب گیلان سکوی پرتاب من شد از آنجا بود که من به فوتبال ایران معرفی شدم در تیم منتخب گیلان که زیر نظر اردشیر پور نعمت که در حال حاضر مدرس AFC وFIFA هستند بازیهای درخشانی انجام دادم با تیم منتخب گیلان به مسابقات کشوری در اهواز رفتم که در آن بازی ها توسط سرمربی تیم ملی نوجوانان ایران پرویز خان ابوطالب  در یکی از بازی های منتخب گیلان که من در آن بازی دو تا گل زدم من رو انتخاب کردن  برای حضور در اردوی  تیم ملی نوجوانان ایران.

در اردوی انتخابی تیم نوجوانان  که تقریبا در حدود ۱۴۰نفری از سراسر ایران دعوت شده بودند من در لیست نهایی ۲۲نفره  نوجوانان ایران انتخاب شدم ، بعد از نوجوانان ایران به تیم ملی جوانان  ایران دعوت شدم و در مسابقات انتخابی مقدماتی جوانان جهان در کشور عربستان اول شدیم و آن گل معروف من را به عربستان زدم ، که بعد از زدن گل سجده شکر بجای آوردم و دست به دعا شدم بسوی پروردگار این صحنه شکرگزاری از سوی برنامه های ورزشی تلویزیون سالها در آیتم اول و آخر برنامه های ورزشی پخش میشد و ماندگار شد.

بعد از تیم ملی جوانان به تیم ملی امید المپیک ایران دعوت شدم و در اولین دوره بازیهای المپیک غرب آسیا باتیم ملی امید ایران زیر نظر ابراهیم قاسمپور وامیرخان قلعه نویی  قهرمان اولین دوره بازیهای المپیک غرب آسیا  شدیم .

اما فوتبال باشگاهی خودم را بعد از هلال احمر فومن در  تیم  سپیدرود رشت زیر نظر سرمربی تیم  فریدون عسکر زاده ادامه دادم، در آن زمان در فومن تیم  سپیدرود دو تا طرفدار داشت ، اولی  دوست عزیزم علی فومنی بود که از طرفداران قدیمی و از ورزشی نویسان  قدیمی استان و کشور بود، دومی، مرحوم رحیم نیک بین بود، این دو سپیدرودی  همیشه به من روحیه میدادند و از من حمایت میکردن.

بعد از یک سال بازی کردن در سپیدرود  توسط فیروز کریمی سرمربی وقت بهمن تهران در سال ۷۱ ، ۷۲ بود که رفتم تهران و در  بهمن بازی کردم که زیر نظر فیروز کریمی فرهادکاظمی مربیان من بودن در اون زمان همبازیان من در تیم بهمن تهران:محمد خاکپور، مارکار آقاجانیان،اصغر مدیر روستا ،حمیداستیلی ،نادر محمدخانی و فرهاد مجیدی و احمدسجادی (که یکی از قدیمی های باشگاه همای تهران بود) واکبر ابسالان و حسن خان محمدی و محمدرضا مهدوی  بودند مربیان ما در رده پایه در رده امید مرحوم ناصراحمدی پور (سردبیرخبر ورزشی) بود، درتیم جوانان بهمن تهران  صادق درود گر بود، بنده در هر سه رده بازی میکردم بعد توسط یه رفیق قدیمی من که از طرفداران و  عاشقان  ملوان بود آقای عظیم محمود نژاد با بهمن خان صالح نیا رفیق بودند بهمن خان با ایشان هماهنگی کردن و بنده به ملوان رفتم بعد از رفتن به باشگاه ملوان امکاناتی که ما در  باشگاه بهمن داشتیم در ملوان نبود  چیزی که وجود داشت عشق علاقه بود بعد از ملوان به تیم ملی جوانان رفتیم  که محمد احمدزاده (مربی)  و بهمن خان صالح نیا  مربیان من بودند.

بعد از ۶ سال بازی کردن در ملوان با اسطوره های این باشگاه مثل فرهاد پورغلامی،محمد حبیبی ،نادر عزت الهی بیژن شجاعی و مهدی حسنی مقدم همبازی بودم.بعد از ملوان درسال   ۷۷که توسط ناصر خان حجازی بنده به استقلال رفتم چون سرباز بودم از سهمیه قهرمانان ملی استفاده کردم تا برای ادامه تحصیل دانشگاه بروم و هم برای تیم محبوبم استقلال بازی کنم که متاسفانه بخاطر خدمت سربازی  بعد از چند ماه  تمرین  کردن با تیم استقلال   توسط سردار عزیز محمدی رفتم فجرسپاسی در  آن دوران من سردار عزیز محمدی را نمیشناختم یک شب در خانه محمد نوازی در نازی اباد  بودیم که شخصی به نام سردار عزیز محمدی با منزل محمد نوازی   تماس گرفتن و گفتند من سردار عزیز محمدی هستم مدیر عامل فجر سپاه ایران که بعدها رئیس سازمان لیگ شدن که بعد بنده رو به تیم فجر سپاسی بردن که در اونجا با مربی تیم حسن اقا سالمی کار کردیم که بهترین امکانات را به من دادن بعد از چند بازی که من بازیکن فیکس و یکی از بهترین گل زن های فجر بودم ،تغییراتی در کادرفنی تیم فجر انجام شد، مرحوم منصورخان پورحیدری و پرویز مظلومی سکان تیم فجر رو بر عهده گرفتند.

من دوسال خدمت سربازی خودم رو در فجر بودم بعد از خدمت دوباره به تیم استقلال برگشتم که ربات صلیبی پای راستم اسیب دید اواخر سال ۸۰دچار مصدومیت شدم که بعدش زانوی پای راستم رو عمل کردم در دوران نقاهت و ریکاوری بعد از عمل بودم که تصادف کردم و اون ماجرا ها اتفاق افتاد که چهار سال به خاطر دیه به زندان افتادم  که بعد از چهار سال  دوستایی صمیمی و رفیق های قدیمی من که سکان دار آنها حاج حبیب کاشانی مدیرعامل وقت پرسپولیس تهران و همبازیانی که در بهمن همبازی و مربیان من بودن مثل :

مرحوم  ناصرخان احمد پور(سردبیر خبرورزشی)

صادق درودگر(نائب رئیس اتحادیه باشگاههای ایران)

فیروز کریمی و حمید استیلی و محمدخاکپور و نادرمحمدخانی و علی منصوریان واحمدرضاعابدزاده و یحیی گل محمدی و   اسطوره پرسپولیسیها علی آقا پروین و مهدی مهدوی کیا و افشین پیروانی و جواد نکونام و رسول خطیبی اینها همه دست به دست هم دادن  تیم ملی منتخب جام فرانسه ۹۸ را که در بین مردم خیلی محبوب بودند را تشکیل دادند و در روز  ۷دی سال ۸۷که در رشت بازی انجام شد و حتی  ناصر خان حجازی که جزوه کادر فنی  تیم ملی ایران در ۹۸فرانسه نبود ولی به صورت (افتخاری) چون مربی بنده در تیم استقلال تهران بودند روی نمیکت تیم ملی ۹۸نشست و حتی کمک مالی کردند تا آن بازی در رشت به داوری سعید مظفری زاده برگزار شد خواست خدا بود که مشکلات من پایان یابدو مراحل سخت زندگی ام  رو بگذرونم.

در ان بحران که در زندگی ام اتفاق افتاد بنده به اتفاق ی سری بازیکنان بومی و به  لطف شهرداری وقت احمد آقا قدیمی شهردار وقت  تیم شهرداری رو تشکیل دادیم ، در زمانی که من در زندان بودم با آقای دکتر احمد قدیمی شهردار وقت اون دوران و توسط اقا محسن منیرزاد رایزنی هایی رو انجام دادیم که ما امتیاز شرکت در مسابقات لیگ استانی رو بدون شرکت در مسابقات زیرگروه ومقدماتی میگیریم تا شهرداری و شورا هم راغب شود و هزینه کند برای تیم داری تا من بتوانم از زندان مرخصی ورزشی رای باز بگیرم و از زندان خارج شوم وبه فعالیت ورزشی (مربیگری)بپردازم.

با اتحادیه باشگاه های ایران توسط صادق خان دروگر نایب ریس اتحادیه و سردار آجورلو رئیس اتحادیه باشگاههای ایران و رئیس وقت هیات فوتبال استان گیلان  سیروس خان شاملی و آقا جمشید محمدی دبیر هئیت فوتبال که خیلی برای تشکیل اولیه  تیم شهردای زحمت کشیدندهماهنگ کردیم ، همه بسیج شدند تا تیم شهرداری رو بدون حضور در مسابقات  زیر گروه لیگ استانی ،بطور مستقیم در مسابقات لیگ دسته اول گیلان شرکت کند.

در اولین سال حضور ما با کمک اقا محسن منیرزاد ، آقا رضا شکوری و سیدمحمد تقوی و شهردار وقت جناب دکتر احمد قدیمی تیم رو تشکیل دادیم. بازیکنان و کادر فنی  که در مجموعه  تیم قرار گرفتند یک ریال دستمزد و حقوق نگرفتند رفاقتی آمدند برای تیم زحمت کشیدند بدون چشمداشت مالی.

ما توانستیم امکانات اولیه از قبیل البسه  و توپ و یک مینی بوس اجاره ای برای ایاب و ذهاب و رفتن در سر تمرینات و مسابقات را برای تیم شهرداری فراهم کنیم  در دوره و زمانه ای که هیچکس مجانی فوتبال نمیکند هیچکدام از کادرفنی و بازیکنان درتیم حقوق ماهیانه ای دریافت نمیکردند و کسانی که در تشکیل اولیه  تیم شهرداری دراون زمان همراه ما بودن همه با عشق علاقه کار انجام میدادن که  این تیم تشکیل شود در اولین سال کل هزینه تیم شهرداری فومن  ۱۶ملیون تومان شد و حتی یادمه نیم فصل تیم شهرداری قهرمان شد.

شهردار وقت احمد اقای قدیمی اومدن در استادیوم برای دیدن بازی و گفتند من نفری ۵۰ هزارتومان به همه اعضای تیم  پاداش میدم ، دو بازی از نیم فصل دوم گذشت، به شهردار گفتیم قولی که به بازیکنان داده بودید برای پرداخت پاداش رو پرداخت نکردید، اقای قدیمی در جواب گفتن پول نداریم ، بنده بعنوان سرمربی تیم به ایشان یک پشنهاد دادم گفتم من پاداش بازیکنان و کادرفنی را از جیب خودم بدهم که بعدا”شما به من پرداخت کنید اقای شهردار قبول کردند و من در حدود  ۲ملیون به بازیکنان و کادر فنی پاداش  دادم که بعد از شیش ماه پولم رو از شهرداری گرفتم‌.

در همان سال اول تیم  شهرداری رو قهرمان گیلان کردیم. بهترینها از آن تیم شهرداری شد:

بهترین گل زن مسابقات، بهترین بازیکن، بهترین و با اخلاق ترین تماشاگران، بهترین مربی استان

در سال دوم بنده که تیم رو قهرمان کرده بودم را از تیم کنار گذاشتند چون تیم شهرداری تازه برای خیلی ها انگیزه ایجاد کرده بود که ورود کنند و خودی نشان بدهند. هئیت مدیر تشکیل شد و افراد جدید کادر جدید اومدن و گفتن شما رو نمیخوایم. از جایی که  فوتبال حرفه ای  هستش بنده هم قبول کردم و گوشه رینگ نشستم و رفتم روی سکوها چون از جنس فوتبال بودیم نتوانستم بیکار بشینم و آکادمی فوتبالی بنام آکادمی فوتبال (ملی پوشان مهردادزهری فومن )را  راه انداختم  و در حال حاضر در مدرسه فوتبالم باعشق به کار آموزش نونهالان شهرم از ۶سال الی ۱۶سال مشغول هستم و تجربیات خودم را در سطوح مختلف ملی و باشگاهی را در اختیار نونهالان قرار میدهم واز این بعد هم ادامه خواهم داد.


پشتکارتون چطور بود که به این سطح از فوتبال رسید یه مقدار برای جوانان ما توضیح بدید ؟

از شانس خوب من در تیم منتخب گیلان استاد اردشیر خان پورنعمت مربی ام  بودند، در تیم ملی نوجوانان افتخار پیدا کردم با پرویز خان ابوطالب به عنوان شاکرد کار کنم ، ایشون به عنوان مربی ومشاور و یک مدیر برنامه ایده آلی برای من بودند.  یک دوره ۱۵ روزه  مربیگری رو گذراندم  زیرنظر یک مربی برزیلی بنام الکساندره باروسو  که ایشان استعداد یاب فدراسیون فوتبال برزیل بودن این مربی را باشگاه ملوان اورده بود زمان اقای درود گر و هدایتی که سکان ملوان رو داشتند،این دروه مربیگری برای فوتبال پایه بود، این مربی برزیلی تعریف میکرد که خیلی استعداد های که در فوتبال کشورمون یا تو فوتبال برزیل استعدادهایشان به هدر میرود وبه احسن تبدیل نمیشوند به دلیل عدم نداشتن برنامه ریزی درست و نداشتن مدیر برنامه خوب بوده است ، حالا شما قضاوت کنید که در فوتبال شما فومن چنین پتانسیلی وجود دارد؟ به جرات میتوان گفت که خیلی از  استعدادهای ناب فوتبالی شهرمان به هرز رفتند چون برنامه ریزی و مدیر برنامه برایشان تعریف نشده بود. به نظر من سطح فوتبالی که برای خود من تصور میکردم این نبود خیلی بالا بود بود،پستی و بلندی های زندگی و نداشتن مدیر برنامه و انتخاب درست تاثیر گذار بود.

من تمرین میکردم ،تمرین میکردم، تمرین، با ممارست بعد از تمرینات تیم تمرینات اختصاصی برای خودم انجام میدادم و استراحت و تمرین و تغذیه و  خواب استراحت به دور از همه حواشی فقط به فکر این بودم که باید فوتبالم رو ارتقاء بدم باید ببینم که من روزی که هلال احمر فومن بازی میکردم اون جا به نقطه ای رسیده بودم که تصورم این بود که باید برای پیشرفت هجرت کنم و باید  دنبال تغییر باشم رفتم تیم مردمی سپیدرود، یکی از بهترین مهاجمان تیم سپیدرود بودم من یاد روز اولی که رفتم سپیدرور سید رضا بهشتی دوست و  رفیقم به من گفت ،اینجا چهار تا مهاجم داریم، من هستم ،ایرج عملی و علی ناصح چهار تا مهاجم هست سر یک ماه نشد من نوجوان ۱۵ساله فیکس باشگاه سپیدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلی. همه فوتبالیها میدونن که کسی که تمرین بهمن صالح نیا رو ۱۲۰دقیقه انجام بده بیاد خونه دیگه نایه راه رفتن نداره، بعد از تمرین باشگاه،  تمرینات  اختصاصی ام تازه شروع میشد، تمرین بسکتبال میرفتم  برای پرش سه گام، چون سانترفوروارد بودم.

تمرین والیبال میرفتم برای درجا پریدن، تمرین بدن سازی برای تقویت چهار سر ران و دور مچ پا  پیش استاد بهرام خان  سلجوقی عزیز میرفتم، خوب تمرین میکردم و روز های هم که تمرین نداشتم تمرینات هوازی انجام می دادم و تمام روستا های فومن رو می دویدم  یعنی فقط به تمرین تیم اتکا نمی کردم و فقط و فقط تمرین میکردم.


در تیم رهپویان رضوانشهر در لیگ دو کشور با بودن سرمربی ای مثل آقا نصرت ایراندوست شما مدیر فنی تیم رهپویان  بودید؟

بله در سال ۹۴ در تیم رهپویان رضوانشهر بنده مدیر فنی تیم رهپویان رضوانشهر بودم  و سرمربی تیم  رهپویان اقا نصرت ایراندوست بودند مالک باشگاه اقای رجاء بودند، بعلت مشکلات مالی تیم رهپویان نتوانست به لیگ دسته اول صعود کند،متاسفانه در سال گذشته تیم رهپویان امتیازش را به تیم داماش شهر باران کنونی واگذار کرد.


آقای زهری شما استقلالی در آن تیم بازی کرده اید، آیا با بازیکنان وپیشکسوتان و کادر فنی استقلال ارتباط دارید؟

اول اینکه بنده عضو تیم پیشکسوتان استقلال هستم که سرمربی آن علی آقا شوری و حسن آقا روشن و بهتاش فریبا هستند و در کنار بازیکنان قدیمی مثل: محمد نوازی  مهدی فنونی زاده و محسن گروسی و بیژن طاهری و مرتضی یکه در بازیهای دوستانه و خیر خواهانه در شهرهای مختلف ایران شرکت میکنیم و اما در کادر فنی تیم استقلال با علی چینی در تیم ملی امید همبازی  بودیم و  علی منصوریان زمانی که تیم ملی ۹۸بخاطر بنده به رشت آمده بودن در آن بازی گل زد و توپ رو برداشت آمد بسمت من و با منش پهلوانانه از من رخصت گرفت و من رو شرمنده خودش کرد

یادم است وقتی ما  اردوهای تیم ملی جوانان و امید ایران بودیم بیشتر اردوها با بازیکنان تیم ملی بزرگسالان مشترک بودیم در خوابگاه تیمهای ملی در استادیوم آزادی تهران اوقات فراغت رو بیشتر با بچه های تیم ملی بزرگسال بودیم علی آقا منصوریان در آن زمان هم به جوانان علاقه مند بودند و ماها رو راهنمایی میکردند ارتباط من با داش علی  منصوریان از آن زمان شروع شد و بطور کل ایشان رفیق باز و عند مرام است.


آقای زهری  نظرتان در مورد فوتبال فومن چیست؟

به نظر من آینده فوتبال فومن خوب است ،ولی در  حال حاظر هیچ تعریفی ندارد، چون اگر بخواهیم آنتن فوتبال شهرمان را تیم شهرداری فومن فرض کنیم باید خدمتتان عرض کنم تیم شهرداری فومن بیشتر بازیکنان آن غیر بومی است و کادر فنی تیم شهرداری در چند سال گذشته از زمانی که ما رفتیم دیگر توجه ای به بازیکنان فومنی نداشتند،کادر فنی تیم شهرداری فومن در چند سال گذشته نگاه شان به بازیکنان فومنی  از بالای سر بوده و بازیکن های فومنی را اصلا” بحساب نمی آوردند و نمیدیدند.

فقط بازیکنانی رو انتخاب میکردند که در تیمهای قبلی شان در باند خودشان جای داشتند مثال دو فرزند سرمربی تیمی که خودش در آن تیم کمک مربی بودو خیلی های دیگر که بعضی از بازیکنان فومنی که از تیم کنار گذاشته بودند از آنها بهتر بودند،حتی کاری کردند که بازیکنی مثل سهیل علیزاده که یک چپ پای کلاسیک بود فوتبال را کنار گذاشت و رفت دنبال امرا معاش زندگی اش.

آنقدر آنها بازیکنان فومنی را تحقیر کردند که همان پنج بازی معروف که فرق فوتبالیستهای ایرانی نسبت به هم است  برایشان اتفاق افتاد در صورتیکه اگر چشم بصیرت داشتند و نقاب را از رخ خودشان بر میداشتند  حداقل چهار  تا پنج بازیکن فومنی بودند که میتونستن در تیم شهرداری جای داشته باشند بجای بازیکنانی که فقط برای تیم هزینه بر بودند و تماشاگر،  متاسفانه این یک نکته تاریک کادر فنی تیم شهرداری فومن بود.

در تیم بهمن که بودم فیروز کریمی مثال زیبایی میزد فیروز خان میگفت  فرق فوتبالیستهای ایرانی باهم در پنج تا بازی  است یک بازیکنی پنج تا بازی میکنه  و روحیه و اعتماد بنفس آن بازیکن بالا میرود و برعکس آن : یک بازیکنی  پنج تا بازی  رو بازی نمیکند  ذخیره میشود پنج بازی روحیه اش میآید پایین و داغون میشود.

فرق فوتبالیستهای ایرانی  تو ۵ تا بازی است یعنی این که به یکی روحیه بدی میشه مثل نیما پاکدل در  یکی رو هم این که زیر سوال ببری مثل سهیل علیزاده و روحیه اش را از دست بده و فوتبال رو کنار بزاره

بازیکنان فومنی مانند:

سجاد اخباری ، سهیل علیزاده ، تارخ نظری ،  سیامک رحمانی  و توکل نظری که پارسال در تیم  رهپویان رضوانشهر که من مدیر فنی تیم بودم  ۱۵بازی  فیکس برای تیم ما بازی کرد  اما امسال در شهرداری بازی نکرد جوانان با استعدادی هم بودن که میتونستند به تیم شهرداری کمک کنند و کادر فنی میتونست به آنها میدان بدهد چون آینده فوتبال فومن بودند ،مانند: شایان عاشورپور و رضا آداک جوانان آینده دار فوتبال فومن که متاسفانه به آنها میدان ندادند چون کادرفنی جرات بازی گرفتنشان را نداشت. اگر این جوانان ۵ تا بازی در تیم بازی میکردند روحیه و تجربه شان بالا میرفت  و اعتماد بنفس پیدا میکردند برای آینده فوتبال شهرمان،

سرمایه گذاری میکردیم، نه سرمایه سوزی!؟

فوتبال فومن در گذشته نشان داده که سرشار از استعداد است بخصوص این استعدادها بیشترشان روستا زاده هستند تک ستاره های فوتبال فومن در گذشته:

اسماعیل شاد، رضا احدی ، رضا اکبرزاده ، حسن جماعتی ، کریم سرپرست ، علی فلاح ، حسن اشجاری ، مهردادزهری ، مجتبی قربانی بودند و در حال حاضر حسام سلطان پور و سهیل رحمانی است  که بعنوان نماد فوتبال شهرمان هستند.


آقای زهری نگاه شما به باشگاه شهرداری فومن از نظر ساختار اداری باشگاه و چارت سازمانی باشگاه به عنوان یه منتقد و یک فوتبالی چطور ارزیابی میکنید؟

 اول باید از تمامی کسانی که بعد از رفتن ما از مجموعه تیم شهرداری، برای تیم شهرداری فومن تلاش کردند و زحمت کشیدند تشکر و قدردانی کنم. نگاه کنید اول من ی مثال برای شما میزنم‌. زمانی داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون فوتبال ایران بود. داریوش خان تو فوتبال ایران حرف اول اخر فوتبال رو میزد در آن زمان ساختار فوتبال ما برپایه خودمحوری میچرخید، داریوش مصطفوی رفت، صفاهی فراهانی شد رئیس فدراسیون فوتبال ایران.

فراهانی ساختار فوتبالمان را تغییر داد برای اولین بار یه چارت سازمانی رو برای  فوتبال  ایران تعریف کردن، دیگر بودن و یا نبودن رئیس فدراسیون فوتبال مهم نبود کارهای زیربنایی انجام میشد. کمیته های مختلف تشکیل شد  و ارکان اصلی فوتبال رو تغییر دادفوتبال ما کاملا” روی ریل موفقیت قرار گرفت و چرخه فوتبال در حال حرکت بود.

ادم های جدید اومدن رئیس های جدید اومدن چوپ لای چرخ گذاشتن ولی بنای اولیه و ساختار اداری و اولیه فوتبال و   چارت سازمانی و کمیته های مختلف تعریف شده بود هرکسی رئیس میشد مجبور بود که برای کمیته های مختلف که در چارت فدراسیون فوتبال وجود داشت مسول را انتخاب کند و فوتبال از حالت خودمحوری و به یک خرد جمعی رسیده بودو شایسته سالاری برای انتخاب روسای کمیته های وجود داشت و در حقیقت زیر بنای فوتبال رو صفایی فراهانی درست کرد.

اما متاسفانه در باشگاه شهرداری  هنوز چیزی به نام ساختار و چارت  سازمانی برای باشگاه تعریف شده نیست متاسفانه کسانی در راس تیم شهرداری قرار دارند که نمیدانم ملاک مترو اندازه شان برای انتخاب شان چیست که در هئیت مدیره و چارت اداری باشگاه قرار گرفته اند، یکی از انها قائم مقام باشگاه شهرداری است، کسی که روزی با نام  یک طرفدار و لیدر و نامه رسان باشگاه ورود کرد به باشگاه و شد مسول تبلیغات باشگاه شهرداری فومن با بودن در کنار ما اول ورود کرد به ساختمان اداری شهرداری فومن بعد از  رایزنی های متعدد و مختلف ، شد قائم مقام باشگاه شهرداری فومن ، شما تصور کنیداصلا ایشان را که نه فوتبالی بود و نه جذب کننده سرمایه گذار و نه سرمایه گذار بود و در حد و اندازه های این تیم نبود که بخواهد قائم مقام باشگاه باشه، این آقا شدند قائم مقام شهرداری فومن، پس نتیجه میگیریم که شایسته سالاری در این انتخاب وجود نداشت شما قضاوت کنیدسعید بخشی زاده بعنوان یک داور بین المللی فوتبال ایران  که کارمند شهرداری فومن بودند و  از جنس فوتبال و ورزش است شایسته قائم مقامی باشگاه شهرداری فومن هستند یا ایشان که نمیدانم از کجا وارد این باشگاه و فوتبال فومن شده است.

پس نتیجه میگیریم که شایسته سالاری وجود نداشت، تعریف شان از چارت سازمانی یک باشگاه براساس سلیقه شخصی و منافع خودشان بوده  من نمی دانم معیار و متر اندازه برای انتخاب یک فرد برای حضور در  هئیت مدیره و قائم مقام باشگاه شهرداری چیست ؟

آیا فوتبالی یا مدیر توانمندی باشد یا جذب کننده سرمایه گذار و یا خودش سرمایه گذار باشد است یا اینکه یک لیدر و نامه رسان افتخاری باشگاه، متر و معیار اندازه برای این انتخاب چیست؟

حالا با این تعریف قائم مقام باشگاه شهرداری کدامیک از این معیارها را دارد.  و اما مدیر عامل تیم شهرداری  مهندس چیرانی در چندسال گذشته خیلی برای تیم زحمت کشیدند و باتوجه به ارتباطاتی که داشتندتوانستند با استفاده از برند شهرداری بخشی از هزینه جاری  باشگاه را بصورت  کمک های نقدی و غیر نقدی از انبوه سازان شهر فومن و دوستان خود بگیرد و به تیم شهرداری فومن تزریق کند. ولی بعضی از اقایون که در چارت سازمانی بودن وجودشون هیچ سودی برای باشگاه شهرداری نداشت بلکه ‌منبعی بود برای سوءاستفاده های شخصی و به شهرت رسیدن شان و…؟

به نظر من همون کمیته های که گفتم در چارت سازمانی باشگاه شهرادری تعریف شده نبود،کمیته فنی وجود نداشت، اصلا کسی نبود که به کادر فنی بگه که امروز مثلا در بازی شهرداری کاشان که در دقیقه ۳۰ تیم کاشان  ده نفره شد، چرا همش زدید زیر توپ و بازی مستقیم انجام دادید، چرا هیچ برنامه و تاکتیکی برای پیروزی نداشتید، و یا چرا چند تا بازی پشت سر هم تیم نتیجه نگرفت و یک نفر نیومد سوال فنی بکنه که دلیل بد بازی کردن تیم چیه؟


چرا کمیته فنی وجود نداشت ؟

بعلت اینکه سرمربی تیم مخالف تشکیل کمیته فنی باشگاه بود،تا کادر فنی تیم جوابگوی نقاط ضعف خودش نباشد. چرا کسی نبود سوال کند تیم شهرداری در طول مدت ۳ سالی که این کادر فنی بودند تیم توان ۹۰ دقیقه بازی کردن رانداشت و از دقیقه ۶۰ به بعد تیم شهرداری از نظر بدنی کم می آورد؟

بعضی از نزدیکان کادر فنی ,  از سرمربی تیم چشم بسته حمایت میکردند، درصورتیکه تنها تاکتیک تیم فقط بزن زیرش و فوتبال علی اصغری و دلخوش کردن  به ضربات ایستگاهی حسن اشجاری و ضربات پنالتی داوران بود  که خیلی از تیمها به این پنالتی ها معترض بودند را یدک میکشیدند.

بعضی از آدمها رو سکو ها بودن که ارنج تیم را در دکه معروف شهر می چیدند، کسی جرات نقد کردن کادر فنی و تیم شهرداری رو جلویشان نداشت ،حرف سرمربی رو نمی شد جلویشان زد، در حالی که بدترین اشتباهات ممکنه را  بهانه نظر من کادر فنی تیم  در طول فصل به علت نداشتن استراتژیک و تاکتیک مناسب در بازی های شهرداری انجام دادند ، اما کمیته فنی وجود نداشت تا سرمربی تیم جوابگو باشد.


اما کمیته ی فنی وجود نداشت که بتواند از کادر فنی سوال کند؟

خودرای بودن سرمربی تیم و استفاده نکردن از نظرات دیگر کمک ها و پیشکسوتان  و نداشتن آنالیزور های مناسب جهت کمک و همفکری به کادر یکی دیگر از نقاط تاریک کادر فنی تیم شهرداری فومن بود.  کادر فنی یک تیم فوتبال فقط سرمربی تیم نیست که مانند یک دیکتاتور در تیم حکومت کند، کادر فنی ایده آل  یک تیم فوتبال تشکیل شده است از :

کادر فنی اصلی تیم شامل

سرمربی

دستیاراول و (دوم )،

مربی بدنساز و

مربی گلرها

و اماتیم دوم کادرفنی که شامل چند آنالیزور است که بر روی سکوها می نشینند و بازی تیم مقابل را در جریان بازی انالیز کرده و نقاط قوت و ضعف تیم مقابل رادر جریان بازی و در بین دو نیمه به کادرفنی اطلاع میدهند، وظیفه دیگر انالیزورها این است که بازیهای قبلی حریف را آنالیز کرده و نقاط مثبت و ضعف تیم حریف را به مربی انتقال داده و با همفکری مربی برای پیروزی بر حریف که در آخر هفته با آنها بازی دارند از اول هفته طراحی تمرین انجام دهند و تاکتیک و شیوه  مناسب اتخاذ کنند تا بتوانند با برنامه بر حریف غلبه کنند.


بنظر شما در کادر فنی تیم شهرداری فومن برنامه وجد داشت، تیم دوم کادر فنی یعنی تیم انالیز وجود داشت؟

نگاه کنید: همیشه در تیم فنی امیر قلعه نویی  مربیان زیادی وجود دارد. غیر از کادر فنی که حداقل هشت نفر هستند، بقیه آنالیزور های تیم هستند که سرمربی از نظرات همه آنها در طول بازی و در ایام هفته استفاده میکند. سرمربی باید از نظرات کمک های خود استفاده کند چیزی که من در مورد شهرداری‌ ‌‌‌فومن خبر دارم فقط سرمربی حرف اول و آخر رو میزد به نظرات دیگر اعضای کادرفنی توجهی نمیکرد و کمکی نمیگرفت.


چرا از نظرات  پیشکسوت ها و صاحب نظران  فوتبالی فومن  برای کمک به کادر فنی در  باشگاه شهرداری استفاده نمیشود؟

یک مثال برایتان میزنم:

چرا از وجود سید محمد موسوی  بهتربن مربی گلرهای فوتبال فومن در کادر فنی استفاده نکردن ولی بجای سیدمحمد موسوی از یک بازیکنی که در طول دوران  بازیگری در پست تخصصی اش دفاع بوده  از آن بعنوان مربی تخصصی گلرها استفاده  کردند،در صورتیکه سیدمحمد موسوی جزو بهترین مربی گلرهای استان گیلان بشمار می آید.

ما پیشکسوت های خوبی داشتیم در فوتبال فومن مثل پیر فوتبال فومن احمد اقا دلخوش و اقا ساسان شفیع پور و حاجی رضا زاده و خدابیامرز مرحوم حسین نظری (که در بین ما نیست)  خیلی های دیگه مثل حسن جمادی، همین ها میتونستن به فوتبال ما کمک کن حداقل کاری که باشگاه شهرداری میتونست انجام بده کمیته پیشکسوتان برای باشگاه شهرداری را تشکیل بدهندو در کمیته فنی هم میتوانسنتد از نظرات  پیشکسوتان صاحب نظر استفاده کنند اما این کار رو نکردنند.


شهرداری فومنی که شما در آن تیم سرمربی بودید تا به الان چه تفاوتی کرده توضیح بدید ؟

آن تیم شهرداری که ما تشکیل دادیم پول های میلیونی وجود نداشت فقط عشق و علاقه بود که در تشکیل تیم شهرداری فومن نقش داشت ،طرفداران با جون دل میومدن ،تیم شهرشون رو دوست داشتند و تشویق میکردند ، هنوزم که هنوزه تو کوچه پس کوچه های این شهر و روی سکوه ها که بنده به عنوان یه حامی تیمم همیشه حضور دارم ،مردم از آن تیم شهرداری به نیکی یاد میکنند.

در حقیقت ما اولین کاری که کردیم مردم و پیشکسوتان فوتبالی رو آوردیم بر روی سکوها ،آن تیم شهرداری بابرنامه بود تاکتیک داشت وفوتبال بازی میکرد و مهمتر اینکه  بومی بود، لیدر های آن تیم لیدر نبودن دوست های بودن که در کنار ما قرار داشتند،تیم رو با عشق  علاقه تشویق میکردند بدون اینکه حتی یک ریال دریافت کنند.

ولی متاسفانه طرفدارن و مردم ارتباط خوبی نتوانستند با این مجموعه برقرار کنند اگر مردم آمدن به استادیوم  بخاطر اسم شهرشون بوده،نه بخاطر اقایانی که به نظر من در فومن محبوبیتی ندارند.


راهکارتون برای بهبود فوتبال فومن چیست؟

نگاه کنید تیم شهرداری فومن و تیم های فومنی ما باید از پیشکسوت ها استفاده کنیم ،ما نباید سرمایه سوزی کنیم و سرمایه های شهرمان را بسوزانیم، بلکه باید از سرمایه های شهرمان در ابعاد مختلف استفاده کنیم، بعنوان مثال در فوتبال:

برای حسن اشجاری ها و مهرداد زهری ها و  سعید بخشی زاده بعنوان سرمایه های فوتبالی، این شهر و فوتبال فومن چقدر برایشان هزینه پرداخت کرده که این ها شدندحسن اشجاری و مهردادزهری و سعیدبخشی زاده و بعنوان ملی پوشان فومنی فوتبال ایران مطرح شدند، طرفدارها و تماشاگران فوتبال ، زمانی که  روی سکوه ها این ها رو تشویق کردن ، برای این ها هزینه کردن، و وقت گذاشتند، که این ها شدند مهرداد زهری و حسن اشجاری ، این ها تجربه هایی که به دست آوردن در سطوح ملی و باشگاهی ایران ، تجربه های گران بهایی بوده چرا ما نباید از تجربیات آنها و دیگران که سرمایه های شهرمان هستند و سالها براشون هزینه پرداخت شده تا به این جایگاه کنونی رسیده اند و تخصص شان این است و از جنس فوتبال هستند و از فوتبال پایه رشد کردن و به اینجا رسیدن چرا نباید از تجربیاتشون استفاده کنیم برای ارتقاء فوتبال شهرمان فومن،  میاییم یه کاری میکنم این ها رو که از جنس فوتبالند از فوتبال دور میکنیم و میزاریم کنار و آنهایی که امتحان پس داده اند و غیر فوتبالی اند را در راس قرار میدهیم.

چرا در شهرمان فومن همیشه دنبال سرمایه سوزی هستیم ؟چرا در شهرمان فومن همیشه مرغ همسایه غاز است ؟ بیایید منیت ها و غرور و خودمحوری را بزاریم کنار و دنبال شایسته سالاری و خردجمعی باشیم تا بتوانیم برای ارتقاء فوتبال شهرمان در کنار هم قرار بگیریم.


باتوجه به اینکه خودتان باشگاه خصوصی بنام آکادمی فوتبال ملی پوشان مهرداد زهری برای آموزش فوتبال در فومن دارید نظرتون درباره فوتبال پایه فومن چیست  توضیح دهید؟

فوتبال فومن دارای استعداد های ناب است که بیشتر آنها روستا زاده هستند که باید در روستاها دنبال این استعدادها باشیم. اما ورود تیم شهرداری فومن جهت تیم داری در سطح اموزش نونهالان باعث نابودی تیمهای خصوصی شدند و همه تیمهایی که در سطح اموزش فعالیت داشتند رو نابود کردند.

کسانی که تیم فوتبال پایه شهرداری فومن را بدست گرفتند در حقیقت از آب گل آلود همیشه دنبال ماهی گرفتن بودند و حاضری خور بوده اند یعنی ی تعداد از بازیکنان پایه نونهال باشگاههای ملی پوشان مهردادزهری و باشگاه امین رو که سالها مربیان این باشگاهها برای بازیکنان شان  زحمت کشیده بودند و به آنها آموزش داده بودند رو مجانی و بدون زحمت جذب تیم آموزشی  باشگاه شهرداری کردند.

شهرادری فومن که همیشه چند ماه دستمزدو حقوق کارگران را نداشت بدهد و به کارگران بدهکار بود. بخاطر حضور غیر فوتبالی هایی مانند قائم مقام باشگاه شهرداری فومن  که مسول تیمهای آموزشی و پایه نونهالان باشگاه شهرداری هم بود بخاطر ی سری غرض ورزی و برای اینکه از قیافه های مسولان باشگاههای آکادمی ملی پوشان (مهردادزهری) و مدرسه فوتبال امین(امیرواژبخت)خوشش نمی آمد   بهترین امکانات را در اختیار تیمهای نونهالان شهرداری قرار دادند و از طرفی برای کادر فنی تیمهای نونهالان شهرداری حقوق و مزایای در نظر گرفتند تا بتوانند به این دوباشگاه خصوصی ضربه بزنند که موفق هم شدند. واین فقط بخاطر حضور افرادی غیر فوتبالی مانند قائم مقام باشگاه شهرداری در راس باشگاه بود که با رانتهای خاص که داشت اشتباهی وارد مجموعه و باشگاه شهرداری وفوتبال پایه  شده بود   وبزرگترین ضربه را به باشگاه های خصوصی امین فومن و اکادمی ملی پوشان مهرداد زهری و فوتبال پایه فومن زدند. شهرداری در این سطح  بانی خیر نبوده بلکه باعث نابودی تیمهای خصوصی پایه اموزشی در فوتبال فومن شدند.


جایگاه فوتبال فومن رو چگونه می بینید ایا داریم جلوه میریم یا داریم درجا میزنیم توضیح بدهید ؟

ببینید اگر امسال تیم شهرداری اسپانسر نداشته باشه تیم شهرداری منحل میشود خیلی ها بودن امدن برای فوتبال فومن سرمایه گذاری کردند و رفتند، من نمیخواهم ورود کنم و دنبال مقصر بگردم اسپانسرها به دلایل مختلف رفتند اول باید یک کاری بکنیم زیر ساخت ها و تیمهای  پایه های مان را درست کنیم تا بتوانیم هزینه ها را کم کنیم و از استعدادها وبازیکنان و پتانسیل داخلی و بومی خودمان استفاده با تشکیل تیم امید شهرداری و حتی تیم ب شهرداری فومن بازیکنانی که از تیم جوانان به شرایط سنی تیم امید میرسند رو جذب تیم امید شهرداری کنیم تا این استعداد به هرز نروند  در فوتبال فومن  ی سری  بازیکن های ما داریم در بین سنین جوانی تا بزرگسالان فوتبال رو یا ترک میکنند و یا به تیمهای دیگر مثل ملوان و یا دخانیات میروند،  در این فضای خالی که در فوتبال فومن وجود دارد خیلی بازیکن ها استعداشون به هدر میرود و میسوزد تعداد  اندکی هستند که به تیم های داماش ملوان یا دخانیات رشت میروند، با تشکیل تیم امید ها شهرداری فومن میتونیم این فاصله رو از بین ببریم و  تجربشون رو بالا ببریم .

از اون طرف ما میتونیم از بازیکنان فومنی که نتوانستند در تیم شهرداری بازی کنند، یک تیم  با نام تیم ب شهرداری فومن در لیگ استان تشکیل بدهیم تا بتوانند پشتوانه تیم اول فوتبال شهرمان باشد و با تجربه ای که به دست می آورند از ان جا به تیم اصلی شهرداری اضافه بشوند این باید با حمایت مسولان  باشه این کار رو میتونیم انجام بدیم اگه این اتفاقات بیفتد میتونیم آینده خوبی رو برای فوتبال فومن و تیم شهرداری  نماینده شهرمون تصور کنیم.

ولی الان اگه بخواهیم فوتبال فومن و تیم شهرداری رو در استان روی انتن ببریم و بولد بکنیم باید عرض کنم که تیم فوتبال شهرداری فومن فقط اسم شهرداری فومن روی آن است این تیم نمیتواند تمام پتانسل فوتبال فومن باشد چیزی نمیتونه عاید فوتبال شهرمان شود.


آقای زهری نظر شما در مورد امکانات ورزشی و رسیدگی مسولین چطور هست توضیح بدید؟

توجه کنید چندین سرمایه گذار بزرگ وجود دارن در سطح کشور که فومنی هستن یکیش آقای موسوی مالک کارخانه   فومن شیمی هستن که سال های گذشته امد در والیبال هزینه کرد ولی متاسفانه به دلایلی ایشون منصرف شدن از هزینه کردن در ورزش ایشون الان فکر کنم در فصل گذشته که شهرداری اینقدر سر پا بود تزریق های مسکن وار آقای موسوی باعث شد شهرداری سر پا بمونه، یکی دیگر از خیرین و سرمایه داران فومنی  مهندس حاج احمد خدابنده لو عزیز بود که واقعا کاری که آقای احمدخدابنده لو در  یک سال برای فوتبال و کشتی و ورزش فومن انجام داد یه کار شایسته و قابل تقدیر بود که ماندگار شدند.

سومی اقای علا الدینی فومنی  هستش که یکی ازبزرگترین  سرمایه داران کشور به حساب می آید. چهارمین خیر فومنی حاج اسماعیل شادمند صاحب کارخانه نساک جنوب هستند که همیشه در همه حال حامی ورزش فومن و بخصوص فوتبال فومن بودند. پنجمی  مالک مجتمع فولاد فومن.  من چون کاملا اشراف و شناختی که به حاج علی انصاری بزرگ دارم  که بازار موبایل و مبل ایران ویکی از اسپانسر و حامی های اصلی استقلال تهران است و عاشق فوتبالند،و البته خیلی علاقه مند هست در شهر فومن که کارخانه داره یک تیم فوتبال داشته باشه ما باید این رایزنی ها رو انجام بدیم و این سرمایه گذاران رو راغب کنیم و ورود بدهیم به فوتبال ورزش فومن که بتونیم با کمک این عزیزان  باعث شکوفایی جامعه و رشد و ارتقاء و پیشرفت  فوتبال و ورزش فومن شوند.


ایا ما میتونیم  با این امکانات در استادیوم پیر آزادی فومن جوابگوی تماشاگران باشیم،توضیح بدهید؟

 ملاحظه کنید الان یک استادیوم پنج هزار نفری کلنگش خورده و سال های سال و بدلایل مختلف  مثل تحریم های اقتصادی که برای کشور وجوده امده بود متاسفانه این کار به احسنت تبدیل نشده بود  اقای موسوی یه کاری داره میکنه یه کلنگی زده سمت دانشگاه فنی با هزینه بخش خصوصی استادیوم ده هزار نفری ا میخواهند بسازند اگه این کار انجام بشه این کار زیربنای است و فومن میتواند صاحب یک استادیوم ده هزار نفری بشه.


نظرتون درمورد این اسمها:

۱_حسن اشجاری:

فوتبالیست ملی پوش و  پرافتخار فومنی و رفیق دوست داشتی که افتخار فومن هستش باید قدرش رو دونست.

۲_بابک رضایی

رئیس کمیته فوتسال فومن: احیای کننده  فوتسال فومن ، فوتسال فومن خودش رو مدیون بابک رضایی عزیز است ،

۳_رضا بابایی:

یک پیشکسوت فوتبالی و  تحصیلکرده فوتبالی یه مربی آینده دار فوتبال فومن.

۴_احمد اقا دلخوش

پیشکسوت  قدیمی فوتبال فومن : پیشکسوت ارزنده و پیر فوتبال فومن و که عاشق فوتبال شهرش است ، با مرام و دوست داشتنی.

۵_مجید مرات:

پیشکسوت ارزنده  فوتبال فومن که چند سالی است در پست ریاست هیت فوتبال فومن هستند و البته حامی باشگاه شهرداری فومن.

۶_امیر قلعه نویی :

رفیق، بامرام و دوست داشتنی استاد و سرمربی ام ، ژنرال فوتبال ایران.

۷_مرحوم عطاالله صلاحی :

اولین سرمربی بنده که فوتبال خودم رو مدیون این معلم عزیز از دست رفته  هستم.

۸_اقای مسعود پور گل :

مسعودخان پور گل (ابای انزلی چی) رفیق و رئیس دوست داشتنی اداره ورزش جوانان فومن.

۹_ولی قاسمی

رفیق دوست داشتنی و زحمتکش فوتبال فومن که سالها در باشگاه میثم فومن منشاء خدمات برای فوتبال پایه شهرمان بود.

۱۰_ مرحوم حسین نظری:

مرحوم حسین نظری یکی از پیشکسوت ارزنده فوتبال فومن بود  که خیلی  آرزوها رو با خودش  برد ان دنیا.و بحق خودش در فوتبال فومن نرسید.

۱۱_ملوان :

بهترین دوران جوانی ام. قوی سپید خزر و محبوب قلبها

۱۲ استقلال :

آبی رنگ عشقه .تیم محبوبم

 ۱۲_سپیدرود رشت :

اولین تیمی که با آن در سطح باشگاهی در سال ۷۱ به فوتبال ایران معرفی شدم. تیفوسی های دوست داشتنی. شهر باران های نقره ای


و در آخر

ارزوی توفیق روزافزون را برای فوتبال گیلان و تیم اول شهرم شهرداری فومن در لیگ دسته دوم کشور را دارم، امیدوارم دنبال شایسته سالاری باشیم. و با چشم بصیرت به فوتبال و سرمایه های شهرمان نگاه کنیم و به سرمایه های شهرمان اعتماد کنیم تا مربیان جوانی مثل:مهرداد زهری.مهرداد زهری .مهرداد زهری .مهرداد زهری.مهرداد زهری.مهرداد زهری .مهرداد زهری .مهرداد زهری.

مهرداد زهری ها، حسن اشجاری ها، رضا بابایی ها و رضا بیتاها  که از نسل مربی های جوان و شناخته شده در فوتبال استان و کشور هستند بتوانند خواستگاه طرفداران واقعی فوتبال را برآورده کنند.

ایرج طالع-خبرگزاری پارس فوتبال